 غفلت مذکور در آیه پیشین ذکر گردیده‌اند.

آن‌گاه روند سخن پس از این نگرش برمی‏گردد و دیگر باره سخن از آن منافقانی می‌گویدکه کوردل و غافل بودند. آن‌کسانی‌که از مجلس پیغمبر خدا (صلی الله علیه و سلم) بیرون می‌آمدند، بدون این‌که چیزی از سخنانی را بیاموزند که می‌فرموده است‌، چیزی‌که بدیشان سودی برساند و راهیاب و رهنمونشان گرداند، و دلهایشان را برای تقوا و پرهیزگاری برانگیزد و به جوش و خروش درآورد، و ایشان را به یاد حساب وکتاب و سزا و جزائی بیندازد که در انتظار مردمان است‌:

(فَهَلْ يَنظُرُونَ إِلَّا السَّاعَةَ أَن تَأْتِيَهُم بَغْتَةً فَقَدْ جَاء أَشْرَاطُهَا فَأَنَّى لَهُمْ إِذَا جَاءتْهُمْ ذِكْرَاهُمْ).

انگار (‌کافران و منافقان تا قیامت فرا نرسد ایمان نمی‌آورند، و برای ایمان آوردن خود) قیامت را چشم می‌دارند که ناگهان برپا می‌شود؟‌! هم اکنون علائم و نشانه‌های آن ظاهر شده است (‌که از جمله آنها بعثت خاتم‌الانبیاء است‌). امّا وقتی که قیامت فرارسید، دیگر باور داشتن و اندرز گرفتن چه سودی به حالشان دارد؟!.

دلیل و حجت‌، جذاب و قوی است‌. غافلان را سخت از غفلت می‌رهاند. بدان‌گونه‌که یقه مستی را بگیری و او را سخت تکان بدهی‌!

راستی این غافلان منتظر چه چیز هستند! این غافلانی که به مجلس پیغمبر خدا (صلی الله علیه و سلم) می‌روند و از آنجا بیرون می‌آیند، بدون این‌که چیزی را یادگرفته باشند و چیزی را به ذهن خود سپرده باشند و بیدار و هوشیار شده باشند! راستی اینان منتظر چه چیزی هستند؟

(فَهَلْ يَنظُرُونَ إِلَّا السَّاعَةَ أَن تَأْتِيَهُم بَغْتَةً).

انگار (‌کافران و منافقان تا قیامت فرا نرسد ایمان نمی‌آورند، و برای ایمان آوردن خود) قیامت را چشم می‌دارند که ناگهان برپا می‌شود؟‌.

قیامت ناگهانی برپا می‌شود و یکهو بر سرشان می تازد، در حالی‌که آنان سرگردان وگول خورده و غافل و حیرانند!

انگار قیامت را چشم می‌دارند؟

(فَقَدْ جَاء أَشْرَاطُهَا).
هم اکنون علائم و نشانه‌های آن ظاهر شده است‌. نشانه‌های آن پدیدار گردیده است‌. واپسین رسالت‌، بزرگ‌ترین این نشانه‌ها است‌. واپسین رسالت اعلام واپسین بیم دادن و برحذر داشتن از نزدیک شدن مدت من و سررسید عمر کره زمین است‌. پیغمبر خدا (صلی الله علیه و سلم) فرموده است‌:

(بعثت أنا والساعة كهاتين).

من برانگیخته و روانه شده‌ام و با قیامت بسان این دو تا (‌انگشت شهادت و انگشت میانه‌) هستیم‌.

و با دو تا انگشت سبابه و انگشت‌کنار آن دست خود اشاره فرمود.[1] اگر روزگار دراز و طولانی به نظر می‌رسد از آن زمان که واپسین رسالت در رسیده است‌، روزگاران یزدان بسان روزگاران ما انسانها نیست‌. به هر حال از لحاظ حساب وکتاب خدا، علائم نخستین فرارسیده‌اند و به میان آمده‌اند. بری هیچ خردمندی صحیح نیست غافل و بی‏خبر شود تا قیامت ناگهان فرارسد، آن زمان‌که شخص خردمند دیگر نمی‌تواند به خود آید و پند پذیر گردد:

(فَأَنَّى لَهُمْ إِذَا جَاءتْهُمْ ذِكْرَاهُمْ).

امّا وقتی که قیامت فرارسید، دیگر باور داشتن و اندرز گرفتن چه سودی به حالشان دارد؟!.

