ود  برمی‏گردد.  و  امّا  کسی  که  از  پشت  سر  نامۀ  اعمالش  بدو  داده  شود،  مرگ  را  فریاد  خواهـد  داشت  و  هلاک  خود  را  خواهد  طلبید،  و  به  آتش  سوزان  دوزخ  در خواهد  آمد  و  خواهد  سوخت‌.  این  بدان  خاطر  است  که  در  میان  خانواده  و  کسان  خود  (‌در  جهان‌،  سرمست  از  شهوات  و  لذائذ  حیوانی‌،  و)  مسرور  (‌از  کفر  و  گناه  خویش‌)  بـوده  است‌،  و  او  گمان  می‌برده  است  که  وی  هرگز  (‌به  سوی  خدا  برای  حساب  و  کتاب‌)  باز نخواهد  گشت‌!  (‌زهی  خیال  باطل‌!)  آری  که  (‌او  زنده  می‏‎گردد  و  به  سوی  پروردگارش  برمی‏گردد  و)  پروردگارش  او  را  دیده  است  و  آگاه  از  (‌احوال  و  افعال  و  اقوال‌)  او  بوده  است  (‌و  در  لحظه  لحظۀ  زندگیش  وی  را  پائیده  است‌)‌.  (‌انشقاق‌/6-15)  

بند  و  بخش  سوم  صحنه‌های  حاضر  هستی  را  نشان  می‌دهد،  صحنه‌هائی  که  چیزهائی  را  نشان  می‌دهد  که  حسّ  و  شعور  «‌انسان‌«  آنها  را  درک  و  فهم  می‌کند،  و  پیام  ویژۀ  خود  را  دارند  و  بر  اندیشه  و  تدبیر،  و  اندازه‌گیری  و  تقدیر  دلالت  می‌نماید.  با  سوگندی  که  بدان  خورده  می‌شود  اشاره  می‌شود  بدین  امر که  مردمان  به  احوال  و  اوضاعی  درمی ا‌فتند که  مقرّر گردیده  است  و  تدبیر  آنها  رفته  است‌،  و  آنان  هیچ‌ گونه‌ گریزی  و گزیری  از  دیدن  آنها  و  رسیدن  بدانها  و گرفتار  آمدن  بدانها  ندارند:

(فَلا أُقْسِمُ بِالشَّفَقِ (١٦)وَاللَّيْلِ وَمَا وَسَقَ (١٧)وَالْقَمَرِ إِذَا اتَّسَقَ (١٨) لَتَرْكَبُنَّ طَبَقًا عَنْ طَبَقٍ) (١٩)

سوگند  به  شفق‌!  و  سوگند  به  شب  و  هر آنچه  که  فرامی‌گیرد  و  زیر  تاریکی  خود  جمع  می‏‎گرداند!  و  سوگند  به  ماه‌،  بدان  گاه  که  (‌بدر  کامل  می‌شود  و  نور  و  شکل  آن‌)  جمع  و  جور  می‏‎گردد!  قطعاً  مراتب  و  حالات  مختلفی  را  یکی  پس  از  دیگری  (‌در  مسیر  زندگی  دنیوی‌)  طیّ  خواهید  کرد  و  با  اوضاع  و  احوال  گوناگونی  (‌در  آخرت‌)  روبرو  خواهید  شد.  (‌از  قبیل‌:  کودکی  و  جوانی  و  پیری‌،  سلامت  و  بیماری‌،  خوشی  و  ناخوشی‌،  زندگی  و  مرگ،  برزخ  و  رستاخیز  و  قیامت‌،  و  .  .  .)‌.   (‌انشقاق/16-19)  

آن‌ گاه  واپسین  بند  و  بخش  سوره  درمی‌رسد،  و  در آن  از  حال  مردمانی  اظهار  شگفت  می‌شود که  ایمان  نمی‌آورند.  این‌،  حقیقت‌ کار  ایشان  است‌،  همان‌ گونه  که  در  دو  بند  و  بخش  پیشین‌ گذشت‌.  سرانجام‌ کار  ایشان  و  پایان  دنیای  آنان  هم  همین  است ‌که  در  سرآغاز  این  سوره  آمده  است‌:

(فَمَا لَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ (٢٠)وَإِذَا قُرِئَ عَلَيْهِمُ الْقُرْآنُ لا يَسْجُدُونَ) (٢١)

ایشان  را  چه  شده  است  که  ایمان  نمی‌آورند؟  و  هنگامی  که  قرآن  بر  آنان  خوانده  می‌شود  (‌در  برابر  صاحب  قرآن  و  پروردگار  زمین  و  آسـمان  به  خاک  مذلّت  و  بندگی  نمی‌افتند  و)  کرنش  نمی‌برند؟‌. (‌انشقاق‌/20و21)  

آن‌ گاه  بیان  می‌شود که  یزدان  مطّلع  است  از  آنچه  در  دلها  و  درونهایشان  نهان  می‌دارند‌.  همچنین  ایشان  تهدید  می‌گردند  به  سرانجام  و  سرنوشتی‌ که  قطعی  و  حتمی  است  و  بدان  می‌رسند  و گرفتار  می‌آیند:

(بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا يُكَذِّبُونَ (٢٢)وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا يُوعُونَ (٢٣)فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ (٢٤)إِلا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ) (٢٥)

