ْ آثِمًا أَوْ كَفُورًا (٢٤)وَاذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ بُكْرَةً وَأَصِيلا (٢٥)وَمِنَ اللَّيْلِ فَاسْجُدْ لَهُ وَسَبِّحْهُ لَيْلا طَوِيلا) (٢٦)

ما  خودمان ‌قرآن  را  به  تدریج ‌بر تو نازل ‌کرده‌ایم‌.  حال  که  چنین  است  در  طریق  تـبلیغ  و  اجرای  احکام  پروردگارت  شکیبا  باش‌،  و  از  هیچ  کدام  از  گناهکاران  و  بی‌دینانشان  فرمانبرداری  مکن‌.  بامدادان  و  شامگاهان  نام  پروردگارت  را  ورد  زبان  ساز.  و  شبانگاهان  برای  خدا  سجده‌ و کرنش  ببر،  و در شب  خیلی  او را  تسبیح  و  تقدیس  کن‌.                                   (‌انسان‌٢٣‌/26) 

 آنگاه  ایشان  را  به  یاد  روز  سختی  می‌اندازد که  آنان  حساب  آن  را  نگاه  نمی‌دارند  و  نمی‌دانند.  روزی  است  که  نیکان  و  خوبان  از  آن  می‌ترسند   و خویشتن  را  از  آن  برحذر  می‌دارند.  اشاره  می‌شود که کافران  و  مشرکان  در  پیشگاه  یزدان  ارزشی  ندارند  و  خوار  و  رسوا  بشمارند.  یزدانی‌ که  ایشان  را  آفریده  است  و  بدیشان  قوّت  و  قدرتی  داده  است ‌که  هم  اینک  از  آن  برتر دارند.  خدا  می‌تواند  ایشان  را  از  میان  ببرد،  و  قوم  دیگری  را  بر  سر  کار  بیاورد.  اگر  لطف  و  فضل  خدا  شامل  ایشان  نمی‌گردید  و  ماندن  را  بهرۀ  آنان  نمی‌فرمود،  اراده  و  مشیّت  یزدان  در  امتحان‌ کردن  ایشان  پیاده  می‌گردید  و  کار  از کار  می‌گذشت‌.  برایشان  د‌ر  پایان  به  فرجام  این  امتحان  اشاره  می‌شود:

(  إِنَّ هَؤُلاءِ يُحِبُّونَ الْعَاجِلَةَ وَيَذَرُونَ وَرَاءَهُمْ يَوْمًا ثَقِيلا (٢٧)نَحْنُ خَلَقْنَاهُمْ وَشَدَدْنَا أَسْرَهُمْ وَإِذَا شِئْنَا بَدَّلْنَا أَمْثَالَهُمْ تَبْدِيلا (٢٨)إِنَّ هَذِهِ تَذْكِرَةٌ فَمَنْ شَاءَ اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلا (٢٩)وَمَا تَشَاءُونَ إِلا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا (٣٠)يُدْخِلُ مَنْ يَشَاءُ فِي رَحْمَتِهِ وَالظَّالِمِينَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا) (٣١)

این  (‌کافران  و  مشرکان‌)  زندگی  زودگذر  دنیا  را  دوست  می‌دارند،  و  روز  سخت  و  دشوار  آخرت  را  پس  پشت  می‌افکنند.  ما  ایشان  را  آفریده‌ایم  و  بندها  و  پیوندهای  اندامشان  را  سفت  به  هم  بسته  و  استوار  داشته‌ایم‌،  و  هر وقت  بخواهیم  (‌ایشان  را  نابود  می‌کنیم  و)  انسانهای  دیگری  را  جایگزین  آنان  می‌سازیم‌.  این  (‌آیه‌ها)  اندرز  و  یادآوری  (‌برای  جهانیان‌)  است‌،  و  هر کس  که  بخواهد  (‌می‌تواند  با  استقاده  از آن‌)  راهی  را  به  سوی  پروردگارش  برگزیند، ‌(‌راهی  که ‌او را  به ‌آمرزش  و  بهشت  خدا  می‌رساند)‌.  شما  نمی‌توانید  بخواهید،  مگر  این  که  خدا  بخواهد.  بی‏گمان  خداوند  بس  آگاه  و  کاربجا  است‌.  خداوند  هر کس  را  بخواهد  (‌مشمول  رحمت  خود  می‌سازد  و)  به  بهشت  خویش  داخل  می‏‎گرداند،  ولی  برای  ستمکاران  عذاب  دردناکی  را  فراهم  ساخته  است‌.  (انسان/27-31)