این تکان تند و سختی است‌که غافلان را از خواب غفلتشان بیدار و هوشیار می‌گرداند. این تکان تند و سخت همچنین با ساختار خشن این سوره متفق و همساز است‌.

آن‌گاه به پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) و به راه‌یافتگان و پرهیزگاران و آگاهانی رو می‌شودکه در خدمت او هستند، و بدیشان گفته می‌شود که راه دیگری را درپیش بگیرند، راه دانش و آگاهی و ذکر و طلب مغفرف و آمرزش‌، و اطلاع از نظارت خدا و علم فراگیر وهمه‌جاگستر او. از ایشان خواسته می‌شود با همچون حساسیت و هوشیاری و بیداری‌ای زندگی‌کنند و قیامت را چشم بدارند و از آن بترسند و برای آن آماده باشند:

(فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِكَ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مُتَقَلَّبَكُمْ وَمَثْوَاكُمْ).

بدان که قطعا هیچ معبودی جز الله وجود ندارد. برای گناهان خود و مردان و زنان مومن آمرزش بخواه‌. خدا از حرکات و سکناتتان کاملا آگاه است (‌و می‌داند به کجا می‌روید و در کجا زندگی می‌کنید و چه می‌کنید و چه نمی‌کنید).

نخستین حقیقتی تذکر داده می‌شودکه‌کار پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) وکسانی‌که در خدمت او هستند بر آن استوار می‌گردد:

(فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ).
بدان که قطعا هیچ معبودی جز الله وجود ندارد.

بر اساس آگاهی از این حقیقت و حاضر آوردن آن در دل و درون‌، رهنمودهای دیگری می‌آغازد:

(وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِكَ).
برای گناهان خود آمرزش بخواه‌.

در حالی‌که پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) ‌گناهان پیشین و پسین او بخشیده شده است‌. امّا این امر وظیفه بنده مومن و آگاه و هوشیار و بیداری است‌که همیشه احساس‌ گناه و کوتاهی می‌کند، و هر اندازه تلاش وکوشش داشته باشد خود را بزهکار و مقصر می‌شمارد. اگرچه بخشیده شده است می‌داند که طلب آمرزش ذکر است و شکر مغفرت است‌.گذشته از این‌، تلقین دائم و درس مستمری برای‌کسانی است‌که پس از پیغمبر خدا (صلی الله علیه و سلم) می‌آیند و جانشین او می‌گردند، آن‌کسانی که منزلت و مرتبه او را در پیشگاه خدا می‌دانند، وقتی که می‌بینند پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) به ذکر خدا می‌پردازد و برای خود طلب آمرزش می‌کند، و آن‌گاه برای مومنان مرد و زن طلب آمرزش می‌فرماید، و او در پیشگاه خدا دعایش پذیرفته می‌شود و مستجاب‌الدعوه است‌، پی می‌برندکه خدا چه نیتی را با ارسال این پیغمبر بزرگوار (صلی الله علیه و سلم) نصیب ایشان فرموده است‌. بلی می‌دانند وقتی‌که یزدان جهان پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) را رهنمود می‌فرمایدکه برای مردان و زنان مومن درخواست آمرزش بکند تا خدا ایشان را بیامرزد، چه فضل و لطفی را در حق آنان روا دیده است و چه اندازه بزرگواری نموده است‌!

واپسین پسوده در این رهنمود چنین است‌:

(وَاللَّهُ يَعْلَمُ مُتَقَلَّبَكُمْ وَمَثْوَاكُمْ).

خدا از حرکات و سکناتتان کاملا آگاه است (‌و می‌داند به کجا می‌روید و در کجا زندگی می‌کنید و چه می‌کنید و چه نمی‌کنید).

دل با ایمان در آن واحد احساس آرامش و احساس هراس می‌کند. احساس آرامش می‌کند چون او در پناه رعایت و عنایت خدا است هرکجا برود و بیاید یا اقامت بکند و منزل گزیند. احساس هراس می‌کند از این موقعیتی‌که دارد و در آن خدا او را می‌پاید و علم خدا او را فرا می‌گیرد و در هر حالتی از حالات او را دنبال می کند و زیر نظر می‌دارد، و بر راز و رمز او اطلاع دارد و درگوشی و پچ پچ وی را می‌داند ...

تعلیم و تربیت این است‌، تعلیم و تربیتی‌که با بیداری همیشگی و حساسیت دقیق‌، و با آینده‌نگری و برحذر بودن و انتظارکشیدن‌، دست می‌دهد ...

*
روند سخن منتقل می‌شود به تصویر زدن موضعگیری منافقان در برابر 