ردمان‌ در پیشگاه  پروردگار  جهانیان  (‌برای  حساب  و  کتاب‌)  برپا  می‌ایستند.

کار  و  بارشان  موجب  شگفت  است‌.  چه  تنها گمان  بردن  زنده  شدن ‌در آن  روز بزرگ‌،  روزی ‌که  مردمان ‌تک  و  تنها  و  بدون هر گونه  قدرت  و  توانـی  در  پیشگاه  پروردگار  جهانیان  برپای  می‌ایستند،  در  آن  روز  نه  سروری  جز  خدا  برایشان  است‌،  و  به  چیزی  جز قضاوت  یزدان  در  بارۀ  خودشان  چشم  نمی‌دوزند،  و  می‌دانند  برای  ایشان  جز  خدا  سرپرست  و  مددکاری  نیست‌،  برای  آنان  بس  است‌ که  ایشان  را  از کاستن  و کم  دادن‌،  و  از  خوردن  اموال  مردمان  به  ناحق  و  به  باطل،  و  از  بکار  بردن ‌سلطه  و قدرت  در راه  ظلم  به  مردمان  و کاستن  از  حقّشان  در  معامله‌،  بازدارد  .  .  .  امّا  آنان  راه‌ کاستن  و کم  دادن  را  در  پیش  می‏‎گیرند  و  بدین  راه  ادامه  می‌دهند،  انگار گمان  نمی‌برند که  ایشان  زنده  می‌گردند!  این  هم  کار شگفتی  است‌،  و  امر  عجیب  و غریبی  است‌!

*یزدان  سبحان  در  بند  و  بخش  نخست‌،  ایشان  را  کاهندگان  نام  داده  است‌،  ولی  در  بند  و  بخش  دوم  ایشان  را  بدان  و  بزهکاران  نام  می‌دهد.  چرا که‌ کاستن  ایشان  را  به  میان  بدان  و  بزهکاران  می‏‎برد  و  از  زمرۀ  آنان  می‌سازد.  آنگاه  از  این  بدان  و  بزهکاران  سخن می گوید.  بیان  می‌دارد  در  پیشگاه  خدا  چه  چیز  بشمار  می‌آیند  و  چه  ارزش  و  اعتباری  دارند.  حال  و  احوالشان  در دنیا  چگونه  است ‌و چگو‌نه  خواهد  شد،  و در روز  بزرگ ‌که  زنده  می‌گردند  چه  چیز  در  انتظارشان  است‌. 

(كَلا إِنَّ كِتَابَ الْفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ (٧)وَمَا أَدْرَاكَ مَا سِجِّينٌ (٨)كِتَابٌ مَرْقُومٌ (٩)وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ (١٠)الَّذِينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ (١١)وَمَا يُكَذِّبُ بِهِ إِلا كُلُّ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ (١٢)إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آيَاتُنَا قَالَ أَسَاطِيرُ الأوَّلِينَ (١٣)كَلا بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِمْ مَا كَانُوا يَكْسِبُونَ (١٤)كَلا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ (١٥)ثُمَّ إِنَّهُمْ لَصَالُو الْجَحِيمِ (١٦)ثُمَّ يُقَالُ هَذَا الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ) (١٧)

هرگز!  هرگز!  مسلّماً  نوشتۀ  اعمال  بزهکاران  و  بدکاران  در  «‌سجّین‌«  قرار دارد.  (‌ای  انسان‌!)  تو  چه  می‌دانی  کـه  «‌سجّین‌«  چه ‌و چگونه ‌است‌؟  کتاب  نوشته ‌شده‌ای  است  (‌که  نشاندار  به  علائم  مشخّصه  بوده  و  نوشته‌هایش  خوانا  و  گویا  است‌)‌.  در  آن  روز  وای  به  حال  دروغ‌ نامندگان  (‌قیامت  و  سزا  و  جزای  آخرت‌!)‌.  آن  کسانی  که  روز  سزا  و  جزای  (‌قیامت‌)  را  دروغ  می‌نامند.  روز سزا  و جزا  را  دروغ ‌‌نمی‌نامند مگر آن‌ کسانی  که  در  بدکاری  از  حدّ  بگذرند  و  بسیار  بزهکار  باشند.  آن  کسانی  که  چـون  آیات  ما  بـر  آنان  خوانده  می‌شود  می‌گویند:  افسانه‌های  پیشینیان  است‌.  هرگز!  هرگز!  اصلاً  کردار  و  تلاش  (‌پلشت  و  زشت‌)  ایشان  دلهایشان  را  زنگ ‏‏زده  کرده  است  (‌و  همچون  زنگاری  بر  قلوبشان  نشسته  است  و  سوراخهای  هدایت  را  بر  روی  ایشان  بسته  است‌)‌.  هرگز!  هرگز!  قطعاً  ایشان  در  آن  روز  (‌بـه  سبب  کارهائی  که  کرده‌اند)  از  (‌رحمت‌)  پروردگارشان  محروم  و  (‌از  بارگاه  قرب  و  منزلت  آفریدگارشان‌)  مطرودند.  سپس  آنان  داخل  آتش  دوزخ  می‌گردند  و  بدان  می‌سوزند.  آن گاه  بدیشان  گفته  می‌شود:  این  همان  چیزی  است  که  آن  را  دروغ  می‌نامیدید.

