می‌نمود.

*
این  صفت  فرستاده‌ای  بود که  سخن  را  حمل ‌کرد  و  آن  را  رساند.  امّا  فرستاده‌ای  آن  سخن  را  برداشت  و  برایتان  به  ارمغان  آورد،  او:

(صَاحِبُكُمْ) :  دوست  و  رفیق‌،  و مصاحب  و معاشر  شما  است‌.

عمر  درازی  است‌ که  او  را  چنانکه  باید  شناخته‌اید.  شما  را  چه  شده  است  وقتی ‌که  حقّ  را  برایتان  آورده  است  در  بارۀ  او  می‌کنید  آنچه  میگوئید.  راه‌ها  و  شیوه‌های  گوناگو‌نی  را  راجع  به ‌کارش  در  پیش  می‏‎گیرد.  او که  «‌دوست  و  همدم  شما»  است‌،  دوست  و  همدمی‌ که  او  را  می‌شناسید  و  با  او  بیگانه  نیستید.  او  امین  بر غیبی  است  که  با  اطمینان  برایتان  از آن  سخن  می‌گوید:

(وَمَا صَاحِبُكُمْ بِمَجْنُونٍ (٢٢)وَلَقَدْ رَآهُ بِالأفُقِ الْمُبِينِ (٢٣)وَمَا هُوَ عَلَى الْغَيْبِ بِضَنِينٍ (٢٤)وَمَا هُوَ بِقَوْلِ شَيْطَانٍ رَجِيمٍ (٢٥)فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ (٢٦)إِنْ هُوَ إِلا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ) (٢٧)

همدم  و  معاشر  شما  (‌محمد  پسر  عبدالله‌)  دیوانه  نیست  (‌و  خوب ‌او را  می‌شناسید و  به  عقل  و شخصیّت  و  بزرگی  او  اعتراف  دارید)‌.  محمّد  به  طور مسلّم  جبرئیل  را  در  کرانۀ  روشن  (‌عالم  بالا،  در  سدره  المنتهی  به  صورت  فرشتگی  خود)  مشاهده  کرده  است‌.  او  (‌که  محمّد  امین  است‌،  مطالب  وحی ‌آسمانی  را  بر شما  پوشیده  نمی‌دارد،  و  از  اعـلام  آن  دریغ  نمی‌ورزد  و)  نسبت  به  شما  در  بارۀ  غیب  بخل  نشان  نمی‌دهد.  و  این  قرآن‌،  گفتار  اهریمن  رانـده  و  مانده  (‌از  درگاه  رحمت  الهی‌)  نیست‌.  پس  کجا  می‌روید؟  (‌محمّد  با  بیان  حجّت  و  رساندن  حقّ  و حقیقت ‌بر شما اتمام  حجّت  کرده  است‌.  پس  هر جائی  و  راهی  که  بروید،  گمراهی  و  سرگشتگی  است‌)‌.  این  قرآن  جز  پند  و  اندرز  جهانیان  نیست  (‌و  سراسر آن  بیدارباش  و  هوشیارباش  شعور  و  فطرتهای  خفته  است‌)‌.  بـرای  کسانی  از  شما  که  (‌خواستار  راستی  و  درستی  و  طیّ  طریق  جادۀ  مستقیم  باشند و)  بخواهند  راستای ‌راه ‌را در  پیش  بگیرند.  و  حال  این  که  نمی‌توانید  بخواهید  جز  چیزهائی  را  که  خداوند  جهانیان  بخواهد.

در  بارۀ  پیغمبر  بزرگو‌اری ‌که  او  را  چنان ‌که  باید  می‌شناسند،  و  از  برتری  خردش‌،  و  از  راستی  و  درستی  و  امانتداری  و  ثبات  قدم  او کاملاً  آگاهند،  می‌گفتند:  او  دیوانه  است‌.  اهریمنی  سخنان  نادره  و  شگفتی  را  برایش  می‌آورد  .  .  .  معتقد  بودند  هر غیبگو  و کاهنی  اهریمنی  دارد که  از  غیب  دور  سخنانی  برایش  می‌آورد  و  سخنان  شگفت‌انگیزی  را  بدو  می‌رساند.  اهریمن  به  برخی  از  مردمان  اذیّت  و  آزار  مـی‌رساند  و  ایشان  را  دیوانه  می‏‎گرداند،  و  بر  زبان  آنان  سخنان  عجیب  و  غریبی  را  جاری  می‌سازد!  .  .  ایشان  یگانه  علّت  اصلی  راستین  را  رها  می‌کردند  و  از  آن  صحبت  نمی‌نمو‌دند،  و  آن  این ‌که  سخنان  او  وحی  است  و  از  جانب  پـروردگار جهانیان  نازل  می‏‎گردد.

