َدْرَاكَ مَا عِلِّيُّونَ (١٩)كِتَابٌ مَرْقُومٌ (٢٠)يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ (٢١)إِنَّ الأبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ (٢٢)عَلَى الأرَائِكِ يَنْظُرُونَ (٢٣)تَعْرِفُ فِي وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ (٢٤)يُسْقَوْنَ مِنْ رَحِيقٍ مَخْتُومٍ (٢٥)خِتَامُهُ مِسْكٌ وَفِي ذَلِكَ فَلْيَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ (٢٦)وَمِزَاجُهُ مِنْ تَسْنِيمٍ (٢٧)عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ (٢٨)إِنَّ الَّذِينَ أَجْرَمُوا كَانُوا مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا يَضْحَكُونَ (٢٩)وَإِذَا مَرُّوا بِهِمْ يَتَغَامَزُونَ (٣٠)وَإِذَا انْقَلَبُوا إِلَى أَهْلِهِمُ انْقَلَبُوا فَكِهِينَ (٣١)وَإِذَا رَأَوْهُمْ قَالُوا إِنَّ هَؤُلاءِ لَضَالُّونَ (٣٢)وَمَا أُرْسِلُوا عَلَيْهِمْ حَافِظِينَ (٣٣)فَالْيَوْمَ الَّذِينَ آمَنُوا مِنَ الْكُفَّارِ يَضْحَكُونَ (٣٤)عَلَى الأرَائِكِ يَنْظُرُونَ (٣٥)هَلْ ثُوِّبَ الْكُفَّارُ مَا كَانُوا يَفْعَلُونَ) (٣٦)

این  سوره  بخشهائی  از  واقعیّت  عملی  زند‌گانی  را  به  تصویر  می‌کشد.  واقعیّتی ‌که  دعوت  اسلام  با  آن  در  مکّه  رویاروی ‌گردیده  است‌،  در کنار  چیزهائی‌ که  مورد  هدفش  بوده  است‌.  از  قبیل‌:  بیدار کردن  دلها،  و  به  تکان  در آوردن  احساسها  و  اندیشه‌ها،  و  رهنمود  و  رهنمون  کردن  دلها  و  احساسها  و  اندیشه‌ها  به  سوی  این  رخداد  تازه‌ای ‌که  در  زندگی  عربها  و  در  زندگی  انسانیّت  درگرفته  است‌.  این  رخداد  تازه‌،  رسالت  آسمانی  برای  زمین  است‌،  و  متضمّن  جهان‌بینی  تازه  و  فراگیر  و  شامل  و کاملی  است‌.

این  سوره  این  بخشهای  واقعیّت  عملی  زندگی  را  در  سرآغاز  خود  به  تصویر  می‌کشد،  بدان‌ گاه ‌که  مطفّفین‌،  یعنی ‌کاهندگان ( ‌از  جنس  و کالای  مردمان  به  هنگا‌م  کشیدن  و  پیمودن  و  متر کردن  اشیاء  و  اجناس‌)  را  تهدید  به  واویلا  و  وای  به  حال  خود،  در  روز  بزرگ  قیامت  می‌کند:

(يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ) (٦)

همان  روزی  که  مردمان  در  پیشگاه  پروردگار  جهانیان  (‌برای  حساب  و  کتاب‌)  برپا  می‌ایستند. (‌مطفّفین‌/6)  

همچنین  این  سوره  بخشهائی  از واقعیّت  عملی  زندگی  را  در  پایان  خود  به  تصویر  می‌کشد،  بدان ‌گاه‌ که  سوء  ادب  کسانی  را  بیان  می‌دارد  که  بزهکارند.  بزهکارانی  که  با  مؤمنان  بی‏تربیتی  می‌کردند،  و  بد‌یشان‌ گوشه  و  کنایه  و  طعنه  می‌زدند،  و  بدیشان  می‌خندیدند  و  به  تمسخرشان  می‌پرداختند،  و  در  بارۀ  آنان  می‌گفتند:

(إِنَّ هَؤُلاءِ لَضَالُّونَ) (٣٢)

اینان  قطعاً  گمراه  و  سرگشته‌اند!. (‌مطفّفین/32)  

در کنار  این‌،  حال  بزهکاران  و  بدان،  و  حال  نیکو‌کاران  و  خوبان،  و  سرانجام  اینان  و  آنان  را  در  آن  روز  بزرگ  به  تصویر  می‌کشد.

این  سوره  از  سه  بند  و  بخش  فراهم  می‌آید  .  .  .  بند  و  بخش  اوّل  با  اعلان  جنگ  با کاهندگان  می‌آغازد:

(وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفِينَ (١)الَّذِينَ إِذَا اكْتَالُوا عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُونَ (٢)وَإِذَا كَالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَ (٣)أَلا يَظُنُّ أُولَئِكَ أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ (٤)لِيَوْمٍ عَظِيمٍ (٥)يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ) (٦)

