و  پخش  می‌شوند،  د‌ر  حالی‌ که  راه  خود  را  می‌سپرند  و  به  پیش  می‌روند.  بسان  نغمه‌ها  و  نواهای‌ گروه  نوازندگانی‌ که  با  آلتها  و  ابزارهای ‌گو‌ناگون  می‌نوازند  و  می‌خوانند  و  همه  با هم  همآوا  می‌گردند  و  در  مقام  یگانۀ  دور  و  درازی  یک‌ صدا  و  همنوا  می‌شوند!

توافق  یکدست  و  مطلقی  میان  سرشت  جهان  هستی‌،  و  سرشت  رسالت‌،  و  سرشت  پیغمبر  صلّی الله علیه وآله وسلّم،  و  سـرشت  ملّت  مسلمان  است  .  .  .  این  هم  چیز  خدادادی  و  ساختار  خدای  یگانه  است‌.  این  هم  سرشتی  است‌ که  خدای  هستی‌بخش  و کار بجا  آن  را  عطاء  فرموده  است‌.

(فَذَكِّرْ إِنْ نَفَعَتِ الذِّكْرَى) (٩)

اگر  پند  و  اندرز  سودمند  باشد،  پند  و  اندرز  بده‌.

خدا  پیغمبر  صلّی الله علیه وآله وسلّم  را  قاری ‌کرد  است  و  دیگر  فراموش  نمی‌کند.

(إِلا مَا شَاءَ اللَّهُ ).
مگر  چیزی  را  که  خدا  بخواهد.

خدا  پیغمبر  صلّی الله علیه وآله وسلّم  را  برای  شریعت  ساده  و  آسان  آئین  اسلام  آماده  ساخته  است  و کارهای  خیری  را  برای  او  آسان  نموده  است  و  در  انجام  آنها  توفیقش  داده  است‌.  تا  امانت  بزرگ  را  به  خوبی  پاس  دارد  و  به  وظائف  آن  برخیزد  .  .  .  تا  پند  و  اندرز  بدهد  .  .  .  او  برای  این  آماده  گردیده  است‌،  و  بدین  امر  مژده  داده  شده  است  .  .  .  پند  و  اندرز  بده  هر گاه  فرصتی  برای  بیدار  و  هوشیار کردن  دست  دهد،  و  دریچه‌ای  به  سوی  دلها  باز  باشد،  و  وسیله‌ای  برای  تبلیغ  و  رساندن  پیام  فراچنگ  آید.  پند  و  اندرز  بده‌:

(إِنْ نَفَعَتِ الذِّكْرَى ).
اگر  پند  و  اندرز  سودمند  باشد.

پند  و  اندرز  همیشه  سودمند  خواهد  بود،  و  همیشه  هم  کسی  را  خو‌اهی  یافت ‌که ‌کم  یا بیش  از  آن  استفاده‌ کند  و  بهره‌مند گردد.  هیچ  نسلی  یافته  نمی‌شود،  و  هیچ  سرزمینی  نیست  مگر  این‌ که  در میان  آن  نسل  و  در  آن  سرزمین  کسی  یا  کسانی  یافته  مـی‌شوند که‌ گوش  فرامی‌دهند  و  بهره  می‏‎برند،  هر چند که  مردمان  فاسد  و  تباه ‌گردند  و  دلها  سنگین  شوند  و  پرده‌ها  بر  دلها  فروافتند  .  .  .

وقتی‌ که  این  ترتیب  را  در  این  آیه‌ها  می‏‎بینیم،  به  عظمت  این  رسالت  پی  می‏بریم،  و  از  بزرگی  امانتی  آگاه  می‌شویم ‌که  برخاستن  بدان  و  بر  دست ‌گرفتن  آن  همچون  ساده ‌کردن  و  آمادگی  بخشیدنی  را  می‌طلبیده  است‌،  ساده  و  آسان ‌کردن  آئین  اسلام‌،  و  آمادگی  بخشیدن  و  توفیق  دادن  آورندۀ  پیام،  یعنی  محمّد  صلّی الله علیه وآله وسلّم  همچنین  می‌طلبیده  است ‌که  خدا  او  را  قاری‌ کند،  و  پاسداری  و  نگاهداری  از  قرآن  را  یزدان  جهان  به  عهد  گیرد،  تا  پیغمبر  صلّی الله علیه وآله وسلّم  ‌که  این  توشۀ  بزرگ  را  دارد  بتواند  بار  سنگین  مسؤولیّت  تبلیغ  را  بر  دوش ‌کشد  و  دیگران  را  پند  و  اندرز  دهد  و  رهنمود  و  رهنمون ‌کند.  وقتی‌ که  پیغمبر  صلّی الله علیه وآله وسلّم  همچون ‌کاری  را کرد  و  این  عمل  سنگین  را  انجام  داد،  وظیفۀ  خود  را  بجای  آورده  است‌،  و  مردمان  بعد  از  آن  خود  دانند  چه  می‌کنند  و  چون  می‌روند  و  چون  می‌آیند.  راه‌هائی‌ که  در  پیش  می‌گیرند  گوناگون  می‌گردد،  و  سرنوشتها  و  فرجامهائی‌ که  خواهند  داشت  مختلف  است‌.  خداوند  در  حقّ  ایشان  انجام  می‌دهد  آنچه ‌که  می‌خواهد  انجام  بدهد  برابر  پاسخی ‌که  بدین  پند  و  اندرز  داده‌اند  و  مطابق  کاری ‌که  در  پیش  گرفته‌اند:

