 احساس مجرّبی انواع بهره‌مندیها و خوراکیها را برگزیند. این‌کار برای بسیاری از نوخاستگان و نوجوانان خانه‌های دارا و صاحب نعمت میسر می‌گردد. ولی این مقصود نیست‌. بلکه مراد حساسیت انسان است‌، انسانی‌که بر خویشتن و بر اراده خویشتن توانائی داشته و زمام اختیار خود و اراده خود را در دست دارد، و دارای ارزشها و معیارهای خاص زندگی است‌. چنین کسی است‌که آنچه راکه خدا پاک می‌داند برمی‏گزیند، از روی اراده‌ای‌که فشار هوا و هوس آن را در برابر خود به‌کرنش درنمی‌آورد، و فریاد و ندای خوشگذرانی و لذت آن را ضعیف نمی‌گرداند، و همه زندگی را سفره و مجمعه خوراکی‌، و یک فرصت بهره‏مندی و تمتعی نمی‌داند. آن هم خوراکی و تمتعی که هدفی به همراه نداشته باشد، و از این پرهیز نگردد و احتیاط نشودکه حلال است یا حرام‌، و درست است یا نادرست!

فرق اصلی میان انسان و حیوان در این است‌: انسان دارای اراده و هدف و جهان‌بینی ویژه‌ای برای زندگی است‌. بر اصول و ارکان صحیح آن استوار و پایدار می‌ماند، اصول و ارکانی‌که از خدا -‌آفریدگار زندگی - دریافت شده باشد. هرگاه انسان همه اینها را از دست بدهد مهم‌ترین ویژگیهای انسان را از دست داده است‌، ویژگیهابی‌که جنس انسان را از سائر موجودات جدا و ممتاز می‌سازد، و مهم‌ترین مزیتها را از دست داده است‌، مزیتی‌که یزدان سبحان به خاطر آن انسان را گرامی داشته است‌.

در میان زنجیره سنجشهای مؤمنان باکافران‌، نگرشی قرار می‌گیرد. در این نگرش به شهری نگاهی انداخته می‌شودکه اهالی آنجا پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) را از آن شهر بیرون‌کرده‌اند. میان آن شهر و میان شهرهای دیگری که ویران گردیده‌اند، و با وجود این که قدرتمندتر از اینان بوده‌اند هلاک و نابود شده‌اند، مقایسه‌ای انجام می‌پذیرد:

(وَكَأَيِّن مِّن قَرْيَةٍ هِيَ أَشَدُّ قُوَّةً مِّن قَرْيَتِكَ الَّتِي أَخْرَجَتْكَ أَهْلَكْنَاهُمْ فَلَا نَاصِرَ لَهُمْ).

چه شهرهای زیادی که (‌اهالی‌) آنها از (‌اهالی‌) شهری که تو را از آن بیرون کرده‌اند، قدرتمثدتر و پرزورتر بوده‌اند، و ما آنان را هلاک و نابود کرده‌ایم‌، و هیچ یار و یاوری نداشته‌اند (‌که بدیشان کمک کند و آنان را از دست قهر ما برهاند).

روایت شده است‌که این آیه در راه میان مکه و مدینه هنگام‌کوچ بیرون رفتن و هجرت نمودن نازل‌گردیده است‌، برای دلداری و غمزدائی پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) و ناچیز گرفتن وپائین آوردن شان و مقام مشرکان قدرتمند و قلدری‌که رو در روی دعوت می‌ایستادند و با آن مقابله می‌کردند و اصحاب و پیروان آن را می‌آزردند و شکنجه می‌دادند، تا بدان‌گاه‌که از سرزمین خود و از میان اهل و عیال و اموال و املاک خود بار سفر بربستند و آئین و باور خود را نجات دادند و با خود بردند. 

* 
آن‌گاه یزدان سبحان سنجش و مقایسه حال دوگروه مسلمان وکافر را ادامه می‌دهد، و بیان می‌فرماید: چرا خدا سرپرست و یاور مسلمانان است و ایشان را در آخرت به بهشتی داخل می‌گرداندکه در زیرکاخها و درختانش رودبارها جاری و ساری است‌، بعد از آن‌که در دنیا مسلمانان را یاری می‌دهد و پیروز می‌گرداند و عزت و کرامت بدیشان ارزانی می‌دارد؟ و چرا کافران سرپرست و یاوری ندارند و در دنیا به مهلکه می‌افتند و نابود می‌شوند - پس از پشت سرگذاشتن زندگی حیوانی فرودینی که دارند - و در آخرت به عذاب و عقاب‌گرفتار می‌آیند و در آتش اقامت می‌گزینند و ماندگار می‌شوند:

(أَفَمَن كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّهِ كَمَن زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءهُمْ).

