وع  سرما نسل نر و ماده‌ تولید می‌کند، ‌و آنها با هم جفت‌گیری می‌کنند و  تخمهای زمستانی را به‌ وجود می‌آورند! (‌فرهنگ معین‌)
[6] مراجعه شود به فصل هماهنگی هنری در کتاب‌: «‌التصویر الفنی فی ‌القرآن‌»‌.  
[7] مسلم ‌و بخاری آن را از عائشه روایت‌ کرده‌اند.  
[8] سویق غذائی‌ که از آرد گندم یا جو تهیّه می‌کردند، شاید سمنو و یا  کاچی باشد. (‌مترجم‌)
[9] بخاری‌ آن را روایت ‌کرده است‌.  
[10] ‌ابوداوود آن را روایت‌ کرده است‌.   
[11] بخاری  آن را روایت ‌کرده است‌.
[12] ‌مسلم و بخاری آن را روایت‌ کرده‌اند.  
[13] بخاری آن  را روایت ‌کرده است‌.  
[14] بیهقی آن را روایت ‌کرده است‌.  
[15] دارقطنی آن را  روایت ‌کرده است‌.  
[16] مسلم و بخاری آن را روایت‌ کرده‌اند.  
[17] بخاری آن را روایت‌ کرده است‌.  
[18] ‌مسلم ‌آن را روایت‌ کرده است‌. 
[19] ترمذی آن را  روایت‌ کرده است‌.
[20] مسلم‌ و بخاری آن را روایت ‌کرده اند. <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:232.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:233.txt">قسمت دوم</a></body></html>سورۀ  غا‌شیه  مكّی  و  ٢٦  آیه  است  
بسم  الله  الرحمن  الرحيم  

(هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْغَاشِيَةِ (١)وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ (٢)عَامِلَةٌ نَاصِبَةٌ (٣)تَصْلَى نَارًا حَامِيَةً (٤)تُسْقَى مِنْ عَيْنٍ آنِيَةٍ (٥)لَيْسَ لَهُمْ طَعَامٌ إِلا مِنْ ضَرِيعٍ (٦)لا يُسْمِنُ وَلا يُغْنِي مِنْ جُوعٍ (٧)وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَاعِمَةٌ (٨)لِسَعْيِهَا رَاضِيَةٌ (٩)فِي جَنَّةٍ عَالِيَةٍ (١٠)لا تَسْمَعُ فِيهَا لاغِيَةً (١١)فِيهَا عَيْنٌ جَارِيَةٌ (١٢)فِيهَا سُرُرٌ مَرْفُوعَةٌ (١٣)وَأَكْوَابٌ مَوْضُوعَةٌ (١٤)وَنَمَارِقُ مَصْفُوفَةٌ (١٥)وَزَرَابِيُّ مَبْثُوثَةٌ (١٦)أَفَلا يَنْظُرُونَ إِلَى الإبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ (١٧)وَإِلَى السَّمَاءِ كَيْفَ رُفِعَتْ (١٨)وَإِلَى الْجِبَالِ كَيْفَ نُصِبَتْ (١٩)وَإِلَى الأرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ (٢٠)فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنْتَ مُذَكِّرٌ (٢١)لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ (٢٢)إِلا مَنْ تَوَلَّى وَكَفَرَ (٢٣)فَيُعَذِّبُهُ اللَّهُ الْعَذَابَ الأكْبَرَ (٢٤)إِنَّ إِلَيْنَا إِيَابَهُمْ (٢٥)ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا حِسَابَهُمْ) (٢٦)

این  سوره  یکی  از  آهنگهای  ژرف  و  آرامی  است ‌که  انسان  را  به  تفکّر  و  تدبّر  وامی‌دارد،  و  به  امید  و  انتظار  فرامی‌خواند‌،  و  به  ترس  و  هراس  می‌اندازد.  انسان  را  بر  آن  می‌دارد  به  حساب  و کتاب  خود  برسد  و  خویشتن  را  برای  روز  حساب  و کتاب  آماده  سازد.

این  سوره  د‌ل  انسان  را  در  دو  جولانگاه  به  چرخش  و  گردش  می‌اندازد:  جولانگاه  آخرت‌،  و  جهان  فراخ  آن‌،  و  صحنه‌های  مؤثّری ‌که  دارد.  جولانگاه  هستی  عریض  و  طویلی‌ که  برای  دیدگان  آشکار  و  نمودار  است‌،  و  نشانه‌های  خداشناسی  موجود  در  آفریده‌های  یزدان  که  جلو  چشمان  مردمان  و  در  معرض  دیدگان  همگان  است  ...  بعد  از  این  دو  چرخش  و گردش  هراس‌انگیز،  مردمان  را  متوجّه  حساب  و کتاب  آخرت‌،  و  سلطه  و  سیطرۀ  خدا،  و  حتمی  و  قطعی  بودن  برگشت  بدو  در  پایان ‌گشت  و  گذار  این  جهان‌ گذرا  می‌سازد  .  .  .  همۀ  اینها  با  آهنگ  ژرف  و  شیوۀ  آرام  ولی  مؤثّری‌،  و  متین  ولی  هراسناکی  بیان  می‌گردد.

*
(هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْغَاشِيَةِ) (١)

آیا  خبر  حادثۀ  فراگیر  (‌روز  قیامت  که  مردمان  بی‌دین  و  گناهکار  را  دربر می‌گیرد)  به  تو  رسیده  است‌؟‌.

