َا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ (٢)وَإِذَا الْجِبَالُ سُيِّرَتْ (٣)وَإِذَا الْعِشَارُ عُطِّلَتْ (٤)وَإِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ (٥)وَإِذَا الْبِحَارُ سُجِّرَتْ (٦)وَإِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ (٧)وَإِذَا الْمَوْءُودَةُ سُئِلَتْ (٨)بِأَيِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ (٩)وَإِذَا الصُّحُفُ نُشِرَتْ (١٠)وَإِذَا السَّمَاءُ كُشِطَتْ (١١)وَإِذَا الْجَحِيمُ سُعِّرَتْ (١٢)وَإِذَا الْجَنَّةُ أُزْلِفَتْ (١٣)عَلِمَتْ نَفْسٌ مَا أَحْضَرَتْ) (١٤)

هنگامی  که  خورشید  درهـم  پیچیده  می‌شود  (‌و  نظام  جهان  درهم  می‌ریزد)‌.  و  هنگامی  کـه  ستارگان  تیره  و  تار  می‌گردند  و  فرومی‌افتند.  و  هنگامی  که  کوه‌ها  (‌از  جای  برکنده  می‌شوند  و  به  ایـن  سو  و آن  سـو) ‌رانده  می‌شوند.  و  هنگامی  که  (‌باارزش‌ترین  اموال‌،  از  جمله‌)  شتران  آبستنی  که  ده  ماه  از  حمل  آنها  گذشته  است  به  دست  فراموشی  سپرده  می‌شوند.  و  هنگامی  که  ددان  و  جانداران  گرد  آورده  می‌شوند  (‌و  خوی  درّندگی  و  رمندگی  را  از  ترس  فراموش  می‏‎کنند،  و  برای  کاستن  از  وحشت  در  کنار  هم  قرار  می‏‎گیرند  و  به  هم  می‌آمیزند)‌.  و  هنگامی  که  دریاها  سراسر  برافروخته  می‌گردند  (‌و  گدازه‌ها  و  گازهای  درون  زمین  طوفانهای  آتشین  و  انفجارهای  هولناکی  پدید  می‌آورند)‌.  و  هنگامی  که  دوباره  جانها  به  پیکرها  درآورده  می‌شوند  و  جفت  یکدیگر  می‌گردند.  و  هنگامی  که  از  دختر  زنده  به  گور  پرسیده  می‌شود  به  سبب  کدامین  گناه  کشته  شده  است‌؟  و  هنگامی  که  نامه‌های  اعمال  پخش  و  گشوده  می‌شود.  و  هنگامی  که  آسمان  (‌همچون  پوست  حیوان‌)  برکنده  می‌شود.  و  هنگامی  که  دوزخ  کاملاً  برافروخته  و  شعله‌ور  می‌شود.  و  هنگامی  که  بهشت  (‌برای  پرهیزگاران‌)  نزدیک  آورده  می‌شود.  (‌آری‌!  در  آن  موقع‌)  هر کسی  می‌داند  چه  چیزی  را  آماده  کرده  است  و  تهیّه  دیده  است  و  با  خود  به  قیامت  آورده  است‌)‌.  تکویر/1-14)

(إِذَا السَّمَاءُ انْفَطَرَتْ (١)وَإِذَا الْكَوَاكِبُ انْتَثَرَتْ (٢)وَإِذَا الْبِحَارُ فُجِّرَتْ (٣)وَإِذَا الْقُبُورُ بُعْثِرَتْ (٤)عَلِمَتْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ وَأَخَّرَتْ) (٥)

هنگامی  که  آسمان  شکافته  می‏‎گردد.  و  هنگامی  که  ستارگان  از  هم  می‌پاشند  و  پخش  و  پراکنده  می‌شوند.  و  هنگامی  که  دریاها  شکـاف  برمی‌دارند  و  به  هم  می‌پیوندند.  و  هنگامی  که  گورها  زیر  و  رو  می‌گردند  (‌و  مردگان  زنده  می‌شوند  و  بیرون  می‌آیند  و  برای  حساب  آماده  می‌شوند)‌.  آن  گاه  هر کسی  می‌داند  چه  چیزهائی  را  پیشاپیش  فرستاده  است‌،  و  چه  چیزهائی  را  واپس  نهاده  است  و  برجای  گذاشته  است‌. (‌انفطار/1-5)  

(إِذَا السَّمَاءُ انْشَقَّتْ (١)وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ (٢)وَإِذَا الأرْضُ مُدَّتْ (٣)وَأَلْقَتْ مَا فِيهَا وَتَخَلَّتْ (٤)وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ) (٥)

هنگامی  که  آسمان  می‌شکافد،  و  فرمان  پروردگارش  را  می‌برد،  و  چنین  هم  می‌سزد  و  حقّ  هم  همین  است‌.  و  هنگامی  که  زمین  گسترده  می‌شود  (‌و  با  زدوده  شدن  فرازها  و  نشیبها  و  پستیها  و  بلندیهای  آن‌،  صاف  و  هموار  می‌گردد)‌.  و  آنچه  (‌از  خزینه‌ها  و  مرده‌ها)  در  درون  خود  دارد  بیرون  می‌اندازد،  و  (‌از  آنها)  خـالی  می‏‎گردد.  و  فرمان  پروردگارش  را  می‌برد،  و  چنین  هم  می‌سزد  و  حقّ  هم  همین  است‌. (‌انشقاق/‌١-٥)  

