هم و شعور و اخلاق و خصال وکردار و رفتاری‌که دارید ...گذشته از اینها شما برتر و والاترید از لحاظ قدرت و قوت و منزلت و مکانت و پیروزی و بهروزی‌ای‌که دارید. چه با شما بزرگ‌ترین قدرت و قوت است‌:

(وَاللَّهُ مَعَكُمْ).

خدا با شما است‌.

پس شما تنها نیستید. شما همدم یزدان شکوهمند و قدرتمند و توانا و چیره هستید. او کمک‌کننده شما و حاضر درکنار شما است‌. او از شما دفاع می‌کند. وقتی که خدا با شما است‌، این دشمنان شما چه بشمار می‏‎آیند و چه هستند؟ هرچه راکه می‌بخشید و مبذول می‌دارید، و هرچه می‌کنید، و هرگونه جان‌نثاری و فداکاری شما به حساب شماگرفته می‌شود و برایتان محسوب می‌شود، و چیزی از آن به زیان شماگم وگور نمی‌گردد و ضائع نمی‌شود و هدر نمی‌رود:

(وَلَن يَتِرَكُمْ أَعْمَالَكُمْ).

و هرگز از (‌اجر و ثواب‌) اعمالتان نمی‌کاهد.

هرگز چیزی از اعمالتان را قطع نمی‌کند تا پیامد آن و نتیجه و پاداش آن به شما نرسد.

چگونه سست می‌شوند و ضعیف می‌گردند و به صلح و آشتی و سازش دعوت می‌کنند کسانی که یزدان سبحان بدیشان می‌گویدکه آنان برتر و والاترند، و او با ایشان است‌، و ایشان چیزی از اعمالشان راگم وگور نمی‌کنند و از دست نمی‌دهند. بلکه آنان معزز و مکرم و پیروزند و اجر خود را می‏‎برند و پاداش خویش را می‌گیرند.

این پسوده نخستین است‌. پسوده دوم خوار داشتن و ناچیز شمردن زندگی این جهان است‌، جهانی‌که چه بسا برخی از جان‌نثاریها و فداکاریها در آن از ایشان خواسته شود و قربانیها از آنان‌گرفته شود. در آخرت است‌که اجر و پاداش به تمام وکمال داده می‌شود بدون این‌که در مقابل این اجر و پاداش‌، بذل و بخشش مال و دارائی هنگفتی از شما خواسته شود، بذل و بخششی که بر شماسنگینی کند!

(إِنَّمَا الحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَإِن تُؤْمِنُوا وَتَتَّقُوا يُؤْتِكُمْ أُجُورَكُمْ وَلَا يَسْأَلْكُمْ أَمْوَالَكُمْ).

زندگی دنیا بازی و سرگرمی بیش نیست‌، و اگر ایمان بیاورید و پرهیزگاری کنید، خداوند پاداش شما را به نحو کامل می‌دهد و دارائی شما را هم نمی‌خواهد.

زندگی دنیا بازی و سرگرمی است زمانی که در فراسوی آن هدف بزرگوارتری و جاودانه‌تری نباشد. زمانی که زندگی محض دنیا باشد و زندگی از برنامه خدا گسیخته‌گردد و به دور باشد، آن برنامه‌ای که دنیا را مزرعه آخرت می‌کند، و نیک انجام دادن خلیفه‌گری در آن همان چیزی است‌که به ارث بردن سرای جاویدان را درپی دارد و انسانها را سزاوار آن می‌گرداند. این همان چیزی است‌که بخش دوم آیه بدان اشاره می‌نماید:

(وَإِن تُؤْمِنُوا وَتَتَّقُوا يُؤْتِكُمْ أُجُورَكُمْ وَلَا يَسْأَلْكُمْ أَمْوَالَكُمْ).

اگر ایمان بیاورید و پرهیزگاری کنید، خداوند پاداش شما را به نحو کامل می‌دهد.

