ُمْ رُوَيْدًا) (١٧)

بدیشان  مختصر  مهلتی  بده‌.

شتاب  مکن‌.  پایان  پیکار  را  دور  مدان‌.  تو که  سرشت  و  حقیقت  پیکار  را  دیده‌ای  .  .  .  در  فراسوی  مهلت  دادن‌،  مهلت  اندکی‌،  حکمت  نهفته  است  .  .  .  این  مهلت‌،  اندک  بشمار  است‌،  هر چند که  این  مهلت  تمام  عمر  زندگی  دنیا  را  فراگیرد.  چه  عمر  زندگی  دنیا  در  برابر  مدّتهای  مدید  و  نامحدود  و  سرمدی  چقدر  است‌؟

در  تعبیر  سخن  دست  نوازش  الهی  بر  سر  پیغمبر  صلّی الله علیه وآله وسلّم  کشیده  می‌شود،  و  مورد  مهر  خداوندی  قرار  می‌گیرد: 

(فَمَهِّلِ الْكَافِرِينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْدًا) (١٧)

پس  به  کافران  مهلت  بده‌،  بدیشان  مختصر  مهلتی  بده  (‌تا  نسبت  به  ایشان  اتمام  حجّت  گردد،  و  بعدها  کارشان  زار  و  نزار،  و  خودشان  در  دنیا  و  آخرت  شرمسار  شوند)‌.  

انگار  پیغمبر  صلّی الله علیه وآله وسلّم  فرمان‌دهنده  و  اجازه‌دهنده  است‌.  انگار  او  صلّی الله علیه وآله وسلّم  اجازۀ  مهلت  ایشان  را  می‌دهد،  یا  موافقت  می‌فرماید  که  بدیشان  مهلت  داده  شود.  امّا  از  همۀ  این  چیزها  هیچ  چیزی  در  اختیار  پیغمبر  صلّی الله علیه وآله وسلّم  نیست‌.  بلکه  انس  و  الفت  و  مودّت  و  محبّتی  در  این  مـوضع  و  جایگاه  است‌ که  نسیم  رحمت  را  بر  دل  پیغمبر  صلّی الله علیه وآله وسلّم  وزان  می‌کند،  انس  و  الفتی ‌که  خواست  دل  و  درون  او  را  و  مشیّت  و  ارادۀ  پروردگارش  را  آمیزۀ  همدیگر  می‌سازد،  و  او  را  در کار  شرکت  می‌دهد،  به  گونه‌ای ‌که  انگار  او  نیز  در  آن  سهمی  و  چیزی  دارد.  میان  او  و  میان  آستانۀ  پروردگارش  که  کار  در  آنجا  برآورد  و  قطعی  می‌گردد؛  فاصله‌ها  و  سدّها  و  مانعها  برداشته  می‌شود  .  .  .  انگار  پروردگارش  بدو  می‌فرماید:  تو  اجازه  داری  در  حقّ  ایشان  هر چه  می‌خواهی  روا  داری‌،  و لیکن  مهلتشان  بده.  بدانان  اندکی  مهلت  بده  .  .  .  این  مودّت  و  محبّت  مهربانانه‌ای‌،  و  انس  و  الفت  لطیفی  است‌ که  بر  غم  و  اندوه‌،  شدّت  و  سختی‌،  رنج  و  زحمت‌،  و  مکر  و کید،  دست  می‏کشند  و  دست  می‌مالد،  و  در  نتیجه  همۀ  این  چیزها  محو  و ذوب  می‌گردد  .  .  .  و  عطوفت  مهربانانه  و  دوست  داشتنی  می‌ماند  و  بس  .  .  .  

*<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:227.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:228.txt">قسمت دوم</a><a class="text" href="w:text:229.txt">قسمت سوم</a><a class="text" href="w:text:230.txt">قسمت چهارم</a></body></html>سـورۀ  اعلی  مکّی  و  19  آیه  است  
بسم  الله  الرحمن  الرحيم  

(سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الأعْلَى (١)الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى (٢)وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدَى (٣)وَالَّذِي أَخْرَجَ الْمَرْعَى (٤)فَجَعَلَهُ غُثَاءً أَحْوَى (٥)سَنُقْرِئُكَ فَلا تَنْسَى (٦)إِلا مَا شَاءَ اللَّهُ إِنَّهُ يَعْلَمُ الْجَهْرَ وَمَا يَخْفَى (٧)وَنُيَسِّرُكَ لِلْيُسْرَى (٨)فَذَكِّرْ إِنْ نَفَعَتِ الذِّكْرَى (٩)سَيَذَّكَّرُ مَنْ يَخْشَى (١٠)وَيَتَجَنَّبُهَا الأشْقَى (١١)الَّذِي يَصْلَى النَّارَ الْكُبْرَى (١٢)ثُمَّ لا يَمُوتُ فِيهَا وَلا يَحْيَا (١٣)قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّى (١٤)وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى (١٥)بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا (١٦)وَالآخِرَةُ خَيْرٌ وَأَبْقَى (١٧)إِنَّ هَذَا لَفِي الصُّحُفِ الأولَى (١٨)صُحُفِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى) (١٩)

در  روایتی  از  امام  احمد  نقل  است‌ که  امام  علی  - ‌کرّم‌الله‌  وجهه ‌-‌فرموده  است  پیغمبر  خدا  صلّی الله علیه وآله وسلّم ‌این  سوره  را:  

(سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الأعْلَى) (١)

تسبیح  و  تقدیس  کن  پروردگار  والامقام  خود  را.  