(إِذَا زُلْزِلَتِ الأرْضُ زِلْزَالَهَا (١)وَأَخْرَجَتِ الأرْضُ أَثْقَالَهَا (٢)وَقَالَ الإنْسَانُ مَا لَهَا (٣)يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا (٤)بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحَى لَهَا) (٥)

هنگامی  که  زمین  سخت  به  لرزه  درانداخته  می‌شود.  و  زمین  (‌از  هم  می‌شکافد  و  گدازه‌های  درونی  و  دفینه‌ها  و  مرده‌ها،  و  همۀ‌)  سنگینیها  و  بارهای  خود  را  بیرون  می‌اندازد  (‌و  به  گونۀ  دیگری  درمی‌آید)‌.  و  انسان  می‌گوید:  زمین  را  چه  شده  است‌؟  .  .  در  آن  روز  (‌که  سرآغاز  قیامت  است‌)  زمین  خبرهای  خود  را  بازگو  می‌کند  (‌و  به  زبا‌ن  قال  یا  حال  خواهد  گفت  که  چیزهائی  بر  آن  گذشته  است‌.  این  احوال  و  اقوال  زمین‌)  بدان  سبب  است  که  پروردگار  تو  بدو  پیام  می‌دهد  (‌که  چه  بشود  و  چه  بگوید)‌.(زلزله/1-5)                                                    و  او  می‌خواند  پرتوها  و  تسبیحها  و  تقدیسهای  جهانی  را  در  سرآغاز  تعدادی  از  سوره‌ها  و  در  لابلای  آنها: 

(فَلا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ (١٥)الْجَوَارِ الْكُنَّسِ (١٦)وَاللَّيْلِ إِذَا عَسْعَسَ (١٧) وَ الصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّسَ) (١٨)

سوگند  به  ستارگانی  که  واپس  می‌رو‌ند  (‌و  در  پـرتو  خـورشید  از  دیدگان  مردمان  پنهان  می‌شوند!)  سیّارگانی  که  (‌حرکت  می‌کنند  و  از  دیــده‌ها)  پنـهان  و  مخفی  می‌شوند.  و  سوگند  به  شب  بدان  گاه  کـه  پشت  می‌کند  و  به  آخر  می‌رسد  (‌و  رو  به  سوی  روشنائی  و  نور  می‌رود!)  و  سوگند  به  صبح  بدان  گاه  که  می‌دمد  (‌و  با  طلوع  سپیده‌،  چهرۀ  نورانی  و  پرفروغ  خود  را  به  جهانیان  می‌نمـایاند،  و  با  نسیم  حیات‌بخش  خویش  خفتگان  را  به  حرکت  و  تلاش  می‌کشاند، و از بی‌خبری  به  بیداری و  هوشیاری  می‌رساند!  )‌. (‌تکویر/15-18)  

(فَلا أُقْسِمُ بِالشَّفَقِ (١٦)وَاللَّيْلِ وَمَا وَسَقَ (١٧)وَالْقَمَرِ إِذَا اتَّسَقَ) (١٨)

و  سوگند  به  شب  و  هـر آنچه  که  فرا می گیرد  و  زیر  تاریکی  خـود  جمع  می‏‎گرداند!  و  سوگند  به  ماه‌،  بدان  گاه  که  (‌بدر  کامل  می‌شود  و  نور  و  شکل  آن‌)  جمع  و  جور  می‌گردد!.(انشقاق/16-18)             

(وَالْفَجْرِ (١)وَلَيَالٍ عَشْرٍ (٢)وَالشَّفْعِ وَالْوَتْرِ (٣)وَاللَّيْلِ إِذَا يَسْرِ) (٤)

به  سپپده ‌دم  (‌‌صبحگاهان‌)  سوگند!  و  به  شبهای  دهگانه  سوگند!  و  به  جفت  و  تک  (‌هر  چیزی‌)  سوگند!  و  به  شب  سوگند  بدان  گاه  که  (‌به  سوی  روشنائی  روز)  حرکت  می‌کند!. (‌فجر/1-4‌)  

(وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا (١)وَالْقَمَرِ إِذَا تَلاهَا (٢)وَالنَّهَارِ إِذَا جَلاهَا (٣)وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَاهَا (٤)وَالسَّمَاءِ وَمَا بَنَاهَا (٥)وَالأرْضِ وَمَا طَحَاهَا (٦)وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا (٧)فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا) (٨)

سوگند  به  خورشید  (‌که  منبع  نور  است‌)  و  سوگند  به  پرتو  آن  (‌که  سرچشمۀ  حیات  است‌!)‌.  و  سوگند  به  مـاه  بدان  گاه  که  از  پس  خورشید  برمی‌آید  (‌و  به  نیابت  آفتاب  زمین  را  زیر  بال  سیمین  مهتاب  می‌گیرد!)‌.  و  سوگند  بـه  روز  آن  گاه  که  خورشید  را  ظاهر  و  جلوه‌گر  می‌سازد  (‌و  عظمت  آن  را  در  سیمای  خود  می‌نمایاند!)‌.  و  سوگند  به  شب  بدان  گاه  که  خورشید  را  مـی‌پوشاند  (‌و  آن  را  در  پس  پردۀ  ظلمت  پنهان  می‌نماید!)‌.  و  سوگند  به  آسمان‌،  و  به  آن  که  آن  را  ساخته  است‌!  و  سوگند  به  زمین‌،  و  به  آن  که  زمین