ها  را  باید  از  آسمان  دریافت  بدارند  نه  از  زمین‌،  و  مقرّرات  آسمانی  را  معتبر  بدانند  نه  مقرّرات  زمینی  را..  .

(إنّ‌ أکرَمَکُم  عندَ  الله أتقاکُم  )  .

بیگمان  گرامی‌ترین  شما  در  نزد  خدا  متّقی‌ترین  شما است. 

(‌حجرات/13 )‌  

‌متّقی‌ترین‌،  گرامی‌ترین  فرد  در  پیشگاه  خدا  است‌.  او  سزاوار  رعایت  و  عنایت‌،  و  توجّه‌ کردن  و  اهمّیّت  دادن  است‌.  اگر چه  چنین  کسی  فاقد  معیارها  و  اعتبارات  دیگری  باشد که  مردمان  تحت  فشار  واقعیّت  زمینی  خودشان‌،  و  تحت  فشار  مقرّرات  و  قوانین  زمینیشان  بدانها  الفت ‌گرفته‌اند  و  آنها  را  پسندیده‌اند‌.  از  قبیل‌:  حسب  و  نسب  و  قوّت  و  قدرت  و دارائی  و  اموال ... و  سائر  ارزشها  و  معیارهای  دیگری‌ که  هیچ  ارج  و  بهائی  ندارند  وقتی‌ که  با  ایمان  و  تقوا  همراه  نباشند.  یگانه  حالتی ‌که  درست  است  بدان  ارج  و  بها  داد  و  آن  را  معتبر  و  محترم  شمرد  حالتی  است‌ که  در  آن  به  حساب  ایمان  و  تقوا  به  بذل  و  بخشش  می‌پردازی  و  خدا  را  از  خود  راضی  می‌سازی‌.

این  حقیقت  بزرگی  است ‌که  رهنمود  و  رهنمون  الهی  می‌خواهد  در  این  مناسبت  آن  را  برقرار  دارد  و  هدف  قرار  دهد،  همان‌ گونه ‌که  شیوۀ  قرآن  است‌.  شیوۀ  قرآن  این  است ‌که  یک  رخداد  فردی  و  مناسبت  محدودی  را  وسیلۀ  استقرار  حقیقت  مطلقی  و  برنامۀ  مستمرّی  می‌گرداند.

*
نفس  پیغمبر  صلّی الله علیه و آله وسلّم  ‌از  این  رهنمود  و  رهنمون  و عتاب  و  سرزنش‌،  منقلب  و  دگرگون‌  گردید.  سخت  و گرم  منقلب  و  دگرگون  شد،  و  برای  استقرار  این  حقیقت  در  سراسر  زندگانیش‌،  و  در  زندگانی  جماعت  مسلمان‌،  برجست  و  به  پا  خاست‌،  و  آن  را  به  عنوان  نخستین  حقیقت  اسلام  توصیف  و  سفارش‌ کرد.

نخستین  حرکتی ‌که  پیغمبر  صلّی الله علیه و آله و سلّم ‌در  این  راستا  انجام  داد  این  بود که  رهنمود  و  رهنمون  و عتاب  و  سرزنشی  را  اعلان  داشت ‌که  به  سبب  این  حادثه  نازل‌ گردیده  بود.  واقعاً  این  اعلان ‌کار  بس  بزرگ  و  زیبا  بود. کاری  بود که  از  هر سو  بدان  بنگریم  جز  پیغمبری  از  پیغمبران  در  آن  زمان  بر  آن  توانا  نبوده  است‌.

بلی  جز  پیغمبری  از پیغمبران  توانائی  آن  را  نداشته  است  به  مردمان  اعلان ‌کند که  او  عتاب  و  سرزنـش  شده  است  با  این  عتاب  و  سرزنش  سخت  و  شدید،  و  بدین  شکل  شگفت‌،  به  سبب  خطـائی‌ که  از  او  سر  زده  است ‌!  برای  هر  شخص  بزرگی  -‌ بجز  پیغمبر  -‌ کافی  بود  بدین  خطـا  پی  ببرد  و  آن  را  در  آینده  جبران  بکند.  امّا  این  نبوّت  است‌.  کار  دیگری  است‌،  و  افقها  و کرانه‌های  دیگری  دارد!  جز  پیغمبری  از  پیغمبران  توانائی  این  را  ندارد  همچون  کاری  را  بدین  شکل  و شیوه  رو در روی  بزرگان  قریش  در  چنین  موقعیّتی  و  شرائط  و  ظروفی  بیان  دارد،  موقعیّت  و  شراط  و  ظروفی‌ که  دعوت  د‌ر  آن  قرار  داشت‌،  و  با  آن  چنان‌ کسانی  رویاروی  بود. کسانی‌ که  به  وسیلۀ  حسب  و  نسب  و  جاه  و  جلال  و  اموال  واولاد  و  قدرت  و  قوّت  به  خود  می‌بالیدند  و  خو‌یشتن  را  بزرگ  می‌دیدند.  در  محیطی‌ که  هـمچو‌ن  چیزهائی  معتبر  و  مقبول  بود.  محیطی  بود که  در  بارۀ  محمّد  پسر عبدالله  پسر  عبدالمطّلب  پسر  هاشم‌ گفته  می‌شد:

‌(لو  لا  نزّل  هذا  القرآن  علی  رجل  من  القریتیـن  عظیم‌)

چرا  این  قرآن  بر  مرد  بزرگواری  از  یکی  از  دو  شهر  (‌مکّه  و  طائف‌)  فرو  فرستاده  نشده  است‌؟‌!. (‌زخرف‌/31)        

  این  حسب  و  نسب  پیغمبر  صلّی الله علیه و آله وسلّم   در  میان  ایشان  است  ...  این  چنین  می‌گفتند  تنها  به  خاطر  این‌ که  او  پیش  از  رسالت  در  میانشان  ریاست  نداشت‌!

