ود  مسؤول‌ کژی  و  انحراف  خود  است  و  باید  پاسخگوی‌ کجروی  خویشتن‌ گردد.  چرا که  پیش  پای  او  راه  راست  بوده  است  و  می‌توانسته  است  راست  بد  و  راست  برود.

واقعیّت  این  است ‌که  دلائل  هدایت  یافتن  و  پیام‌های  ایمان  آوردن  موجود  در  درونهای  مردمان  و  در  افقها  و  کرانه‌های  جهان‌،  آن  اندازه  فراوان  و  نیرومند  و  ژرف  هستند  و  بر  انسان  فشار  می‌آورند  و  سنگینی  می‌کنند که  برای  دل  دشوار  است  از  فشار آنها  خود  را  رها کند  و  نجات  دهد  مگر  با  تلاش  و کوشش  عمدی  و  زورکی‌.  به  ویژه  وقتی‌ که  دل‌،  رهنمود  و  رهنمون  به  دلائل  و  پیامها  را  خطاب  به  خود  می‌شنود،  آن  هم  با  اسلوب  الهامگرانه  و  بیدارکنندۀ  قرآن‌.  پس  از  چنین  امری‌، ‌کسی  از  راه  خدا  منحرف  نمی‌گردد،  مگر  آن ‌کس ‌که  بخواهد  منحرف  گردد  و  به ‌کژراهه  رود،  بدون  این‌ که  عذری  موجّه  و  دلیل  قانع‌کننده‌ای  داشته  باشد.

*
قرآن  وقتی‌ که  امکان  هدایت‌،  و  آسانی  راستروی  و  ماندگاری  بر  راه  راست  را  می‌انگارد،  برمی‏گردد  و  به  بیان  حقیقت  بزرگی  می‌پردازد که  در  فـراسوی  اراده  و  خواستشان  می‌پردازد.  این  حقیقت  بزرگ  این  است که  اراده  و  مشیّت  فعّال  و کارآ در  پشت  سر  هر  چیزی‌،  اراده  و  مشیّت  یزدان  سبحان  است‌:

(وَمَا تَشَاءُونَ إِلا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ) (٢٩)

و  حال  این  که  نمی‌توانید  بخواهید  جز  چـیزهائی  را  که  خداوند  جهانیان  بخواهد.

این  بدان  خاطر  است ‌که  چنین  نفهمند  و  برداشت  نکنند  اراده  و  مشیّت  آنان  منقطع  از  اراده  و  مشیّت  بزرگی  است ‌که  هر کاری  بدان  برمی‏گردد.  دادن  آزادی ‌گزینش‌،  و  آسانی  راهیابی،  بدین  اراده  و  مشیّت  برمی‏گردد،  اراده  و  مشیّتی‌ ‌که  بر  هر  چیزی  محیط  است  یا  محیط  می‌گردد.  این  نصوصی‌ که  قرآن  مجید  آنها  را  پیرو  می‌سازد  وقتی  که  از  اراده  و  مشیّت  آفریدگان  سخن  می‌رود،  مراد  این  است  جهان‌بینی  ایمانی  و  اشتمال  آن  بر  حقیقت  بزرگی  تصحیح  بشود.  آن  حقیقت  این  است‌:  هر  چیزی  در  این  هستی  به  اراده  و  مشیّت  خدا  برمی‏گردد،  و  وقتی ‌که  به  مردمان  اجازه  می‌دهد  قدرت  اختیار  و گزینش  داشته  باشند،  این  هم  بخشی  از  اراده  و  مشیّت  خدا  است  بسان  هر  تقدیر  و  تدبیر  دیگری ‌که  انجام  می‌پذیرد.  این  قدرت  اختیار  و گزینش  بسان  اجازه  دادن  به  فرشتگان  است‌ که  کاملاً  اطاعت  بکنند  و  فرمان  ببرند  آن گونه‌ که  بدیشان  دستور  داده  می‌شود،  و  قدرت  کامل  بر  انجام  کاری  داشته  باشند که  بدیشان  فرمان  انجام  داده  می‌شود.  این  هم‌ گوشه‌ای  از  اراده  و  مشیّت  خدا  است  بسان  دادن  قدرت  به  مردمان  برای ‌گزینش  یکی  از  دو  راه‌،  به  دنبال  آگاه‌ کردن  ایشان  و  بیان  فرمان  یزدان‌.

این  حقیقت  باید  در  جهان‌بینی  مؤمنان  جایگزین  بشود  و  جای  بگیرد،  تا  درک  و  فهم‌ کنند  حه  چیز  واقعاً  حقّ  است‌.  و  به  اراده  و  مشیّت  بزرگ  پناه  ببرند  و  از  او  مدد  و  یاری  بخواهند  و  طلب  توفیق  بکنند،  و  در  آنچه  انجام  می‌دهند  و  در  آنچه  رها  می‌سازند  در  مسیر  راهی‌ که  در  پیش  دارند،  با  آن  اراده  و  مشیّت  پیوند  و  ارتباط  داشته  باشند.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:213.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:214.txt">قسمت دوم</a></body></html>سـورۀ‌  انفطار  مکّی  و  ١٦  آیه  است
بسم  الله  الرحمن  الرحيم  

