ت  و  منزلت  والایند  (‌و  دور  از  هرگونه  تحریف  و  آمیزش‌)  و  پاک  (‌از  هر  نوع  شائبۀ  خرافات  و  عقائد  باطل  و  فاسد،  و  زدوده  از  نقص  و  کم  و  کاست‌)  هسـتند.  با  دست  نویسندگانی  (‌نگارش  یافته‌اند،  نویسندگانی‌)  که  بزرگوار  و  نیکمنش  و  نیکوکردارند. 

 رهنمودی  که  در  باره  این  حادثه  نازل  گردیده  است‌،  واقعاً  یک  چیز  مهمّ ‌و  قابل  توجّهی  است‌.  بسیار  بزرگتر  و  سترگتر  از  آن  است ‌که  در  نگاه  نخستین  جلوه‌گر  می‌آید.کاری  است ‌که  معجزه  بشمار  مـی‌آید.  هم  خودش  معجزه  است  و  هم  حقیقتی  معجزه  است که  خواسته  است  این  معجزه  در  زمین  استقرار  پیدا کند،  و  آثاری  بر  استقرار  آن  عملاً  در  زندگی  بشری  پدیدار  و  نمودار گردد.  چه  بسا  این  معجزه  نخستین  معجزۀ  اسلام‌،  و  حتّی  بزرگ‌ترین  معجزل آن  باشد.  امّا  این  رهنمود  - به  عنوان  پیروی  بر  حادثۀ  فردی  -‌ ذکر  می‌شود،  همان ‌گونه  که  شیوۀ  خدائی  قرآن  است  یک  حادثۀ  فردی  و  یک  مناسبت  محدود  را  فرصتی  برای  بیان  حقیقت  مطلق  و  برنامه  مستمّری  سازد.

حقیقتی‌ که  در  اینجا  این  رهنمود  بیان  آن  را  هدف  قر‌ار  داده  است‌،  و  آثار  واقعی ‌ای‌ که  عمـلاً  بر  بیان  آن  در  زندگی  ملّت  مسلمان  مترتّب  است‌،  اصل  اسلام  است‌.  حقیقتی  است‌ که  اسلام  -‌و  همۀ  رسالتهای  آسمانی  پیش  از  آن  -‌خواسته‌اند  نهال  آن  را  در  زمین  بکارند.

این  حقیقت  تنها  این  نیست‌:  چگو‌نه  با  فردی  از  مردمان  رفتار  می‌شود؟  یا  چگو‌نه  با گروهی  از  مردمان  برخورد  می‌شود؟  همان ‌گونه‌ که  معنی  نزدیک  این  حادثه  و  پیرو  آن‌،  این  چنین  است‌.  بلکه  این  حقیقت  بسیار  فراتر  و  فراگیرتر  از  این‌،  و  بسیار  بزرگتر  و  سترگ‌تر  از  این  است‌.  این  حقیقت  این  چنین  است‌:  مردمان  چگو‌نه  همۀ  کارهای  زندگی  را  باید  بسنجند  و  ارزیابی‌ کنند.  ارزشها  و  معیارهائی  را که  برای  سنجش  و  ارزیابی  به ‌کار  می‏‎برند  و  بدانها  مقدار  و  اندازۀ  آنها  را  برآورد  می‌کنند،  از کجا  برمی‌گیرند  و  دریافت  می‌نمایند؟

حقیقتی‌ که  این  رهنمود  می‌خواهد  آن  را  استقرار  بخشد  این  است‌:  مردمان  باید  در  زمین  ارزشها  و  معیارهای  خـود  را  از  ارزشـها  و  مـعیارهائی بر گیـرند که‌ کاملاً  آسمانی  و  الهی  باشد،  و  از  آسمان  -‌ایشان  نماید،  و  مقیّد  به  شرائط  و  ظروف  معتبر  زمینشان  نباشد،  و  خودشان  آنها  را  وضع  ننموده  باشند،  و  از  اندیشه‌ها  و  جهان‌بینیهای  ایشان  برنجوشیده‌،  اندیشه‌ها  و  جهان‌بینیهائی‌ که  مقیّد  به  قراردادها  و  شرائط  و  ظروف  خودشان  است‌.

این  هم‌ کار  بسیار  بزرگی  است‌.  همان‌ گونه  هم ‌کار  بسیار  دشواری  است‌. دشوار  است  مردمان  در  زمین  با  ارزشها  و  معیارهائی  زندگی  بکنند که  از  آسمان  نازل  می‏‎گردد،  و  آزاد  و  رها  از  قراردادهای  معتبر  زمین  است‌،  و  دور  از  فشار  چنان  قراردادهائی  است‌.

عظمت  این‌ کار  و  دشواری  آن  را  درک  و  فهم  می‌کنیم  وقتی‌ که  انبوه  واقعیّت  بشری،  و  سنگینی  آن  را  بر  احساسها،  و  فشار  آن  را  بر  جانها،  و  سختی  دست  کشیدن  از شرائط  و ظروف  و  فشار  ناشی  از  زند‌گی  واقعیّت  مردمان  را  درک  و  فهم  بکنیم.  واقعیّتی ‌که  از  اوضاع  و  احوال  زندگانی  مردمان‌،  از  ارتباطها  و  پیوندهای  زندگانی  ایشان‌،  از  میراثها  و  برجای  ماند‌ه‌های  محیط  آنان‌،  از  ته‌نشستها  و  رسوبات  تاریخشان‌،  و  از  سائر  شرائط  و  ظروف  دیگرشان‌ که  آنان  را  سخت  به  زمین  می‌چسباند  و  وابسته  می‌گرداند،  و  بـر  فشار  ارزشها  و  مـعیارها  و  جهان‌بینیها  و  اندیشه‌هایشان  بر  نفسها  می‌افزاید،  سرچشمه  می‌گیرد  و  برمی‌جوشد.

