  و  مخلص  برای  خدا  بوده  و  دربست  در  اختیار  دین  خدا،  و  درگفتارش  و  درکردارش  رک  و  راست  و  بدون  غل  و  غش  باشد.  در  راه  خود  ثابت‌قدم  بوده،  و  با  دوستانش  همکار  و  همدرد  و  همپشت  بسان  دیوار آهنین  و  سد  فولادین ‌گردد  ... 

*
(سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ).
آنچـه  درآسمانها  ودر  زمین  است  به  تسبیح  و  تقدیس  خدا  مشغول  است  و  او  چیره  کاربجا  است‌.

این  تسبیح  و  تقدیس‌که  از  سوی  همه  جهان  هستی  در  برابر  خدای  با  عزت  و  چیره  وکاربجا  انجام  میپـذیرد،  در  سرآغاز  این  سوره  می‌آید،  سوره‌ای‌که  به  مسلمانان  اعلام  می‌کند  آئینشان  آخرین  حلقه  زنجیره  دین  خدا  است‌،  و  آنان  امینان  این  آئین  هستند،  آئینی‌که  خدا  را  به  یگانگی  می‌ستاید،  و  برکافران  و  مشـرکان  کفرشان  و  سرکشان  را  زشت  می‌شمارد،  و  مسلمانان  را  به  جهاد  برای  ییروزی  آئینشان  فرامی‌خواند،  و  اعلام  می‌د‌ارد  خدا  مقدر  و  مقرر  فرموده  است  این  آئین  بر  همه  آئینها  پیروز  می‏‎گردد  هرچندکه  مشرکان  بدشان  بیاید  و  دوست  نداشته  باشند.  این  سرآغاز  اشاره  دارد  به  این‌که  امانتی  که  مسلـمـانان  عهده‌دار  و  نگاهدار  و  نگاهبان  آن  هستند  امانت  هستی  به  طورکلی  است‌،  و  عقیده‌ای‌که  از  ایشان  جهاد  را  می‏طلبد  عقیده  همه  چیزهائی  است‌که  در  آسمانها  و  در  زمین  است‌،  و  پیروز  شدن  و  چیره‌گردیدن  این  دین  بر  همه  ادیان  دیگر،  پدیده  جهانی  است  و  با  جهت  و رویکرد کل  هستی  هماهنگ  و  همآوا  است‌،  و  کل هستی  هم  رو  به  سوی  خدای  با  عـزت  و  چیره  و  کاربجا  دارد.

*
سپس  خداوند  مومنان  را  سخت  سرزنش  می‌کند  در  برابرکاری‌که  از  دسته‌ای  از  ایشان  سر  زده  است‌،‌کاری  که  خداوند  سخت  آن  را  زشت  می‌شمارد،  و  بسیار  برآن  خشمگين  است‌،  و  به  ویژه  آن  را  از  مومنان  نـاپسند  مـی‌شمارد  و  ناروا  می‌داند:

)يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لا تَفْعَلُونَ ؟كَبُرَ مَقْتًا عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا مَا لا تَفْعَلُونَ .إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيَانٌ مَرْصُوصٌ )‌.

ای  مومنان‌! چرا  سخنی  (‌به  دیگران‌)  میگوئید  که  خودتان  برابر آن  عمل‌ نمی‌کنید؟  اگرسخنی  را  بگوئید  و  خودتان‌ برابر آن‌ عمل  نکنید،  موجب  کینه‌و خشم عظیم  خدا می‌گردد.  خداوند  کسانی‌را  دوست  می‌دارد  که  در  راه  او متحد  و یکپارحه  در  خط  وصف  واحدی  می‌رزمند،‌انگار دیوار سربی ‌بزرگی‌هستند.     

علی  پسر  طلحه  از  ابن  عباس  روایت‌کرده  است‌که‌گفته  است‌:  مردمانی  از  مومنان  پیش  از  این‌که  جهاد  واجب  گردد  میگفتند:  دوست  داریم  خدا  ما  را  به  عزیزترین  و  گرامی‌ترین‌کار  رهنمود  می‌فرمود  تا  آن  را  انجام  می‌دادیم‌.  خداوند  به  پیغمبرش  خبر  می‌دهدکه  عزیزترین  وگرامی‌ترین‌کار  ایمان  به  خدا  است‌،  و  شکی  در  این  باره  نیست‌.  و  جهاد  با  بزهکارانی  است‌که  با  ایمان  مخالفت  ورزیده‌اند  و  بدان  اعتراف  ننموده‌اند  و  گردن  ننهاده‌اند.  هنگامی‌که  حکم  جـهاد  نازل‌گردید،  اشخاصی  از  مومنان  از  آن  بدشان  آمد،  و كار  جهاد  بر  ایشان  دشوار  آمد.  این  بودکه  یزدان  سبحان‌گفت‌:

)يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لا تَفْعَلُونَ ؟كَبُرَ مَقْتًا عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا مَا لا تَفْعَلُونَ  )‌.