دوست  می‌داشت  .  .  .  در  صحیح  مسلم  آمده  است ‌که  پیغمبر  صلّی الله علیه وآله وسلّم در دو  عید  رمضان  و  قربان،  و  در روز  جمعه‌:  (سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الأعْلَى) 

و:

هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْغَاشِيَةِ (١)

 آیا  خبر  حادثۀ  فراگیر  (‌روز  قیامت  که  مردمان  بی‌دین  و  گناهکار  را  در  بر  می‌گیرد)  به  تو  رسیده  است‌؟‌.  (‌غاشیه/1)  را  می‌خواند.  چه ‌بسا  هر د‌و  تا  در  یک  روز گرد  می‌آمد  و  هر دوی ‌آنها را  می‌خواند.

پیغمبر خدا  صلّی الله علیه وآله وسلّم حقّ  داشت ‌که  این  سوره  را  دوست  بدارد.  این  سوره  سراسر  هستی  را  برای  او  عبادتگاه  و  پرستشگاهی  می‌سازد که  همۀ  نواحی  و کرانه‌های  آن  در  تسبیح  و  تقدیس  پروردگار والا مقامش  و  در  تعظیم  و  تمجید  او  همآوا  و  همصدا  می‌گردد،  و  نمایشگاهی  می‌شود که  از  الهامها  و  پیامهای  تسبیح  و  تقدیس  و  حمد و ثنا  موج  می‌زند:

(سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الأعْلَى (١)الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى (٢)وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدَى (٣)وَالَّذِي أَخْرَجَ الْمَرْعَى (٤)فَجَعَلَهُ غُثَاءً أَحْوَى) (٥)

تسبیح  و  تقدیس  کن  پروردگار  والامقام  خود  را.  همان  خداوندی  که  (‌چیزها  را)  می‌آفریند  و  سپس  (‌آنها  را  هماهنگ  می‌کند  و)  می‌آراید.  خداوندی  که  اندازه‌گیری  می‌کند  و  (‌هر  چیزی  را  آن  گونه  که  شایسته  و  بایسته  است  می‌آفریند،  و  آن  گاه  آن  را  به  کاری‌)  رهنمود  می‌نماید  (‌که  باید  بکند)‌.  خداوندی  که  چراگاه  را  (‌برای  تغذیۀ  جانداران  از  زمین  می‌رویاند  و)  بیرون  می‌آورد.  سپس  آن  را  خشک  و  سیاه  می‏‎گرداند.(‌اعلی‌/‌ا-٥)  

پیغمبر  خدا  صلّی الله علیه وآله وسلّم‌ حقّ  داشت‌ که  این  سوره  را  دوست  بدارد.  این  سوره  مژده‌های  بزرگی  برای  او  دربر  دارد.  پروردگارش  بدو  می‏‎گوید  و  با  او  می‌گوید.  پروردگارش  تبلیغ  و  رساندن  پیام‌،  و  پند  و  اندرز  دادن  را  بدو  وامی‌گذارد:

(سَنُقْرِئُكَ فَلا تَنْسَى (٦)إِلا مَا شَاءَ اللَّهُ إِنَّهُ يَعْلَمُ الْجَهْرَ وَمَا يَخْفَى (٧) وَنُيَسِّرُكَ لِلْيُسْرَى (٨)فَذَكِّرْ إِنْ نَفَعَتِ الذِّكْرَى) (٩)

ما  قرآن  را  بر  تو  خواهیم  خواند  و  به  تو  خواهیم  آموخت‌،  و  تو  دیگر  آن  را  فراموش  نخواهی  کرد.  مگر  چیزی  را  که  خدا  بخواهد.  قطعاً  او  آشکارا  و  نهان  را  می‌داند.  (‌چنین  خدائی  نگاهبان  قرآن  است  و  آنچه  مورد  نیاز  بشر  بوده  و  هست  از  طریق  وحی  قرآن  به  تو  می‌رساند،  و  چیزی  را  در  این  زمینه  فروگذار  نمی‌کند)‌.  ما  تو  را  برای  شریعت  ساده  و  آسان  (‌آئین  اسلام‌)  آماده  می‌سازیم  (‌و  کارهای  خیری  را  برای  تو  آسان  می‌نمائیم  و  در  انجام  آنها  توفیقت  می‌دهیم‌)‌.  اگر  پند  و  اندرز  سودمند  باشد،  پند  و  اندرز  بده‌.(‌اعلی‌/6-‌٩)  

در  این  سوره  خدا  برای  پیغمبر صلّی الله علیه وآله وسلّم  ‌تضمین  می‌فرماید  که  دل  او  قرآن  را  حفظ  می‌کند  و  در  خود  نگاه  می‌دارد.  این  مشکل  را  از  دوش  او  برمی‏دارد،  و  بدو  مژده  می‌دهد که  او  را  برای  شریعت  ساده  و  آسان  آئین  اسلام  آماده  می‌سازد،  و  در  هر کاری  از کارهای  خودش  و  از  کارهای  این  دعوت  بدو  آمادگی  می‏بخشد  و کار  را  برایش  آسان