ُوا تِلْكَ إِذًا كَرَّةٌ خَاسِرَةٌ (١٢)فَإِنَّمَا هِيَ زَجْرَةٌ وَاحِدَةٌ (١٣)فَإِذَا هُمْ بِالسَّاهِرَةِ) (١٤)

(رستاخیز  و  قیامت  برپا  گردد)  در  آن  روزی  که  (‌نفخۀ  اوّل‌،  در  صور  دمیده  می‌شود  و)  زلزله‌ای  درمی‌گیرد  (‌و  دنیا  خراب  می‏‎گردد  و  همگان  می‌میرند)‌.  سپس  (‌نفخۀ  دوم‌،  در  صور  دمیده  می‌شود  و  زلزلۀ  نخستین‌)  زلزلۀ  دیگری  به  دنبال  خواهد  داشت  (‌که  مردگان  زنده  می گردند  و  رستاخیز  و  قیامت  آغاز  می‌شود،  و  جهان  ابدی  آغاز  می‌گردد)‌.  دلهائی  در  آن  روز  تپان  و  پریشان  مـی‌گردند،  و  چشـمانشان  فـروافتاده  و  قروتپیده  می‏‎گردد.  (‌اینان  در  دنیا)  می‌گفتند:  آیا  ما  دوباره  (‌زنده  می گردیم  و )  به  زندگی  بازگردانده  می‌شویم‌؟‌!  آیا  وقتی  که  استخوانهای  پوسیده  و  فرسوده‌ای  خواهیم  شد  (‌به  ز‌ندگی  بازگردانده  می‌شویم‌؟  تمسخرکنان‌)  می‌گفتند:  این  (‌بازگشت  به  زندگی  دوبـاره‌،  اگر  انجام‌ پذیر  گردد)  در  این  صورت  بازگشت  زیانبار  و  زیان‌بخشی  خواهد  بدو!  (‌و  ما  هرگز  از  این  زیانها  نخواهیم  کرد،  و  چنین  کا‌ری  ممکن  نیست...  بازگشت  آنان  مشکل  نیست‌)  تنها  صدائی  (‌از  صور)  برمی‌خیزد  و  بازگشت  انجام  می‌پذیرد.  ناگهان  همگان  (‌به  پا  می‌خیزند  و)  در  دشت  پهناور  و  سفید  محشر  آماده  می‌شوند.        (‌نازعات/6-14)  

از  اینجا  به  بعد  در  این  فضای  لرزان  و  ترسان  و  بهت‌زده  و  هراسان‌،  روند  سخن  به  نشان  دادن  یک  محلّ  نقش  زمین  شدن  از  محلّهای  نقـش  زمین  شدنها  تکذیب‌کنندگان  سرکش  را  در  حلقه‌ای  از  حلقه‌های  داستان  موسی  با  فرعون  می‌پردازد.  در نتیجه  آهنگ  موسیقی  آهسته  به  گوش  می‌رسد،  و  تا  اندازه‌ای  آهنگ  نرم‌تر  و  ملایم‌تر  می‌گردد  تا با  فضای  داستان  و  نشان  دادن‌،  سازگار  گردد:

(هَلْ أتَاكَ حَدِيثُ مُوسَى (١٥)إِذْ نَادَاهُ رَبُّهُ بِالْوَادِي الْمُقَدَّسِ طُوًى (١٦)اذْهَبْ إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى (١٧)فَقُلْ هَلْ لَكَ إِلَى أَنْ تَزَكَّى (١٨)وَأَهْدِيَكَ إِلَى رَبِّكَ فَتَخْشَى (١٩)فَأَرَاهُ الآيَةَ الْكُبْرَى (٢٠)فَكَذَّبَ وَعَصَى (٢١)ثُمَّ أَدْبَرَ يَسْعَى (٢٢)فَحَشَرَ فَنَادَى (٢٣)فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الأعْلَى (٢٤)فَأَخَذَهُ اللَّهُ نَكَالَ الآخِرَةِ وَالأولَى (٢٥)إِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَةً لِمَنْ يَخْشَى) (٢٦) 

آیا  خبر  داستان  موسی  به  تو  رسیده  است‌؟  بدان  گاه  که  پروردگارش  او  را  در  زمین  مقدس  طوی  صدا  زد.  (‌بدو  گفت‌:‌)  برو  به  سوی  فرعون  که  سرکشی  و  طغیان  کرده  است‌.  بگو:  آیا  میل  داری  (‌از  آنچه  در  آن  هستی‌)  رها  و  پاک  گردی‌؟  و  تو  را  به  سوی  پروردگارت  رهبری  کنم  (‌و  او  را  به  تـو  بشناسانم‌)  تا  تو  (‌از  او)  اندیشناک  و  بیمناک  کردی  (‌و  خلاف  نکنی‌؟  موسی  بـه  پیش  فرعون  رفت  و)  معجزۀ  بزرگ  (‌خود،  یعنی  تبدیل  عصا  به  اژدها)  را  بدو  نشان  داد.  امّا  فرعون‌،  موسی  را  دروغگو  نامید  و  ‌(نبوّت  او  را  نپذیرفت‌،  و  از  چیزی  که  از  جانب  خـدا  با  خود  آورده  بود)  سرپیـچی  کرد.  سپس  پشت  کرد  و  رفت  و  (‌برای  مبارزۀ  با  موسی‌)  به  سعی  و  تلاش  پرداخت‌.  آنگاه  (‌جادوگران  را)  گرد  آورد  و  (‌مردمان  را)  دعوت  کرد،  و  گفت‌:  من  والاترین  معبود  شما  هستم‌!  خدا  او  را  به  عذاب  دنیا  و  آخرت  گرفتار  کرد.  در  این  (‌داستان  درس‌)  عبرت  بزرگی  است  برای  کسی  که  (‌از  خدا)  بترسد. (‌نازعات/‌١٥-26)                                   

بدین ‌وسیله  روند  سخن به هدف  می‌رسد،  و  برای  آن  حقیقت  بزرگ  زمینه‌سازی  می‌کند.

