 دربارۀ  پذیره  رفتن  و  رویاروی  شدن  بنی‏اسرائیل  -  یهودیان  و  مسیحیان  -  با  پیغمبری  است‌ که ‌کتابهایشان  بدو  مژده  و  خبر  داده  بود. از  تهدید  کردن  ایشان  از  همچون  پذیره  رفتنی  و  رویاروی  شدنی  سخن  می‌رود. از کید  و  نیرنگی  ‌گفتگو  می‌شود  که  آنان  در  حقّ  دین  جدیدی  روا  می‌داشتند که  خدا  مقدّر  فرموده  بود  آن  را  بر  همۀ  دینهای  دیگری  چیره  و  پیروز گرداند، و  آن  دین‌، دین  واپسین  باشد!

(فَلَمَّا جَاءَهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُبِينٌ (٦) وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَهُوَ يُدْعَى إِلَى الإسْلامِ وَاللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ (٧) يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ (٨) هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ) (٩)

هنگامی  که  آن  پیغمبر  (‌احمد  نام‌)  همراه  با  معجزات  روشن  و  دلائل  متقن‌،  به  پیش  ایشان  آمد، گفتند: این  جادوی  آشکاری  است‌. چه  کسی  ستمکارتر  از  کسی  است  که  بر  خدا  دروغ  می‌بندد،  در  حالی  که  او  به  اسلام  فرا خوانده  می‌شود؟‌!  خدا  مردمان  ستمگر  را  رهنمود  نمی‌گرداند  (‌و  به  حقّ  نمی‌رساند)‌.  می‌خواهند  نور  (‌آئین‌)  خدا  را  با  دهانهایشان  خاموش  گردانند،  ولی  خدا  نور  (‌آئین‌)  خـود  را  کامل  می‏‎گرداند،  هر  چـند  که  کافران  دوست  نداشته  باشند. خدا  است  که  پیغمبر  خود  را  همراه  با  هدایت  و  رهنمود  (‌آسمانی‌)  و  آئین  راستین  (‌اسلام‌)  فرستاده  است  تا  این  آئین  را  بر  همۀ  آئینهای  دیگر  چیره  گرداند،  هـرچند  مشرکان  دوست  نداشته  باشند.

بنی‏اسرائیل  در  مقابل  دین  جدید  ایستادند  و  به  دشمنانگی  و  نیرنگ  و  گمراهسازی  پرداختند.  با  این  دین  جدید  با  وسائل  مختلف  و  از  راه‌های  گوناگون  جنگیدند، جنگ  سخت  و  کورکورانه‌ای ‌که  تا  به  امروز  شعلۀ  آتش  آن  فروکش  نکرده  است‌.  با  این  دین  جدید  با  تهمت  زدن  و  متّهم  ‌کردن  جنگیدند:

(فَلَمَّا جَاءَهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُبِينٌ) (٦)

هنگامی  که  آن  پیغمبر  (‌احمد  نـام‌)  همراه  بـا  معجزات  روشن  و  دلائل  متقن‌،  به  پیش  ایشان  آمد،  گفتند:  این  جادوی  آشکاری  است‌.

سخن‌  گفتند  و  به  دسیسه  نشستند  بسان ‌کسانی‌ که  کتاب‌های  آسمانی  را  نشناسند  و  از  مژدۀ  فرارسیدن  دین  جدید  بی‏خبر  باشند.  با  نیرنگبازی  و  دسیسه ‌بازی  و  بیشرمی  و  دروغ‌ پردازی  در  میان  اردوگاه  اسلامی  به  جنگ  پرداختند،  تا  میان  مـهاجران  و  انصار  در  مدینه  آشوب  برپا  سازند  و  ایشان  را  به  جان  یکدیگر  بیندازند،  و  میان  اوس  و  خزرج  انصار،  جنگ  و  جدال  بر  پا  دارند  و  دعوا  و  مرافعه  به  راه  اندازند.  با  این  دین  جدید  جنگیدند  گا هــی  با  ساخت  و  پاخت  و  توطئه ‌چینی  با  منافقان‌، و  گاهی  با  مشرکان‌. با  این  دین  جدید  جنگیدند  با  ملحق  شدن  و  پیوستن  به  اردوگاه‏های  مهاجمان  و  یورش ‌آورندگان‌،  همان  گونه  که  در  جنگ  احزاب  چنین  کردند  و  چنین  رفتند. با  این  دین  جدید  جنگیدند  با  پخش  سخنان  ناروا  و  مطالب  نابجا،  همان‌گونه ‌که  در  قضیّۀ  افک  توسّط  عبدالله  پسر  ابی  پسر  سلول  چنین  ‌کردند  و  چنین  رفتند.  و  همان‌گو‌نه ‌که  در  آشوب  عثمان  توسّط  دشمن  خدا  عبدالله  پسر  سبأ،  بعدها  چنین  ‌کردند  و  چنین  رفتند.  با  این  دین  جدید  جنگیدند  با  دروغها  و  یاوه ‌سرائیها  و  خرافه‌های  اسرائیلیّاتی  که  در  لابلای  احادیث  گنجاندند،  و  در  شرح  حال  پیغمبر  صلّی الله علیه وآله وسلّم  و  در  تفسیر  قرآن  جای  دادند،  زمانی‌ که  از  جعل  و  کذب  در  قرآن  مجید  عاجز  ماندند  و  ناتوان  شدند.

