بیرات تصویری قرآن مجید و به شیوه خاص آن است‌. حبوط ‌که ثلاثی مجرد اخباط است به معنی نفخ‌کردن و آماسیدن شکمهای چهارپایان است‌، بدان هنگام که در علفزار  گیاه سمّی را می‌چرند و می‌خورند، و چنین نفخ‌کردن و آماسیدنی به مرگ و نابودی آنها می‌انجامد. همین‌گونه اعمال‌کافران نفخ می‌کند و می‌آماسد و تکه و پاره می‌گردد ... آن‌گاه نابود می‌گردد و هدر می‌رود! این شکل و حرکتی است‌که به تصویرکشیده می‌شود، و پایان‌کار مطابق و موافق با حال کسانی است که بدشان می‌آید از چیزی که خداوند بزرگوار نازل فرموده است‌، وگذشته از آن ازکارهای بزرگ و سترگ خود در شگفت و شگرف خواهند بود،‌کارهای بزرگ و سترگی‌که بسان شکمهای چهارپایان نفخ می‌کند و می‌آماسد، چهارپایانی‌که از همچون‌گیاه‌های سمّی و زهرآگین می‌خورند!

*
آن‌گاه یزدان سبحان با شدت و حدت‌گردنهای‌کافران را می‌پیچد به سوی مهلکه‌ها و نابودگاه‌های گذشتگان پیشین ایشان‌:

(أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ دَمَّرَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَلِلْكَافِرِينَ أَمْثَالُهَا).

آیا در زمین به گشت و گذار نپرداخته‌اند تا ببینند عاقبت کسانی که پیش از ایشان بوده‌اند به کجا کشیده و چه شده است‌؟ خداوند آنان را نابود ساخته است (‌و دمار از روزگارشان به در آورده است‌)‌، و برای کافران‌، امثال این عواقب و مجازاتها خواهد بود. 

نگاه تند و هراس‌انگیزی است‌. در آن فریاد و تاخت است‌. صحنه‌ای ازکسانی در آن به نمایش درمی‌آید که پیش از ایشان بوده‌اند و همه چیز پیرامونشان ویران می‌گردد و بر سرشان خراب می‌شود، و همه اموال و دارائیشان بر باد می‌رود. تنها چیزی‌که بر جای می‌ماند ویرانه‌های فروریخته و فروتپیده است‌. آنان ناگهان در زیر این آواره‌ها و ویرانه‌های رویهم انباشته دیده می شوند. این صحنه‌ای است‌که تعبیر سخن آن را ترسیم می‌کند با همین شکل و صورت وبا همین حرکت و جنبشی‌که مراد و مورد نظر است‌. تعبیر سخن با همین صداها و فریادها و طنینهایش‌، تصویری از این صحنه و صداهای درهم شکستن و فرو ریختن را ترسیم می‌کند.

بر بالای صحنه ویران کردن و درهم‌کوبیدن و درهم ریختن‌، به‌کافران حاضر در آن زمان و به هرکس دیگری‌که بعدها بدین صفت متصف‌گردد اشاره می‌کند که همچون رخدادی در انتظارشان است‌، رخدادی که همه چیز را بر سرشان ویران می‌کند و ایشان را در زیر آوارها و ویرانه‌های درهم شکسته دفن می‌کند:

(وَلِلْكَافِرِينَ أَمْثَالُهَا).

و برای کافران امثال این عواقب و مجازاتها خواهد بود. 

این کار هراس‌انگیزی که خانه‌ها را بر سرکافران ویران می‌کند و مؤمنان را پیروز می‌گرداند، قاعده اصیل و قانون همیشگی است‌:

(ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ مَوْلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَأَنَّ الْكَافِرِينَ لَا مَوْلَى لَهُمْ).

این (‌عاقبت نیک مؤمنان و عاقبت سوء کافران) بدان خاطر است که خداوند سرپرست و یاور مؤمنان است‌، ولیکن کافران هیچ‌گونه سرپرست و یاوری ندارند.

کسی هم خدا سرپرست و یاور او باشد او را بس‌. این کفایت می‌کند و بسنده است‌. هر چیزی هم بر سرش بیاید و هر بلائی که بدان‌گرفتار آید، امتحان و آزمون است و خیر و خوبی به دنبال دارد. دیگر این مسأله نمی‌رساندکه خدا از سرپرستی و یاوری او دست کشیده است‌، و در وعده پیروزی بدو و به امثال او از بندگانش تخلف ورزیده است‌.کسی هم خدا سرپرست و یاورش نباشد، هیچ‌گونه سرپرست و یاوری ندارد، اگرچه انسانها و پریها را یکسره سرپرست و یاور خود بداند. همچون کسی سرانجام هدر می‌رود و ضائع و درمانده می‌شود، هرچند هم همه اسباب حمایت و حفاظت و همه اسباب قدرت و قوت را تدارک دیده باشد وگردآورده باشد، قدرت و قوتی‌که مردمان بدان آشنایند!

