  خود  را  در  زندگانی  پیغمبر صلّی الله علیه وآله و سلّم ‌کامل  گرداند. گروه  اسلامی  یک  تصویر  زندۀ  عملی  از  برنامۀ  برگزیدۀ  الهی  را  بر پا  و  برجا  داشتند، تصویری‌  که  نشانه‌های  روشن  و  حدود  و  ثغور  مشخّص  خود  را  داشت‌.  نسلهائی  این  تصویر  را  ترسیم کردند  نه  فقط  در  داخل  ‌کتابها  و  به  شکل  نوشته‌ها،  بلکه  به  شکل  حقیقتی  در  جهان  واقع‌.  یزدان  سبحان  نور  خود  را  کامل  کرد.  چه  برای  مسلمانان  دینشان  را  کامل‌  گرداند،  و  نعمت  خود  را  بر  ایشان ‌کامل  نمود،  و  برایشان  پسندید که  اسلام  آئینشان  باشد،  آئینی  که  دوستش  می‌داشتند،  و  در  راهش  جهاد  می‌کردند.  تا  بدانجا  دوستش  می‌داشتند  که  هر  یک  از  آنان  دوست  می‌داشت  به  آتش  انداخته  شود،  ولی  به  کفر  برنگردد. این  بود  که  حقیقت  دین  هم  در  دلها  و  هم  در  زمین‌ کامل  گردید.  همیشه  این  حقیقت  زمان  به  زمان  برانگیخته  می‌شود  و  برمی‌جهد،  و  می‌جنبد  و  تکان  می‌خورد  و  استوار  و  پایدار  جلوه‌گر  می‌آید،  با  وجود  آن  همه  جنگ  و  جدال  و  نیرنگ  و  تبعید  و  تنبیه  و  تاخت  و  تاز  شدیدی  که  بر  اسلام  و  مسلمین  می‌شود.  زیرا  نور  خدا  ممکن  نیست  دهانها  آن  را  خاموش‌  گردانند،  و  آتش  و  آهن  نمی‌توانند  آن  را  نپهان  و  نابود  نمایند،  آتش  و  آهنی‌  که  در  دستهای  بندگان  است‌!  هر  چند  که  طاغیان  و  یاغیان  قلدر،  و  قهرمانان  ساختۀ  صلیبیان  و  یهودیان  گمان  برند  که  آنان  بدین  هدف  دور  خواهند  رسید  و  این  آرزوی  بزرگ  را  خواهند  دید!

قضا  و  قدر  خدا  بر  این  جاری  است‌ که  این  آئین  را  غالب  و  چیره  سازد.  این  هم  قطعی  و  حتمی  است‌  که  می‌شود  و  روی  می‌دهد:

(هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ) (٩)

خدا  است  که  پیغمبر  خود  را  همراه  با  هدایت  و  رهنمود  (‌آسمانی‌)  و  آئین  راستین  (‌اسلام‌)  فرستاده  است  تا  این  آئین  را  بر  همۀ  آئینهای  دیگر  چیره  گرداند،  هر  چند  مشرکان  دوست  نداشته  باشند.

گواهی  خدا  بر  این  آئین  مبنی  بر  این‌ که  این  آئین‌:

(الْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ).

هدایت  و  رهنمود،  و  آ ئین  راستین  است‌.

گواهی  واقعی  است‌.  سخن  داورانه‌ای  است  که  با  وجود  آن‌،  هر  سخنی  زائد  است‌،  و  جای  سخن‌  گفتنی  بعد  از  آن  نیست‌.  اراده  و  خواست  خدا  کامل  گردید  و  این  دین  بر  همۀ  ادیان  پیروز  شد.  به  عنوان  آئینی  پیدا  گردیده  است‌،  و  هیچ  آئین  دیگری  در  حقیقت  و  سرشت  خود  در  برابر  آن  نمی‌ایستد  و  تاب  ایستادگی  ندارد.  برای  مثال  آئینهای  بت‌پرستی  در  این  جولانگاه  چیزی  بشمار  نمی‌آیند.  آئینهای  اهل  کتاب‌،  این  آئین  واپسین  آئین  آنها  است‌،  و  شکل  نهائی  و  کامل  و  شامل  آئین  خدائی  است‌.  این  آئین  با  این  شکل  نهائی  و  والای  خود،  تا  یایان  جهان  شایسته  و  بایسته  و  بسنده  است‌.

این  آئینها  تـحریف  شده‌اند،  و  پریشان  و  پراکنده  گردیده‌اند.  بر  آنها  افزوده  شده  است  چیزی‌ که  جزو  آنها  نیست‌.  از گوشه  و کنار  آنها کاسته  شده  است  و  کم  گردیده  است‌،  و  به  حال  و  احوالی  درآمده‌اند که  به  هیچ  وجه  شایستۀ  رهبری  زندگی  را  ندارند.  حتّی  اگر  این  آئینها  بدون  تحریف  و  تغییر  هم  برجـای  می‌ماندند  و  کاهش  و  آمیزشی  در  آنها  صورت  نمی‌گرفت‌،  باز  هم  شایسته  و  بـایستۀ  رهبری  و  رهنمونی  زندگی  را  نداشتند،  چرا  که  آنها  نسخۀ  پیشین  و  سابقی  هستند که  اصلاً  همۀ  مطالب  زندگی  تازه  را  دربر  نداشتند  و  جامع  و  کامل  و  شامل  نبودند،  چرا که  آنها  در  تقدیر  و  تدبیر  الهی  برای  مدّت  زمان  محدودی  آمده‌اند  و  تعیین  گردیده‌اند.