قرآن  آمد  و در این  بخش  از  سوره  از جمال  جهان زیبا،  و  از  سرزندگی  صحنه‌های  زیبای  آن  برایشان  سخن  گفت،  تا  به  دلهایشان  پیام  دهد که قطعاً  قرآن  سرچشمه  می‌گیرد  از  جانب  آن  قدرتی ‌که  نوآفرین  و زیبانگار  است‌.  آن  قدرتی‌ که  آن  جمال  دلربای  بی‌همتا  و  بی‌مثال  را  آفریده  است  و از نیستی  به  هستی  آورده  است‌.  قرآن  آمده  است  تا  برایشان  سخن  بگو‌ید  از صفت  قاصدی‌ که  آن  سخنان  را  برایشان  آورده  است‌،  و  سخن  بگوید  از  پیغمبری ‌که  آن  سخنان  را  بدیشان  رسانده  است‌.  او که  دوست  و  همدم  خودشان  است‌،  دوست  و  همدمی ‌که  خوب  او  را  می‌شناسند،  و  دقیق  می‌دانند که  او  دیوانه  نیست‌.  آن‌ کسی  را  هم‌ که  پیغمبر  بزرگوار  صلّی الله علیه وآله وسلّم ‌درست  او  را  دیده  است‌،  جبرئیل  است‌.  او  را  دیده  است  در  حالی  که  در  افق  روشن  بوده  است‌،  افق  روشنی ‌که  در آن  با  یقین  و اطمینان‌،  دیدن  انجام  می‌پذیرد.  پیغمبر  صلّی الله علیه وآله وسلّم بر غیب  امین  است‌.

در  خبری ‌که  می‌دهد گمانی  در  صداقت  آن  نمی‌رود،  و  محلّی  برای  شکّ  و  تردید  در آن  نیست‌.  ایشان  از او  جز  راستی  و درستی ‌و صدق  و یقین  ندیده‌اند.

(وَمَا هُوَ بِقَوْلِ شَيْطَانٍ رَجِيمٍ) (٢٥)

و  این  قرآن‌،  گفتار  اهریمن  رانده  و  مانده  (‌از  درگاه  رحمت  الهی‌) ‌نیست‌.

چرا که  شیاطین  چنین  برنامۀ  استوار  و  درستی  را  پیام  نمی‌دهند  و  به ‌کسی  نمی‌رسانند  .  .  .  در  حالی ‌که  کارشان  را  زشت  می‌شمارد، ‌از ایشان  می‌پرسد:

(فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ) (٢٦)

پس  کجا  می‌روید؟‌ (‌محمّد  با بیان  حجّت  و رساندن  حقّ  و حقیقت  بر شما  اتمام  حجّت  کرده  است‌.  پس  هر جائی ‌و  راهی‌ که  بروید،  گمراهی  و سرگشتگی ‌است‌)‌.

در قضاوتی ‌که  می‌کنید،  و  در گفتاری‌ که  داریـد،  چه  راهی  و  چه  شیوه‌ای  در  پیش  می‏گیرید؟  .  .  یا  وقتی‌ که  به  حقّ  پشت  می‌کنید  و  از  حقّ  منصرف  و منحرف  می‌گردید،‌ کجا  می‌روید؟  هر کجا که  بروید  حقّ  با  شما  رویاروی  می‌شود!

(إِنْ هُوَ إِلا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ) (٢٧)

این  قرآن  جز  پند  و اندرز  جهانیان  نیست  (‌ و سراسر آن  بـیدارباش‌ و  هوشیارباش‌ شعور و فطرتهای  خفته  است‌)‌.

قرآن  ایشان  را  به  ضقت  وجودشان  تذکّر  می‌دهد،  و  آنان  را  از حقیقت  پیدایششان  آگاه  می‌سازد،  و  با  حقیقت  جهان ‌پیرامونشان‌ آشنایشان‌ می‌گرداند  .  .  .

(لِلْعَالَمِينَ).

برای  جهانیان  است‌.

این  قرآن  یک  دعوت  جهانی  است‌.  این  جهانی  بودن  در  همان  مرحله  نخستین  دعوت  بدیشان  ابلاغ  می‌گردد،  در  حالی‌ که  هنوز  این  دعوت  در  مکه  محاصره  می‏‎گردد  و  تحت  تعقیب  قرار می‌گیرد،  همان ‌گو‌نه ‌که  نصوصی  بسان  این ‌آیات  مکّی  بدان‌ گواهی  می‌دهند  .  .  .

*
در  جلو  همین  بیان  الهامگرانۀ  دقیق‌،  بدیشان  تذکّر  می‌دهد که  راه  هدایت  باز  است  و  هر کسی ‌که  بخواهد  می‌تواند  خود  را  به  هدایت  برساند  و رهنمود  و  رهنمون  آسمانی  را  نصیب  خود گرداند.  در  این  صورت  ایشان  مسؤول  خویشتن  هستند.  یزدان  سبحان  این  راه  سهل  و  سادۀ  هدایت  را  بدیشان ‌نشان  داده  است ‌و بدانان  بخشیده  است‌،  دیگر  خود  دانند:

(لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ) (٢٨)

برای  کسانی  از شما  که  (‌خواستار راستی  و درستی  و  طیّ  طریق  جادۀ  مستقیم  باشند  و)  بخواهند  راستای  راه  را  در  پیش  بگیرند.  

بخواهند  راست  و  درست  بر  راستای  راه  هدایت  خدا  باشند.  راهی  را  در  پیش ‌گیرند که  به  خدا  برسد  و  منتهی  به  هدایت  او  شود،  بعد  از  شنیدن  این  بیان  و  سخنی ‌که  هر گونه  شبهه‌ای  را  می‌زداید،  و  هر گمانی  را  برطرف  می‌نماید،  و  هر  عذری  را  ساقط  می‌کند،  و  با  انسان  اتمام  حجّت  می‌فرماید.  به  دل  سالم  راه  راست  را  پیام  می‌دهد.  پس  هر کس  راه  راست  را  در  پیش  نگیرد  و  راسترو  ن