رساند  (‌که  عذاب  اخروی  است‌)‌.

آنان  قطعاً  به  سوی  خداوند  یگانه  برمی‌گردند.  خداوند  یگانه  حتماً  ایشان  را  سزا  می‌دهد.  این  آهنگ  واپسین  در  این  سوره  است ‌که  با  ساختار  قاطعانه  و  مؤکّد  ذکر  می‌شود.  

(إِنَّ إِلَيْنَا إِيَابَهُمْ (٢٥)ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا حِسَابَهُمْ) (٢٦)

مسلّماً  بازگشت  آنان  (‌پس  از  مرگ  و  رستاخیز)  به  سوی  ما  خواهد  بود.  آن  گاه  حساب  (‌و  کتاب  و  سر  و  کار)  ایشان  با  ما  خواهد  بود.

بدین‌ گونه  نقش  پیغمبر  صلّی الله علیه وآله وسلّم  در کار  این  دعوت  مشخّص  و  محدود  می‌گردد،  و  نقش  هر  دعوت‌کننده‌ای  که  بعد  از  او  مردمان  را  به  سوی  این  دعوت  فرامی‌خواند،  معیّن  و  محدود  می‌شود  .  .  .  تو  تنها  و  تنها  پند  و  اندرزدهنده  و  یادآوری ‌کننده‌ای  و  بس.  بعد  از  آن  سر  و کار  مردمان  با  خدا  است‌.  آنان  چاره‌ای  جز  برگشت  بدو  ندارند  و  قطعاً  برای  حساب  و کتاب  در  پیشگاه  او  حاضر  می‌آیند  و گریزی  و گزیری  از  حساب  و کتاب  و  سزا  و  جزای  او  ندارند.  آنچه  مـی‌ماند  و  باید  درک  و  فهم  شود  این  است‌:  از  جملۀ  کار  و  بار  پند  و  اندرز،  برداشتن ‌گردنه‌ها  و  سدها  و  مانعها  از  سر  راه  دعوت  است‌.  تا  در  سایۀ  این  امر،  دعوت  به  مردمان  برسد  و کار  و  بار  پند  و  اندرز  و  تبلیغ  رسالت  به  تمام  و کمال  انجام  بپذیرد.  همچون‌ کاری  بخشی  از  وظیفۀ  جهاد  است  آن  گونه ‌که  از  قرآن  و  هم  از  سیرۀ  پیغمبر  صلّی الله علیه وآله وسلّم  فهمیده  می‌شود،  بدون  این‌ که  در  آن  کوتاهی  و  زیاده‌روی ‌گردد  و کاهش  و  افزایشی  صورت  بگیرد  .  .  .
----------------------------------------------------
[1] نگا: صافات /٦٤. (‌مترجم‌)‌.  
[2] نگا: حاقّه‌/ 36 (‌مترجم‌)   
[3] نگا: ص /57  (‌مترجم‌)  
[4] مراجعه شود به کتاب‌: «‌التصویر الفنی فی القرآن‌» فصل هماهنگی  هنری‌.  <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:235.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:236.txt">قسمت دوم</a></body></html>سورۀ ‌فجر  مکّی  و  ٣٠  آیه  است
بسم الله الرحمن الرحیم

(وَالْفَجْرِ (١)وَلَيَالٍ عَشْرٍ (٢)وَالشَّفْعِ وَالْوَتْرِ (٣)وَاللَّيْلِ إِذَا يَسْرِ (٤)هَلْ فِي ذَلِكَ قَسَمٌ لِذِي حِجْرٍ (٥)أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعَادٍ (٦)إِرَمَ ذَاتِ الْعِمَادِ (٧)الَّتِي لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُهَا فِي الْبِلادِ (٨)وَثَمُودَ الَّذِينَ جَابُوا الصَّخْرَ بِالْوَادِ (٩)وَفِرْعَوْنَ ذِي الأوْتَادِ (١٠)الَّذِينَ طَغَوْا فِي الْبِلادِ (١١)فَأَكْثَرُوا فِيهَا الْفَسَادَ (١٢)فَصَبَّ عَلَيْهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذَابٍ (١٣)إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَادِ (١٤)فَأَمَّا الإنْسَانُ إِذَا مَا ابْتَلاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَنَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَنِ (١٥)وَأَمَّا إِذَا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهَانَنِ (١٦)كَلا بَل لا تُكْرِمُونَ الْيَتِيمَ (١٧)وَلا تَحَاضُّونَ عَلَى طَعَامِ الْمِسْكِينِ (١٨)وَتَأْكُلُونَ التُّرَاثَ أَكْلا لَمًّا (١٩)وَتُحِبُّونَ الْمَالَ حُبًّا جَمًّا (٢٠)كَلا إِذَا دُكَّتِ الأرْضُ دَكًّا دَكًّا (٢١)وَجَاءَ رَبُّكَ وَالْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا (٢٢)وَجِيءَ يَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍ يَتَذَكَّرُ الإنْسَانُ وَأَنَّى لَهُ الذِّكْرَى (٢٣)يَقُولُ يَا لَيْتَنِي قَدَّمْتُ لِحَيَاتِي (٢٤)فَيَوْمَئِذٍ لا يُعَذِّبُ عَذَابَهُ أَحَدٌ (٢٥)وَلا يُوثِقُ وَثَاقَهُ أَحَدٌ (٢٦)يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ (٢٧)ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً (٢٨)فَادْخُلِي فِي عِبَادِي (٢٩)وَادْخُلِي جَنَّتِي) (٣٠)