همچنین  عظمت  این ‌کار  و  دشواری  آن  را  درمـی‌یابیم  وقتی‌ که  بدانیم  نفس  محمّد  پسر  عبدالله  صلّی الله علیه وآله وسلّم کـه‌‌برای  این  که  بدین  امر  برسد،  نیازمند  این  رهنمود  و  رهنمون  است‌.  و  بلکه  بدین  سرزنش  شدیدی ‌که  به  مرز  شگفت  از  عملکرد  او  می‌رسد  نیازمند  است!

برای  تصوّر  عظمت  هر کاری  در  این  هستی‌،‌کافی  است  در  بارۀ  آن‌ گفته  شود:  نفس  محمّد  پسرعبدالله  صلّی الله علیه و آله وسلّم   برای  این ‌که  بدین  امر  برسد،  به  بیدار باش  و  هوشیارباش  و  رهنمود  و  رهنمون  نیاز  داشته  است!

بلی  این  بس  است‌.  چه  عظمت  این  نفس  و  بالائی  و  والائی  آن‌،‌کاری  را که  این  نفس  برای  رسیدن  بدان  به  بیدارباش  و  هوشیارباش  و  رهفمود  و  رهـنـمون  نیـاز  داشته  است  آن  اندازه  بزرگ  و  سترگ  می‌کند که  آن  را  بالاتر  از  عظمت‌،  و  والاتر  از  والائی  می‌سازد.  این  حقیقت  این ‌کار  است‌،‌کاری‌ که  رهنمود  و  رهنمون  الهی  به  مناسبت  این  رخداد  فردی  می‌خواهد  آن  را  در  زمین  پدیدار  و  برقرار گرداند  ...   این  امر  به  مردم  می‌آموزد  که  انسانها  باید  ارزشها  و  معیارهای  خود  را  از  آسمان  دریافت  دارند،  و  آزاد  و  رها گردند  از  ارزشها  و  معیارهای  زمینی‌،  ارزشها  و معیارهائی‌ که  همه  از  واقعیّت  زندگی  آنان  برمی‌دمد  و  برمی‌جوشد  ... کار  بزرگ  این  است...

معیاری‌ که  خداوند  برای  مردمان  همراه  پیغمبران  نازل  کرده  است  تا  با  آن  همۀ ارزشها  را  راست  و  درست  گردانند،  این  است‌:

(إنّ‌ أکرَمَکُم  عندَ  الله أتقاکُم  )  .

بیگمان  گرامی‌ترین  شما  در  نزد  خدا  متّقی‌ترین  شما  است‌.(‌حجر‌ات/‌١٣‌) 

 این  یگانه  ارزشی  است ‌که  وزن  مردمان  با  آن  در  ترازوی  یزدان  بالا  می‌رود  یا  پائین  می‌افتد.  این  ارزش  آسمانی  خالص  است‌.  اصلاً  هیچ ‌گونه  پیوندی  با  قراردادها  و  مقرّرات  زمین‌،  و  با  شرائط  و  ظروف  آن  ندارد...

و لیکن  مردمان  در  زمین  زندگی  می‌کنند،  و  با  پیوندها  و  ارتباط‌های ‌گو‌ناگونی  به  یکدیگر  می پیوندند  و  مرتبط  می‌شوند.  همۀ  پیوندها  و  ارتباط‌ها  دارای  وزن  و  سنگینی  و کشش  و  جاذبه  خود  در  زندگی  ایشان  است‌.  آنان  با  ارزشهای  دیگری  با  همدیگر  رفتار  می‌نمایند  و  برخورد می‌کنند  ...  در آن ‌ارزشها  حسب  و نسب‌ و  قوّت  و  قدرت  و  مال  و  ثروت  نقش  د‌ارد.  در  میان  آن  ارزشها  چیزهائی  جای  می‌گیرد که  از  برکشیدن  و  وزن  کردن  با  همچون  ارزشهائی  حـاصل  می‏‎گردد.  از قبیل  پیوندها  و  ارتباط‌های  عملی  اعم  از  اتقتصادی  و  غیراقتصادی ...  احوال  و  اوضاع  مردمان  در  آنها  متفاوت  می‌شود  و  برخی  نسبت  به  برخی  فرق  پیدا  می‌کند...

آن  اسلام  می‌آید تا  بگوید:

(إنّ‌ أکرَمَکُم  عندَ  الله أتقاکُم  )  .

بیگمان  گرامی‌ترین  شما  در  نزد  خدا  متّقی‌ترین  شما  است‌.(‌حجرات‌/‌13)  

بدین  وسیله  از  همۀ  این  ارزشهای  سنگین  وزن  در  زندگی  مردمان‌،  و  دارای  فشار  فراوان  بر  ذهن  و  سرشان،  و  برخوردار  از کشش  و  جاذبه‌ای  که  ایشان  را  به  زمین  می‌چسباند،  روی  می ‌گرداند  و  بر  آنها  قلم  بط