(سَيَذَّكَّرُ مَنْ يَخْشَى (١٠)وَيَتَجَنَّبُهَا الأشْقَى (١١)الَّذِي يَصْلَى النَّارَ الْكُبْرَى (١٢)ثُمَّ لا يَمُوتُ فِيهَا وَلا يَحْيَا (١٣)قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّى (١٤)وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى) (١٥)

کسی  کـه  (‌احساس  مسؤولیّت  مـی‌کند  و  از  خدا)  می‌ترسد،  پند  و  اندرز  خواهد  گرفت.  و  بدبخت‌ترین  فرد  (‌پند  و  اندرز  را  کنار  خواهد  گذاشت  و)  از  آن  دوری  خواهد  گزید.  آن  کسی  که  داخـل  عظیم‌ترین  (‌و  هولناک‌ترین‌)  آتش  خواهد  شد  و  بدان  خواهد  سوخت‌.  سپس  در  آن  آتش  (‌برای  همیشه  می‌ماند  و)  نه  می‌میرد  (‌و  آسوده  می‌گردد)  و  نه  زنده  (‌بشمار  می‌آید  و  حالتی  که  در  آن  است  زندگی  نامیده‌)  می‌شود.  قطعاً  رسـتگار  می‏‎گردد  کسی  که  خویشتن  را  (‌از  کثافت  کفر  و  معاصی‌)  پاکیزه  دارد،  و  نام  پروردگار  خود  را  ببرد  و  نماز  بگزارد  و  فروتنی  کند.

پند  و  اندرز  بده  .  .  .  از  پند  و  اندرز  سود  می‌برد:

(مَنْ يَخْشَى).

کسی  که  (‌احسـاس  مسؤولیّت  می‌کند  و  از  خدا)  می‌ترسد.  

پند  و  اندرز  می‌گیرد کسی ‌که  دل  او  احساس  ترس  می‌کند.  در  نتیجه  از  خشم  خدا  و  از  عذاب  او  به  هراس  می‌افتد.  دل  زنده  به  ترس  و  هراس  درمی‌آید،  از  آن  زمان  که  می‌داند که  هستی  آفریدگاری  دارد،  آفریدگاری ‌که  جهان‌ را  آفریده  است  و آن  را  سر و  سامان  بخشیده  است  و  همۀ  ذرّات  هستی  را  با  همدیگر  ارتباط  و پیوند  داده  است‌!  هر  چیزی  از جهان  را  به  اندازۀ  لازم  آفریده  است  و  به  جهان‌ گسیل  داشته  است  و  به  وظیفۀ  خود  رهنمود  و  رهنمون ‌کرده  است  و آشنا  فرموده  است‌!  این  است‌ که  یزدان  مردمان  را  بیهوده  رها  نمی‌سازد  و  به  حال  خود  وانمی‌گذارد،  و  ایشان  را  سرگردان  و  بی‏سرپرست  رها  نمی‌کند.  بلکه  قطعاً  در  برابر هر کار  خیر و  شرّی  از  ایشان  حساب  خواهد کشید،  و  با  عدل  و  داد  سزا  و  جزایشان  می‌دهد.  بدین  خاطر  است ‌کسی‌ که  دل  زنده‌ای  دارد  به  هراس  می‌افتد.  وقتی  پند  و  اندرز  داده  شود  بیدار  و  هوشیار  می‌گردد  و  پند  و  اندرز  می‌گیرد.  و  زمانی ‌که  حقّ  و  حقیقت  را  بدو  نشان  دهند  حقّ  و  حقیقت  را  می‏‎بیند  و  می‌پذیرد،  و  زمانی‌ که  بدو  درس  عبرت  بدهند  عبرت  می‌گیرد  و  بر  بصیرت  و  بینش  خود  می‌افزاید.  

(وَيَتَجَنَّبُهَا الأشْقَى) (١١)

و  بدبخت‌ترین  فرد  (‌پند  و  اندرز  را  کنار  خواهد  گذاشت  و)  از  آن  د‌وری  خواهد  گزید.

او  از  پند  و  اندرز  دوری  می‌کند،  و گوش  بدان  فرانمی‌دهد  و  بدو  سود  نمی‌رساند.  در  این  صورت  او:  (الأشْقَى)‌،  یعنی  بدبخت‌ترین  فرد  است‌.  بلی  مطلق  و  مختصر  باید  گفت  او  بدبخت‌ترین  کس  است‌،  بدبخت‌ترین  کسی  که  نهایت  بدبیاری  و  بدبختی  در  او  گرد  می‌آید.  بدبخت‌ترین  کسی  در  دنیا  است  به  سبب  روح  تهی  مردۀ  زنگار گرفتۀ  سنگینی‌ که  دارد،  روحی که  حقائق  هستی  را  احساس  نمی‌کند،  و گواهی  راستین  حقائق  هستی  را  نمی‌شنود،  و  از  الهامها  و  پیامهای  ژرف  آنها  متأثّر  نمی‌گردد.  بدبخت‌ترین ‌کس  است  و  پیوسته  با  تشویش  و  نگرانی  زندگی  می‌کند،  و  آزمندانه  بر  چیزهائی  که  در  زمین  است  فرومی‌افتد  و  بدانها  هجوم  می‏‎برد،  و  خود  را  برای  مادیات  حقیر  دنیوی  به  رنج  و  زحمت  فراوان  می‌اندازد!  .  .  بدبخت‌ترین  کس  در  آخرت  است‌،  به  سبب  عذاب  و  عقابی‌ که ‌گریبان