بلکه  کافران  (‌به  سبب  تعصّب  و  تقلید  کورکورانـه  از  نیاکان‌،  و  حفظ  منافع  مادی‌،  و  کسب  آزادی  برای  اشباع  هوسهای  اهریمنانه‌،  آیات  الهی  و  رستاخیز  و  بهشت  و  دوزخ  را)  تکذیب  می‌دارند  و  دروغ  می‌شمارند.  خداوند  به  خوبی  مـی‌داند  که  آنان  چه  چیزهائی  (‌از  کینه  و  دشمنیها  بر  ضدّ  اسلام  در  درون  دلهای  خود)  نگاه  می‌دارند.  پس  ایشان  را  به  عذاب  دردناکی  مژده  بده‌!  لیکن  کسانی  که  ایمان  آورده‌اند  و  کارهای  شایسته  انجام  داده‌اند،  آنان  دارای  پـاداش  ناگسستنی  و  پایان ‌ناپذیرفتنی  هستند.                            (انشقاق‌/22-25)  

*
این  سوره  دارای  آهنگ  آرام  و  دلپذیری  است‌.  از  پیام  بزرگ  و  سترگی  برخوردار  است‌.  این  طبیعت  و  سرشت  بر  این  سوره  چیره  است  حتّی  در  وقتی ‌که  از  صحنه‌های  دگرگونیهای ‌کیهانی  و  تغییرات  جهانی  صحبت  می‌دارد،  دگرگونی‏ها  و  تغییراتی‌ که  سورۀ  تکویر  در  فنای  طوفانی  آنها  را  نشان  داده  است‌.  سورۀ  انشقاق  سوره‌ای  است‌ که  در  آن  لهجۀ  بینش ‌بخش  و آگاه‌ساز  دلسوز  مهربانی  است‌. گام  به‌ گام  دست  انسان  را  می‏‎گیرد،  و  آسوده  و  آسان  او  را  جلو  می‏‎برد.  پیام  آرام  ژرفی  دارد.  در  آن  این  چنین  خطاب  می‌شود‌!

(يَا أَيُّهَا الإنْسَانُ!).  هان‌!  ای  انسان‌!.

در  این  چنین  خطابی ‌گذشته  از  بیدارباش  و  هو‌شیار باش‌،  دلها  و  درونها  به  جوش  و  خروش  انداخته  می‌شود.

این  سوره  با  پیاپی  بودن  بخشها  و بندهایش  به  این  شکل  و  شیوه‌،  دل  انسان  را  در  جولانگاه‌ها  و کرانه‌های  جهانی  و  انسانی  به ‌گردش  و  چرخش  می‏‎برد،  و  پیاپی  آمدن  هدفدار  و  معلوم  و  مقصودی  را  دنبال  می‌کند  .  .  .  با  صحنۀ  تسلیم ‌کیهانی  می‌آغازد.  به  پسودۀ  دل  «‌انسان‌«  می‌پردازد.  آن‌ گاه  از  صحنۀ  حساب  و کتاب  و  سزا  و  جزا  سخن  می‌راند.  پس  از  آن  به  صحنۀ  جهانی‌ کنونی  و  پدیده‌های  الهام‌ بخش  آن  می‌پردازد.  بعد  از  آن  با  پسودۀ  دیگری  دل  انسان  را  می پساید.  سپس  از  حال ‌کسانی  اظهار  شگفت  می‌نماید  با  وجود  همۀ  اینها  ایمان  نمی‌آورند!  آنگاه  از  عذاب  و  عقاب  دردناک  می‌ترساند  و  بیم  می‌دهد،  و  مؤمنان  را  مستثنی  می‌سازد  و  بدیشان  مژدۀ  پاداش  بدون  منّت  و  قطع  ناشدنی  را  می‌دهد.

همۀ  این  جولانگاه‌ها  و گردشها  و  چرخشها  و  اشاره‌ها  و  پیامها  و  پسوده‌ها،  در  سورۀ ‌کوتاهی  از  آنها  سخن  رفته  است‌ که  از چند  سطر بیشتر  نیست  .  .  .  این  هم  چیزی  است ‌که  جز  در  این ‌کتاب  شگفت  و  شگرف  سابقه  ندارد،  و  سراغ  آن ‌گرفته  نمی‌شود!  زیرا  این  اهداف  مشکل  است  جز  در گسترۀ  فراخی  بدانها  دست  یافت  و  آنها  را  نگاشت‌،  و  با  این  قدرت  و  قوّت  و  با  این  تأثیر  عجیب  آنها  را  اداء  و  بیان‌ کرد  .  .  .  امّا  این  قرآن  است  و  آمادۀ  ذکر کردن  مطالب  و  مقاصد  به گونۀ  ساده  و  آسان  برای  انسان  است‌.  دلها  را  بدون  واسطه  از  دریچه‌های  نزدیک  نداء  درمی‌دهد  و  با  شیوه‌های  عجیب  با  آنها  به  سخن  درمی‌آید  .  .  .  این  رنگ  و روئی  است ‌که  آن  را  خداوند  بس  آگاه  و  بس  دانا  داده  است!

*
(إِذَا السَّمَاءُ انْشَقَّتْ (١)وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ (٢)وَإِذَا الأرْضُ مُدَّتْ (٣)وَأَلْقَتْ مَا فِيهَا وَتَخَلَّتْ (٤)وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ) (٥)

هنگامی  كه  آسمان  می‌شکافد،  و  فرمان  پروردگارش  را  می‌برد،  و  چنین  هم  می‌سزد  و حقّ ‌هم  همین  است‌.  و  هنگ