سلیم‌،  تسلیم  حکم  آن  بوده،  و  انسان  از  هر گونه  قدرت  و  قوّتی  خویشتن  را  خلع  نماید،  و  به  قدرت  و  قوّت  این  اراده  و  مشیّت ‌گردن  نهد،  و  هر گونه  تاب  و  توانی  را  از  خود  سلب‌،  و  به ‌تاب  و  توان  آن  خود  را  حواله  دارد  .  .  .  تسلیم  فرمان  یزدان  شدن  در  اصل  و  حقیقت  خود  این  گونه  و  این  چنین  است‌:

(وَمَا تَشَاءُونَ إِلا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا) (٣٠)

شما  نمی‌توانید  بخواهید،  مگر  این  که  خدا  بـخواهد.  بی‏گمان  خداوند  بس  آگاه  و  کاربجا  است‌.

این  بدان  خاطر  است ‌که  دلهای  انسانها  بداند  که  خدا  کارکنندۀ  مختار،  و  متصرّف  توانا  در کار  و  بار  جهان  است‌.  بداند  چگونه  به  خدا  رو کند  و  تسلیم  قضا  و  قدر  او  شود  .  .  .  این  است  جولانگاه  حقیقتی‌ که  همچون  آیاتی  در  آن  جاری  و  ساری  می‏‎گردد  و  تحقّق  پـیدا  می‌کند.  این  مطلب  هم  بیان  می‌شود که  قدرت  و  قوّتی  که  خدا  خودش  بخواهد  برای  درک  و  فهم  حقّ  و  باطل  به  مردمان  عطاء  می‌فرماید،  و  رویکـرد  بدین  سو  یا  بدان  سو  برابر  اراده  و  مشیّت  خدا  انجام  می‏‎پذیرد،  خدائی ‌که  بس  آگاه  از  حقیقت  دلها،  و  از  آن  مقدار  درک  و  فهم  حقّ  و  باطلی  است‌ که  یزدان  بندگان  را  با  اعطاء  آن‌ کمک  و  یاری  داده  است  و  ایشان  را  با  آن  آشنا کرده  است‌،  و  راه  را  برایشان  روشن  نموده  است‌،  و  پیغمبران  را گسیل  داشته  است‌،  و  قرآن  را  نازل  فرموده  است ...  امّا  همۀ  اینها  به  قضا  و  قدر  خدا  منتهی  می‏‎گردد  و  پیوستگی  دارد،  خدائی‌ که  پناه برنده  بدو  پناه  می‌برد  و  پناهنده  می‌شود،  و  خدا  او  را  توفیق  می‌دهد  به  ذکر  و  طاعت  و  عبادت  بپردازد  و  توشۀ  راه  را  فراهم  سازد.  هر گاه  انسان  در  دل  خود  با  حقیقت  قدرت  چیره  بر  همه  چیز  آشنا  نشود،  و  بدین  قدرت  چیره  پناه  نبرد  تا  او  را کمک ‌کند  و  کار  را  برایش  ساده  و  آسان  سازد،  هیچگونه  هدایتی  و  رهنمودی‌،  و  هیچ گونه  ذکری  و  یادی‌،  و  هیچ گونه  توفیق  دستیابی  به  خیر  و  صلاحی،  در  میان  نخواهد  بود!  .  .  بدین  خاطر  مسأله  این  و  روال  بر  این  است‌:

(يُدْخِلُ مَنْ يَشَاءُ فِي رَحْمَتِهِ وَالظَّالِمِينَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا) (٣١)
خـداوند  هر کس  را  بخواهد  (‌مشمول  رحمت  خود  می‌سازد  و)  به  بهشت  خویش  داخل  می‏‎گرداند،  ولی  برای  ستمکاران  عذاب  دردناکی  را  فراهم  ساخته  است‌.  این  اراده  و  مشیّت  آزاد  است‌ که  هر چه  بخواهد  انجام  می‌دهد.  از  جملۀ  خواستهای  او  این  است ‌که  هر که  را  بخواهد  مشمول  رحمت  خود  می‏‎گرداند،  از  میان  آن  کسانی‌ که  بدو  پناهنده  می‌شوند  و  پناه  می‌برند،  و کمک  و  یاری  او  را  بر  انجام  طاعات  و  عبادات  می‏‎طلبند،  و  توفیق  او  را  در  رسیدن  به  هدایت  و  رهنمود  درخواست  می‌نمایند  .  .  .

  (وَالظَّالِمِينَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا) (٣١)
برای  ستمکاران  عذاب  دردناکی  را  فراهم  ساخته  است‌.  خدا  به  ستمکاران  فرصت  داده  است‌،  و  بدیشان  مهلت  عطا‌ء  کرده  است  تا  آن  زمان  که  بدین  عذاب  دردناک  درافتاده‌اند  و گرفتار  آمده‌اند!

