ده‌اند  .  .  .

(وَوُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْهَا غَبَرَةٌ (٤٠)تَرْهَقُهَا قَتَرَةٌ (٤١)أُولَئِكَ هُمُ الْكَفَرَةُ الْفَجَرَةُ) (٤٢)

و  در  آن  روز  چهره‌هانی  غبار  (‌غـم  و  اندوه‌)  بر  آنها  نشسته  است‌.  ابر  تیره  و  سیاه  (‌هراس  و  اندوه‌)  آن  رخسارها  را  می‌پوشاند.  آنان  کافران  بزهکار  و  بدکردارند.

امّا  اینان  غبار  غم  و  اندوه  و  آه  و  حسرت  بر  آنها  مـی‌افتد،  و  سیاهی  خواری  و گرفتاری  ایشان  را  می‏پوشاند.  می‌دانند  چه  چیزهائی  را  پیشاپیش ‌کرده‌اند  و  برای  خود  فرستاده‌اند.  لذا  کاملاً  می‌دانند  چه ‌کیفر  و  سزائی‌ دارند  .  .  .

(أُولَئِكَ هُمُ الْكَفَرَةُ الْفَجَرَةُ) (٤٢)

آنان‌،  کافران  بزهکار  و  بدکردارند.

ایشان‌ کسانیند که  به  خدا  و  به  رسالتهای  آسمانی  ایمان  نمی‌آوردند،  و  از  حدود  و  ثغور  قوانین  خدا  درمی‌گذشتند،  و  حرمت  مقدّسات  را  نگاه  نمی‌داشتند  ...  در  چهره‌های  اینان  و  در  چهره‌های  آنان‌،  سرنوشتشان  ترسیم‌ گردیده  است  و  فرجامشان  پدیدار  شده  است‌.  سیماها  و  نشانه‌ها  از  لابلاهای  واژه‌ها  و  عبارتها  دید‌ه  می‌شود.  انگار  چهره‌ها  برجسته  و  پیدایند  و  همه  چیز  خو‌د  را  می‌نمایند،  به  سبب  نیروئی ‌که  تعبیر  قرآنی  دارد،  و  دقت ‌کاملی‌ که  در  پسوده‌ها  جلوه‌گر  است‌.

بدین  وسیله  سرآغاز  و  سرانجام  ایـن  سوره  هماهنگ  می‏‎گردد  .  .  .  سرآغاز  سوره  حقیقت  معیار  و  میزان  را  بیان  می‌دارد،  و  سرانجام  سوره  نتیجۀ  این  معیار و  میزان  را  به ‌رشتۀ  سخن  می‌کشد.  این  سوره‌ کوتاه  این ‌همه  حقائق  بزرگ  و صحنه‌ها  و  منظره‌های  سترگ،  و  آهنگها  و  پیامهای  مهم‌ّ را  به گوش  جان  می‌خواند،  و  همه  آنها  را  اینگونه  زیبا  و دقیق  می‌رساند  .  .  .

*
------------------------------------------------------
[1] مسلم‌و بخاری‌و ترمذی ‌آن را استخراج‌ و روایت نموده‌اند. 
[2] طبرانی ‌و حاکمان آن را استخراج و روایت‌کرده‌اند.
[3] ابن‌المبارک در باب خوبی ‌کردن و صلۀ رحم بجای آوردن با اندک اختلافی  آن را استخراج و روایت‌کرده است‌. 
[4] ‌‌مسلم‌و بخاری ‌آن را استخراج‌و روایت‌کرده‌اند.  
[5]نسائی آن را استخراج و روایت ‌کرده است.‌
[6] ترمذی آن را استخراج ‌و روایت‌ کرده است‌.
[7] مسلم ‌و بخاری ‌و ترمذی ‌آن را استخراج ‌و روایت ‌کرده‌اند.
[8] بخشی از حدیثی است ‌که در مسند امام احمد، از انس روایت‌ گردیده  است‌. 
[9] مسلم آن را استخراج ‌و روایت‌ کرده است‌.  
[10] ‌به نقل از کتاب‌: «‌العداله الاجتماعیه فی الاسلام‌»‌. 
[11] ‌ترمذی آن را استخراج ‌و روایت ‌کرده است‌. 
[12] بخاری آن را استخراج ‌و روایت ‌کرده است‌
[13] به نقل از کتاب «‌ابوحنیفه‌» تاً‌لیف استاد عبدالحلیم جندی.  
[14] ‌به نقل از کتاب: «‌الانسان لا  یقوم وحده‌» تألیف: ا.کریسی موریسون‌.  ترجمه عربی آن تحت عنوان: «‌العلم ‌یدعو الی الایمان» مترجم محمود  صالح فلکی‌.
[15] به نقل از کتاب‌: «‌مشاهد القیامه ‌فی القرآن‌».  <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:210.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:211.txt">قسمت دوم</a></body></html>سوره‌ي محمد آيه‌ي 31-16