این  پیاده  شدن  و  تحقّق  حاصل ‌کردن  وعدۀ  خدا  از  ناحیۀ  سرشتی  این  دین  و  حقیقت  آن  است‌.  و  امّا  از  ناحیۀ  واقعیّت  زندگی،  وعدۀ  خدا  یک  بار  ییاده  شده  است  و  تحقّق  پیدا کرده  است‌.  این  آئین  در  قدرت  و  حقیقت  و  نظام  حکو‌متی  بر  همۀ ‌دینها  چیره  شده  است ‌ و  غلبه  ییدا  کرده  است‌،  و  بیشتر سر زمینهای  آباد  آن  روز  زمین‌،  مدّت  یک  قرن  از  زمان‌،  به  زیر  فرمان  آئین  اسلام  درآمده‌اند  و  از  آن  فرمان  برده‌اند.  سپس  به  دنبال  آن  به  وسط  آسیا  و  آفریقا  لشکرکشی  مسالمت ‌آمیز  و  سالمی  داشته  است‌.  تا  بدانجا که  پنج  برابر  کسانی  ‌که  در  اوقات  جنبشهای  جهادی  نـخستین  اسلام  را  پذیرفته‌اند  مسلمان  شده‌اند، با  دعوت  صرف  به  دائرۀ  اسلام  در آمده‌اند  و  مسلمان‌ گردیده‌اند ...  هنوز  که  هنوز  است  اسلام  پیوسته‌  گسترش  می‏‎یابد  بدون  این ‌که  یک  دولت  هـم  داشته  باشد،  از  آن  زمان‌ که  صهیونیزم  حهانی  و  صلیبی  جهانی  واپسین  خلافت  را  در   ترکیه  با  دستهای  «‌قهرمانی‌»‌  که  او  را  ساخته  بودند،  از  میان  برداشتند!  امّا  با  وجود  هـمۀ  جنگها  و  نیرنگها  و توطئه‌هائی ‌که  در  اطراف  واکناف  زمین  بر  ضدّ  اسلام  به  راه  افتاده  است  و  به  راه  می‌افتد  و  به  سویش  نشانه  رفته‌اند  و  نشانه  می‌روند،  و  با  وجود  درهم  شکستن  جنبشهای  اسلامی  که  در  هر  مملکتی  از  ممالک  اسلامی  برمی‌خیزند  و  به  تلاش  می‌ایستند،  و  با  دستهای  پلید  «‌قهرمانان‌»  دیگری  از  ساخته‌ها  و  ساختارهای  صهیونیزم  جهانی  و  صلیبی  جهانی  به  طور  یکسان‌،  درهم  شکسته  می‌شوند،  اسـلام  گسترش  می‏‎یابد  و  به  پیش  می‌رود!

همیشه  این  دین  نقشهائی  در  تاریخ  بشریّت  دارد  و  آنها  را  اداء  و  اجراء  می‌کند،  و  با  اجازۀ  خدا  بر  همۀ  ادیان  چیره  و پیروز  می‌گردد،  تا  وعدۀ  خدا  تحقّق  یابد  و  پیاده  گرد‌د،  وعده‌ای‌  که  تلاشها  و  کوششهای  بندگان  لاغر  و  ضعیف  نـی‌تواند  جلو  آن  بایستد  و  راه  آن  را  سدّ  کند،  هر  اندازه  هم  بندگان  لاغر  و  ضعیف  از  قوّت  و  قدرت  و  کید  و  مکر  برخوردار  و  در  گمراهسازی  سرآمد  باشند!  

این  آیه‌ها  مؤمنان  مخاطب  خود  را  بر  حمل  امانتی  برمـی‌انگیختند که  خدا  آنان  را  برای  حمل  آن  انتخاب  کرده  بود  و  برگزیده  بود،  بعد  از  آن ‌که  یهودیان  و  مسیحیان  آن  امانت  را  مراعات  ننموده  بو‌دند.  این  آیه‌ها  به  دلهای  مؤمنان  مخاطب  خـود  اطمینان  می‌داد،  در  آن  حال  و  احوالی‌  که   قضا  و  قدر  خدا  را  در  چیره‌ کردن  و  غالب  نـمودن  دینی  به  مرحلۀ  اجراء  درمی‌آورند که  یزدان  اراده  فرموده  است‌  و  خواسته  است  چیره ‌و پیروز  گردد،  و  آنان  هم  جز  ابزار و  آلت  آن  نبوده‌اند.  هنوز که  هنوز  است  این  آیه‌ها  برانگیزاننده  و  اطمینان‌ دهندۀ  دلهای  مسلمانان  مؤمن  به  وعدۀ  خدا  هستند،  و  پیوسته  این  آیه‌ها  در  نسلهای  آینده  همچون  احساسات  و  افکاری  را  برمی‌انگیزند  و  به  دلهـایشان  یقین  و  اطمینان  می‌دهند  تا  وعدۀ  خدا  بار دیگر  در  واقعیّت  زندگی  با  اجازۀ  