رود  به  دلها،  و  موافق  با  احوال  و  اوضاع  درونها که  نازل ‌کنندۀ  این  قرآن  بر پیغمبر خود  از  آنها  آگاه  است‌،  عرضه  می‌گردند.  در  هر  حالتی  حقائق  قـرآنی  تازه  جلوه‌گر  می‌آیند،  زیرا  در درونها  پاسخگوئیهای  تازه‌ای  را  به  جوش  و  خروش  می‌اندازند.

در  این  سوره  صحنه‌های  دوزخ  تازگی  دارد.  با  این  صحنه‌ها  به  رویاروئی  تکذیب‌کنندگان  رفتن  تازگی  دارد.  در  شیوۀ  نشان  دادن  و  مخاطب  قرار دادن  به  ط‌ور  کلّی  تازگی  وجود  دارد.  بدین  جهت  شخصیّت  ویژه‌ای  این  سوره  پیدا  می‌کند.  سیماها  و  نمادهای  تند  و  تیزی  دارد.  مزۀ  تیزی  دارد،  آهنگ  نفس ‌نفس  زنانی  دارد!

هم  اینک  این  سوره  را  در  روند  قرآنی  خودش  شرح  و  بسط  می‌دهیم  و  به  تفصیل  از  آن  سخن  می‌گوئیم‌:

*
(وَالْمُرْسَلاتِ عُرْفًا (١)فَالْعَاصِفَاتِ عَصْفًا (٢)وَالنَّاشِرَاتِ نَشْرًا (٣)فَالْفَارِقَاتِ فَرْقًا (٤)فَالْمُلْقِيَاتِ ذِكْرًا (٥)عُذْرًا أَوْ نُذْرًا (٦)إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَوَاقِعٌ) (٧)

سوگند  به  آیه‌هائی  که  (‌توسط  جبرئیل‌،  پیاپی  بر  محمّد)  فرو فرستاده‌ می‌شود!  برای  پخش  خوبیها و نیکیها! و  سوگند  به  آیه‌هائی  که  (‌سائر  ادیان  را)  سخت  درهم  نوردیده‌ و  منسوخ ‌می‌کنند!  و سوگند  به ‌آیه‌هائی  کـه  (‌حکمت‌ و  هدایت  را در دل  جهانیان‌)  به  گونۀ  گسترده‌ای پخش ‌می‌‌کنند! و سوگند به ‌آیه‌هائی ‌که ‌(‌حق ‌و باطل ‌را)  کاملاً از  هم  جدا  می‌سازند!  و سوگند  به‌ آیه‌هائی  که  یاد  (‌خدا)  و  پند  و  اندرز (‌آسمانی‌)  را  (‌به  مردم‌)  می‌رسانند!  برای  (‌اتمام  حجّت  با  بندگان  و  رفع‌)  عذر،  و  بیم  دادن  (‌ایشـان  از  عذاب‌)‌.  قطعاً  چیزی  که  از  آن  بیم  داده  می‌شوید  (‌و  قیامت  نام  دارد)  به  وقوع  می‌پیوندد.

مسأله‌،  مسألۀ  قیامت  است‌.  قیامتی ‌که  تصوّر  وقوع  آن  برای  مشرکان  سخت  بود.  این  است‌ که  قرآن  مجید  قیامت  را  برایشان  در  جاهای‌ گوناگون  با  تأکیدهای  گوناگون  مؤکّد  می‌سازد.  عنایت‌ کردن  به  استقرار  بخشیدن  این  مسأله  در  خردهایشان‌،  و  بر جای  داشتن  آن  در  دلهایشان‌،  یک  مسألۀ  ضروری  است‌،  و  لازم  است  برای  ساختار  عقیده  بر  اصول  و  ارکان  خود  در  درونها  بدان  توجّه  شود. گذشته  از  آن  برای  تصحیح  میزانها  و  معیارهای  ارزشها  در  سراسر  زندگانی  آنان  بدان  اهمّیّت  داده  شود.  چه  اعتقاد  به  روز  قیامت  سنگ  زیربنا  در  عقیدۀ  آسمانی  است‌.  همچنین  سنگ  زیربنا  در  جهان‌بینی  زندگی  بشری  است‌.  در  زندگانی  این  جهان  همه  چیز  به  مسألۀ  قیامت  برمی‌گرد‌د،  و  تصحیح  میزانها  و  معیارها  و  ارزشها  در  بارۀ  هر  چیزی  بدان  ارجاع  داده  می‌شود  .  .  .  بدین  خاطر  است  مسألۀ  قیامت  این  همه  تلاش  و کوشش  فراوان  را  می‌طلبیده  است  تا  در  دلها  و  خردها  جایگزین  و  مستقرّ  شود.

