ی‌افزائیم‌،  چیزی  که  مورد  اعتماد  نیست  و  تضمینی  ندارد.

این  فریاد  و  صدای  یگانه  - ‌با  استناد  به  نصوص  دیگر -  به  نظر  می‌آید  نفخۀ  ثانی‌،  یعنی ‌دومین  دمیدن  در  صـور  باشد،‌ که  دمیدن  زنده‌ گرداندن  و گرد آوری  مردمان  در  پهنۀ  محشر  است‌.  تعبیر  از آن  با  واژۀ  «‌زجره‌»  بیانگر  سرعت  است‌.  خود  این  واژه  خبر  از  سرعت  می‌دهد.  آهنگ  سراسر این  سوره ‌نیز از نوعی  شتاب  و  راندن  برخوردار  است‌.  دلهای  پریشان  و  هراسان  هم  صفت  پریشانی  و  هراسانی  خود  را  از  سرعت  نبض  و  ضربان  می‏‎گیرند.  پس  هماهنگی  در  هر  حرکتی  و  در  هر  اشاره‌ای  و  در  هر سایه‌روشنی  از  روند  سخن‌،  دیده  می‌شود.

*آن گاه  آهنگ  تا  اندازه‌ای  در  چرخش  و گردش  آینده  می‌آرامد،  تا  با  فضای  داستان ‌سرائی  همآوا  و  مناسب  گردد،  بدان  هنگام ‌که  روند  سخن  بیان  می‌دارد  چیزی  را  که  میان  موسی  و  فرعون  درگرفته  است‌،  و کار  ایـن  طاغی  و  یاغی  به‌ کجا کشیده  است  وقتی‌ که  سرکشی  و  نافرمانی  آغاز کرده  است‌:

(هَلْ أتَاكَ حَدِيثُ مُوسَى (١٥)إِذْ نَادَاهُ رَبُّهُ بِالْوَادِي الْمُقَدَّسِ طُوًى (١٦)اذْهَبْ إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى (١٧)فَقُلْ هَلْ لَكَ إِلَى أَنْ تَزَكَّى (١٨)وَأَهْدِيَكَ إِلَى رَبِّكَ فَتَخْشَى (١٩)فَأَرَاهُ الآيَةَ الْكُبْرَى (٢٠)فَكَذَّبَ وَعَصَى (٢١)ثُمَّ أَدْبَرَ يَسْعَى (٢٢)فَحَشَرَ فَنَادَى (٢٣)فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الأعْلَى (٢٤)فَأَخَذَهُ اللَّهُ نَكَالَ الآخِرَةِ وَالأولَى (٢٥)إِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَةً لِمَنْ يَخْشَى) (٢٦)

آیا خبر  داستان موسی به  تو رسیده  است‌؟  بدان  گاه  که پروردگارش ‌   او  را  د‌ر  زمین  مقدّس  طوی  صدا  زد‌.  (‌بدو  گفت‌:‌)  برو  به  سوی  فرعون  که  سرکشی  و  طغیان  کرده  است‌.  بگو:  آیا  میل  داری  (‌از  آنچـه  در آن  هستی‌)  رها  و  پاک‌ گرد‌ی‌؟  و تو را به‌ سوی  پروردگارت  رهبـری‌ کنـم  (‌و  او  را  به  تو  بشناسانم‌)  تا  تو (‌از او)  اندیشناک  و  بیمناک  گردی  (‌و  خلاف  نکنی‌؟  موسی  به  پیش  فرعون  رفت  و)  معجزۀ  بزرگ  (‌خود،  یعنی  تبدیل  عصا  به  اژدها)  را  بدو  نشان  داد.  امّا  فرعون‌،  موسی  را  دروغگو  نامید  و  (‌نبوّت  او را  نپذیرفت‌،  و از  چیزی  که  از  جانب  خدا  با  خود  آورده  بود)  سرپیچی  کرد.  سپس  پشت  کرد  و  رفت  و  (‌برای  مبارزۀ  با  موسی‌)  به  سـعی  و  تلاش  پرداخت‌.  آنگاه  (‌جادوگران  را)  گرد  آورد  و (‌مردمان  را)  دعوت  کرد،  و  گفت‌:  من  والاترین  معبود  شما  هستم‌!  خدا  او  را  به  عذاب  دنیا  و  آخرت  گرفتار  کرد ... در  این  (‌داستان  موسی  و  فرعون‌،  درس‌)  عبرت  بزرگی  است  برای  کسی  که  (‌از  خدا)  بترسد.

داستان  موسی  از  همۀ  داستانهائی‌ که  در  قرآن  آمده‌اند  بیشتر آمده  است  و شرح  و  بسط  بیشتری  به  خود  اختصاص  داده  است  ...  داستان  موسی  پیش  از  این  در  سوره‌های  زیادی  ذکر گردیده  است‌.  حلقه‌های ‌گو‌ناگو‌نی  از آن  بیان  شده  است‌.  به  شیوه‌های  مختلفی  مطرح  گردیده  است‌.  همۀ  آن  شیوه‌ها  با  روند  سوره‌ای ‌که  در  آن  آمده‌اند  مناسبت  داشته‌اند،  و  در  ادای  هدف  برجستۀ  روند  سخن  مشارکت  نموده‌اند.  همان‌ گونه ‌که  شیوۀ قرآن  در  بیان  داستانها  و  روایت  آنها  است‌.[2]

در  اینجا  این  داستان  چکیده‌وار،  و  با  صحنه‌های  سریع  و  پرشتاب  بیان  می‏‎گردد.  از  همان  جائی  می‌آغازد که  موسی  در  سـرزمین  مقدّس  و  پاک  فریاد  زده  می‌شود،  تا  بدانجا که  فرعون‌ گرفتار  می‏‎گردد ... گرفتار  آمدن  او  دردنیا  و  بعد  از  آن  در آخرت ... بدین  وسیله  این  داستان  به  موضوع  اصلی  سوره  می‌رسد که  بیانگر  حقیقت  آخرت  است‌.  این  قسمت  طولانی  داستان  در  اینجا  در  چند  آیۀ  اندک  و کوتاه  و  پر ‌شتاب  ذکر  گردیده  است  تا  با  شرکت  این  سوره  و  با  آهنگ  آن  متناسب  با‌شد‌.