این  سوره  به  طور  عام  حلقه‌ای  از  حلقه‌های  زنجیرۀ  این  جزء  در  فریاد  زدن  دل  انسان  به  سوی  ایمان  و  پرهیزگاری  و  بیداری  و  اندیشه  است  .  .  .  امّا  انواع  گوناگونی  از  چرخشها  و گردشها  و  آواها  و  نواها  و  سایه‌روشنها  را  دربر  دارد،  انواع  گوناگونی  که  از  پراکندگی  آنها  و  از  هماهنگی  آنها  آواز  یگانه‌ای  با  نغمه‌های  بیشماری  فراهم  می‌آید  و  در  نوا  و  آوای  یگانه‌ای  گوش  جان  را  نوازش  می‌دهد!

در  بعضی  از  صحنه‌های  این  سوره  زیبائی  لطیف  و  آرام‌بخشی  است‌.  نمادها  و  سیماها  و  آواها  و  نواهای  در  صحنه‌ها  است ‌که  دل  را  خنک  می‌سازند.  بسان  این  سرآغازی‌ که  با  صحنه‌های  جهانی  لطیف  و  ظریفی ‌که  دارد  و  با  سایه ‌روشنهای  عبادت  و  نماز که  در  لابلاهای  آن  صحنه‌ها  قرار گرفته‌اند،  تر  و  تازه  و  دلبر  و  دلربا  شده  است‌:

(وَالْفَجْرِ (١)وَلَيَالٍ عَشْرٍ (٢)وَالشَّفْعِ وَالْوَتْرِ (٣)وَاللَّيْلِ إِذَا يَسْرِ) (٤)

به  سپیده‌دم  (‌صبحگاهان‌)  سوگند!  و  به  شبهای  دهگانه  سوگند!  و  به  جفت  و  تک  (‌هر  چیزی‌)  سوگند!  و  به  شب  سوگند  بدان  گاه  که  (‌به  سوی  روشنائی  روز)  حرکت  می‌کند!... (فجر/1-4)                                            در  برخی  از  صحنه‌های  این  سوره  شدّت  و  حدّت  و  درهم  شکستن  و  فریاد  برآوردن  است‌،  چه  در  منظره‌ها  و  چه  در  آواها  و  نواهایش‌.  بسان  این  صحنۀ  خشن  و  هراس‌انگیز:

(كَلا إِذَا دُكَّتِ الأرْضُ دَكًّا دَكًّا (٢١)وَجَاءَ رَبُّكَ وَالْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا (٢٢)وَجِيءَ يَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍ يَتَذَكَّرُ الإنْسَانُ وَأَنَّى لَهُ الذِّكْرَى (٢٣)يَقُولُ يَا لَيْتَنِي قَدَّمْتُ لِحَيَاتِي (٢٤)فَيَوْمَئِذٍ لا يُعَذِّبُ عَذَابَهُ أَحَدٌ (٢٥)وَلا يُوثِقُ وَثَاقَهُ أَحَدٌ) (٢٦)

هرگز!  هرگز!  (‌حقیقت  آن  چنان  نیست  که  می‌پندارند)‌.  زمانی  که  زمین  سخت  درهم  کوبیده  می‌شود  و صاف  و  مسطّح  می‏‎گردد.  و  پروردگارت  بیاید  و  فرشتگان  صف‌ صف  حـاضر  آیند.  در  آن  روز  دوزخ  را  حاضر  آورند  (‌و  نشانش  دهند)‌.  در  آن  روز  انسان  به  خود  می‌آید،  ولی  چنین  به  خود  آمدنی  کی  سودی  به  حال  او  دارد؟‌!  خواهند  گفت‌:  کاش  برای  زندگی  خود  (‌خیرات  و  حسناتی‌)  پیشاپیش  می‌فرستادم‌!  در  آن  روز  (‌که  چنین  احوال  و  اوضاعی  رخ  می‌دهد،  خـداوند  کافر  را  چنان  عذابی  می‌رساند  که‌)  هیچ  کس  عذابی  همسان  عذاب  او  را  بدو  نمی‌رساند!  و  (‌در  آن  روز)  هیچ  کسی  همچون  خدارند  او  را  به  بند  نمی‌کشد  (‌و  بـه  غل  و  زنجیر  نمی‌بندد)‌.(‌فجر/21-26) 

 در  بعضی  از  صحنه‌های  این  سوره  هم  نرمی  و  شادابی  و  لطافت  و  ظرافت  و  رضا  و  خشنودی  و  آرامش  دادن  و  آسایش  بخشیدن  است‌.  در  صحنه‌ها  منظره‌ها  و  نغمه‌ها  هماهنگ  می‌گردد.  بسان  این  خاتمه‌:

(يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ (٢٧)ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً (٢٨)فَادْخُلِي فِي عِبَادِي (٢٩)وَادْخُلِي جَنَّتِي) (٣٠)

ای  انسان  آسوده‌ خاطر  (‌که  در  پرتو  یاد  خدا  و  پرستش  الله‌،  آرامش  به  هم  رسانده‌ای  و هم  اینک  با  کوله‌باری  از  ان