این  سرانجام  با  سرآغاز  این  سوره  همآوائی  و  همسازی  دارد،  و  پایان  آزمایشی  را  به  تصویر  می‌کشد که  خدا  انسان  را  برای  آن  از  نطفۀ  آمیخته  آفریده  است‌،  و  بدو  گوش  و  چشم  بخشیده  است‌،  و  او  را  به  راه  رهنمود  و  رهنمون‌ کرده  است‌،  و  این  انسان  است ‌که  راه  بهشت  را  در پیش  می‏‎گیرد  یا  راه  دوزخ  را   ...
*
------------------------------------------------------------
[1] «‌علی  حبه‌»‌: دارای ‌دو معنی است‌: الف‌-‌ به خاطر دوست داشت خدا و  عشق‌ به ‌الله‌. ب‌- ‌با وجود دوست ‌داشت خوراک ‌و نیاز خود بدان.(مترجم)  
[2] مراجعه شود به سوره قلم در همین جزء‌، آیۀ «‌وَدّ‌وا  لو  تدهنُ  فیدهنون». <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:192.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:193.txt">قسمت دوم</a></body></html>سورۀ  مرسلات  مكّی  و  50  آیه  است
بسم  الله  الرحمن  الرحيم  .

(وَالْمُرْسَلاتِ عُرْفًا (١)فَالْعَاصِفَاتِ عَصْفًا (٢)وَالنَّاشِرَاتِ نَشْرًا (٣)فَالْفَارِقَاتِ فَرْقًا (٤)فَالْمُلْقِيَاتِ ذِكْرًا (٥)عُذْرًا أَوْ نُذْرًا (٦)إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَوَاقِعٌ (٧)فَإِذَا النُّجُومُ طُمِسَتْ (٨)وَإِذَا السَّمَاءُ فُرِجَتْ (٩)وَإِذَا الْجِبَالُ نُسِفَتْ (١٠)وَإِذَا الرُّسُلُ أُقِّتَتْ (١١)لأيِّ يَوْمٍ أُجِّلَتْ (١٢)لِيَوْمِ الْفَصْلِ (١٣)وَمَا أَدْرَاكَ مَا يَوْمُ الْفَصْلِ (١٤)وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ (١٥)أَلَمْ نُهْلِكِ الأوَّلِينَ (١٦)ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ الآخِرِينَ (١٧)كَذَلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ (١٨)وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ (١٩)أَلَمْ نَخْلُقْكُمْ مِنْ مَاءٍ مَهِينٍ (٢٠)فَجَعَلْنَاهُ فِي قَرَارٍ مَكِينٍ (٢١)إِلَى قَدَرٍ مَعْلُومٍ (٢٢)فَقَدَرْنَا فَنِعْمَ الْقَادِرُونَ (٢٣)وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ (٢٤)أَلَمْ نَجْعَلِ الأرْضَ كِفَاتًا (٢٥)أَحْيَاءً وَأَمْوَاتًا (٢٦)وَجَعَلْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ شَامِخَاتٍ وَأَسْقَيْنَاكُمْ مَاءً فُرَاتًا (٢٧)وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ (٢٨)انْطَلِقُوا إِلَى مَا كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ (٢٩)انْطَلِقُوا إِلَى ظِلٍّ ذِي ثَلاثِ شُعَبٍ (٣٠)لا ظَلِيلٍ وَلا يُغْنِي مِنَ اللَّهَبِ (٣١)إِنَّهَا تَرْمِي بِشَرَرٍ كَالْقَصْرِ (٣٢)كَأَنَّهُ جِمَالَةٌ صُفْرٌ (٣٣)وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ (٣٤)هَذَا يَوْمُ لا يَنْطِقُونَ (٣٥)وَلا يُؤْذَنُ لَهُمْ فَيَعْتَذِرُونَ (٣٦)وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ (٣٧)هَذَا يَوْمُ الْفَصْلِ جَمَعْنَاكُمْ وَالأوَّلِينَ (٣٨)فَإِنْ كَانَ لَكُمْ كَيْدٌ فَكِيدُونِ (٣٩)وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ (٤٠)إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي ظِلالٍ وَعُيُونٍ (٤١)وَفَوَاكِهَ مِمَّا يَشْتَهُونَ (٤٢)كُلُوا وَاشْرَبُوا هَنِيئًا بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (٤٣)إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ (٤٤)وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ (٤٥)كُلُوا وَتَمَتَّعُوا قَلِيلا إِنَّكُمْ مُجْرِمُونَ (٤٦)وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ (٤٧)وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ ارْكَعُوا لا يَرْكَعُونَ (٤٨)وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ (٤٩)فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ) (٥٠)

این  سوره  دارای  سیماهای  تند  و  تیز  است‌.  صحنه‌های  خشنی  دارد.  آهنگ  بلندی  در  آن  طنین‌انداز  است‌.  انگار  این  سوره  تازیانه‌های ‌گزنده‌ای  از  آتش  است‌.  این  سوره  انگار  دل  را  برای  محاکمۀ  هراسناکی  نگاه  می‌دارد.  آنجا که  سیلابی  از  پرسشها  و  انکارها  و  تهدیدها  را  روان  می‌دارد،  و  آنها  را  بسان  تیرهای  پیکاندار  سفت  و  سخت  به  دل  فرومی‌برد!

ا