گذشته  از  این‌،  همچون‌ کاری  در  همچون  محیطی  صورت  نمی‌پذیرد  مگر  به  فرمان  وحی  آسمان‌.  چرا که  ممکن  نیست  همچون‌ کاری  از  زمین  سرچشمه  بگیرد  و  برجوشد  ...  به ‌ویژه  از  چنان  سرزمینی  و  در  چنان  زمانی‌!!!

این  قوّت  و  قدرت  آسمان  است ‌که  همچون ‌کاری  را  به  راه  خود  می‌دارد  و  به  پیش  می‌راند.  از  درون  نـهاد  پیغمبر  صلّی الله علیه و آله و سلّم   به  محیط  پیرامونش  خیز  برمی‏دارد  و  می‌رود،  و  در آن  محیط  با  قدرت  و  عمـق  وجهش  استقرار  می‌پذیرد،  و  مدتّهای  مدید  و  در  طول  زمان  در  زندگی  این  ملّت  مسلمان  ماندگار  می‌ماند  و  استمرار  می‏‎یابد.

این  امر تولّد  جدید  بشریّت  بود،  بسان  تولّد  انسان  در  طبیعتی ‌که  در  آن  است‌.  بلکه  این  تولّد  جدید  ارج  و  بهای  بیشتری  داشت  ...  این  تولّد  جدید  بشریّت  این  بود که  انسان‌،  هم  از  جهت  شعو‌ر  و  هم  از  جهت  واقعیّت  اجتماعی  از همۀ  ارزشهای  معمول  و  به  رسمیّت  شناخته  شده  در  زمین  بگذرد،  و  به  سوی  ارزشهای  دیگری  روان‌ گردد که  از  آسمان  نازل  می‏‎گردد،  ارزشهائی ‌که  بریده  و گسیخته  از  همۀ  ارزشها  و  معیارها  و  مقیاسها  و  جهان‌بینیها  و  اندیشه‌ها  و  آداب  و  رسوم  و  پذیرفته‌ها  و  شرائط  و ظروف  عملی‌،  و  جدای  از  همۀ  پیوندها  و  ارتباط‌ های  اجتماعی  است‌،  چیزهائی ‌که  بر  انسانها  فشار  می‌آورند  و سنگینی  می‌کنند.  همچنین  جدای  از  پیوندها  و  خویشاوندیهائی  است‌ که  با گوشت  و  خون  و  اعصاب  و  ذهن  و  شعور  آمیخته‌اند  و  معجون  گردیده‌اند.  با  این  وجود  همگان  ارزشهای  جدید  را  بشناسند  و  بپذیرند،  و  بدان  تن  در دهند  و گردن  نهند.  از  دیگر  سو  این‌ کار  بزرگی ‌که  نفس  محمّد صلّی الله علیه و آله وسلّم  ‌نیاز  به  بیداری  و  هوشیاری  و  رهنمود  و  رهنمون  پیدا کرد  تا  بدان  برسد،  تبدیل  به‌ کار  بزرگی ‌گردید که  برای  دلها  و  درونهای  مسلمان  روشن  و  بدیهی  شد،  و  برای  جامعۀ مسلمان  شریعت  و قانون ‌گردید،  و به  صورت  نخستین  حقیقت  زندگی  در  جامعۀ  اسلامی  درآمد،  و  در  سراسر  حیات  دور  و  دراز  مسلمانان  نخستین  حقیقت  زندگی  شد  و  خواهد  شد.

چنان ‌که  باید  ما  حقیقت  این  تولّد  جدید  را  درک  و  فهم  نمی‌کنیم‌.  زیرا  ما  حـقیقت  این  آزادی  و  رهائی  را  نمی‌توانیم  در  دلها  و  درونهایمان  مجسم  سازیم‌،  آزادی  و  رهائی  از  همۀ  چیزهائی‌ که  اوضاع  زمین  و ارتباط‌ها  و  پیوند های  آن  آنها  را  پدید  می‌آورد.  از  قبیل‌:  ارزشها  و  معیارها  و  مقیاسها  و  اعتبارهائی  کـه  دارای  سنگینی  خرد کننده‌ای  و  درهم ‌شکننده‌ای  هستند.  تا  بدان  اندازه ‌که  برخی  از  پیروان  مکتبهای  «‌پیشرو»  چنین‌ گمان  می‏‎برند  تنها  جنبه‌ای  از  آنها  -‌ که  اوضاع  اقتصادی  است  -  سرنوشـهای  مردمان  و  عـقیدهای  انسانها،  و  علوم  و  فنون  و  هنرها  و آداب  و  رسوم  و جهان‌بینی  ایشان  را  در  بارۀ  زندگی  تشکیل  می‌دهد  و  مقرّر  می‌دارد!  هـچنین  پیروان  مکتب  مادی  همین  را  در  بارۀ  تاریخ  می‏‎گویند،  و  بسیار  تنگ ‌نظرانه  مـی‌نگرند،  و  جـهالت  و  نادانی  طغیانگرانه‌ای  در  بارۀ  حقائق  نفس  و  حق