یزدان  سبحان  در  سرآغاز  این  سوره  سوگند  یاد  می‌کند  بر  این‌ که  وعده‌ای ‌که  به  قیامت  داده  می‌شود  حتماً  روی  می‌دهد  و  قیامت  واقع  می‌شود.  ساختار  سوگند  پیش  از  هر چیز  بیانگر  این  است  آنچه  خدا  بر  آن  سوگند  یاد  می‌کند  ناشناخته‌ای  از  ناشناخته‌های  نهان  در  دل  غیب‌،  و  از  جملۀ  نیروهای  پنهان  آن  و  مؤثّر  در  این  جهان  و  در  زندگانی  انسانها  است‌. گذشتگان  در  بارۀ  حقیقت  مدلول  و  مفهوم  واژه‌های  مرسلات  و  عاصفات  و  ناشرات  و  فارقات  و  ملقیات‌،  اختلاف  نظر  داشته‌اند.  بعضیها  گفته‌اند:  مراد  همۀ  بادهای‌ گوناگو‌ن  است‌.  بعضیها  هم  گفته‌اند:  مراد  همۀ  فرشتگان  است‌.  برخیها  نیز گفته‌اند:  بخشی  از  مدلول  و  مفهوم  این  واژه‌ها  بادها،  و  بخشی  از  آن  فرشتگان  است  .  .  .[2] بدین  لحاظ  روشن  است  این  واژه‌ها  و  مدلولها  و  مفهومهای  آنها  پیچیدگی  داشته  و  مبهم  و  نامشخّص  است‌.  این  پیچیدگی  و  ابهام  سزاوار  سوگند  یاد کردن  بدانها  بر  امر  غیبی  پنهان  و  نهان  در  علم  یزدان  است‌.  این  امر  غیبی  روی  می‌دهد  و  واقع  می‌گردد  همان‌ گونه ‌که  این  مدلولها  و  مفهومهای  غیبی  در  زندگی  انسانها  روی  می‌دهند  و  واقع  می‌گردند  و  مؤثّر  هستند.  

(وَالْمُرْسَلاتِ عُرْفًا) (١)

سوگند  به  آیه‌هائی  که  (‌توسط  جبرئیل‌،  پیاپی  بر  محمّد)  فرو فرستاده  می‌شود!  برای  پخش  خوبیها  و  نیکیها.  

از  ابو هریره  روایت  شده  است ‌که  مرسلات‌،  فرشتگانند.  همین  معنی  از  مسروق‌،  ابوضحی‌،  مجاهد  در  یکی  از  روایات‌،  سدی‌،  ربیع  پسر  انس‌،  و  ابوصالح  در  روایتی‌،  نقل‌ گردیده  است  .  .  .  با  توجّه  بدین  نظریّه‌،  معنی  چنین  می‌شود:  سوگند  به  فرشتگانی ‌که  پیاپی  فرستاده  می‌شوند،  بدان گونه  که  انگار  یالهای  اسبان  در  وقت  حرکت ‌کردن  و  پیاپی  قرار گرفتن  هستند.

ابوصالح  در  بارۀ  عاصفات  و  نـاشرات  و  فارقات  و  ملقیات‌،‌ گفته  است‌:  آنها  فرشتگانند.

از  ابن  مسعو‌د  روایت  شده  است‌:  «‌المرسلات  عرفاً‌»‌  بادها  هستند  .  .  .  با  توجّه  بد‌ین‌  گفته‌،  معنی  چنین  می‌شود:  بادها  پیاپی  روانه  می‌شوند  بسان  یالهای  اسبان  در  امتداد  پیکر  و  پیاپی  همدیگر  قرار  می‏‎گیرند  و  ردیف  می شوند.  ابن  مسعو‌د  در  بارۀ  «‌العاصفات  عصفاً  و  النّاشرات  نشراً‌»  نیز  همین  را گفته  است‌.  ابن  عبّاس  و  مجاهد  و  قتاده  و  ابوصالح  در  روایتی  بر  این  نظریّه‌اند.  ابن  جریر  در  بارۀ  «‌المرسلات  عرفاً‌»  ایستاده  است  و  گفته  است‌:  آیا  مراد  فرشتگان  یا  بادها  است‌؟  آن‌ گاه ‌گفته  است‌:  قطعاً  عاصفات  بادهایند.  همچنین  ناشرات  هم  بادهایند که  ابرها  را  در  نواحی  آسمان  پراکنده  می‌کنند.  از  ابن  مسعو‌د  روایت  است‌:

(فَالْفَارِقَاتِ فَرْقًا (٤)فَالْمُلْقِيَاتِ ذِكْرًا (٥)عُذْرًا أَوْ نُذْرًا) (٦)

و  سوگند  به  آیه‌هائی  که  (‌حقّ  و  باطل  را)  کاملاً  از هم  جدا  می‌سازند!  و سوگند  به  آیه‌هائی  که  یاد  (‌خدا)  و پند  و  اندرز  (‌آسمانی‌)  را  (‌به  مردم‌)  می‌رسانند!  برای  (‌اتمام  حجّت  با  بندگان ‌و رفع‌)  عذر،  و بیم  دادن  (‌ایشـان  از  عذاب‌).

مراد  فرشتگان  است‌.  همچنین‌:  ابن  عبّاس‌،  مسروق‌،  مجاهد،  فتاده،  ربیع  پسر  انس‌،  سدی‌،  و  ثوری‌،  بدون  اختلاف  این  را گفته‌اند.  زیرا  فرشتگان  فرمان  یـزدان  را  برای  پیغمبران  می‌آورند،  و  بدین  وسیله  حقّ  و  باطل  را  جدا  می‌کنند.  وحی  بر  پیغمبران  نازل  می‌کنند،‌ که  در  این  وحی  هم  معذور  داشتن  مردمان  نهفته  است  و  هـم  بیم  دادن  ایشان‌.

ما  ملاحظه  می‌کنیم ‌که  در  مجهول  داشتن  و  نهان  و  پنهان  کردن  این  اموری‌ که  بر آنها  سوگند  خورده  شده  است‌،  هول  و  هراسی  مورد  نظر  است‌.  بسان  هـمان  هول  و  هراسی ‌که  وجود  دارد  در:

  (و ا‌لذّاریات  ذ‌رواً  )  .

سوگند  به  بادها!  که‌ (‌ابرها را  برمی‌انگیزند و به  این  سو  و به ‌آن  سو برابر فرمان  یزد