با  این  سرآغاز،  سوره‌ای  می‌آغازد که  می‌خواهد  دلها  را  به  سوی  خدا  برگر‌داند،  و  ایشان  را  متوجّه  نشانه‌های  شناخت  یزدان  در گسترۀ  این  جهان‌،  و  حساب  و کتاب  و  سزا  و  جزای  قطعی  او  در  آن  جهان‌ گردانـد.  با  این  پرسش  الهام‌بخش  جلالت  و  عظمت  و  دالّ  بر  تقریر  و  بیان،  این  سوره  می‌آغازد.  از  آخرت  سخن  می‌گوید،  و  در  عین  حال  اشاره  می‌کند  بدین  امر که  آخرت  قبلاً  از  آن  سخن  رفته  است  و  بدان  تذکّر  داده  شده  است‌.  قیامت  بدین  نام  تازۀ  «‌غاشیه‌«  نامگذاری  می‌گردد که  به  معنی  بلائی  است ‌که  مردمان  را  فرامی‌گیرد  و  ایشان  را  با  ترسها  و  هراسهای  خود  احاطه  می‌کند.  غاشیه  نامی  از  نامهای  تازۀ  دوزخ  است  و  در  این  جزء  آمده  است‌.  از  جملۀ  نامهای  وحشت‌انگیز  است‌.  از  قبیل‌:  «‌طامّه‌«‌.  (‌حادثۀ  عظیم‌.  مصیبت  طاقت‌فرسا.  بلای  سخت  و  فراگیر)‌.  «‌‌صاخّه‌«‌:  «‌صدای  کرکننده‌.  صدای  گوش‌خراش‌.  حادثۀ  عظیم‌«‌.  «‌غا‌شیه‌«‌:  «‌فراگیرنده‌«‌.  «‌قارعه‌«‌:  «‌کوبنده‌.  مصیبت  سخت  و  بزرگ‌«  .  .  .  این  گونه  نامها  با  سرشت  آشنای  این  جزء  مناسبت  دارد.  این  خطاب  را:

(هَلْ أَتَاكَ...). 

آیا  به  تو  رسیده  است  .  .  ؟‌.

پیغمبر  خدا  صلّی الله علیه وآله وسلّم‌ هر وقت  هَل  أتاکَ  را  می‌شنید  آن  را  متوجّه  شخص  خود  احساس  می‌کرد  و  تأثیر  آن  را  در  خویشتن  می‌دید.  انگار  برای  نخستین  بار  است  که  مستقیماً  آن  را  از  پروردگارش  می‌شنود.  چرا  که  دل  مبارک  او  در  برابر  خطاب  یزدان  سبحان  سخت  حسّاس  بود.  حقیقت  خطاب  را  پیش  چشم  می‌داشت‌.  احساس  می‌کرد  هر وقت ‌گوشهای  مبارکش  آن  را  می‌شنود  انگار  این  خطاب  مستقیماً  و  بدون  واسطه  بدو  است  .  .  .  ابن  ابوحاتم‌ گفته  است‌:  علی  پسر  محمّد  طنافسی  از  ابوبکر  پسر  عبّاس‌،  و  او  از  ابو  اسحاق‌،  وی  از  عمر  پسر  میمون  برایمان  روایت‌ کرده  است‌ که ‌گفته  است‌:  پیغمبر  صلّی الله علیه وآله وسلّم  از  نزد  زنی ‌عبور  فرمود.  آن  زن  تلاوت  می‌کرد:

(هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْغَاشِيَةِ) (١)

آیا  خبر  حادثۀ  فراگیر  (‌روز  قیامت  که  مردمان  بی‌دین  و  گناهکار  را  دربر می‌گیرد)  بـه  تو  رسیده  است‌؟‌.

پیغمبر  صلّی الله علیه وآله وسلّم  سر  را  بلند کرد  و گوش  فرا داد  و  فرمود:  

(‌‌نَعَم قَد جاءَ‌نی‌).

«‌بلی‌ که  به  من  رسیده  است‌«.

این  خطاب  -  با  وجود  این  -  عام  است  و  شامل  هر کسی  می‌گردد که  این  قرآن  را  می‌شنود.  چه  سخن  غاشیه‌،  یعنی  حادثۀ  فراگیرنده‌،  سخن  مکرّر  این  قرآن  است  .  .  .  بدین  قرآن  پند  و  اندرز  داده  می‌شود،  و  بدان  بیم  داده  می‌شود  و  بدان  مژده  داده  می‌شود.  با  آن  در  دلها  و  درونها  حسّاسیّت  و  هراس  و  پرهیزگاری  و  ترس  و  لرز  به  جوش  و  خروش  انداخته  می‌شود.  همچنین  با  آن  امید  داشتن  و  چشم  به  راه  بودن  و  انتظار کشیدن  برانگیخته  می‌گردد.  بدین  خاطر  این  قرآن  دلها  و  درونها  را  زنده  نگاه  می‌دارد،  و  همچون  دلها  و  درونهائی  نمی‌میرند  و  غافل  نمی‌گردند.

(هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْغَاشِيَةِ) (١)

آیا  خبر  حادثۀ  فراگیر  (‌روز  قیامت  که  مردمان  بی‌دین  و  گناهکار  را  دربر می‌گیرد)  بـه  تو  رسیده  است‌؟‌.

سپس  چیزی  از  داستان  غاشیه  را  بیان  می‌دارد:

(وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ (٢)عَامِلَةٌ نَاصِبَةٌ (٣)تَ