اشتن  و  آماده  بودن  خدای  بزرگ  در  نزد  هر آنچه  در  آسمانها  و  زمین  روی  می‌دهد:

(الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ) (٩)

خداوندی  که  سلطنت  و  سرزمین  آسمانها  و  زمین  از  آن  او  است‌،  بر  هر  چیزی  حاضر  و  ناظر  است‌.(‌بروج‌/٩)  

اشاره  می‏‎گردد  به  عذاب  جهنم  و  عذاب  آتش  سوزانی  که  انتظار  سرکشان  بزهکار  پست  را  می‌کشد.  به  نعمت  بهشت  اشاره  می‌شود.  آن  رستگاری  و  رسیدن  به  مقصود  و  مرادی ‌که  در  انتظار  مؤمنان  است‌.  آن  مؤمنانی ‌که  عقیدۀ  خود  را  بر  زندگی  ترجیح  و  برتری  دادند،  و  بر  فتنۀ  آتش  سوزان  پیروز گردیدند  و  چیره  شدند:

(إِنَّ الَّذِينَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمْ عَذَابُ الْحَرِيقِ (١٠)إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْكَبِيرُ) (١١)

بیگمان  کسانی  که  مردان  مؤمن  و  زنان  مؤمن  را  شکنجه  می‌دهند  تا  از  دین  الهی  برگردند،  و  سپس  توبه  نمی‌کنند  و  از  کردۀ  خویش  پشیمان  نمی‌شوند،  قطعاً  عذاب  دوزخ  دامنگیر  ایشان  خواهد  شـد،  و  همچنین  عذاب  آتش  سوزان  بهرۀ  آنان  خواهد  بود.  مسلّماً  کسانی  که  ایمان  می‌آورند  و  کارهای  شایسته  مـی‌کنند،  بدون  شکّ  باغهای  بهشت  از  آن  ایشان  است  که  از  زیر  (‌کاخها  و  درختان‌)  آن  رودبارها  روان  است‌،  و  رستگاری  و  کامیابی  بزرگ  این  است‌.(‌بروج/10و11)  

اشاره  می‏‎گردد  به  تاخت  بردن  و  یورش‌ کردن  و  درهم  کو‌بیدن  و  ناگهانی  دستگیر کردن  و  به‌ کیفر  رساندن  سخت  و  شدید  خدا،  خدائی ‌که  آفرینش  را  آغازیده  است  و  دوباره  آفرینش  را  می‌آغازد:

(إِنَّ بَطْشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ (١٢)إِنَّهُ هُوَ يُبْدِئُ وَيُعِيدُ) (١٣)

بیگمان  پروردگارت  یورش  و  تاخت  بردن  و  درهم  کوبیدن  و  به  کیفر  رساندنش  سخت  و  شدید  است‌.  او  است  که  قبلاً  آفرینش  را  آغازیده  است‌،  و  او  است  که  بعداً  آفرینش  را  دوباره  باز می‌گرداند.         (‌بروج/12و13)  

این  حقیقتی  است‌ که  پیوند  سخت  و  مستقیمی  با  زندگی  و  حیاتی  دارد که  در  آن  حادثه ‌گرفته  شده  است‌.  این  حقیقت  پرتوهای  روشنی  می‌افکند  و  فاصله‌های  دور دستی  را  فرامی‌گیرد  .  .  .

بعد  از  آن‌،  برخی  از  صفات  خدای  بزرگوار  بیان  می‏‎گردد.  هر  صفتی  از  این  صفات  معنی‌ کاری  و  امری  را  دارد:

(وَهُوَ الْغَفُورُ الْوَدُودُ) (١٤)

خدا  آمرزگار  و  دوستدار  (‌بندگان  مؤمن‌)  است‌.  (‌بروج‌/14)  

آمرزگار  توبه‌کنندگان  از گناه  است‌،‌ گناه  آنان  هر  اندازه  بزرگ  و  زشت  باشد.  دوستدار  بندگان  خویش  است‌،  بندگانی‌ که  او  را  بر  هر  چیزی  برمی‌گزینند  و والاتر  می‏بینند.  مودّت  و  محبّتی‌ ‌که  در اینجا  از آن  یاد  می‌شود،  مرهم  شفابخش  همچون  زخمهائی  است‌!

(ذُو الْعَرْشِ الْمَجِيدُ (١٥)فَعَّالٌ لِمَا يُرِيدُ) (١٦)

او صاحب  تخت  (‌حکومت ‌مطلقه  بر عالم ‌هستی‌)  و  دارای  مجد  و عظمت  است‌.  آنچه  بخواهد هر چه  زودتر  و  با  قدرت‌ هر چه  بیشتر به ‌انجام‌ می‌رساند.  (بروج/15و16)  

اینها  صفاتی  است‌ که  محافظت  مطلق‌،  و قدرت  مطلق‌،  و  ارادۀ  مطلق  را  به  تصویر  می‏کشند  .  .  .  همۀ ‌اینها  با  آن  حادثۀ  شوم  ربط  و پیوند  دارد  .  .  .گذ‌شته  از این‌،  پرتوهای ‌روشنی  را  به  فراسوی  این  حادثه  می‌افکند  و  فاصله‌های  دوردستی  را  فرامی‌گیرند.

