ره  ماندنها.  پایان  و  فرجام  بدی  است  برای  انسانی ‌که  انسانیّت  خود  را  از  منبع  یگانه‌ای  استمداد  می‌جوید  و  دریافت  می دارد که  پیوند  دارد  با  روحی که  متعلّق  به  پروردگار  بزرگو‌ار  او  است‌.  هر گاه  انسان  از  این‌ منبع  یگانه  محروم  شود  قطعاً  ویژگیهای  خود  را  از  دست  داده  است‌،  ویژگیهائی‌ که  به  انسان  بزرگوار  تعلّق  دارد،  و  به  پلّه‌ای  فرو افتاده  است  و  سرنگون ‌گردیده  است ‌که  با  آن  سزاوار  دوزخ  می‌گردد: 

(ثُمَّ إِنَّهُمْ لَصَالُو الْجَحِيمِ) (١٦)

سپس  آنان  داخل  آتش‌ می‌گردند  و  بدان  می‌سوزند.  گذشته  از  آتش  سوزان‌،  سرزنش  و  سرکوفت  هم  دارند،  سرزنش  و  سر کوفتی‌ که  تلخ‌تر  و  ناگوارتر  از  آتش  سوزان  دوزخ  است‌:

(ثُمَّ يُقَالُ هَذَا الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ) (١٧)

آن  گاه  بدیشان ‌گفته  می‌شود:  این  همان  چیزی  است‌ که  آن ‌را دروغ  می‌نامیدید!.

*
سپس  صفحۀ  دیگری  نشان  داده  می‌شود،  صفحۀ  خوبان  و  نیکو‌کاران‌.  این  هم  شیوۀ  قرآن  است‌ که  اغلب  دو  صفحۀ  متقابل  را  نشان  می‌دهد،  تا  مقابله  میان  دو  حقیقت  و  دو  حالت  و  دو  فرجام‌،  به  تمام  و کمال  صورت  بگیرد:  

(كَلا إِنَّ كِتَابَ الأبْرَارِ لَفِي عِلِّيِّينَ (١٨)وَمَا أَدْرَاكَ مَا عِلِّيُّونَ (١٩)كِتَابٌ مَرْقُومٌ (٢٠)يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ (٢١)إِنَّ الأبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ (٢٢)عَلَى الأرَائِكِ يَنْظُرُونَ (٢٣)تَعْرِفُ فِي وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ (٢٤)يُسْقَوْنَ مِنْ رَحِيقٍ مَخْتُومٍ (٢٥)خِتَامُهُ مِسْكٌ وَفِي ذَلِكَ فَلْيَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ (٢٦)وَمِزَاجُهُ مِنْ تَسْنِيمٍ (٢٧)عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ) (٢٨)

هرگز!  هرگز!  قطعا ً‌نوشتۀ  اعمال  نیکوکاران  در  «‌علّیّین‌«  قرار  دارد.  (‌ای  انشان‌!)  تو  چه  می‌دانی  که  «‌علّیّین‌«  چه  و  چگونه  است‌؟  کتاب  نوشته  شده‌ای  است  (‌که  نشاندار به  علائم  مشخّصه  بوده  و  نوشته‌هایش  خوانا  و  گویا  است‌)‌.  فرشتگان  مقرّب  (‌برای  نوشتن  مطالب‌)  در  آنجا  حضور به  هم  می‌رسانند.  بی‏گمان  نیکان  در  میان  انواع  نعمتهای  فراوان  بهشت  بسر  خواهند  برد.  بـر  تختهای  مجلّل  (‌بهشتی‌)  تکیه  می‌زنند  و (‌به  زیبائیها  و نعمتهای  بسیار  آنجا)  می‏نگرند.  (‌هر گاه  بدیشان  بنگری‌)  خوشی  و خرّمی  و  نشاط  نعمت  را  در  چهره‌هایشان  خواهی  دید.  به ‌آنان ‌از شراب  زلال  و خالصی  داده  می‌شود  که  دست  نخورده  و  سـربسته  است‌.  مهر  و  دربند  آن  از  مشک ‌است  (‌و با  دست  زدن  بدان‌،  بوی  عطر مشک  در  فضا  پراکنده  می‌شود)‌.  مسابقه‌ دهندگان  باید  برای  به  دست ‌آوردن  این  (‌چنین‌ شراب  و سائر نعمتهای  دیگر  بهشت‌)  با  همدیگر  مسابقه  بدهند  و  بر  یکدیگر  پیشی  بگیرند. آمیزۀ  آن‌،  تسنیم  است‌.  تسنیم  چشمه‌ای  است  که  مقرّبان  (‌بارگاه  یزدان‌)  از آن  می‌نوشند.

واژۀ  «‌کلّا»  در  سرآغاز  این  بند  و  بخش  برای  بازداشتن  و  منع‌ کردن  است‌.  بازداشتن  و  منع‌ کردن  از  تکـذیب  نمودن  و  دروغ  نامیدنی ‌که  ذکر گردیده  است‌،  در  این  فرموده‌:

(ثُمَّ يُقَالُ هَذَا الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ) (١٧)

آن  گاه  بدیشان  گفته  می‌شود:  این  همان  چیزی  است  که  آن  را  دروغ ‌می‌نامیدید.

با  این  فرمودۀ ‌»‌کلّا»  هم  بر آن ‌پیروی  می‌زند.  آن ‌گاه‌ در  بارۀ  خوبان  و نیکو‌کاران  با  حزم  و  جزم  و تأکید  و توکید  سخن  می آغازد.

