‌ که  مراد  از  برجها  و  باروها،  منزلها  و  برجهائی  است ‌که  ستارگان  آسمان  در گردش  و  چرخش  خود  بدانها  می‌رسند  و  آنها  را  پشت  سر  می‌گذارند.  یعنی  جولانگاه‌ها  و  مدارهائی ‌که  در گردش  و  چرخش  خود  در  آسمان  از  آنها  درنمی‌گذرند.  اشاره  بدانها کردن  بیانگر  بزرگی  و  سترگی  است‌.  سایه‌ روشنی‌ که  در  این  فضا  مراد  است  باید  همین  باشد.

(وَالْيَوْمِ الْمَوْعُودِ) (٢)

سوگند  به  روز  وعده  داده  شده  (‌برای  حساب  و  کتاب  و  سزا  و  جزا!  )‌.  

این  روز،  روز  داوری  در  بارۀ  رخدادهای  دنیا،  و  تصفیۀ  حسـاب  زمین‌،  و  آنچه  در  آن  انجام  پذ‌یرفته  است‌،  ..  می‏‎باشد.  این  چیز  وعده  داده  شده‌ای  است ‌که  یزدان  جهان  فرارسیدن  آن  را  وعده  داده  است‌،  و  وعده  داده  است ‌که  حساب  و کتاب  در  آن  صورت  می‌گیرد،  و  در  آن  سزا  و  جـزا  داده  می‌شود.  به  طرفهای  دعاوی  و  متقاضیان  حقّ  و  حقوق‌،  و  به  دشمنان  هـمدیگر  و  خواستاران  دادگاهی  و  دادستانی  از  همدیگر  وعدۀ  فرارسیدن  آن  را  داده  است‌.  این  روز،  روز  بزرگ  است  که  آفریدگان  بدان  چشم  دوخته‌اند  و  منتظر  آن  مانده‌اند  تا  ببینند کارها  به  چه  سرانجامی  می‌انجامد.

(وَشَاهِدٍ وَمَشْهُودٍ) (٣)

سوگند  به  هر که  و  هر چه  گواهی  دهد،  و  به  هر که  و  هر چه  مورد  گواهی  قرار  گیرد!.

در  آن  روزی ‌که  اعمال  در  آن  عرضه  می‌گردد  و  نشان  داده  می‌شود،  و  مردمان  در  آن  نمایان  می‌آیند  و  دیده  می‌شوند.  در  نتیجه  همه  چیز  و  همه‌ کس  می‏بینند  و  همچنین  دیده  می‌شوند  .  .  .  هر  چیزی  و  هر کسی  آگاه  می‌گردد،  و  پدیدار  و  نمودار  می‌آید،  و  به  گونه‌ای  نمایان  می‌گردد که  بدون  هر گونه  پرده  و  مانعی  برای  دلها  و  دیده‌ها  عیان  و  آشکار  می‌شود...

آسمان‌ که  دارای  برجها  و  باروها  است‌،  و  روز  وعده  داده  شده‌،  و  هر که  و  هر چه  می‏‎بیند  و  دیده  می‌شود،  همۀ  اینها  سایه‌ روشن  توجّه‌ کردن  و  اهمّیّت  دادن  و گرد  آمدن  و  بزرگ  بودن  را  بر  فضائی  می‌اندازند که  بعدها  رخداد  گو‌دال  در  آن  به  وقوع  می‌پیوندد  .  .  .  همچنین  بیانگر  جولانگاه  فراخ  و  فراگیری  است‌ که  این  رخداد  در  آن  مطرح  می‌شود،  و  حقیقت  آن  در  آن  سنجیده  می‌گردد  و  بررسی  می‌شود،  و  حساب  و کتاب  آن  در  آن  تصفیه  می‌گردد  .  .  .  جولانگاهی  است  بس  فراخ‌تر  از  جولانگاه  زمین‌،  و  بسیار  درازتر  و  طولانی‌تر  از  زمان  زندگی  دنیا  و مدّت‌ محدود آن‌.  .  .

*  

بعد  از  ترسیم  این  فضا،  و گشودن  این  جولانگاه‌،  بدان  رخداد  در  پسوده‌های  اندکی‌،  اشاره  می‌شود:

(قُتِلَ أَصْحَابُ الأخْدُودِ (٤)النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ (٥)إِذْ هُمْ عَلَيْهَا قُعُودٌ (٦)وَهُمْ عَلَى مَا يَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِينَ شُهُودٌ (٧)وَمَا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلا أَنْ يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ (٨)الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ) (٩)

نفرین  بر  صاحبان  گودال  (‌شکنجه‌)  باد!  گودال  پر  از  آتش  و  دارای  هیمه  و  افروزینۀ  فراوان‌.  وقتی  آنان  بر  کنارۀ  گودال  آتش  (‌به  نظاره‌گری  سوختن  و  جزغاله  شدن  مؤمنان‌)  نشسته  بودند.  و  ایشان  چیزی  را  تماشا  می‌کردند  که  بر  سر  مؤمنان  می‌آوردند.  شکنجه‌گران  هیچ  ایرادی  و  عیبی  و  جرمی  بر  مؤمنان  نمی‌دیدند  جز  این  که  ایشان  به  خداوند  قـادر  و  چیره،  و  شایستۀ  هر گونه  ستایشی  ایمان  داشتند!  خداوندی  که  سلطنت  و  سرزمین  آسمانها  و  زمین  از  آن  او  است‌،  و  بر  هر  چیزی  حاضر  و  ناظر  است‌.  