وَمِنْهُم مَّن يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ حَتَّى إِذَا خَرَجُوا مِنْ عِندِكَ قَالُوا لِلَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مَاذَا قَالَ آنِفاً أُوْلَئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءهُمْ (16)  وَالَّذِينَ اهْتَدَوْا زَادَهُمْ هُدًى وَآتَاهُمْ تَقْواهُمْ (17)  فَهَلْ يَنظُرُونَ إِلَّا السَّاعَةَ أَن تَأْتِيَهُم بَغْتَةً فَقَدْ جَاء أَشْرَاطُهَا فَأَنَّى لَهُمْ إِذَا جَاءتْهُمْ ذِكْرَاهُمْ (18)  فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِكَ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مُتَقَلَّبَكُمْ وَمَثْوَاكُمْ (19) ‏ وَيَقُولُ الَّذِينَ آمَنُوا لَوْلَا نُزِّلَتْ سُورَةٌ فَإِذَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ مُّحْكَمَةٌ وَذُكِرَ فِيهَا الْقِتَالُ رَأَيْتَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ يَنظُرُونَ إِلَيْكَ نَظَرَ الْمَغْشِيِّ عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ فَأَوْلَى لَهُمْ (20)  طَاعَةٌ وَقَوْلٌ مَّعْرُوفٌ فَإِذَا عَزَمَ الْأَمْرُ فَلَوْ صَدَقُوا اللَّهَ لَكَانَ خَيْراً لَّهُمْ (21)  فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِن تَوَلَّيْتُمْ أَن تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَتُقَطِّعُوا أَرْحَامَكُمْ (22)  أُوْلَئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَأَعْمَى أَبْصَارَهُمْ (23)  أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا (24)  إِنَّ الَّذِينَ ارْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِهِم مِّن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدَى الشَّيْطَانُ سَوَّلَ لَهُمْ وَأَمْلَى لَهُمْ (25)  ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا لِلَّذِينَ كَرِهُوا مَا نَزَّلَ اللَّهُ سَنُطِيعُكُمْ فِي بَعْضِ الْأَمْرِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِسْرَارَهُمْ (26)  فَكَيْفَ إِذَا تَوَفَّتْهُمْ الْمَلَائِكَةُ يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَأَدْبَارَهُمْ (27)  ذَلِكَ بِأَنَّهُمُ اتَّبَعُوا مَا أَسْخَطَ اللَّهَ وَكَرِهُوا رِضْوَانَهُ فَأَحْبَطَ أَعْمَالَهُمْ (28)  أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ أَن لَّن يُخْرِجَ اللَّهُ أَضْغَانَهُمْ (29) ‏ وَلَوْ نَشَاء لَأَرَيْنَاكَهُمْ فَلَعَرَفْتَهُم بِسِيمَاهُمْ وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ أَعْمَالَكُمْ (30)  وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ حَتَّى نَعْلَمَ الْمُجَاهِدِينَ مِنكُمْ وَالصَّابِرِينَ وَنَبْلُوَ أَخْبَارَكُمْ (31)

این چرخش وگردشی است در باره منافقان‌، موضعگیری ایشان در برابر شخص پیغمبر خدا (صلی الله علیه و سلم)، جبهه‌گیری آنان در برابر قرآن‌، موضعگیری ایشان در برابر جهادی‌که خداوند آن را بر مسلمانان برای برتری گرفتن فرمان و فرموده یزدان واجب فرموده است‌، و در نهایت سخن می‌رود از موضع منافقان با یهودیان و ساخت و پاخت و اتحاد نهانی و نیرنگبازانه ایشان برای تاخت بر اسلام و مسلمانان‌.

حرکت نفاق در مدینه صورت‌گرفته است‌. حرکت نفاق در مکه وجود نداشت‌. زیرا در مکه انگیزه‌ای برای نفاق نبود. مسلمانان در مکه مورد تاخت و تاز و تحت فشار بودند. کسی نیازی نداشت که با مسلمانان نفاق بورزد و خلاف آن‌گونه‌که هست خود را نشان بدهد. زمانی‌که یزدان سبحان در مدینه اسلام و مسلمانان را با قبیله‌های اوس و خزرج عزت بخشید، و اسلام را در میان عشیره‌ها و خاندانها به گونه‌ای پخش کرد که خانه‌ای نماند اسلام بدان وارد نشود، مردمانی که محمّد (صلی الله علیه و سلم) را دوست نمی‌داشتند، و نمی‏‏خواستند اسلام نیرومند بشود و شوکت و عزت پیدا کند، و در عین حال نمی‌توانستند آشکارا به دشمنانگی بپردازند، مجبور گردیدند تظاهر به اسلام بکنند و بدون این 