جنگ  آنان  با  دین  اسلام  لحظه‌ای  متوقّف  نشده  است  تا  همین  لحظۀ  حاضر  هم ‌ که  در  آن  هستیم‌.  صهیونیزم  جهانی  و  صلیبی  جهانی  با  این  دین  در  جنگهای  صلیبی  در  شرق  جنگیدند.  با  این  دین  در  اندلس  در  غرب  جنگیدند.  با  این  دین  در  خاورمیانه  با  آخرین  خلافت  جنگیدند،  جنگ‌  کو‌رکو‌رانه‌ای ‌که  خلافت  را  با  آن  پخش  و  پراکنده  ‌کردند  و  میراث  آن  را  میان  خود  تقسیم  نمودند،  میراثی  ‌که  آن  را  مرده  ریگ  «‌مرد  بیمار»  می‌نامیدند ... آنان  مجبور  شد‌ند که  قهرمانان  دروغینی  را  در  سرزمینهای  اسلام  بسازند  تا  برای  اجرای‌ کینه‌توزیها  و  نیرنگهایشان  بر  ضدّ  اسلام  کار  بکنند  و  مزدوری  نمایند.  برای  نـمونه  وقتی‌ که  خواستند  «‌خلافت‌»  را  درهم  شکنـند  و  آخرین  مظهر  از  مظاهر  فرمانروائی  اسلامی  را  از  میان  بردارند‌،  در  ترکیه  «‌قهرمانی‌»  را  (‌به  نام  اتاترک‌)  ساختند!..  در  او  دمیدند  و  بادش‌  کردند.  لشکرهای  همپیمان  و  متّحدی‌ که  آستانه  را  احاطه ‌کرده  بودند  در  مقابل  او  شکست  خوردند  و  رفتند،  تا  در  برابر  دیدگان  هممیهنانش  از  او  قهرمانی  را  بسازند،  قهرمانی ‌که  می‌تواند  خلافت  را  باطل  اعلام  کند،  و  زبان  عربی  را  بردارد  و  حذف  نماید،  و  ترکیه  را  از  مسلمانان  جدا  سازد،  و  آن  را  یک  دولت  متمدّن  و  جدای  از  دین‌،  یعنی  لائیک  اعلان  کند!  صهیونیستها  و  صلیبیها  همیشه  این ‌گونه  قهرمانان  دروغین  را  می‌سازند  هر  زمان‌ که  بخواهند  به  اسلام  ضربه  بزنند،  و  جنبشهای  اسلامی  را  در  کشوری  از  کشو‌رهای  مسلمانان  سرکوب  کنند،  تا  بجای  اسلام  طرفداری  و  جانبداری‌ای  را  به  وجود  بیاورند  جدای  از  طرفداری  و  جانبداری  از  دین‌،  و  پرچمی  را  برافراشته‌  کنند  جدای  از  پرچم  دین‌.

(يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ) (٨)

می‌خواهند  نور  (‌آئین‌)  خدا  را  با  دهانهایشان  خاموش  گردانند،  ولی  خدا  نور (‌آئین‌)  خود  را  کامل  می‏‎گرداند، هر  چند  که  کافران  دوست  نداشته  باشند.

این  نصّ  قرآنی‌ گویای  حقیقتی  است‌.  در  عین  حال  تصویری  را  ترسیم  می‌کند  که  به‌  گریه  و  شیون  و  تمسخر  و  استهزاء  فرامی‌خواند!  این  حقیقت  این  است  ‌که  آنان  با  زبانهایشان  می‌گفتند:

(هَذَا سِحْرٌ مُبِينٌ) (٦)

این  جادوی  آشکاری  است‌.

و  نیرنگ  می‌زدند  و  توطئه  می‌چیدند  و  می‌کوشیدند  این  دین  جدید  را  از  میان  بردارند.  این  هم  تصویر  بدی  از  ایشان  است‌.  آنان  می‌کوشند  نور  خدا  را  با  فوت  ‌کردن  با  دهانهایشان  خاموش‌ کنند،  آنان‌ که  از  زمرۀ  ضعیفان  و  ناتوانانند!

(وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ) (٨)

ولی  خدا  نور  (‌آئین‌)  خود  را  کامل  می‏‎گرداند، هر  چند  که  کافران  دوست  نداشته  باشند.

وعدۀ  خدا  راست  بوده  است  و  راست  درآمده  است‌.  خدا  نور