*
آن‌گاه یزدان سبحان میان بهره‌کالا و نعمت کسانی که ایمان آورده‌اند، و میان بهره‌کالا و نعمت کسانی‌که کفر ورزیده‌اند، سنجش و ارزیابی برقرار می‌کند، پس از آن‌که بهره اینان و آنان را در جنگی روشن می‌فرماید که میانشان درمی‌گیرد. پیدا است‌که چه فرق اصیلی و چه فاصله زیادی میان این بهره با آن بهره است‌:

(إِنَّ اللَّهَ يُدْخِلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَالَّذِينَ كَفَرُوا يَتَمَتَّعُونَ وَيَأْكُلُونَ كَمَا تَأْكُلُ الْأَنْعَامُ وَالنَّارُ مَثْوًى لَّهُمْ).

خداوند کسانی را که ایمان بیاورند و کارهای شایسته و بایسته بکنند، به باغهائی از بهشت داخل می‏‎گرداند که رودبارها و چشمه‌سارها در زیر (‌کاخها و درختهای‌) آن روان است‌، در حالی که کافران (‌چند روزی از نعمتهای زودگذر جهان‌) بهره و لذت می‌برند و همچون چهارپایان (‌بی‌خبر و غافل از سرانجام کار) می‌چرند و می‌خورند، و (‌پس از به‌درود حیات و گام نهادن به آخرت‌) آتش دوزخ جایگاه ایشان است‌.

کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای پسندیده کرده‌اند گاهی از خوشایندترین و بهترین‌کالا و نعمت روی زمین بهره‌مند می‌شوند و لذت می‏‎برند، ولیکن سنجش و ارزیابی در اینجا میان بهره حقیقی و بزرگ مؤمنان است -‌که بهره ا‌یشان در بهشت یزدان است -‌و میان بهره‌کلی‌کافران است‌، بهره‌ای‌که جز آن‌، چیز دیگری و نصیب دیگری ندارند.

بهره مؤمنان بهره‌ای است‌که مؤمنان آن را از دست یزدان دریافت می‌دارند، در میان باغهای بهشتی که رودبارها در زیر درختان وکاخهای آنجا جاری و روان است‌. خدا است‌که ایشان را داخل بهشت می‌گرداند. در این صورت همچون بهره‌ای بهره ارزشمند و والا و بالا است‌. مؤمنان همچون بهره‌ای را از دستهای خدای بزرگوار در آن بالا بالاها دریافت می‌دا‌رند. این بهره بزرگ‌که از دست خداوند بزرگ دریافت می‌دارند به پاداش باور و ایمانی است‌که داشته‌اند و به پاداش خیر و صلاحی است‌که بر آن بوده‌اند. بالائی و والائی این بهره متناسب با بالائی و والائی برخاسته از باور و ایمان و خیر و صلاح است‌.

بهره‌کافران لذت بردن و خوردن است بسان لذت بردن و خوردن چهارپایان‌:
(كَمَا تَأْكُلُ الْأَنْعَامُ).
همانگونه که چهارپایان می‌خورند.

این هم تصویر ننگینی است‌که همه نشانه‌ها و علامتهای انسانیت را می‌زداید و از میان برمی‏دارد، و سایه‌های خوردن همچون خوردن چهارپائی را به تصویر می‌زند که آزمندانه می‌چرد و می‌خورد. 

بهره‏مندی زمخت چهارپائی را ترسیم می‌کندکه بدون ذوق و سلیقه و ملاحظه زشت و زیبا تندتند می‌خورد ... همچون بهره‏مندی و همچون خوردنی‌، هیچ گونه ضابطه و قاعده‌ای از اراده و اختیار بر آن حاکم نمی‏باشد، و تقوا و پرهیزگاری بر آن مراقب نبوده، و بازدارنده‌ای از دل و درون و جان و روان ندارد.

حیوانیت در بهره‏مندی و خوردن حاصل می‌شود، هرچند هم ذوق تیزبینی مزه‌ها را تشخیص دهد، و