 ببرد،  شکلی  است  دور از  سرشت  این‌ آئین‌،  و دور  از مقتضیات  این  آئین  در  حالت  جهاد،  و گذشته  از  آن  در  حالت  محافظت  و  پاسداری  از  زندگی.

شکلی  راکه  یزدان  برای  مومنان‌دوست  می‌دارد  و  می‌خو‌اهد،  سرشت  آئینشان  را  برایشان  ترسیم  می‌کند،  و  نشانه‌های  راه  را  برایشان  روشن  و  آشکار  می‌سازد،  و  برایشان  برده  از  سرشت  ضمانت  اجتماعی  محکم  و  استواری  برمی‌داردکه  تعبیر نوآور  قرآنی  آن  را  به  تصویر  می‌زند:

(صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيَانٌ مَرْصُوصٌ )‌.

در  خط  و صف  واحدی  می‌رزمند،  انکار  دیوار سربی  بزرگی  هستند.

دیواری  است‌که  آجرهای  آن  همدیگر  راکـمک  بکنند  و  به  یکدیگر  متصل  می‌شوند  و  می‌پیوندند،  و  هر  آجری  نقش  خود  را  اجراء  می‌کند،  و  سوراخ  خود  را  ميگیرد،  زیرا  سراسر  دیوار  فرو  می‌ریزد  اگر  آجری  از  آن  از  مکان  خود  بلغزد  و  بیفتد.  فرق  نمـی‌کند  جلو برود  یا  عقب  برود،  این  سو  و  آن  ـ  و پس  و پیش  بشود  یا  بالاو  یا  پـائین‌برود،  ویرانی  به  بار  مـی‌آورد  ...   این  تعبیر،  تعبیری  است‌که  حقیقت  را  به  تصویرمـی‌کشد،  نه  فقط  برای  تشبیه  همگانی  باشد  و  بس.  تعبیری  است‌که  سرشت‌گروه  را،  و  سرشت  ارتباط‌های  افراد  در  میان  گروه  را  به  تصویر  می‌زند.  ارتباط‌هائی‌که  روحی  و  فکری‌،  و  یا  ارتباط‌های  حرکتی  و  جنبشی  است‌،  و  در  داخل  نظام  وسیستم  شخصی  و  معینی  انجام  مـی‌پذیرد،  و رو به  سوی‌ هدف  مشخـصی  و معینی ‌دارد و می‌رود.  
*
بعد  ازآن‌،  داستان  این  برنامه  الهی  و  مراحل  آن  را  در  رسالتهای  پیش  از  اسلام  بیان  می‌دارد.

(وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ لِمَ تُؤْذُونَنِي وَقَدْ تَعْلَمُونَ أَنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ فَلَمَّا زَاغُوا أَزَاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ وَاللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ )  .

خاطرنشان  ساز  زمانی  را  که  موسی  به  قوم  خود  گفت‌:  ای‌قوم  من‌! چرا مرا  می‌رنجانید  و آزار  می‌رسانید  با  این  که  می‌دانید  که  من  قطعاً  فرستاده  خدا  به  سوی  شما  هستم‌؟‌! آنان  چون  از  حق  منحرف  شدند،  خداوند  دلهایشان  را  بیشتر  از  حق  دور  داشت‌.  یزدان  مردمان  نافرمان  (‌و  بیرون‌رونده  از  دائره  احکام  آسمان‌)  را  هدایت‌نمی‌دهد.

(وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ).

و  خاطرنشان‌ ساز زمانی  را که  عیسی  پسرمریم  گفت‌:  ای  بنی  اسرائیل‌! من  فرستاده  خدا  به  سوی  شما  بوده  و  توراتی  را  که  پیش  ازمن ‌آمده  است  تصدیق  مـی‌کنم‌،  و  به  پپغمبری  که  بعد  ازمن  می‌آید  و  نام  او  احمد  است‌،  مژده  می‌دهم‌.

اذیت  و  آزاری‌که  بنی‏اسرائیل  به موسی  می‌رساندند  -  موسائی‌که  نجات‌دهنده  ایشان  از  دست  ظلم  و  جور  فرعون  و  فرعونیان‌،  و  پیغمبرش  و  رهبرشان  و  آموزگارشان  بود،  اذیت  و  آزار  ط‌ولانی  و  د‌ارای  انواع  و  اشکال گوناگون  بود.  جهادی‌که  موسی  در  راه  راست  و  درست‌گرداندنشان  آغازید  جهادکشنده  و  طاقت‌فرسا  و  سختی  بود.  قرآن  در  داستانهای  بنی‏اسرائیل  شکلهـای  مختلف  و  جوراجوری  را  از  آن  اذیت  و  آزار،  و  از  این  رنج  وخستگی  را ذکر می‌کند.

