ا  از  این  چرخش  و گردش  در  میان  ترسها  و  هراسهای  روز  قضاوت  و  داوری  و  جدائی  حقّ  و  باطل  برمی‌گرداند،  و  آنان  را  به  محلهای  نقش  زمین  شدنهای ‌گذشتگان  پیشین  و  پسین  می‏‎برد  و  در  آنجا  به  چرخش  و گردش  وادارشان  می‌گرداند:

(أَلَمْ نُهْلِكِ الأوَّلِينَ (١٦)ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ الآخِرِينَ (١٧)كَذَلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ (١٨)وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ) (١٩)

آیا  ما  پیشینیان  (‌تکذیب‌کننده‌)  را  نابود  نساخته‌ایم‌؟  سپس  پسینیان  را  به  دنبالشان  روانه  نکرده‌ایم‌؟  ما  با  گناهکاران  چنین  رفتار  می‌کنیم‌.  در  آن  روز،  وای  به  حال  تکذیب‌کنندگان‌!.

بدین  روال  و  بر  این  منوال  در  یک  ضربه  محلّهای  نقش  زمین  شدن  پیشینیان  آشکار  می‌شود،  آنجا که ‌گروه‌ها  و  دسته‌های  بی‌شمار  مردم  حضور  دارند.  در  یک  ضربه  هم  محلّهای  نقش  زمین  شدن  دیگران  آشکار  می‌شود،  آنجا  که  محلّهای  نقش  زمین  شدنها  تا  چشم‌ کار  می‌کند  پدیدار  می‏‎گردد،  و  دستها  و  پاها  و  اندامهای  فراوانی  آنجا  افتاده  است‌.  در  جلو  اینها  زبان  بیم  و  تهدید گویا  می‌شود  و  از  قوانین  و  سنن  خدا  سخن  می‌گو‌ید:

(كَذَلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ) (١٨)

ما  با  گناهکاران  چنین  رفتار  می‌کنیم‌.

این  قانون  است‌.  این  قانون  اجراء  می‌گردد  و  از  خطّ  سیر  خود کناره‌گیری  نمی‌کند  و  این  سو  و  آن  سو  نمی‌رود  .  .  .  در  همان  زمان ‌که  بزهکاران  انتظار  دارند  نقش  زمین  شوند  بدان ‌سان ‌که  پیشینیان  و  پسینیان  نقش  زمین  گردیده‌اند  و  هلاک  شده‌اند،  دعای  نابودی  درمی‌رسد،  و  تهدید  به  واویلا  به  میان  می‌آید:

(وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ) .

در  آن  روز،  وای  به  حال  تکذیب‌کنندگان‌!.

*

از  چرخش  و گردش  در  محلّهای  نقش  زمین  شدنها  و  اندامهای  تکّه  و  پاره‌،  به  چرخش  و گردش  در  آفریدن  و  پدید  آوردن  و  زندگی  بخشیدن  می‌پردازد،  و  از  آنجا  هم  به  تقدیر  و  تدبیر کوچک  و  بزرگ  نگاهی  می‌اندازد:  

(أَلَمْ نَخْلُقْكُمْ مِنْ مَاءٍ مَهِينٍ (٢٠)فَجَعَلْنَاهُ فِي قَرَارٍ مَكِينٍ (٢١)إِلَى قَدَرٍ مَعْلُومٍ (٢٢)فَقَدَرْنَا فَنِعْمَ الْقَادِرُونَ (٢٣)وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ) (٢٤)

آیـا  ما  شما  را  از  آب  حقیر  و  نـاچیزی  (‌به  نام  منی‌)  نیافریده‌ایم‌؟  و  آن  را  در  جایگاهی  استوار  قرار  داده‌ایم  (‌که  رحم  مادر  است‌،  و  آن  اندازه  مناسب  و  جالب  و  عجیب  است  که  هر  انسانی  را  در  شگفتی  فرو  می‌برد)‌.  تا  مدّت  زمانی  مشخّص  (‌که  دوران  ماندگاری  جنین  در  شکم  پایان  می‏‎گیرد،  و  روز  ولادت  فرامی‌رسد)‌.  ما  توانائی  (‌این  کار  را)  داشته‌ایم  (‌که  از  نطفۀ  ناچیز  و  حقیری  چنان  انسـان  شریف  و  کاملی  بسازیم‌)  و  ما  بهترین  توانا  بوده  و  هستیم‌.  در  آن  روز،  وای  به  حال  تکذیب‌کنندگان‌!.

این ‌کوچ  و  سفری  در گسترۀ  پیدایش  دور  و  دراز  و  شگفت  و  شگرف  جنین  است‌.  روند  سخن  آن  را  در  اینجا  در  پسوده‌های  اندکی  خلاصه  می‌کند:  آب  حقیر  و  ناچیزی‌،  جای  دادن  او  در  قرارگاه  استوار  رحم‌،  تا  مدّت  زمان  مشخّصی  و  وقّت  معلومی‌.  و  .  .  .  در  برابر  این  اندازه‌گیری  روشن  در  آن  آفرینش  و  پیدایش‌،  و  مراحل  دقیق  آن‌،  پیروی  می‌آید  و  به  حکمت  والائی  اشاره  می‌نماید که  همه  چیز  را  با  قضا  و  قدر  خود  می‌پاید  و  با  استواری  مبارک  و  زیبای  خود  از  آن  محافظت  و  مراقبت  می‌نماید:

(فَقَدَرْنَا فَنِعْمَ الْقَادِرُونَ) (٢٣)

ما  توانائی  (‌این  کار  را)  داشته‌ایم  (‌که  از  نطفۀ  ناچیز  و  حقیری  چنان  انسان  شریف  و  کاملی  بسازیم‌)  و  ما  بهترین  توانا  بوده  و  هستیم‌.