وای  به  حال  کاهندگان  (‌از  جنس  و  کالای  مردمان  به  هنگام  خرید  و  فروش  با  ایشان‌!)‌.  کسانی  که  وقتی  (‌در  معامله‌)  برای  خود  می‌پیمایند  (‌یا  وزن  و  متراژ  می‌نمایند)  به  تمام  و  کمال  و  افزون  بر  اندازۀ  لازم  دریافت  می‌دارند.  و  هنگامی  که  (‌در  معامله‌)  برای  دیگران  می‌پیمایند  یا  وزن  می‌کنند  (‌و یا  متراژ می‌نمایند)  از اندازۀ ‌لازم‌ می‌کاهند. آیا  اینان ‌گمان‌ نمی‌برند که  دوباره  زنده  می‌گردند  (‌و  باید  حساب  و  کتاب  چنین  افزایش  و کاهشی  را  پس  بدهند؟‌)‌.  در  روز  بسیار  بزرگ  و هولناکی  (‌به  نام  قیامت‌)‌.  همان  روزی  که  مردمان  در  پیشگاه  پروردگار  جهانیان  (‌برای  حساب  و کتاب‌)  برپا  می‌ایستند. (‌مطفّفین‌/1-6‌)  

بند  و بخش  دوم  دربارۀ  بدان  و  بزهکاران  با  شدّت  و  حدّت  سخن  می‌گو‌ید،  و  ایشان  را  به  هلاک  و  نابودی  تهدید  می‌کند،  و  از گناه  و  بزه  و  تعدّی  و تجاوز  بازشان  می‌دارد،  و  بیدارباش  و  هوشیار باششان  می‌دهد.  سبب  این کو‌ری  و کوردلی  را  بیان  می‌کند.  سزا  و  جزای  روز  قیامت  آنان  را  به  تصویر  می‌کشد.  بدیشان ‌گوشزد  می‌کند که  از  رحمت  یزدان  در  پس  پردۀ  محرومیّت  می‌مانند،  بدان گونه‌ که  دلهایشان  در  این  جهان  بر  اثر  گناهان  در  حجاب  افتاده  است  و  از  دیدن  حقائق  بازمانده  است‌.  سپس  بدان  و بزهکاران  را  ازدوزخ  می‌ترساند  و  خوارشان  می‏‎گرداند  و  فریادشان  می‌دارد که  هان‌!  دوزخ  است  بر سر راهتان‌:

(كَلا إِنَّ كِتَابَ الْفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ (٧)وَمَا أَدْرَاكَ مَا سِجِّينٌ (٨)كِتَابٌ مَرْقُومٌ (٩)وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ (١٠)الَّذِينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ (١١)وَمَا يُكَذِّبُ بِهِ إِلا كُلُّ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ (١٢)إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آيَاتُنَا قَالَ أَسَاطِيرُ الأوَّلِينَ (١٣)كَلا بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِمْ مَا كَانُوا يَكْسِبُونَ (١٤)كَلا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ (١٥)ثُمَّ إِنَّهُمْ لَصَالُو الْجَحِيمِ (١٦)ثُمَّ يُقَالُ هَذَا الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ) (١٧)

هرگز!  هرگز!  مسلّماً  نوشتۀ  اعمال  بزهکاران  و بدکاران  در  «‌سجّین‌»  قرار  دارد.  (‌ای  انسان‌!)  تو  چه  می‌دانی  که  «‌سجّین‌»  چه  و  چگونه  است‌؟  کتاب  نوشته  شده‌ای  است  (‌که  نشاندار  به  علائم  مشخّصه  بوده  و  نوشته‌هایش  خوانا  و  گویا  است‌)‌.  در  آن  روز  وای  به  حال  دروغ ‌نامندگان  (‌قیامت  و  سزا  و  جزای  آخرت‌!)‌.  آن  کسانی  که  روز  سزا  و  جزای  (‌قیامت‌)  را  دروغ  می‌نامند.  روز  سزا  و  جزا  را  دروغ  نمی‌نامند،  مگر  آن  کسانی  که  در  بدکاری  از  حدّ  بگذرند  و  بسیار  بزهکار  باشند.  آن  کسانی ‌که  چون  آیات ‌ما  بر آنان  خـوانده  می‌شود،  می‌گویند:  افسانه‌های  پیشینیان  است‌.  هرگز!  هرگز!  اصلاً  کردار  و  تلاش  (‌پلشت  و  زشت‌)  ایشان  دلهایشان  را  زنگ  زده  کرده  است  (‌و  همچون  زنگاری  بر  قلوبشان  نشسته  است  و سوراخهای  هدایت  را  بر  روی  ایشان  بسته  است‌)‌.  هرگز!  هرگز!  قطعاً  ایشان  در  آن  روز  (‌به  سبب  کارهائی  که  کرده‌اند)  از  (‌رحمت‌)  پروردگارشان  محروم  و  (‌از  بارگاه  قرب  و  منزلت  آفریدگارشان‌)  مطرودند.  سپس ‌آنان  داخل ‌آتش  دوزخ ‌می‌گردند  و  بدان  می‌سوزند.  آن  گاه  بدیشان  گفته  می‌شود:  این  همان  چیزی ‌است‌ که ‌آن ‌را  دروغ  می‌نامیدید. (‌مطفّفین ‌/7-17  ) 

 بند  و  بخش  سوم‌،  صفحۀ  مقابل  این  صفحه  را  نشان  می‌دهد،  صفحۀ  خوبان  و  نیکو‌کاران  را.  صفحه‌ای ‌که 