  مژدۀ  سیاهی  بدیشان  داده  شده  است  تا  از  مژدۀ  بدفرجام  مستثنی  شوند.  امّا  تعبیر  سخن  بدین  شکل  و  شیوه  بیشتر و بهتر آگاهی  و  بیداری  می‏بخشد  و  خوبتر  انشان  را  متوجّه  چیز  جدا  شده  و  مستثنی ‌گردیده  می‏‎گرداند  و  مستثنی  را  پدیدارتر  و آشکارتر  می‌نمایاند.

پاداش  ناگسستنی  و  پایان‌ناپذیرفتنی‌،  پاداش  دائمی  و  قطع  نشدنی  است‌،  آن  هم  در  سرای  ماندگاری  و  جاویدانی !‌.  .

با  این  آهنگ‌ کوتاه  قاطعانه‌،  این  سوره  به  پایان  می‌آید،  سوره‌ای‌ که  دارای  عبارتهای ‌کوتاه‌،  امّا  برخوردار  از  فاصله‌ای  دور  و  دراز  در  جولانگاه‌های  جهان  بیرون  و  جهان  درون  است‌.

*
------------------------------------------------
[1] بخاری‌ و مسلم ‌و ترمذی‌ و نسائی آن را استخراج ‌کرده اند.  
[2] امام احمد  با اسنادی ‌که دارد آن‌ را از عبدالله پسر زبیر و او آن‌ را از عائشه روایت کرده است‌. حدیث صحیحی است بنا به شرط مسلم‌. مسلم آن را  استخراج نکرده است‌.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:223.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:224.txt">قسمت دوم</a></body></html>سورۀ ‌بروج  مکّی  و  ٢٢  آیه  است  
بسم  الله  الرحمن  الرحيم  

(وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الْبُرُوجِ (١)وَالْيَوْمِ الْمَوْعُودِ (٢)وَشَاهِدٍ وَمَشْهُودٍ (٣)قُتِلَ أَصْحَابُ الأخْدُودِ (٤)النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ (٥)إِذْ هُمْ عَلَيْهَا قُعُودٌ (٦)وَهُمْ عَلَى مَا يَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِينَ شُهُودٌ (٧)وَمَا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلا أَنْ يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ (٨)الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ (٩)إِنَّ الَّذِينَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمْ عَذَابُ الْحَرِيقِ (١٠)إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْكَبِيرُ (١١)إِنَّ بَطْشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ (١٢)إِنَّهُ هُوَ يُبْدِئُ وَيُعِيدُ (١٣)وَهُوَ الْغَفُورُ الْوَدُودُ (١٤)ذُو الْعَرْشِ الْمَجِيدُ (١٥)فَعَّالٌ لِمَا يُرِيدُ (١٦)هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْجُنُودِ (١٧)فِرْعَوْنَ وَثَمُودَ (١٨)بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي تَكْذِيبٍ (١٩)وَاللَّهُ مِنْ وَرَائِهِمْ مُحِيطٌ (٢٠)بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِيدٌ (٢١)فِي لَوْحٍ مَحْفُوظٍ) (٢٢)

این  سورۀ ‌کوتاه  حقائق  عقیده  و  ارکان  جهان‌بینی  ایمانی  را  عرضه  می‌دارد  .  .  .کارهای  بزرگی  را  نشان  می‌دهد،  و  پیرامون  آنها  پرتوهای  نیرومندی  می‌اندازد.  پرتوهائی  که  تا  دور دستها  را  فرامی‌گیرند  و  روشن  می‌کنند.  گذشته  از  معانی  و  حقائق  مستقیمی  که  آیات  این  سوره  بیان  می‌دارند،  تا  بدانجا که  هر  آیه‌ای  -  و  چه  بسا  هر  واژه‌ای  در  آیه  -  دریچه‌ای  را  روبروی  جهان  فراخی  از  حقیقت  بازمی‌گرداند.

موضوع  مستقیم  و  بدون  واسطه‌ای‌ که  این  سوره  از  آن  سخن  می‌گوید،  حادثۀ  اصحاب  الأخدود،  یا  صاحبان  گودال  شکنجه  است  .  .  .  موضوع  این  است ‌که  جماعتی  از  مؤمنان  پیش  از  اسلام  -‌ گویا  مسیحیان  یگانه‌پرست  بوده‌اند  -‌ گرفتار  دشمنان  خود  می‌گردند،  دشمنانی  که  سرکش  و  سنگین‌ دل  و  شروری  بوده‌اند.  از  مؤمنان  خواسته‌اند  عقیدۀ  خود  را  رها کنند  و  به  تـرک  آئین  خویش  بگویند.  امّا  مؤمنان  نمی‌پذیرند  و  سخت  به  عقیدۀ  خود  چنگ  می‌زنند.  این  کار  باعث  می‌گردد  سرکشان‌ گودالی  را  در  زمین  بکنند،  و  در  آن  آتش  بیفروزند. گروهی  از  مؤمنان  را  در  آن  می‌اندازند.  مؤمنان  می‌سوزند  و  می‌میرند،  در  برابر  دیدگان  دسته‌ها  و  جماعتهائی ‌که  سرکشان  چیره  آنان  را گرد  آورده‌اند  تا  نقش  زمین  شدن  جماعت  مؤمنان  را  بدین  شیوۀ  زشت  مشاهده‌ کنند  و  سرکشان  از  دیدن  صحنۀ  سوختن  خوش  بشوند  و  بدان  سرگرم‌ گردند،  سوختن  آدمیزادگان  مؤمن‌:  