ای  مومنان‌! چرا  سخنی  (‌به  دیگران‌)  میگوئید  که  خودتان  برابر آن  عمل‌ نمی‌کنید؟  اگرسخنی  را  بگوئید  و  خودتان‌ برابر آن‌ عمل  نکنید،  موجب  کینه‌و خشم عظیم  خدا می‌گردد.  

ابن  جریر  در  تفسیر  خود  این‌گفته  را  برگزیده  است‌.

ابن‌کثیر  در  تفسیر  خودگفته  است‌:  جمهور  می‌گو‌یند  این  آیه  وقتی  نازل‌گردیده  است‌که  مسلمانان  آرزو کردند  که‌ کاش  جهاد  بر  ایشان  واجب  می‌گردید.  هنگامی  که  جهاد  واجب‌گردید،  برخی  از  آن  سرپیـچی‌کردند  و  سرباز  زدند.  همان‌گونه‌که  این  فرموده  یزدان  بزرگوار  بدان  اشاره  دارد:

(ألم تر إلى الذين قيل لهم:كفوا أيديكم وأقيموا الصلاة وآتوا الزكاة , فلما كتب عليهم القتال إذا فريق منهم يخشون الناس كخشية الله أو أشد خشية . وقالوا:ربنا لم كتبت علينا القتال ؟ لولا أخرتنا إلى أجل قريب ! قل:متاع الدنيا قليل والآخرة خير لمن اتقى ولا تظلمون فتيلا . أينما تكونوا يدرككم الموت . ولو كنتم في بروج مشيدة).

آیا  نمی‌بینی  (‌ای  محمّد  و  تعجب‌ نمی‌كنی  از)‌کسانی  که  (‌پیش  از  آن  که  اجازه  جنگ  صادر  شود،  نسبت  به  جنگ  علاقه  نشان  می‌دادند  و  هرچند)  بدیشان  گفته  می‌شد:  (‌وقت  جهاد  فرا نرسیده  است‌)  دست  از  جنگ  بدارید  و  نماز  را  برپا  دارید  و  زکات  مال  بدر  کنید  (‌در  ظاهر  شتاب  می‌کردند  و  گـوششان  به  کسی  بدهکار  نبود)‌.  امّا  وقتی  که  جنگ  بر  آنان  واجب  گردید  (‌و  فرمان  جهاد  داده  شد)  بدین  هنگام  دسته‌ای  از  ایشان  از  مردم  همانگونه  ترسیدند  و  هراس  برداشتند  که  از  خدا  ترس  و  هراس  داشتند! و  بلکه  بیشتر  هم  دچار  خوف  و  وحشت  شدند! و  گفتند:  پروردگارا! چـرا  (‌بدین  زودی‌)  جنگ  را  بر  ما  واجب  کردی‌؟  چه  می‌شد  اگر  به  ما  فرصت  بیشتری  می‌دادی  (‌تا  از  لذائذ  دنیا  بهره  می‌گرفتیم‌؟‌)‌.  بگو:  کالای  دنیا  اندک  است  و  آخرت  برای  کسی  که  پرهیزگار  باشد  بهتر  است  (‌و  جزای  شما  داده  می‌شود)  و  کم‌ترین  ستمی  به  شما  نشود.  هر  کجا  باشید،  مرگ  شما  را  درمی‌یابد،  اگرچه  در  برجهای  محکم  و  استوار  جایگزین  باشید.  (‌نـساء‌/‌77-  ٨٧)  

قتاده  و  ضحاک‌گفته‌اند:  این  آیه  نازل‌گردید  برای  توبیخ  گروهـی‌که  می‌گفتند:‌کشتیم‌.  زدیم‌.  نیزه  فرو  بردیم.  و  کردیم  ...   ولی  اینها  را  نکرده  بودند!

سخن  خوبی‌که  از روند  آیه‌ها  و  از ذکر جنگ  برمی‌آید،  این  است‌که  مناسبت  نزول  همان  است‌که  جمهور  گفته‌اند  و  ابن‌جریر  آن  را  برگزیده  است‌.  ولیکن  نصوص  قرآنی  همیشه  دارای  ابعاد  فـراتری  از  رخدادهای  مشخص  وجداگانه‌ای  هستندکه  آیه‌ها  به  خاطر  رویاروئی  با  آنها  نازل‌گردیده‌اند،  و  حالتهای  زیادی  را  دربر  می‌گیرندکه  جدای  از  حالتی  هستندکه  آیه‌ها  به  سبب  آنها  نازل‌گردیده‌اند.  بدین  خاطر  ما  با  این  نصوص  به  سوی  مدلولها  و  معنیهای  همگانی  آنها  به  پیش  ميرویم‌،  و  حادثه‌ای  را  هم  پیش  چشم  می‌داریم‌که  روایتهای  راجع  به  نزول‌،  آن  را  ذکر کرده‌اند.

این  آیه  ميآغازد  با  عیب جوئی  از  حادثه  یا  حادثه‌هائی‌که  روی  داده  است‌:

)  يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لا تَفْعَلُونَ ؟)  . 

 ای  مومنان‌! چرا  سخنی  (‌به  دیگران‌)  میگوئید  که  خودتان  برابر  آن  عمل  نمی‌کنید؟‌.

دوباره  می‌پر