انند که خدا می‌داند. پس باید پرده از حقائق برای ایشان برداشته شود تا آن حقائق را بدانند و بدانها آشناگردند و از آنها یقین و اطمینان پیداکنند، و آن‌گاه ا‌ز آنها بهره‌برداری نمایند و سود ببرند.

امتحان و آزمون در خوشی و ناخوشی‌، با داشتن و فراچنگ آوردن و نداشتن و از دست دادن‌، سود و زیان‌، نعمت و عدم نعمت‌،‌گشایش و آسایش و به تنگنا افتادن وگرفتار آمدن‌، شادی و اندوه‌، و ... همه و همه پرده برمی‏دارند از چیزهائی‌که نهان در دلها و درونهای مردمان است‌، و چیزهائی که چگونگی آنها نامشخص حتی برای صاحبان خودشان است...

مراد از علم و اطلاع خدا از آنچه پس از امتحان و آزمون دلها و درونهای مردمان بدان پی می‏‎برد و معلوم خودشان می‌گردد، تعلق علم و اطلاع خدا به محتویات دلها و درونهای مردمان بدان هنگامی است که محتویات ظاهر و نمودار می‌شود و مردمان آنها را مشاهده می‌نمایند و آشکارا بدانها پی می‏‎برند.

زمانی‌که مردمان چیزهای نهان را به شکل عیان می‏بینند، و آنچه درک و فهم می‌کنند آشکارا پدیدار و نمایان می‌گردد و به نمایش درمی‌آید، در ایشان تاثیر می‌کند و ذهن و شعور و احساس و درون آنان را دگرگون می‌سازد، و زندگیشان را با وسائل و اسباب و علل داخلی در اختیارشان می‌گذارد و در دائره تاب و توانشان قرار می‌دارد. بدین وسیله و بدین‌گونه حکمت خدا در امتحان و آزمون صورت می‌پذیرد و حاصل می آید. 

با وجود این‌، بنده مومن امیدوار است که در معرض امتحان و آزمون خدا قرار نگیرد، و به اعطاء سلامت و رحمت او چشم می‌دوزد. اگر هم امتحان و آزمونی از سوی خدا از او به عمل آمد و به بلا و مصیبتی‌گرفتار آمد، صبر و شکیبائی در پیش می‌گیرد، چراکه بنده مومن می‌داندکه در پشت سر امتحان و آزمون و بلا و مصیبت حکمتی نهفته است‌. تسلیم خواست خدا می‌گردد، و مطمئن است‌که خدا حکمتی در این امتحان و آزمون و بلا و مصیبت دارد. بعد از آن به سلامت و رحمت خدادادی چشم امید می‌دوزد و در انتظار لطف وکرامت او می‌ماند.

از فضیل عابد و زاهد روایت شده است‌که هر وقت او این آیه را می‌خواند، می‌گریست و می‌گفت‌: خداوندا ما را امتحان و آزمایش مفرما و به بلا و مصیبت‌گرفتار منما! چه تو اگر ما را بیازمائی وگفتارمان فرمائی‌، رسوایمان می‌نمائی‌، و پرده را از روی گناهانمان برمی‌داری و عذابمان می‌دهی ...
---------------------------------------------------
[1] - مسلم‌و بخاری آن را از سهل پسر سعد (رضی الله عنه) روایت‌کرده‌اند.
[2] - معنی آیه با توجه به برداشت سید قطب است‌. او جمله «فاولی لهم‌» را اخباری گرفته‌اند نه انشائی‌، و آن را خبر مقدم «طاعه‌» دانسته‌اند. مترجم
[3] - این امر پیش از زمانی بوده است‌که یزدان سبحان جماعتی از منافقان را بدو معرفی فرماید و شناسائی نماید. (‌مولف)سورۀ‌  انشقاق  مکّی  و  25  آیه  است
بسم  الله  الرحمن  الرحيم  

(إِذَا السَّمَاءُ انْشَقَّتْ (١)وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ (٢)وَإِذَا الأرْضُ مُدَّتْ (٣)وَأَلْقَتْ مَا فِيهَا وَتَخَلَّتْ (٤)وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ (٥)يَا أَيُّهَا الإنْسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلاقِيهِ (٦)فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ (٧)فَسَوْفَ يُحَاسَبُ حِسَابًا يَسِيرًا (٨)وَيَنْقَلِبُ إِلَى أَهْلِهِ مَسْرُورًا (٩)وَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ وَرَاءَ ظَهْرِهِ (١٠)فَسَوْفَ يَدْعُو ثُبُورًا (١١)وَيَصْلَى سَعِيرًا (١٢)إِنَّهُ كَانَ فِي أَهْلِهِ مَسْرُورًا (١٣)إِنَّهُ ظَنَّ أَنْ لَنْ يَحُورَ (١٤)بَلَى إِنَّ رَبَّهُ كَانَ بِهِ بَصِيرًا (١٥)فَلا أُقْسِمُ بِالشَّفَقِ (١٦)وَاللَّيْلِ وَمَا وَسَقَ (١٧)وَالْقَمَرِ إِذَا اتَّسَقَ (١٨)لَتَرْكَبُنَّ طَبَقًا عَنْ طَبَقٍ (١٩)فَمَا لَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ (٢٠)وَإِذَا قُرِئَ عَلَيْهِمُ الْقُرْآنُ لا يَسْجُدُونَ (٢١)بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا يُكَذِّبُونَ (٢٢)وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا يُوعُونَ (٢٣)فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ (٢٤)إِلا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ) (٢٥)