ایمان و پرهیزگاری در زندگی دنیا همان چیزی است‌که دنیا را رها می‌سازد از این‌که بازی و سرگرمی شود، و دنیا را جدی می‌گرداند، و دنیا را از سطح بهره‌مندی حیوانی بالاتر می‏‎برد و به سطح خلیفه‌گری راهیاب و متصل به جهان بالا و عالم فرشتگان می‌رساند. در آن روز ضائع نخواهد شد و هدر نخواهد رفت و بی‏نتیجه و بی‌ثمر نخواهدگشت آنچه راکه مومن پرهیزگار از اموال و دارائی زندگی این دنیا می‏بخشد و صرف می‌کند. بلکه اجرکامل در سرای جاویدان بدان تعلق می‌گیرد و آن اجر به تمام وکمال داده میشود ... با وجود این‌، خدا از مردمان نمی‌خواهد همه دارائی و اموالشان را ببخشند، و در فرائض و واجبات و در وظائف و تکالیفی‌که برایشان معین و مقرر می‌دارد، بر آنان سخت نمی‌گیرد و سختگیری نمی‌کند. چراکه یزدان سبحان می‌داند مردمان به طور فطری و سرشتی مال‌دوست هستند، و در بذل و صرف اموال تنگچشم می‏‎باشند، این است‌که خدا از هیچ کسی چیزی را نمی‌خواهد مگر به اندازه تاب و توانی‌که دارد. او مهربان‌ترین مهربانان در حق ایشان و نسبت بدانان است‌. این است‌که خدا از ایشان بذل و بخشش همه اموال را نمی‌خواهد. تا سینه‌هایشان به هم نیاید و کینه‌هایشان پدیدار نگردد:

(إِن يَسْأَلْكُمُوهَا فَيُحْفِكُمْ تَبْخَلُوا وَيُخْرِجْ أَضْغَانَكُمْ).

اگر خدا از شما اموالتان را درخواست کند، و حتی اصرار هم بورزد، شما (‌به خاطر دلبستگی شدید و مال‌دوستی سرشتی انسان‌) بخل نشان خواهید داد و تنگچشمی خواهید کرد، و باعث بروز کینه‌هایتان می‌شود. (‌پس خدا که شما را می‌شناسد چنین کاری را نمی‌کند).

این آیه بیانگر حکمت خداوند بس دقیق و بس آگاه است‌، همان‌گونه‌که بیانگر رحمت و لطف او در باره مردمان است‌. این آیه پرده از تقدیر دقیق و سنجش ظریفی برمی‌داردکه در وظائف و تکالیف این آئین به ودیعت نهاده شده است‌. آئینی‌که در آن فطرت مراعات گردیده است‌، و با انسانیت انسان با همه استعدادها و توانها و نیروها و حالتهائی‌که در خمیره ذاتی آدمی سرشته شده اسب هماهنگی دارد. این آئین عقیده یزدانی برای پدید آوردن سیستم ربانی انسانی است‌.

سیستم ربانی است از آن لحاظ‌که خدا برنامه و قواعد و قوانین آن را تهیه می‏‎بیند و پابرجا می‌دارد. سیستم انسانی است از آن لحاظ که خدا در وظائف و تکالیف آن نیرو و توان و نیازمندی انسان را مراعات می‌فرماید. خدا است‌که انسانها را آفریده است‌، و او بس دقیق و بس آگاه از حال و وضع چیزی است‌که آفریده است‌.

در پایان یزدان سبحان مسلمانان را با واقعیت حالشان در برابر دعوتشان رویاروی می‌سازد و بدیشان‌گوشزد می‌کندکه این دعوت به بذل جان و مال در راه خدا نیاز دارد. آنگاه به چاره‌جوئی بخل مالی می‌پردازد که در سرشت انسانها سرشته شده است و مال‌دوستی و دارائی‌اندوزی خمیره ذاتی او گردیده است‌. این چاره‌جوئی را با وسائل و ابزار قرآنی انجام می‌دهد، همان‌گونه‌که بخل جانی را در هنگامه جهاد با همین وسائل و ابزار چاره‌سازی فرموده است‌:

(هَاأَنتُمْ هَؤُلَاء تُدْعَوْنَ لِتُنفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَمِنكُم مَّن يَبْخَلُ وَمَن يَبْخَلْ فَإِنَّمَا يَبْخَلُ عَن نَّفْسِهِ وَاللَّهُ الْغَنِيُّ وَأَنتُمُ الْفُقَرَاء وَإِن تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُونُوا أَمْثَالَكُمْ).

آگاه باشید که شما (‌از سوی آفریدگارتان‌) دعوت به انفاق در راه خدا می‌شوید. بعضی از شما بخل می‌ورزند. هرکس هم بخل بورزد، در حق خود بخل می‌ورزد (‌و زیان آن متوجه خودش می‌گردد). زیرا خدا بی‌نیاز است و شما نیازمندید. اگر شما (‌از فرمان خدا سرپپچی کنید و) روی برتابید، مردمان دیگری را جایگزین شما می‏‎گرداند (‌و این ماموریت را به گروه دیگری می‌سپارد) که هرگز همسان شما نخواهند بود (‌و از ایثار و فداکاری و بذل جان و مال خودداری نخواهند کرد و از فرمان یزدان رویگردان نخواهند شد).

این آیه شکلی از توصیف واقعیت مسلمانان آن روزی را، و واقعیت مردمان در برابر دعوت به بذل مال و جا