در  برابر  تقدیر  و  تدبیری‌ که  چیزی  از  آن  نمی‌گریزد  و  به  در  نمی‌رود،  همان  تهدید  شناختۀ  پیشین  درمی‌رسد:  

(وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ) .

در  آن  روز،  وای  به  حال  تکذیب‌کنندگان‌!.

*
آنگاه  چرخش  و گردشی  در  این  زمین  می‌آغازد،  و  تقدیر  و  تدبیر  خدا  را  بیان  می‌دارد که  در  آن  برای  زندگی  مردمان  است‌.  از  ویژگیهائی  سخن  می‌گوید که  خداوند  برای  رو به ‌راه  ساختن  و  میسّر  نبودن  این  زندگی  آنها  را  در  زمین  به  ودیعت  نهاده  است‌:

(أَلَمْ نَجْعَلِ الأرْضَ كِفَاتًا (٢٥)أَحْيَاءً وَأَمْوَاتًا (٢٦)وَجَعَلْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ شَامِخَاتٍ وَأَسْقَيْنَاكُمْ مَاءً فُرَاتًا (٢٧)وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ) (٢٨)

آیا  ما  زمین  را  گردآورنده  (‌مردمان  در  حال  حیات  بر  روی  خود،  و  در  حال  ممات  در  دل  خود)  نساخته‌ایم‌؟  هم  در  حال  حیات  و  هم  در  حال  ممات‌؟  و  در  آن  کوه‌های  استوار  و  بلند  پدید  نیاورده‌ایم‌،  و  از  آب  گوارا  به  شما  ننوشانده‌ایم‌؟  در  آن  روز،  وای  به  حال  تکذیب‌کنندگان‌!.  آیا  ما  زمین  را گردآورندۀ  مردمان  نساخته‌ایم‌،  زمینی‌ که  فرزندان  خود  را  زنده  و  مرده  در  آغوش  می‏‎گیرد  و  به  آغوش  می‌کشد؟

(وَجَعَلْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ شَامِخَاتٍ ).

و  در  آن  کوه‌های  استوار  و  بلند  پدید  آورده‌ایم‌.  «‌شامخات‌«‌:  ثابت  و  استوار.  بلند  و  سر  به  فلک  کشیده‌.  بالای  قلّه‌ها  و  بلندی‏های  آن  ابرها گرد  می‌آیند،  و  از  ابرها  آب  شیرین  فرو می‌ریزد.  آیا  این‌ کارها  جز  در  سایۀ  قدرت  و  تقدیر،  و  حکمت  و  تدبیر  انجام  می‌پذیرد؟  .  .  

(وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ) .

در  آن  روز،  وای  به  حال  تکذیب‌کنندگان‌!.

*
پس  از  نشان  دادن  این  صحنه‌ها،  و  پر  شدن  حسّ  و  شعو‌ر  از  تأثیرهائی ‌که  به  دل  و  درون  می‌ریزند،  روند  قرآنی  بدین  هنگام  ناگهانی  به  جایگاه  حساب  و کتاب  و  سزا  و  جزا  منتقل  می‌شود. کار  هراسناکی  را  در  بارۀ  بزهکاران  می‌شنویم‌.  دستور  می‌رسد  راه  خود  را  به  سوی  عذابی  در  پیش ‌گیرند که  در  دنیا  آن  را  تکذیب  می‌کردند  و  دروغ  می‌نامیدند.  این  دستور  با  سرکوب  و  سرکوفت  تلخی  و  با  رنجاندن  سختی  و  با  به  درد  آوردن  شدیدی  بدیشان  خطاب  می‌شود:

(انْطَلِقُوا إِلَى مَا كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ (٢٩)انْطَلِقُوا إِلَى ظِلٍّ ذِي ثَلاثِ شُعَبٍ (٣٠)لا ظَلِيلٍ وَلا يُغْنِي مِنَ اللَّهَبِ (٣١)إِنَّهَا تَرْمِي بِشَرَرٍ كَالْقَصْرِ (٣٢)كَأَنَّهُ جِمَالَةٌ صُفْرٌ (٣٣)وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ) (٣٤)

بروید  به  سوی  سایۀ  سه  شاخۀ  (‌دودهای  خفقان‌آور  آتش‌)‌.  نه  سایه‌دار  خنک  و  آسایش ‌بخشی  است‌،  و  نه  از  سو زندگی  شعله‌های  آتش  جلوگیری  می‌کند.  (‌چـرا  که  خود  برخـاسته  از  آتش  است‌)‌.  آتشی  که  (‌چنین  دود  مرگباری  از  آن  برمی‌خیزد)  آتشپاره‌هائی  از  خود  بیرون  می‌دهد  که  انگار  کوشک  (‌بزرگ  و  برافراشتـه‌ای‌)  هستند.  آتشپاره‌هائی  که  انگار  (‌از  لحاظ  رنگ  و  حرکت  و  سرعت‌)  شتران  