  را  پرت  کرده  است  و  غلتانده  است  و  (‌با  وجود  گرد  و  کروی  بودن  و  گردش  شتاب‌آمیز،  آن  را  برای  زندگی  انسانها  و  رویش  گیاهان‌)  پهن  نموده  است  و  گسترانیده  است‌!  و  سوگند  به  نفس  آدمی‌،  و  به  آن  که  او  را  ساخته  و  پرداخته  کرده  است  (‌و  قوای  روحی  وی  را  تعدیل‌،  و  دستگاههای  جسمی  او  را  تنظیم  نموده  است‌!)‌.  سپس  بدو  گناه  و  تقوا  را  الهام  کرده  است  (‌و  چاه  و  راه  و  حسن  و  قبح  را  توسط  عقل  و  وحی  به  او  نشان  داده  است‌)‌.                                                         (شمس/1-8)  

(وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَى (١)وَالنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّى (٢)وَمَا خَلَقَ الذَّكَرَ وَالأنْثَى) (٣)

سوگند  به  شب  در  آن  هنگام  کـه  (‌روی  زمین  را  فرامی‌گیرد،  و  همۀ  اشیاء  را  با  تاریکی  خود)  می‌پوشاند  (‌و  مردمان  و  جـانداران  را  به  استراحت  و  سکـون  می‌کشاند!)‌.  و  به  روز  سوگند،  در  آن  هنگام  که  جلوه‌گر  و  روشن  می‏‎گردد  (‌و  ظلمت  شب  را  می‌راند  و  مردمان  و  جانداران  را  دیگر  باره  به  جنبش  و  تلاش  می‌انـدازد!)‌.  و  به  آن  که  نر  و  ماده  را  می‌آفریند.(‌لیل/‌١-‌٣)  

(وَالضُّحَى (١)وَاللَّيْلِ إِذَا سَجَى) (٢)

سوگند  به  روز  (‌در  آن  زمان  که  آفتاب  بلند  می‏‎گردد  و  همه  جا  را  فرامی‌گیرد!)‌.  و  سوگند  به  شب  در  آن  هنگام  که  مـی‌آرامد  (‌و تاریک  می‌شود  و  همه‌ جا  را  فرامی‌گیرد!)‌.(ضحی/1و2)                                                

 تا  آخر  .  .  .  تا  آخر  .  .  .

در  این  جزء  به  طور کلّی  تکیه  بر  پیدایش  پیشین  انسان  

و  زنده‌های  دیگر  از  قبیل  گیاهان  و  حیوانات  در  این  زمین  است‌.  تکیه  می‌شود  بر  صحنه‌های  این  جهان  هستی  و  نشانه‌های  خداشناسی  موجود  در کتاب  باز  و  گشودۀ ‌کیهان‌،  و  صحنه‌های  سخت  و  فراگیر  و  پر  سر  و  صدا  و کوبنده  و  فراگیر،  و  صحنه‌های  حساب  و کتاب  و  سزا  و  جزا،  اعم  از  نعمت  بهشت،  و  عقاب  دوزخ  به  شکلهائی که  درهم  می‌کوبند  و  مدهوش  می‌کنند  و  به  لرزه  و  تکان  می‌اندازند  بسان  صحنه‌های  جهانی  قیامت  که  بزرگ  و  سترگ  و  هراسناک  و هولناک  هستند  .  .  .  همۀ  اینها  هم  به  عنوان  دلائل  و  براهینی  بر  آفریدن  و  اداره‌ کردن  و  پیدایش  دیگری  بخشیدن  و  میزانها  و  معیارهای  قاطع  در  آن  ایجاد کردن  ذکر  می‌گردند.  البتّه  جنبۀ  بیم  دادن  و  به  هراس  افکندن  و  بر حذر  داشتن  نیز  در  آنها  مورد  نظر  است  .  .  .گاه‌گاهی  هم  با  این  چنین  صحنه‌هائی  شکلهائی  از  نقش  زمین  شدن  گذشتگان  تکذیب‌کننده  به  میان  می‌آید.  ذکر  مثالهائی  برای  این  امر،  همۀ  این  جزء  را  تشکیل  می‌دهد.  امّا  ما  به  برخی  از  نمونه‌ها  در  این  دیباچه  اشاره  می‌کنیم‌:این  سوره  - ‌یعنی  سورۀ  نبأ  -‌ به  طور کلّی  نمونۀ ‌کاملی  از  تکیه‌ کردن  بر  این  حقائق  و  صحنه‌ها  است‌.  سورۀ  «‌نازعات‌»‌  همین ‌گو‌نه  است‌،  و  در  دیباچۀ  سورۀ  «‌عبس‌«  به  رخداد  ویژه‌ای  از  رخدادهای  دعوت  اشاره  می‌شود  .  .  .  بقیّۀ  آیات  آن  از  پیدایش  حیات  بشری  و  حیات  گیاهی،  و  آن ‌گاه  از  «‌صاخّه‌»  صحبت  می‌کند که  صدای  گوش ‌خراش  نفخۀ  صور  دوم  است  و  به  دنبال  برخورد  اجرام  و کرات  آسمانی  بر اثر  تخریب  جهان  طنین‌انداز  می‏‎گردد،  و  انسان  را  از  همه  چیز  جز  خودش  و  اعمالش  و سرنوشتش‌ غافل‌ می‌کند:   

(يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ (٣٤)وَأُمِّهِ وَأَبِيهِ (٣٥)وَصَاحِبَتِهِ وَبَنِيهِ (٣٦)لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ (٣٧)وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ (٣٨)ضَاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ (٣٩)وَوُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْهَا غَبَرَةٌ (٤٠)تَرْهَقُهَا قَتَرَةٌ) (٤١)

در  آن  روز  انسان  فرار  می‌کند  از  برادر  خود،  و  از  مادر  و  پدرش‌،  و  از  همسر  و  فرزندانش‌!  در  آن  روز  هر کدام  از  آنان  وضعی  و  گرفتاری  بزرگی  دارد  که  او  را  به  خود  سرگرم  می‌کند  و  از  هر  چیز  دیگری  بازمی‌دارد.  در  آن  روز  چهره‌هائی  شاد  و  درخشانند.  خندان  و  مسرورند.  و  در  آن  روز  چهره‌هائی  غبار  (‌غم  و  اندوه‌)  بر  آنها  نشسته  است‌.  ابر  تیره  و  سیاه  (‌هراس  و  اندوه‌)  آن  رخسارها  را  می‌پوشاند.(‌عبس/34-41)  

آن گاه  سورۀ  «‌تکو‌یر»  صحنه‌های  دگرگونی  و  واژگونی  هراس‌انگیز  جهانی  آن  روز  را  به  تصویر  می‌کشد،  و  صحنه‌های  جهانی  الهام ‌بخشی  را  عرضه  می‌دارد  بدان  هنگام ‌که  در  صدد  سوگند  خوردن  بر  حققت  وحی  و  صدق  رسول  برمی‌آید.  سپس  سورۀ  «‌انفطار»  نیز  به  نشان  دادن  صحنه‌های  دگرگونی  و  واژگونی  جهان‌،  و  عرضه‌ کردن  صحنه‌های  نعمت  و  عذاب‌،  و  تکان  درونهای  انسانها  در  برابر  این  صحنه‌ها  و  آن  صحنه‌ها  می‌پردازد:

(يَا أَيُّهَا الإنْسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ) (٦)

ای  انسان‌!  چه  چیز  تو  را  د‌ر  برابر  پرورد‌گارت  مغر‌ور  ساخته  است  و  در  حقّ  او  گولت  زده  است  ...  .  تا  آخر... (‌انفطار/6‌)                                                           

سورۀ  «‌انشقاق‌»  نیز  صحنه‌های  دگـرگو‌نی  و  واژگونی  هستی‌،  و  صحنه‌های  نعمت  و  عذاب  را  نشان  می‌دهد  ...  سورۀ  «‌بروج‌»  آهنگهای  سریع  و  تندی  را  پیرامون  صحنه‌های  جهان  و  صحنه‌های  روز  را  نشان  می‌دهد،  آن گاه که  در  صدد  اشارۀ  به  عذاب  رساندن‌ کفّار  به‌ گروه  مؤمنان  در  دنیا  با  آتش‌،  و  عذاب  رساندن  یزدان  به ‌کفّار  در  آخرت  با  آتش  دوزخ  برمی‌آید،  عذاب  دوزخی ‌که  سخت‌تر  و  دردآورتر  از  عذاب  آتش  دنیا  است‌.

سورۀ  «‌طارق‌«  صحنه‌های  جهان  را  با  پیدایش  انسان  و  پیدایش  گیاهان  نشان  می‌دهد  بدان  گاه  که  در  صدد  سوگند  خوردن  به  جملگی  آنها  برمی‌آید:

(إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ (١٣)وَمَا هُوَ بِالْهَزْلِ) (١٤)

مسلّماً  قرآن  سخن  فیصله‌ بخشی  است  (‌که  خیر  و  شرّ،  و  خوب  و  بد،  و  حقّ  و  باطل  را  از  هم  جدا  می‌سازد،  و  یگانه  وسیلۀ  راه  تشخیص  حقائق  از  اوهام‌،  و  دیانتهای  آسمانی  از  خرافه‌های  زمینی  است‌)‌.  و  سخن  گزافه  نبوده  و  شوخی  نمی‌باشد.  (‌بلکه  جدّی  و  قطعی  است  و  از  آستانۀ  باعظمت  و  محکمۀ  دادگرانۀ  الهی  صادر  شده  است  )‌.  

سورۀ  «‌اعلی‌»  از  آفرینش  و  سر  و  سامان  بخشیدن  و  ارزیابی  و  سنجش  و  رهنمود  و  رهنمون‌،  و  از  بیرون  آوردن  چراگاه  و  سبزه‌زار  و  احوال  و  اوضاع  آن‌،  سخن  می‌گوید،  به  عنوان  پیش ‌درآمد  سخن  از  قرآن  و  آخرت  و  حساب  و کتاب  و  سزا  و  جزا  .  .  .

سورۀ  «‌غاشیه‌«  تصویری  از  صحنه‌های  نعمت  و  عذاب  را  پیش  چشم  می‌دارد.  سپس  به  آفرینش  شتر  و  آسمان  و  زمین  و کوه‌ها  تو‌جّه  می‌دهد  .  .  .  این ‌گونه  .  .  .  و  این  گونه  .  .  .  تا  پایان  این  جزء  از  همچون  صحنه‌ها  و  چیزهائی  سخن  می‌رود،  مگر  سوره‌های  کمی  که  از  حقائق  عقیده  و  برنامۀ  ایمان  صحبت  می‌دارند،  بسان  سوره‌های  اخلاص‌، کاف