آنان ‌گمان  نمی‌برند که  برای  روز  بزرگی  زنده  می‌گردند  .  .  .  قرآن  ایشان  را  از  این  بازمی‌دارد  و  می‌راند‌.  برایشان  مؤکّدانه  می‌گوید که  آنان‌ کتابی  دارند که  در  آن  پندار  و کردار  و گفتارشان  نوشته  می‌شود  و  به  حسابشان ‌گرفته  می‌گردد  .  .  .  جایگاه  این‌ کتاب  را  برای  تأکید  بیشتر  مشخّص  می‌کند.  ایشان  را  به  واویلا  سر  دادن  و  شیون  نمودن  در  آن  روزی  تهدید  می‌کند که  کتاب  نوشته  شدۀ  آنان  در  آن  نشان  داده  می‌شود:

(كَلا إِنَّ كِتَابَ الْفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ (٧)وَمَا أَدْرَاكَ مَا سِجِّينٌ (٨)كِتَابٌ مَرْقُومٌ (٩)وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ) (١٠)

هرگز!  هرگز!  مسلّماً  نوشتۀ  اعمال  بزهکاران  و  بدکاران  در  «‌سجّین‌«  قرار  دارد.  (‌ای  انسان‌!)  تو  چه  می‌دانی  که  «‌سجّین‌«  چه  و  چگونه  است‌؟  کتاب  نوشتـه  شده‌ای  است  (‌که  نشاندار  به  علائم  مشخّصه  بوده  و  نوشته‌هایش  خوانا  و  گویا  است‌)‌.  در  آن  روز  وای  بـه  حـال  دروغ‌نامندگان  (‌قیامت  و  سزا  و  جزای  آخرت‌!)‌.

فجّار  یا  بزهکاران  و  بدکاران ‌کسانیند که  در  نافرمانی  و  گناهکاری  از  حدّ  می‏‎گذرند.  واژۀ  فجّار  از  لحاظ  واژگانی  این  معنی  را  پیام  می‌دهد. کتاب  آنان  دفتر  بایگانی  اعمالشان  است‌.  ما  نمی‌دانیم  چگونه  است  و  ماهیّت  آن  کدام  است‌،‌ و  بدین  امر  هم  موظّف  و  مکلّف  نشده‌ایم‌.  این  امر،  غیب  بشمار  است  و  ما  از  آن  جز  آن  مقدار  را  نمی‌دانیم‌ که  صاحب  آن  به  ما  در  باره‌اش  خبر  داده  است‌.  آنچه  می‌دانیم  این  است‌ که  دفتر  بایگانی  اعمال  بزهکاران  و  بدکاران  وجود  دارد  و  قرآن  می‌فرماید:  آن  در  سجّین‌[1]  است‌.  آن‌ گاه  قرآن  پرسشی  برای  به  هراس  انداختن  می‌کند،  بدان‌ گونه ‌که  در  تعبیرات  قرآنی  معهود  و  مرسوم  است‌:

(وَمَا أَدْرَاكَ مَا سِجِّينٌ) (٨) 

(‌ای  انسان‌!)  تو  چه  می‌دانی  که  «‌سجّین‌«  چه  و  چگونه  است‌؟‌.

بدین  وسیله  سایه‌ روشنهای  بزرگ ‌نمائی  را  می‌افکند،  و  به  ذهن  مخاطب  متبادر  می‌کند که ‌کار  بزرگتر  از  آن  است ‌که  او  آن  را  درک  و فهم‌ کند،  و  سترگ‌تر  از  آن  است‌ که  علم  و  دانش  او  آن  را  احاطه  نماید  و  در بر گیرد.  امّا  با  این  فرموده‌اش‌:

(إِنَّ كِتَابَ الْفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ) (٧)

مسلّماً  نوشتۀ  اعمال  بزهکاران  و  بدکاران  در  «‌سجّین‌«  

قرار  د‌ارد‌.

جای  آن  را  مشخّص‌ کرده  است  و  آن  را  در  موضع  معیّنی  قرار  داده  است‌،  هر چند که  این  جایگاه  برای  انسان  مجهول  و  ناشناخته  است‌.  این  تعیین  موضع  و  مکان‌،  بر  یقین  مخاطب  از  راه  اشاره  به  وجود  این‌ کتاب  می‌افزاید.  پیام  مقصود  از  فراسوی  ذکر  این  حقیقت  بدین  اندازه  نه  بیشتر،  همین  است  و  بس.

آنگاه  قرآن  به  توصیف  این‌ کتاب  بزهکاران  و  بدکاران  برمی‏گردد  و  می‌گوید  این‌ کتاب‌:

(كِتَابٌ مَرْقُومٌ) (٩)

کتاب  نوشته  شده‌ای  است  (‌که  نشاندار  به  عـلائم  مشخّصه  بوده  و  نوشته‌هایش  خوانا  و  گویا  است‌)‌.  یعنی‌ کار  آن  به  پایان  آمده  است‌.  نه  بر  آن  افزوده  می‌شود  و  نه  از  آن کم  می‌گردد،  تا  آن  زمان ‌که  در  آن  روز  بزرگ  نشان  داده  می‌شود  و  عرضه  می‌گردد.

وقتی‌ که  زمان  نشان  دادن  و  عرضه ‌کردن  آن  فرامی‌رسد،  واویلا  به  حال  تک