با  اعلان  انتقام  از  صاحبان‌ گودال‌،  اشارۀ  به  حادثه  می‌آغازد:

(قُتِلَ أَصْحَابُ الأخْدُودِ) (٤)

نفرین  بر  صاحبان  گودال  (‌شکنجه‌)  باد!.

این  سخنی  است ‌که  دالّ  بر  خشم  است‌،  خشم  خدا  از  این  کار  و  انجام  دهندگانش‌.  همچنین  این  سخن  بر  زشتی  گناهی  دلالت  می‌کند که  خشم  خداوند  شکیبا  را  بـرمی‌انگیزد،  و  انتقام  او  را  سبب  می‌شود،  و  خدا  انجام‌ دهندگان  آن  را  به‌ کشتن  تهدید  می‌کند.

آن ‌گاه  شرح  «‌اُ‌خدود«  به  میان  می‌آید:

(النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ) (٥)

گودال  پر  از  آتش  و  دارای  هیمه  و  افروزینۀ  فراوان‌.  اُ‌خدود:  شکافی  در  زمین  است‌.  صاحبان  آن‌، ‌گودالی  را  کنده  بودند،  و  آتش  در  آن  افروخته  بودند  تا گودال  لبریز  از  اخگرها گردیده  بود.  نار،  یعنی  آتش  بدل  اُ‌خدود،  یعنی‌ گودال  است‌.  این  امر  بیانگر  این  است‌ که  آتش  داخل  آن  گودال‌،  یکپارچه  آتش  شعله‌ور  و  فروزان  گردیده  است‌.

(قُتِلَ أَصْحَابُ الأخْدُودِ) (٤)

نفرین  بر  صاحبان  گودال  (‌شکنجه‌)  باد!.

آنان  سزاوار  این  چنین  انتقامی  و  خشمی  شده‌اند،  همان  دم ‌که  در کنار  آن  آتش  نشسته‌اند،  و  مرتک  همچون  گناهی ‌گردیده‌اند،  و  دست  به  چنین  جنایتی  یازیده‌اند:  

(إِذْ هُمْ عَلَيْهَا قُعُودٌ (٦)وَهُمْ عَلَى مَا يَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِينَ شُهُودٌ) (٧)

وقتی  آنان  بر  کنارۀ  گودال  آتش  (‌به  نظاره‌گری  سوختن  و  جزغاله  شدن  مؤمنان‌)  نشسته  بودند،  و  ایشان  چیزی  را  تماشا  می‌کردند  که  بر  سر  مؤمنان  می‌آوردند.

این  تعبیری  است‌ که  موقعیّت  و صحنۀ  آنان  را  به  تصویر  می‌کشد،  در  حالی ‌که  ایشان  آتش  را  برمی‌افروزند  و  شعله‌ور  می‌گردانند،  و  مردان  مؤمن  و  زنان  مؤمن  را  بدان  فرومی‌اندازند.  خودشان ‌کنار  آتش  نشسته‌اند‌،  و  بدین  عملکرد  زشت  و  پلشت  عذاب  دادن  نزدیک  شده‌اند،  و  دارند  اقسام  و  انواع  عذاب  را  تماشا  می‌کنند،  و  مشتاقانه‌ کاری  را  می‌نگرند که  آتش  با  بدنها  می‌کند،  و  از  این  سوختن  و  سوزاندن  لذّت  می‏‎برند.  انگار  می‌خواهند  این  صحنۀ  زشت  و  پلشت  را  در  حسّ  و  شعو‌ر  خود  ثبت  و  ضبط‌ کنند!

مؤمنان  در  پیش  ایشان  نه ‌گناهی  داشتند  و  نه  قصاصی‌:  

(وَمَا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلا أَنْ يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ (٨)الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ) (٩)

شکنجه‌گران  هیچ  ایرادی  و  عیبی  و  جرمی  بر  مؤمنان  نمی‌دیدند  جز  این  که  ایشان  به  خداوند  قادر  و  چیره‌،  و  شایستۀ  هر گونه  ستایشی‌،  ایمان  داشتند!  خداوندی  که  سلطنت  و  سرزمین  آسمانها  و  زمین  از آن  او  است‌،  و  بر  هر  چیزی  حاضر  و  ناظر  است‌.

گناه  ایشان  این  بوده  است ‌که  آنان  به  خداوند  قادر  و  چیره  ایمان  داشته‌اند.  خداوندی  که  هر کاری  را  بخواهد  می‌تواند  انجام  بدهد.  او  در  هم  شایستۀ  هر گو‌نه  ستایشی  است‌.  اگر  هم  نادانان  به  حمد  و  ستایش  او  نپردازند  چه  باک !  او  خودش  محمود  و  ستوده  است‌.  سزاوار  است  بدو  ایمان  آورد  و  به  بندگیش  پرداخت‌.  تنها  او  است ‌که  سلطنت  و  سرزمین  آسمانها  و  زمین  از  آن  او  