این  سوره  می‌آغازد  با  برخی  از  صحنه‌های  دگرگونیهائی  که  در  جهان  هستی  درمی‌گیرد،  همان  دگرگونیهای  جهانی‌ای ‌که  در  سورۀ  تکویر،  و  سپس  در  سورۀ  انفطار،  و  پیشتر  در  سورۀ  نبأ  از  آنها  به  طور  مشروح  و  مفصّل  سخن  رفته  است‌.  امّا  این  دگرگونیها  در  اینجا  قالب  و  سیمای  ویژه‌ای  دارند،  قالب  و  سیمای  تسلیم  خدا  شدن  است ،  تسلیم  شدن  آسمان  و تسلیم  شدن  زمین ، مطیعانه و  فروتنانه  و  سهل  و  ساده‌:

(إِذَا السَّمَاءُ انْشَقَّتْ (١)وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ (٢)وَإِذَا الأرْضُ مُدَّتْ (٣)وَأَلْقَتْ مَا فِيهَا وَتَخَلَّتْ (٤)وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ) (٥)

هنگامی  که  آسمان  می‌شکافد،  و  فرمان  پروردگارش  را  می‌برد،  و  چنین  هم  می‌سزد  و  حقّ  هم  همین  است‌.  و  هنگامی  که  زمین  گسترده  می‌شود  (‌و  با  زدوده  شدن  فرازها  و  نشیبها  و  پستیها  و  بلندیهای  آن‌،  صاف  و  هموار  مـی‌گردد)‌.  و  آنچه  (‌از  خزینه‌ها  و  مرده‌ها)  در  درون  خود  دارد  بیرون  می‌اندازد،  و  (‌از  آنها)  خالی  می‏‎گردد.  و  فرمان  پروردگارش  را  می‌برد،  و  چنین  هم  می‌سزد  و  حقّ  هم  همین  است‌.  (‌انشقاق  1-5)

این  سرآغاز  فروتنانۀ  بزرگوار،  دیباچه‌ای  است  بر‌ای  مخاطب  قرار  دادن  «‌انسان‌«  و  ترس  و  هراس  از  پروردگارش  را  به  دل  او  انداختن‌،  و  بدو کار  و  بار  خودش‌،  و  فرجام  و  سرنوشتی  را  تذکّر  دادن‌ که  در  پیشگاه  پروردگار  بدان  می‌رسد  و  آن  را  می‏‎یابد.  این  ترس  و  هراس  زمانی  به  دل  او  می‌افتد که  سایه ‌روشن  فرمانبرداری  و  فروتنی  و  تسلیم ‌گردیدن  حسّ  و  شعور  را  فرامی‌گیرد،  فرمانبرداری  و  فروتنی  و  تسلیم  گردیدنی ‌که  آسمان  و  زمین  در  صحنۀ  سخت  خوفناکی  به  حسّ  و  شعورش  می‌اندازند:

(يَا أَيُّهَا الإنْسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلاقِيهِ (٦)فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ (٧)فَسَوْفَ يُحَاسَبُ حِسَابًا يَسِيرًا (٨)وَيَنْقَلِبُ إِلَى أَهْلِهِ مَسْرُورًا (٩)وَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ وَرَاءَ ظَهْرِهِ (١٠)فَسَوْفَ يَدْعُو ثُبُورًا (١١)وَيَصْلَى سَعِيرًا (١٢)إِنَّهُ كَانَ فِي أَهْلِهِ مَسْرُورًا (١٣)إِنَّهُ ظَنَّ أَنْ لَنْ يَحُورَ (١٤)بَلَى إِنَّ رَبَّهُ كَانَ بِهِ بَصِيرًا) (١٥)

هان‌!  ای  انسان‌!  تو  پیوسته  با  تلاش  بی‌امان  و  رنج  فراوان  به  سوی  پروردگار  خود  رهسپاری‌،  و  سرانجام  او  را  ملاقات  خواهی  کرد  (‌و  نتیجۀ  رنج  و  تلاش  خود  را  خواهی  دید)‌.  در  آن  وقت‌،  هر کس  نامۀ  اعمالش  به  دست  راستش  داده  شود،  با  او  حساب  ساده  و  آسانی  خواهد  شد،  و  خرّم  و  شادان  به  سوی  کسان  و  خویشان  مؤمن  خ