اگر کتاب  فجّار و  بزهکاران  و  بدان  در  ‌»‌سجّین‌«  است‌،  کتاب  ابرار  و  نیکو‌کاران  و  خوبان  در  «‌علّیّین‌«  است  .  .  .  ابرار  و  نیکو‌کاران  و  خوبان،  مطیعان  اوامر  یزدان  و  انجام ‌دهندگان  هر گو‌نه  خوبی  و  نیکی  هستند.  ابرار  در  مقابل  فجّار  قرار  دارند،  فجّار  سرکشان  از  اوامر  یزدان  و  متجاوزان  از  حدود  و  ثغو‌ر  احکام  شریعت  هستند  .  .  .  واژۀ  «‌علّیّین‌«‌[2]  پیام  والائی  و  اوج  را  در  بر  دارد.  از  این  واژه  می توان‌ گفت  واژۀ  «‌سجّین‌«  معنی  پستی  و  پلشتی  و پائین  بودن  و  سقو‌ط‌ کردن  را  در  بر دارد  .  .  .  آنگاه  با  پرسشی  بر  آن  پیرو  می‌زند،  پرسشی‌ که  معمولاً  برای  ناشناخته  داشتن  و  بیم  دادن  است‌:

(وَمَا أَدْرَاكَ مَا عِلِّيُّونَ؟) (١٩) 

(‌ای  انسان‌)  تو چه  می‌دانی  که  «‌علّیّین‌«  چه  و  چگونه  است‌؟‌.

«‌علّیّین‌«  چیزی  است  فراتر  از  علم  و  دانش  و  درک  و  فهم!  از  این  سایه ‌روشن  الهام ‌بخش  می‌پردازد،  و  به  بیان  حقیقت ‌کتاب  ابرار،  یعنی  خوبان  و  نیکو‌کاران  می‌پردازد  ...  علّیّین‌:

(كِتَابٌ مَرْقُومٌ (٢٠)يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ) (٢١)

کتاب  نوشته  شده‌ای  است  (‌که  نشاندار به  علائم  مشخّصه  بوده  و نوشته‌هایش ‌‌خوانا و گویا است‌)‌.  فرشتگان  مقرّب  (‌برای  نوشتن  مطالب‌)  در  آنجا  حضور  به  هم  می‌رسانند.

معنی  واژۀ  «‌مرقوم‌«  قبلاً ذکر  شد.  در  اینجا  بر  آن  اضافه  می‌شود که  فرشتگان  مقرّب  بر  این ‌کتاب  حاضر  می‌شوند  و  آن  را  می‏بینند.  بیان  این  حقیقت  در  اینجا  سایه ‌روشن  ارزشمند  پاک  والائی  را  بر کتاب  ابرار،  یعنی  خوبان  و  نیکو‌کاران  می‌افکند. کتاب  خوبان  و  نیکو‌کاران  مورد  بازدید  و  مشاهدۀ  فرشتگان  مقرّب  قرار  می‌گیرد.  به  دیدن  آن  می‌آیند  و  از  رؤیت  اعمال  و  صفات  ارزشمند  پسندیدۀ  آنان  لذّت  می‌برند!  این  سایه‌ روشن  ارجمند  و  ارزشمند  و  لطیف  و  ظریفی  است  و  برای  تکریم  و  تعظیم  ذکر  می‌گردد  و  جنبۀ  بزرگداشت  را  دا‌رد.

آن ‌گاه  در  بارۀ  خود  نیکان  و  نیکو‌کاران  سخنی  می‌رود،  نیکان  و  نیکو‌کارانی ‌که  این ‌کتاب  ارجمند  و  ارزشمند  را  دارند.  از  نعمتهائی  سخن ‌گفته  می‌شود که  نیکان  و  نیکو‌کاران  در  آن  روز  بزرگ  دارند  و  در  آن  هستند:  

(إِنَّ الأبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ) (٢٢)

بی‏گمان  نیکان  در  میان  نعمتهای  فراوان  بهشت  بسر  خواهند  برد.

این  نعمتها  در  مقابل  دوزخی  است ‌که  بدان  و  بزهکاران  کارشان  بدان  می‌انجامد.

(عَلَى الأرَائِكِ يَنْظُرُونَ) (٢٣)

بر  تختهای  مجلّل  (‌بهشتی‌)  تکیه  می‌زنند  و  (‌به  زیبائیها  و  نعمتهای  بسیار  آنجا)  می‏نگرند.

یعنی  آنان  مورد  احترام  و  بزرگداشت  هستند.  هر گونه‌ که  بخواهند  و  هر کجا  را که  بخواهند  می‌توانند  بنگرند  و  ببینند.  بدیشان  تحقیر  و  توهین  نمی‌شود.  بر  اثر  خواری  و  رسوائی  سر  به  زیر  نمی‌اندازند  و  چشمانشان  را  به  زیر  نمی‌افکنند.  و  به  خاطر  رنج  و  زحمت  از  نگاه ‌کردن  و  نگریستن  باز نمی‌ایستند  .  .  .  آنان  بر  روی  تختها  و  سریرهای  موجود  در  سراپرده‌ها  می‌نشینند.  نزدیک‌ترین  چیزی‌ که  متبادر  به  ذهنمان  شود  و  آن  را  به  تصویر  بکشد  چیزی  است ‌که  بدان  «‌پشّه‌بند»  یا  «‌ خانۀ  عروس‌«  می‌گوئیم‌.  پشّه‌بند  یا  خانۀ  عروس‌،  شکل  دنیو