آیا کسانی که از دلائل روشن و براهین قطعی پروردگارشان برخوردارند، همسان کسانیند که اعمال زشتشان در نظرشان آراسته و پیراسته شده است و از هواها و هوسهای خود پیروی می‌کنند؟‌.

این فرق اصیل و بنیادینی میان حال و وضع آن دو گروه است‌، و همچنین فاصله بسیاری میان برنامه و روند و روش و رفتار و کرداری است که اینان و آنان دارند. چه کسانی که ایمان آورده‌اند شناخت کامل و صحیحی از پروردگار خود، و دلائل و براهین روشن و قوی از سوی ا‌و دارندکه رهنمودهای آسمانی است ... حق را دیده‌اند و با آن آشناگشته‌اند. به سرچشمه حق یقین و ایمان دارند، و با پروردگارشان تماس‌، پیدا کرده‌اند و از او پیام دریافت نموده‌اند، و با آنچه دریافت می‌دارند یقین و باور دارند. نه گول خوردگانند و نه گول‌زنندگان‌. نه گمراه‌شدگانند و نه گمراه‌کنندگان‌. ولی کسانی که کفر ورزیده‌اند و راه کفر و زندقه در پیش گرفته‌اند، ا‌عمال بدشان برایشان زیبا و آراسته گردیده است‌، در نتیجه‌کارهای پلشت خود را خوب می‌بینند هر چند که کارهایشان بد و ناپسند است‌، و برایشان روایت نگردیده است و بدان یقین و اطمینان نیز ندارند:

(وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءهُمْ).

و از هواها و هوسهای خود پیروی می‌کنند.

به دنبال هواها و هوسهایشان راه می‌افتند بدون هرگونه ضابطه و قاعده‌ای که بدان مراجعه کنند، و بدون هرگونه اصل و اصولی‌که وسیله ا‌رزیابی قرار دهند و بدان بسنجند، و بدون نوری‌که حق را از باطل برایشان جدا سازد.

آیا اینان بسان آنانند؟ اینان و آنان در حال و وضع و برنامه و رویکرد با یکدیگر اختلاف دارند. ممکن نیست‌که با همدیگر اتحاد و اتفاق داشته باشند نه در معیار و مقیاس و نه در سزا و جزا و نه در فرجام و سرانجام و سرنوشت و جایگاه‌.

این شکلهائی از شکلهای جدا‌ئی موجود میان اینان و آنان در فرجام و سرانجام و سرنوشت و جایگاه است‌:

(مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ فِيهَا أَنْهَارٌ مِّن مَّاء غَيْرِ آسِنٍ وَأَنْهَارٌ مِن لَّبَنٍ لَّمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُهُ وَأَنْهَارٌ مِّنْ خَمْرٍ لَّذَّةٍ لِّلشَّارِبِينَ وَأَنْهَارٌ مِّنْ عَسَلٍ مُّصَفًّى وَلَهُمْ فِيهَا مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ وَمَغْفِرَةٌ مِّن رَّبِّهِمْ كَمَنْ هُوَ خَالِدٌ فِي النَّارِ وَسُقُوا مَاء حَمِيماً فَقَطَّعَ أَمْعَاءهُمْ).

وصف بهشتی که به پرهیزگاران وعده داده شده است (‌چنین است که‌) در آن رودبارهائی از آبی (‌زلال و خالص‌) است که گندیده و بدبو نگشته است‌، و رودبارهائی از شیری است که طعم و مزه آن متغیر نشده است‌، و رودبارهائی از شرابی است که سراپا لذت برای نوشندگان است‌، و رودبارهائی از عسلی است که خالص و پالوده است‌، و در آنجا آنان هرگونه میوه‌ای دارند، و (‌از همه بالاتر) از آمرزش پروردگارشان برخوردارند (‌آیا چنین کسانی‌) همانند کسانیند که در آتش دوزخ جاویدان می‌مانند و از آب داغ و جوشان نوشانده می‌شوند، (‌آبی که به محض نوشیدن‌) اندرونه و روده‌های ایشان را پاره پاره می‌کند و از هم می‌گسلد.

این تصویر محسوس نعمت و عذاب‌، در جاهائی از قرآن به میان می‌آید.گاهی تصویر روحانی و معنوی با آن ذکر می‌شود، وگاهی تنها به صورت محسوس به میان می‌آید 