پیغمبر!)  ما  تو  را  جز  به  عنوان  رحمت  جهانیان  نفرستاده‌ایم‌.(‌انبیاء‌/107)  

( الّذین یَتّبعُونَ ‌الرّسولَ النّبیّ  الأمّیّ  الّذی  یَجدُونهُ  مَکتُوباً  عندَهُم  فی التّوراه وَ الإنجیل‌ یأمُرُهم  بالمَعرُوف‌، وَ یَنهاهُم عَن المُنکَر،  وَ یَحُلّ  لهم الطّیّبات‌، وَ یُحَرّمُ ‌عَلَیهم  ا‌لخَبائثَ وَ یضعُ عَنهم  إصرَ‌هُم وَ الأغلالَ  الّتی ‌کانَت علیهم ) .

(‌رحمت  خود  را  اختصاص  می‌دهم  بـه‌)  کسانی  که  پیروی  می‏‎کنند  از  فرستادۀ  (‌خدا  محمّد  مصطفی‌)  پیغمبر  امّی  که  (‌خواندن  و  نوشتن  نمی‌داند  و  وصـف  او  را)  در  تورات  و  انجیل  نگاشته  می‌یابند.  او  آنان  را  به  کار  نیک  دستور  می‌دهد  و  از  کار  زشت  بازمی‌دارد،  و  پاکیزه‌ها  را  برایشان  حلال  می‌نماید  و  ناپاکها  را  بر  آنان  حرام  می‌سازد  و  فرو  می‌اندازد،  و  بند  و  زنجیر  (‌احکام  طاقت‌فرسای  همچون  قطع  مکان  نجاست  به  منظور  طهارت‌،  و  خودکشی  به  عنوان  توبه‌)  را  از  (‌دست  و پا  و  گردن‌)  ایشـان  بـه  در  می‌آورد  (‌و  از  غل  استعمار  و  استثمارشان  می‌رهاند)‌.                                (‌اعراف/157)  

پیغمبر  صلّی الله علیه وآله وسلّم  در  این  صورت  به  عنوان  رحمت  برای  جهانیان  آمده  است‌.  آمد‌ه  است  تا  از  دوش  مردمان  بارهای  سنگین  و  غلها  و زنجیرهائی  را  بردارد که  بر  ایشان  واجب  بوده  است  و  تحمیل ‌گردیده  است‌،  آن  زمان ‌که  آنان  بر  خود  سخت‌ گرفته‌اند  و  در  نتیجه  بر  ایشان  سخت‌ گرفته  شده  است‌.

در  بارۀ  صفت  رسالتی‌ که  آن  را  بر  دوش ‌گرفته  است  آمده  است‌:

( وَ لَقد یَسّرنا  القُرآن ‌للذّ‌کر فَهَل من‌ مُدّکرٍ؟ )‌.  

ما قرآن ‌را  ساده  و آسان  ساخته‌ایم‌،‌ آیا  پندپذیر و  عبرت‌گیری  هست‌؟‌.(‌قمر/22)  

( ‌وَ ما جَعَلَ علَیکُم‌ فی الدّین من حَرَجٍ ).

در  دین  کارهای  دشوار  و  سنگین  را  بر  دوش  شما  نگذاشته  است‌.(‌حجّ‌/78)  

(‌لا یُکَلّفُ الله ‌نَفساً الّا وُسعَها )‌.

خداوند  به  هیچ  کس  جز  به  اندازۀ  توانائیش  تکلیف  نمی‌کند  (‌و هیچ  گاه  بالاتر از میزان  قدرت  شخص  از او  وظائف  و  تکالیف  نمی‌خواهد)‌. (بقره/286)  

(ما  یُریدُ الله‌‌ لیَجعَلَ عَلَیکُم من حَرَج وَ لکن یُریدَ لیُطَهّرکُم )‌.                   

خداوند  نمی‌خواهد  شما  را  به  تنگ ‌آورد  و به  مشـقّت  اندازد،  و  بلکه  می‌خواهد  شما  را  (‌از  حیث  ظاهر  و  باطن‌)  پاکیزه  د‌ارد‌. (مائده/6)                                   

 این  رسالت  آمده  است ‌که  در  حدود  امکان‌ کارها  را  ساده  و  آسان ‌کند  و  بر  مردمان  سخت  نگیرد  و  رنج  نیفزاید.  بلکه  آسان ‌گرفتن  و  آسان  کردن  در  روان  این  رسالت‌،  جاری  و  ساری  است‌،  همان‌ گونه‌ که  در  وظائف  و  تکالیفی‌که  تعیین  می‌کند  جاری  و  ساری  است‌. 

 ( فطرَه ‌الله الّتی فَطَرَ النّاسَ عَلَیها ) .