این  آیه‌های ‌کوتاه  و  پرشتاب‌،  چند  حلقه  و  چند  صحنه  از  این  داستان  را  دربر  می‌گیرند...

این  آیه‌ها  با  رو کردن  خطاب  به  پیغمبر صلّی الله علیه و آله وسلّم  می آغازند:

(هَلْ أتَاكَ حَدِيثُ مُوسَى) (١٥)

آیا  خبر  داستان  موسی  به  تو  رسیده  است‌؟‌.

این  پرسش  برای  زمینه‌سازی  و  آماده‌ کردن  نفس  و  گوش  است  تا  داستان  دریافت  شود  و  ورانداز  و  بررسی  گردد...

آن گاه به  سخن  از  داستان  می‌پردازند.  خود  داستان  نیز  «‌حدیث‌»‌  یعنی  سخن  نامیده  شده  است‌.  این  هم  اشاره  به  واقعیّت  داستان  دارد.  چه  این  داستان  سخنی  بوده  است  و  در گرفته  است‌.  داستان  با  صحنۀ صدا  زدن  و  مناجات  کردن  می آغازد:

(إِذْ نَادَاهُ رَبُّهُ بِالْوَادِي الْمُقَدَّسِ طُوًى) (١٦)

بدان  گاه  که  پروردگارش  او  را  در  زمین  مبارک  و  پاک  طوی  صدا  زد.

«‌طوی‌»‌ بنا  به  ارجح  اقوال‌،  نام  سرزمینی  است ‌که  در  کنار کوه  طور  و  در  طرف  راست  آن  قرار  دارد  برای  کسی‌ که  از  مدین  به  سوی  طور  بیاید.  مدین  هم  در  شمال  حجاز  واقع  است‌.

لحظۀ  نداء  در دادن  لحظۀ  هراسناک  سترگی  است‌.  همچنین  لحظۀ  شگفتی  است‌.  خداوند  سبحان  خودش  بنده ای  از  بندگانش  را  نداء  در بدهد کار  بزرگ  و  هولناکی  است‌.  هولناک‌تر  از  آنچه  واژه‌های  انسانها  بتوانند  از  آن  تعبیر کنند.  این  هم  رازی  از  رازهای  بزرگ  الهی  است‌.  همچنین  رازی  از  رازهای  هستی  بشری  است‌،  رازهائی  که  خدا  در  این  پدیده  به  ودیعت  نهاده  است‌،  و  او  را  برای  دریافت  همچون  ندائی  آمادگی  بخشیده  است‌.  این  نهایت  چیزی  است ‌که  ما  می‌توانیم  آن  را  در  این  جایگاه  بگوئیم‌،  جایگاهی ‌که  درک  و  فهم  بشری  نمی‌تواند  به  چیزی  از  آن بر‌سد  و  چیزی  از  آن  را  فراچنگ  آورد.  این  است  که  انسان  در  چهارچوب  توان  خود  می‌ایستد  و  منتظر  می‌ماند  تا  یزدان  سبحان  برای  او  پرده  از  آن  بردارد  و  او  هم  با  ذهن  و  شعور  خود  آن  را  بچشد  و  مزه ‌کند.

در  جایهای  دیگر،  تـفصیل  این  مناجات  و  راز  و  نیاز  موسی  با  پروردگارش  در  چنین  جایگاهی  ذکر گردیده  است‌.  ولی  اینجا  جولانگاه  مختصرگوئی  و  آهنگهای  پرشتاب  است‌.  بدین  خاطر  روند  قرآنی  به  دنبال  ذکر  نداء  در  سرزمین  مبارک  و  پاک  طوی‌،  به  حکایت  فرمان  تکلیف  الهی  به  موسی  مبادرت  می‌ورزد:

(اذْهَبْ إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى (١٧)فَقُلْ هَلْ لَكَ إِلَى أَنْ تَزَكَّى (١٨)وَأَهْدِيَكَ إِلَى رَبِّكَ فَتَخْشَى )(١٩) 

(‌بدو  گفت‌:‌)  برو  به  سوی  فرعون  که  سرکشی  و  طغیان  کرده  است‌.  بگو:  آیا  میل  داری  (‌از  آنچه  در  آن  هستی‌)  رها  و  پاک  کردی‌؟  و  تو  را  به  سوی  پروردگارت  رهبری  کنم  (‌و  او  را  به  تو  بشناسانم‌)  تا  تو  (‌از  او)  اندیشناک  و  بیمناک  کردی  (‌و  خلاف  نکنی‌؟‌).

(اذْهَبْ إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى ).

برو  به  سوی  فرعون  که  سرکشی  و  طغیان  کرده  است‌.  طغیان  و  سرکشی ‌کاری  است‌ 