(إِذَا السَّمَاءُ انْفَطَرَتْ (١)وَإِذَا الْكَوَاكِبُ انْتَثَرَتْ (٢)وَإِذَا الْبِحَارُ فُجِّرَتْ (٣)وَإِذَا الْقُبُورُ بُعْثِرَتْ (٤)عَلِمَتْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ وَأَخَّرَتْ (٥)يَا أَيُّهَا الإنْسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ (٦)الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ (٧)فِي أَيِّ صُورَةٍ مَا شَاءَ رَكَّبَكَ (٨)كَلا بَلْ تُكَذِّبُونَ بِالدِّينِ (٩)وَإِنَّ عَلَيْكُمْ لَحَافِظِينَ (١٠)كِرَامًا كَاتِبِينَ (١١)يَعْلَمُونَ مَا تَفْعَلُونَ (١٢)إِنَّ الأبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ (١٣)وَإِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ (١٤)يَصْلَوْنَهَا يَوْمَ الدِّينِ (١٥)وَمَا هُمْ عَنْهَا بِغَائِبِينَ (١٦)وَمَا أَدْرَاكَ مَا يَوْمُ الدِّينِ (١٧)ثُمَّ مَا أَدْرَاكَ مَا يَوْمُ الدِّينِ (١٨)يَوْمَ لا تَمْلِكُ نَفْسٌ لِنَفْسٍ شَيْئًا وَالأمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ) (١٩)

این  سورۀ ‌کوتاه  از  دگرگونیها  و  زیر  و  رو گردیدنهای  هستی  سخن  می‏‎گوید.  همان  دگرگونیها  و  زیر  و رو  گردیدنهائی ‌که  سورۀ  تکویر  از  آنها  صحبت  می‌کند.  امّا  این  سوره  شخصیّت  دیگری‌،  و  نشانه  ویژۀ  دیگری  بدانها  می‌دهد.  انسان  را  به  جولانگاه‌های  خاصّی  می‏‎برد،  و  دل  بشری  را  در  آن  جولانگاه‌ها  به‌ گردش  و  چرخش  می‌اندازد.  پسوده‌ها  و  آهنگهای  تازه‌ای  از  نوع  دیگر، ‌گوش  دل  را  می‌نوازند،  پسوده‌ها  و  آهنگهائی‌ که  آرام  و  ژرفند.  پسوده‌ها  انگار  سرزنش  می‌کنند،  هر چند  در  لابلاهای  خود  تهدید  و  بیم  دارند!

بدین  خاطر  این  سوره  در  صحنه‌های  دگرگونیها  و  زیرورو گردیدنها  جانب  اختصار  را  می‏‎گیرد  و  چکیده‌وار  جلوه‌گر  می‌آید. گر چه  قالب  چیرۀ  این  سوره  چنین  نمی‌ماند،  بدان‌ سان ‌که  در  سورۀ  تکویر  ماندگار  است‌.  زیرا  فضای  سرزنش ‌کردن  آرام‌تر،  و  آهنگ  سرزنش  کردن‌ کندتر  است  .  .  .  همچنین  است  آهنگ  موسیقی  این  سوره‌.  آن  هم  همین  قالب  را  دارد.  بدین  لحاظ  هماهنگی  و همآوائی  و اتّحاد  و  اتّفاق  در  شخصیّت  این  سوره  به  کمال  می‌رسد.

این  سوره  در  بخش  نخستین  از  شکافته  شدن  و  درز  برداشتن  آسمان‌،  پخش  و  پراکنده ‌گردیدن  ستارگان،  انفجار  دریاها،  و  زیر  و  رو  شدن‌ گورها،  سخن  می‏‎گوید.  به  عنوان  احوال  و  اوضاعی  از  آنها  سخن  می‌گوید که  انگار  هر کسی  در  آنها  و  در  آن  روز  خطرناک  از  هر آنچه  کرده  است  و  پیشاپیش  فرستاده  است  و  از  هر آنچه  نکرده  است  و  بر جای ‌گذاشته  است‌،  آگاه  و  مطّلع  است‌.

در  بخش  دوم‌،  پسودۀ  سرزنشی  می‌آغازد که  نهانی  تهدید  می‌کند  و  بیم  می‌دهد  آن‌ کسی  را که  پروردگارش  نعمتها  را  در  وجودش  و  در  خلقتش  بر  او  ریزان  و  فراوان  می‏‎گرداند،  ولی  وی  قدر  این  نعمتها  را  نمی‌داند  و  حقّ  و  حقوق  آنها  را  بجای  نمی‌آورد،  و  فضل  و  لطف  و کرامت  پروردگارش  را  ارج  نمی‌نهد  و  سپاس  نمی‌گوید:

(يَا أَيُّهَا الإنْسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ (٦)الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ (٧)فِي أَيِّ صُورَةٍ مَا شَاءَ رَكَّبَكَ) (٨)

ای  انسان‌!  چه  چیز  تو  را  د‌ر  برابر  پرورد‌گار  بزرگوارت  مغرور  ساخته  است  و  در  حقّ  او  گولت  زده  است  (‌که  چنان  بی‌باکانه  نافرمانی  می‌کنی  و  خود  را  به  گناهان  آلو‌د‌ه  می‌سازی‌؟‌!)‌.  پرورد‌گاری  که  تو  را  آفر‌یده  است  و  سپس  سر  و  سا