بر  موسـی  خشم  می‏گرفتند،  در  آن  حال‌که  موسی  با  فرعون  برای  نجاتشان  در پیکار  بود  و  میكو‌شید  ایشان  را  نجات  دهد،  وخود  را  درمعرض  تاخت  و تاز و  زورگوئی  و  قلدری  فرعون  قرارمی‌داد،  و  آنان  با  خواری  و  مذلتی‌که  در  برابر  فرعون  نشان  می‌دادند‌،  ایمن  و  بی‏درد  سر  بسر  می‌بردند! بیزاری  خود  را  از  موسی‌اعلام  می‌داشتند،  وسرزنش‌کنان  بدو  می‌گفتند: 

(أوذينا من قبل أن تأتينا ومن بعد ما جئتنا). 

پیش ‌ازآن  که  به  پیش‌ ما بیائی  (‌گرفتارشکنجه  فرعون  بوده‌ایم‌)  و  پس  از  آمدنت  (‌هم  از  سوی  او)  اذیت  و  ازار  شده‌ایم‌!. (اعراف/١٢٩) <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:12.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:13.txt">قسمت دوم</a></body></html> انگار  آنان  در  رسالت  موسی  خیر  و  خوبي  نمی‏بینند،  یا  انگار  مسوولیت  این  اذیت  و  آزار  واپسین  را  متوجه  او  می‌کنند!

هنوز  ایشان  را  از  خواری  و  پستی  فرعون  نجات  نداده  بود،  و  فرعون  را  در  جلو  دیدگانشان  غرق  نکرده  بود،  به  سوی  پرستش  فرعون  و  فرعـونیان  تمایل  پیداکردند  ...   (فأتوا على قوم يعكفون على أصنام لهم قالوا:يا موسى اجعل لنا إلها كما لهم آلهة). 

(‌در  مسیر  خود)  به  گروهی  رسیدند  كه  بتهائی  داشتند  و  مشغول  پرستش  آنها  بودند.  (‌در  این  هنگام  بنی‌اسرائیل  به  موسی‌)  گفتند:  ای  موسی‌! برای  ما  معبودی  بساز  (‌تا  به  پرستش  آن  بپردازیم‌)  همان  گونه  که  آنان  دارای  معبودهائی  هستند  (‌و  به  پرستش ‌آنها  مشغول  می‌باشند!)‌.     (اعراف/38‌ا)

  هنوز  موسی  به  میعادگاه  پروردگارش  بالای‌کوه  نرسیده  بود  تا  لوح‌ها  را  دریافت  بدارد،  سامری  ایشان  را گمراه  کرد:

 (فأخرج لهم عجلا جسدا له خوار فقالوا:هذا إلهكم وإله موسى فنسي !). 

سپس  مجسمه  گوساله‌ای  را  برای  مردم  (‌از  میان  آتش‌)  بیرون  آورد  (‌که  به  علت  تعبیه  سوراخهائی  در  آن‌،  به  هنگام  وزش  باد،  صدائی  همـچـون‌)  صدای  گوساله  داشت‌.  (‌سامری  و  پیروانش‌)  گفتند:  این  معبود  شما  و  معبود  موسی  است  و  او  (‌چنین  چيز‌ی  را)  فراموش  کرده  است  (‌ودر  طلب  آن  به  کوه  طور  رفته  است‌.(  (طه‌/88)  

آنگاه  در  بیابان  از  خوراك  خـود  ترنجبین  و  بلدرچین  ایراد  می‏‎گیرند  و  از  آن  خشمگین  ميگردند  و  مـی‌گویند: 

(يا موسى لن نصبر على طعام واحد فادع لنا ربك يخرج لنا مما تنبت الأرض من بقلها وقثائها وفومها وعدسها وبصلها).

ای  موسی‌! ما  بر  یک  خوراک  (‌ترنجبين  وبلدرچین‌)  شکیبائی  نداریم‌.  ازخدای  خود  بخواه  كه  برای  ما  انچـه  را  زمین  ازسبزی  و خیار و گندم  و سیر و  عدس  و پیاز  می‌رویاند،  بیرون  آورد. (بقره/61)  

در  حادثه‌گاوی‌که  مکلف  و  مجبور  بودند  آن  را  سر  ببرند  و  قربانی‌کنند،  شروع‌کردند  به  جدال  و  سـتیز  و  تندخوئی‌،  و  بهانه‌گیری  می‌کردند  و  با  پیغمبرشان  و  با  پروردگارشان  بی‌ادبی  می‌کردند  و  می‌گفتند:

(ادع لنا ربك يبين لنا ما هي). .  

از  خدای  خود  بخواه  که  برایمان  روشن  کند  چـه  گاوی  (‌مورد ‌نظر است) (‌بقره/68)

(ادع لنا ربك يبين لنا ما لونها )

 از  خدای  خود  بخواه  که  برایـمان  بیان  دارد،  رنگ  آن  چگونه  است‌. (‌بقره/69) 

)ادع لنا ربك يبين لنا ما هي إن البقر تشابه علينا). .   

خدایت  را  برای  ما  فراخوان  تا  برای  ما  روشن  کند  چگونه  گاوی  است‌.  به  راستی  این  گاو بر ما  مشتبه  است  (‌و  ناشناخته  مانده  است‌)‌. (بقره/70) 

(فذبحوها وما كادوا يفعل