این  سرشتی  است  که  خداوند مردمان  را  بر آن  سرشته  است. (‌روم‌/ 30)  

انسان  هر کجای  این  عقیده  را  بگردد  و  هر کجای  این  عقیده  را  بنگرد،  آسان ‌گرفتن  و  ساده  رفتن  را  می‏‎یابد.  می‏‎بیند  این  عقیده  تاب  و  توان  انسان  را  در  نظر  داشته  است‌،  و  حالات ‌گوناگو‌ن  او  را  مراعات ‌کرده  است‌،  و  شرائط  و ظروف  مختلفی  را  در  مدّ نظر گرفته  است‌ که  انسان  با  آنها  در  محیطها  و  اوضاع  و  احوال  با  آنها  رویاروی  می‌شود  و  برخورد  می‌کند  .  .  .  خود  این  عقیده  ساده  و  آسان  به  تصوّر  درمی‌آید:  خدای  یگانه‌ای  است  و  چیزی  بسان  او  نیست  و  بدو  نمی‌ماند.  او  همه  چیز  را  آفریده  است  و  از  نیستی  به  هستی  آورده  است‌،  و  به  سوی  سرمنزل  مقصودش  و هدف  مطلوبش  رهنمود  و  رهنمون  فرموده  است‌.  پیغمبرانی  را  به  میان  مردمان  فرستاده  است  تا  آن  را  از  هدف  وجودشان  بیاگاهانند،  و  ایشان  را  به  سوی  خدایشان  برگردانند،  خدائی‌ که  آنان  را  آفریده  است  و  خلعت  وجود  به  تنشان‌ کرده  است‌.  تکالیف  و  وظائف  نیز  همه  و  همه  از  این  عقیده  با  هماهنگی  مطلقی‌ که ‌کجی  و  انحرافی  در  آن  نیست  برمی‌جوشد  و  سرچشمه  می‏‎گیرد.  بر  مردمان  است‌ که  از  این  تکالیف  و  وظائف  به  اندازۀ  تاب  و  توان  خود  و  بدون  هر گونه  زحمت  و  مشقّتی  به  دست  بگیرند  و  انجام  بدهند:

( إذا أمرتُکُم بَأمر فأتُوا منهُ ما استَطعتُم ، وَ ما نَهَیتُکُم عنهُ فاجتَنبُوهُ ).[20]

«‌هر گاه  شما  را  به  انجام‌ کاری  دستور  دادم‌،  بدان  اندازه  از  آن‌ کار  انجام  بدهید که  می توانید،  و  چیزی  را  رها  سازید که  شما  را  از  آن  نهی  می‌کنم  و  بازمی‌دارم‌«‌.

انجام  چیزی ‌که  از  آن  نهی ‌گردیده  است  و  قدغن  شده  است  در  حالت  ضرورت  و  در  وقّت  اضطرار  بلامانع  است‌:

( الّا مَا اضطُر‌رتُم إلَیه ) .

مگر  ناچار  و  درمانده  شوید  و  وادار  بدان  گردید.(‌انعام‌/119)  

همۀ  تکالیف  و  وظائف  در  این  راستا  است  و  بدین  حدود  و  ثغو‌ر  و  قوانین  و  مقرّرات  منحصر  می‌گردد.

بدین  خاطر  سرشت  پیغمبر  صلّی الله علیه وآله وسلّم  با  سرشت  رسالت‌،  و  حقیقت  دعوت‌کننده  با  حقیقت  دعوت‌،  در  این  نشانۀ  اصیل  برجسته  به  همدیگر  رسیده  است  و  همنوا  و  همآوا  گردیده  است‌.  امّتی  را  هم ‌که  این  پیغمبر  صلّی الله علیه وآله وسلّم  با  رسالت  ساده  و  آسانگیر  خود  ساخته  و  پرداخته  است  و  به  جهان ‌گسیل  داشته  است  نیز  این  چنین  بود  و  این  چنین  است‌.  ملّت  میانه‌روی  است‌.  ملّتی  است‌ که  مورد  لطف  و  مرحمت  است  و  لطف  و  مرحمت  را  بر دوش ‌کشیده  است  و  به  ارمغان  آورده  است‌.  این  ملّت  ساده  و  آسان  ساخته  و  پرداخته  شده  است  و  برای  برداشتن  و  بر  دوش  کشیدن  سادگی  و  آسانی  آماده‌ گردیده  است  .  .  .  سرشت  این  ملّت  با  سرشت  این  هستی  بزرگ،  متّحد  و  متّفق  شده  است  و  همراه  و  همگام ‌گردیده  است‌.  .  .

این  هستی  با  هماهنگی  خود  و  با  جریان  حرکت  خود،  ساختار  خدا  را  به  تصویر  می‌کشد،  ساختاری ‌که  بیانگر  آسانی  و  آسانگیری  و  جـریان  و  حرکتی  است ‌که  هیچ‌ گونه  تصادف  و  برخوردی  در  آن  نیست  .  .  .  میلیونها  میلیون  اجرام  آسمانی  در  فضای  خدا  شناور  هستند  و  در  مدارهای  خود  هماهنگ  و  شیفته  می‌گردند  و  با  نیروی  جاذبه  در کشش  و کنش  بوده،  بدون  این‌ که  با  یکدیگر  تصادف  و  برخورد کنند،  و  نابسامان  و  پریشان‌ گردند  و  از  مسیر کج  شوند  و کژ  روند  .  .  .  زند‌گی‌،  میلیونها  میلیون  موجودات  زنده  را  به  سوی  مقاصد  نزدیکشان  و  هدفهای  دورشان  با  نظم  و  نظام  و  استواری  و  استحکام  رهسپار  می‌سازد  و  روان  می‌گرداند‌.  هر یک  از  آنها  برای  وظیفه  و  مأموریتی  آماده  و  آراسته  گردیده  اسث  که  برای  انجام  آن  آفریده  شده  است‌.  هر یک  از  آنها  راه  خود  را  به  سوی  مقصد  و هدف  خود  می‌سپرد و روان  در  مسیر  رسیدن  بدان  است‌.  میلیونها  میلیون  حرکات  و  حادثات  و  احوال  و  اوضاع‌ گرد  مـی‌آیند  