آنگاه  از  پـهنۀ  تاریخ  به ‌کتاب  باز  هستـی  می‌پردازد،  و  صحنه‌های  هولناک  آن  را  نشان  می‌دهد،  صحنه‌هائی ‌که  گو‌اه  بر  نیرو  و  تدبیر  و  تقدیر  خداوندگاری  است‌ که  جهان  را  آفریده  است‌،  و  حافظ  سرنوشتها  و  فرجام  آن  در  دنیا  و  آخرت  است‌.  صحنه‌های  جهان  را  در  تعبیرات  نیرومند گیرا،  و  با  آهنگهای  قوی‌،  نشان  می‌دهد،  تعبیرات  و  آهنـگهائی ‌که  با  دیباچۀ  این  سوره  و  با  آوای  همگانی  آن  همفوا  است‌:

(أَأَنْتُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَمِ السَّمَاءُ بَنَاهَا (٢٧)رَفَعَ سَمْكَهَا فَسَوَّاهَا (٢٨)وَأَغْطَشَ لَيْلَهَا وَأَخْرَجَ ضُحَاهَا (٢٩)وَالأرْضَ بَعْدَ ذَلِكَ دَحَاهَا (٣٠)أَخْرَجَ مِنْهَا مَاءَهَا وَمَرْعَاهَا (٣١)وَالْجِبَالَ أَرْسَاهَا (٣٢)مَتَاعًا لَكُمْ وَلأنْعَامِكُمْ) (٣٣) 

(‌ای  منکران  معاد!)  آیا  آفرینش  (‌مجدّد  پس  از  مرگ‌)  شما  سخت‌تر  است  یا  آفرینش  آسمان  که  خدا  آن  را  (‌با  ایـن  همه  عظمت  سرسام‌آور  و  نظم  و  نظام  شگفت‌،  بالای  سرتان  همـچون  کاخی‌)  بنا  نهاده  است‌؟  ارتفاع  و بلندای  آن  را  بالا برد  و  گسـترشش  داد،  و آن ‌را آراسته  و  پیراسته  کرد  و  سر  و  سامانش  بخشید.  و  شب  آن  را  تاریک  کرد،  و  روز  آن  را  پدیدار  و  روشن  ساخت‌.  و  پس  از آن‌،  زمین  را  غلتاند  و  (‌به  شکل  بیضی  درآورد  و)  گستراند.  آب  آن  را  و  چراگاه  آن  را  پدیدار  کرد.  و  کوه‌ها  را  محکم  و  استوار  کرد.  برای  استفادۀ  شما  و  چهارپایان  شما  (‌همۀ  اینها  را  سر  و  سامان  داده  و  سرگشته  و  فرمانبردار  کرده‌ایم‌)‌.(‌نازعات‌/ 27-33 )

در اینجا  - ‌بعد  ا‌ز  این  آمادگی  بخشیدنهائی  که  مطالب  را  به ذهن  انسان  نزدیک می‏‎گرداند،  و بعد از  این  پسوده‌های  الهامگرانه  - ‌صحنۀ  بلای  سخت  و  فراگیر  و  بزرگ  قیامت‌،  و  آنچه  به  همراه  دارد  از  سزا  و  جزای  کارهائی ‌که  در  دنیا  انجام  پذیرفته  است‌،  به  میان  می‌آید،  سزا  و  جزائی ‌که  در  صحنه‌هائی  مطرح  مـی‌گردد که  تصـویرها  و  سایه‌روشنهایشان  با  مصیبت  طاقت‌فرسای  بزرگ  قیامت  هماهنگی  دارد:

(فَإِذَا جَاءَتِ الطَّامَّةُ الْكُبْرَى (٣٤)يَوْمَ يَتَذَكَّرُ الإنْسَانُ مَا سَعَى (٣٥)وَبُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِمَنْ يَرَى (٣٦)فَأَمَّا مَنْ طَغَى (٣٧)وَآثَرَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا (٣٨)فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوَى (٣٩)وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى (٤٠)فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوَى) (٤١)

هنگامی  که  بزرگ‌ترین  حادثه  (‌و  بلای  سخت  طاقت‌فرسای  قیامت‌)  فرامی‌رسد.  در  آن  روز،  انسان  به  یاد  می‌آورد  همۀ  کوششها  و  تلاشهائی  را  که  کرده  است‌.  و  دوزخ  برای  هر  فـرد  بینائی‌،  آشکار  و  نمایان  می‏‎گردد  (‌و  بر کسی  مخفی‌ نمی‌ماند)‌.  امّا آن  کسی  که  طغیان  و  سرکشی  کـرده  باشد،  و  زندگی  دنیا  را  (‌برگزیده  باشد  و  بر  آخرت‌)  ترجیح  داده  باشد،  قطعاً  دوزخ  جایگاه  (‌او)  است‌.  و  امّا  آن  کس  که  از  جاه  و  مقام  پروردگار  خود  ترسیده  باشد،  و  نفس  را  از  هوا  و  هوس  بازداشته  باشد،  قطعاً  بهشت  جایگاه  (‌او)  است‌. (نازعات / 34-41 )

در  لحظه‌ای  که  احساس  برانگیخته  ا