(وَمَا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلا أَنْ يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ) (٨)

شکنجه‌گران  هیچ  ایرادی  و  عیبی  و  جرمی  بر  مؤمنان  نمی‌دیدند  جز  این  که  ایشان  به  خداوند  قادر  و  چیره‌،  و  شایستۀ  هر گونه  ستایشی‌،  ایمان  داشتند!.(‌بروج‌/8) 

 این  سوره  با  سوگند  می‌آغازد:

(وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الْبُرُوجِ (١)وَالْيَوْمِ الْمَوْعُودِ (٢)وَشَاهِدٍ وَمَشْهُودٍ (٣)قُتِلَ أَصْحَابُ الأخْدُودِ) (٤)

سوگند  به  آسمان  که  دارای  برجها  و  باروها  است‌!  و  سوگند  به  روز  وعده  داده  شده  (‌برای  حساب  و  کتاب  و  سزا  و  جزا!)‌.  و  سوگند  به  هر که  و  هر چه  گواهی  دهد  و  به  هر که  و  هر چه  مورد  گواهی  قرار  گیرد!  صاحبان  گودال  شکنجه‌،  (‌به  عذاب  خدا  و  کیفر  اعمال  خود  گرفتار  آمدند  و)  نابود  گشتند.(بروج/1-4)                              

بدین  وسیله  این  سوره  میان  آسمان  و  برجها  و  باروهای  بزرگ  موجود  در  آن‌،  و  میان  روز  وعده  داده  شده  و  رخدادهای  بزرگ  آن‌،  و  میان  مجموعه‌های  زیادی  که  در  آن  روز  می‏بینند  و گواهی  می‌دهند  و  میان  رخدادهائی‌ که  در  آن  روز  دیده  می‌شوند  و  مورد  گواهی  قرار  می‌گیرند،  ارتباط  برقرار  می‌کند.  میان  همۀ  اینها  و  میان  بلائی ‌که  آسمان  بر  سر  ستمگران  می‌آورد  و  از  ایشان  انتقام  می‌گیرد،  پیوند  می‌دهد.

سپس  صحنۀ  دردناکی  را  در  اشاره‌های  گذرائی  عرضه  می‌دارد،  و  زشتی  رخداد  را  به  عقل  و  شعو‌ر  بدون  شرح  و  بسط  به  ودیعت  می‌سپارد  .  .  .  در کنار  آن  اشاره  می‌کند  به  عظمت  عقیده‌ای ‌که  پرفتنه  و  آشوب  مردمان  - ‌هر چند که  سخت  و  شدید  هم  بوده  است  -‌ پیروز  و  چیره‌ گردیده  است‌،  و  بر  آتش  غلبه‌ کرده  است‌،  و  بر  خود  زندگی  غالب  آمده  است‌،  و  به  اوجی  رسیده  است‌ که  آن  اوج  انسان  را  در  میان  همۀ  نسلها  بزرگی  می‏بخشد  و  والائی  عطاء  می‌گرداند.  همچنین  اشاره  دارد  به  زشتی  و  پلشتی  چنان  کاری ‌که  نسبت  به  چنان  مؤمنانی  انجام  پذیرفته  است‌.  اشاره  می‌شود  به  ستم  و  بدی  و  پستی  کاری‌ که  صورت ‌گرفته  است‌،  در کنار  آن  اوج  و  والائی  و  بیگناهی  و  پاکی‌ای‌ که  مؤمنان  داشته‌اند:

(النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ (٥)إِذْ هُمْ عَلَيْهَا قُعُودٌ (٦)وَهُمْ عَلَى مَا يَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِينَ شُهُودٌ) (٧)

گودال  پر  از  آتش  و  دارای  هیمه  و  افروزینۀ  فراوان‌.  وقتی  آنان  بر  کنارۀ  گودال  آتش  (‌به  نظاره‌گری  سوختن  و  جزغاله  شدن  مؤمنان‌)  نشسته  بودند.  و  ایشان  چیزی  را  تماشا  می‌کردند  که  بر  سر  مؤمنان  می‌آوردند.(بروج/5-7)

بعد  از  آن  پیروهای  پیاپی‌ کوتاهی  به  میان  می‌آید،  پیروهائی ‌که  دربرگیرندۀ  آن  چنان  امور  بزرگی  در  بارۀ  دعوت  و  عقیده  و  جهان‌بینی  اصیل  ایمانی  هستند:  

اشاره  به  سلطنت  یزدان  در  آسمانها  و  زمین‌،  و  حضور  