ه‌)  برای  خود  می‌پیمایند  (‌یا  وزن  و  متراژ  می‌نمایند)  به  تمام  و  کمال  و  افزون  بر  اندازۀ  لازم  دریافت  می‌دارند.  و  هنگامی  که  (‌در  معامله‌)  برای  دیگران  می‌پیمایند  یا  وزن  می‌کنند  (‌و  یا  متراژ  می‌نمایند)  از  اندازۀ  لازم  می‌کاهند.

آنان ‌کسانیند  وقتی ‌که  مشتری  هستند،‌ کالای  خود  را  درخواست  می‌کنند  و  به  تمام  و کمال  دریافت  می‌دارند،  و  وقتی‌ که  فروشنده  هستند،‌ کالای  دیگران  را  کم  می‌دهند  و  از  آن  می‌کاهند  .  .  .  این‌ کار  را  در  زندگی  دنیا  انجام  می‌دهند،  انگار  در  آستانۀ  الهی  ایشان  را  و  همگان  را  نگاه  نمی‌دارند  در  آن  روز  بزرگی‌ که  حساب  و کتاب  و  سزا  و  جزا  به  میان  می‌آید،  و  جملگی  مردمان  در  پیشگاه  پروردگار  جهانیان  به  پاداش  و  پادافره  خود می رسند: 

(أَلا يَظُنُّ أُولَئِكَ أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ (٤)لِيَوْمٍ عَظِيمٍ (٥)يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ) (٦)

آیا  اینان  گمان  نمی‌برند  که  دوباره  زنده  می‌گردند  (‌و  باید  حساب  و  کتاب  چنین  افزایش  و  کاهشی  را  پس  بدهند؟‌)‌.  در  روز  بسیار  بزرگ  و  هولناکی  (‌بـه  نام  قیامت‌)‌.  همان  روزی  که  مردمان  در  پیشگاه  پروردگار  جهانیان  (‌برای  حساب  و  کتاب‌)  برپا  می‌ایستند.

به ‌کار کاهندگان  پرداختن  با  این  شیوه  در  یک  سورۀ  مکّی‌،  جای  تأمّل  است  و  جلب  نظر  می‌کند.  چه  سورۀ  مکّی  معمولاً  به  اصول ‌کلّی  عقیده  می‌پردازد.  از  قبیل‌:  بیان  یگانگی  یزدان‌،  آزادی  اراده  و  مشیّت  ایزد  سبحان‌،  سلطه  و  قدرت  خدا  بر  جهان  و  جهانیان‌،  و  مراقبت  و  مواظبت  او  از دنیا  و  مردمان  .  .  .  حقیقت  وحی  و  نبوّت  ...  حقیقت  آخرت  و  حساب  و کتاب  و  سزا  و  جزا  .  .  .  عنایت ‌کردن  و  توجّه  نمودن  به  تشکیل  احساس  اخلاقی  به‌ طور  عام‌،  و  پیوند  دادن  اخلاق  به  اصول  عقیده‌.  ولی  پرداختن  به  یک  مسألۀ  خاصّ  از  میان  مسائل  اخلاقی  -  بسان ‌کاستن  از  پیمانه  و  متراژ  نمودن  و  وزن ‌کردن  -‌ و  انجام  معاملات  به  طور  عام‌،‌ کاری  است‌ که  بعدها  در  سوره‌های  مدنی  آمده‌اند  و  مورد  توجّه  واقع‌ گردیده‌اند،  بدان  هنگام‌ که  به  سر  و  سامان  دادن  و  نظم  و  نظام  بخشیدن  زندگی  جامعه  در سایۀ  دولت  اسلامی  پرداخته  می‌شود،  و  برابر  برنامۀ  اسلامی  زندگی  پیش  می‌رود،  و  برنامه  فراگیر  اسلامی  دارد  بر  جامعه  حاکم  می‌شود  .  .  .  بدین  خاطر  پرداختن  بدین ‌کار  ویژه  در  این  سورۀ  مکّی‌،  سزاوار  دقّت  و عنایت  است‌.  چه‌ بسا  این  امر  به  چند  نکته  و  معنی‌ گوناگو‌ن  اشاره  داشته  باشد که  در  فراسوی  این  آیه‌های ‌کو‌تاه  قرار  دارند:

نخست  این  معنی  دارد که  اسلام  در  محیط  مکّی  با  حالتی  رویاروی  شد که  این ‌کاستن  را  فریاد  می‌داشت‌،  حالتی‌ که  بزرگان  آن  را  پدید  آورده  بودند  و  بدان  دست  یازیده  بودند.  بزرگانی  با  استفاده  از  بزرگی  خودشان  بازرگانیهای  گسترده‌ای  را  در  اختیار گرفته  بودند.  می‌توان  گفت  بازرگانی  تنها  به  خودشان  اختصاص  داشت  و  در  انحصار  خودشان  بود.  دارائی  و  اموال  فراوانی  در  دست  این  بزرگان  بود.  با  آن  دارائی  و  اموال  در کوچهای  زمستانی  و  تابستانی‌ که  به  یمن  و  شام  داشتند  و کاروانها  به  راه  می‌انداختند،  بازرگانی  می‌کردند.  همچنین  بازارهای  فصلی  برپا  می‌نمودند،  بسان  بازار  عکاظ ‌که  د‌ر  موسم  حجّ  برپا  می‌گردید.  در  آن  بازار،  به  معاملات  اشتغال  می‌ورزیدند  و  اشعار  می‌سرودند.