سپس  اشارۀ  تند  و  سریعی  به  سوابق‌ کسانی  می‌کند که  از  جملۀ  سرکشان  بوده‌اند  و گرفتار  خدا گردیده‌اند،  گر چه  سراپا  مسلّح  بوده‌اند:

(هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْجُنُودِ (١٧)فِرْعَوْنَ وَثَمُودَ) (١٨)

آیا  خبر لشکرها  و  سپاهیان ‌(‌کفّار)  به  تو رسیده  است‌؟  لشکرهای  فرعون  و قوم  ثمود؟‌. (بر‌وج‌‌/17و18)  

این  دو لشکر،  دو لنگۀ  جداگانه  در سرشت  و آثار  خود  بوده‌اند.  این  دو  تا  همراه  رخداد گودال‌،  از  شهرت  زیادی  برخوردار  بوده‌اند  و  پرتوهای  زیادی  افکنده‌اند  و  داشته‌اند.

روند  سخن  در  پایان  این  سوره‌ کار  و  بار کسانی  را  ذکر  می‌کند که ‌کفر  ورزیده‌اند.  بیان  می‌دارد که  خدا  ایشان  را  محاصره‌ کرده  است‌،  بدون  این ‌که  آنان  بفهمند  و  متوجّه  باشند:

(بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي تَكْذِيبٍ (١٩)وَاللَّهُ مِنْ وَرَائِهِمْ مُحِيطٌ) (٢٠)

اصلاً کافران ‌کارشان  تکذیب  (‌حقّ ‌و حقیقت‌)  است‌.  خداوند،  از  پشت  سر،  ایشان  را  دور زده  است  و  احاطه  کرده  است‌ (‌و راه‌ فراری  بـرای  ایشان‌ باقی  نگذاشته  است  و کاملاً مراقب‌ اوضاع  و احوالشان  است‌)‌.  (بروج/21و22)  

حقیقت  قرآن  را  بیان  می‌دارد،  و ثابت  ماندن  اصل  آن‌،  و  محافظت  از  آن  را  ذکر  می‌کند:

(بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِيدٌ (٢١)فِي لَوْحٍ مَحْفُوظٍ) (٢٢)

 (‌این  سخن  سحر  و  دروغ  نیست‌)  بلکه  این‌،  قرآن  بزرگوار و  عالیقدر است‌.  در لوح  محفوظ  جای  دارد  (‌ و  دست  نااهلان  و  شیاطین  و  کاهنان  هرگز  به  آن  نمی‌رسد،  و  از هر گونه  تغییر و  تبدیل  و زیاده  و نقصانی  بر کنار  و  د‌ر امان  است‌)‌.(بروج/21و22)                     

این  امر  پیام  می‌دهد که  هر آنچه  قرآن  می‌گو‌ید  و  مقرّر  می‌دارد،  سخن  داورانه  و واپسین  سخن  است‌،  و  قرآن  آخرین  مرجع  در همۀ  امور است‌.

اینها  پیامها  و  اشاره‌های‌ کوتاهی  از  پرتوهای  این  سوره  و  جولانگاه‌های  بس  فراخ  آن  است‌،  و دیباچۀ  نشان  دادن  مفصّل  این  پرتوها  را  تهیّه  و  تدارک  می‌بیند:

*

(وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الْبُرُوجِ (١)وَالْيَوْمِ الْمَوْعُودِ (٢)وَشَاهِدٍ وَمَشْهُودٍ) (٣)

سوگند به ‌آسمان‌ کـه ‌دارای  برجها و باروها  است‌. و  سوگند  به  روز  وعده  داده  شده  (‌برای  حساب  و  کتاب  و  سزا  و  جزا)‌!  و سوگند  به ‌هر که  و هر چه  گواهی  دهد  و  به  هر که  و هر چه  مورد  گواهی  قرار  گیرد!.

این  سوره  پیش  از  اشاره‌ کردن  به  رخداد گودال‌،  با  این  نوع  سوگند  می‌آغازد:  به  آسمان  سوگند که  دارای  برجها  و  باروها  است‌.  مراد  از  برجها  و  باروها  یا  ستارگان  بزرگ  است ‌که  انگار  برجها  و  باروهای  بزرگ  آسمان  هستند.  یعنی  انگار  قصرها  و کاخهای  ساخته  و  پرداخته‌اند.  همان ‌گونه  که  فرموده  است‌:

(  و السّماءَ  بَنَیناها  بأ‌یدٍ  وَ  أنّا  لموسعُو‌نَ  )  .

ما  آسمان  را  با  قدرت  بنا  ساخته‌ایم  و  همواره  آن  را  وسعت  می‌بخشیم‌. (ذاریات/47) 

همچنین  فرموده  است‌:

(أ أنتُم ‌أشَدّ  خَلفاً‌  أم  السّما‌ءُ  ‌بَناها؟  .  .  )  .

(‌ای  منکران  معاد!)  آیا  آفرینش  (‌مجدّد  پس  از  مرگ‌)  شما  سخت‌تر  است  یا  آفرینش  آسما‌ن  که  خدا  آن  را  (‌با  این  همه  عظمت  سرسام‌آور  و  نظم  و  نظام  شگفت‌،  بالای  سرتان  همچون  کاخی‌)  بنا  نهاده  است‌؟  ... (‌نازعات‌/27‌) 

 یا  این