نصوص  قرآنی  در  اینجا  اشاره  دارند  به  این ‌که ‌کاهندگان  و کم‌ دهندگانی‌ که  یزدان  جهان  ایشان  را  به  هلاک  و  نابود‌ی  تهدید  می‌کند،  و  این  چنین  جنگی  را  بر علیه  ایشان  اعلان  می‌دارد،  همان  طبقه  و  چین  بزرگان  صاحب  نفوذ  بودند،  صاحبان  نفو‌ذی ‌که  می‌توانستند  مردمان  را  وادار  به‌ کاری ‌کنند که  خود  می‌خواستند.  آنان  با کیل  و  پیمانه  دریافت  می‌داشتند:

(‌علی ‌النّاس  )‌.  علیه  مرد‌مان ‌و به  زیان  ایشان‌.  

نه  این  که‌:
(‌من ‌النّاس  )‌.  از مردمان‌.

انگار  به  علّتی  از  علل‌،  اینان  سلطه  و  قدرتی  بر  مردمان  داشتند،  سلطه  و  قدرتی‌ که  با  آن  می‌توانستند  پیمانه  و  ترازو  را  به  تمام  و کمال  و  آن‌ گونه ‌که  می‌خواستند  و  تا  بدانجا که  زور  داشتند  دریافت  می‌داشتند.  بلکه  بیشتر  از  حقّ  خود  را  نیز  دریافت  می‌کردند،  و  با  زور و  قلدری  آنچه  می‌خواستند  به  تمام  و کمال  می‌گرفتند!  زمانی  هم  که  برای  مردم  به  پیمانه  می‌زدند  و  وزن  می‌کردند  و  برمی‌کشیدند  قدرت  این  را  داشتند که  از  حقّ  مردم  بکاهند  و  بدیشان ‌کم  بدهند،  بدون  این‌ که  مردمان  جرأت  کنند  از  ایشان  عدل  و انصاف  بخواهند  و  حقّ  خود  را  به  تمام  و کمال  درخواست  نمایند  .  .  .  این  سلطه  و  قدرت  بر  مردمان‌،  فرق  نمی‌کند  سلطه  و  قدرت  ریاست  و  جاه  و  مقام ‌قبیله‌گری  و عشیره‌گری  باشد،  یا  سلطه  و قدرت  دارائی  و  اموال‌،  و  نیاز  مردمان  به  چیزهائی  باشد که  از  دارائی  و  اموال  در  اختیار  داشتند،  و  بدین  وسیله  بازرگانی  هم  در  انحصار  ایشان  قرار  داشته  است‌،  تا  بدانجا که  مردمان  ناچار  به  پذیرش  این  جور  و  ستم  ایشان  گردیده‌اند،  بدان  گونه  که  هم  اینک  در  بازارها  روی  می‌دهد  و  در  جریان  است  .  .  .  در  مکّه  چنین ‌کاستن  و کم  دادن  و  زور گفتنی  بوده  است ‌که  این  توجّه  و  عنایت  زودرس  را  خواهان  بوده  است  و  فریادش  داشته  است‌.

از  دیگر  سو  این  توجّه  و  عنایت  زودرس  در  محیط  مکّی‌،  نشان  از  سرشت  این  آئین  می‌دهد،  و  اشاره  به  فراگیری  برنامۀ  این  آئین  دارد،  برنامه‌ای‌ که  واقعیّت  زندگی،  و کار  و  بار  عملی  آن  را  دربر  می‌گیرد،  و  می‌رساند که  سرشت  این  آئین  بر اساس  اخلاق  ژرف  و  اصیل  استوار  است‌،  و  اخلاق  ژرف  و  اصیل  خمیر مایۀ  این  برنامۀ  راست  و  درست ‌کردگار  است‌.  این  آئین  این  حالت  را که  ظلم  و  ستم  و  انحراف  اخلاقی  در  معاملات  را  فریاد  می‌دارد،  زشت  و  پلشت  می‌شمارد،  بدان ‌گاه‌ که  هنوز  خودش  زمام  اختیار  زندگی  اجتماعی  را  به  دست  گرفته  است‌،  تا  آن  را  برابر  شریعت  خودش  با  قدرت  و  قوّت  قانون  خودش  و  با  سلطه  و  اقتدار  دولت  خودش‌،  نظم  و  نظام  و  سر و  سامان  بخشد.  در  این  حال  و  احوال  این  فریاد  طنین ‌اند‌از  را  برای  جنگ  با کاهندگان  و  کم‌ دهندگان  را  بلند  می‏‎گرداند،  و  هلاک  و  نابودی  ایشان  را  فریاد  می‌دارد،  در  آن  موقعیّتی ‌که‌ کاهندگان  و  کم‌ دهندگان  بلند  می‏‎گرداند،  و  هلاک  و  نابودی  ایشان  را  فریاد  می‌دارد،  در  آن  موقعیّتی‌ که‌ کاهندگان  و  کم‌ دهندگان  بزرگان  مکّه‌،  و  صاحبان  سلطه  و  قدرت  در  آنجا  بودند.  سلطه  و  قدرت  نه‌ تنها  بر  ارواح  و  احساسات  و  عقل  و  خرد  مردمان  از  راه  