*
این  سوره  با  تذکّر  دادن  و  یادآور کردن  پیدایش  انسان‌،  و  تقدیر و تد‌بیر و ارزیابی  و سنجش  یزدان  در آن  پیدایش،  و  استوار کردن  آن  بر  پایۀ  آزمایش‌،  می‌آغازد،  و  با  بیان  فرجام  این  آزمایش  خاتمه  می‏‎یابد،  همان‌ گونه  که  از  ابتداء‌،  اراده  و  مشیّت  یزدان  مقتضی  آن  بوده  است‌.  این  سوره  با  این  سرآغاز و  با  این  سرانجام‌،  به  تدبیر  و  تقدیری  پیام  می‌دهد که  در  فراسوی  سراسر  زند‌گی  است‌.  انسان  با  وجود  آن  نباید  به  بی‌ادبی  و  بیشرمی  خود  ادامه  دهد،  و  ناآگاه  و  نفهم  به  پیش  رود.  او  آفریده‌ای  است‌ که  امتحان  می‏‎گردد  و  مورد  آزمایش  قرار  می‏‎گیرد.  بدو  نعمت  درک  و  فهم  داده  شده  است  تا  در  امتحان  و  آزمایش  قبول  شود  و  موفّق ‌گردد.

میان  سرآغاز  و  سرانجام  این  سوره‌،  درازترین  تصویر  قرآنی  در  بارۀ  صحنه‌های  نعمتهای  بهشت  قرار گرفته  است‌.  یا  این ‌که  درازتر‌ین  تصویر  قرآنی  در  بارۀ  صحنه‌های  نعمتهای  بهشت  در  سورۀ  واقعه  آمده  است‌.  نعمتهائی ‌که  در  اینجا  از آنها  سخن  می‌رود،  همۀ  نعمتهای  محسوس  و  مادی  بوده  و  با  قبول ‌کردن  و  ارج  نهادن  همراه  هستند.  این  امر  هم  با  شرح  و  بسطی ‌که  دارد  و  با  محسوس  و  ملموس  بودن  خود  بیانگر  مکّی  بودن  این  سوره  است‌.  از  آنجا که  مـردمان  به  زمان  جاهلیّت  نزدیک  بودند،  و  سخت  به  لذائذ  مادی  و  بهره‌مندیهای  محسوس  و  ملموس  علاقه  و  الفت  داشتند،  این  نوع  از  لذائذ  و  این ‌گو‌نه  بـهره‌مندیها  برایشان  دلچسب  و  چشمگیر  بود،  و  مایۀ  شگفت  و  شگرفشان  می‌شد،  و  نگرش  و  مهرورزی  ایشان  را  در  این  راستا  برمی‌انگیخت‌.  هنوز که  هنوز  است  این  نـوع  از  بهره‌مندیها  و  لذّت بردنها  بعضی  از  مردمان  را  برمی‌انگیزد  و  مات  و مبهوت  خود  می‌سازد،  و  می‌تواند  سزا  و  جزائی  باشد که  بهتر  از هر چیز دیگری  عشق  و  علاقۀ  آنان  را  ارضاء ‌کند  و ژرف‌ترین  رغبت  آنان  باشد.  خدا  بهتر  از  هر کس  دیگری  می‌داند  چه  چیز  سزاوار و  پسندیدۀ  آفریدگانش  بوده،  و  چه  چیز  سازگار  با  دلهایشان  می‏‎باشد،  و  دل  از کفشان  می‌رباید،  و  هماهنگ  با  سرشت  هستی  و فهم  آنان  است‌.

برخی  از  نعمتها  است ‌که  از  این  نعمتهای  محسوس  و  ملموس  مادی  بالاتر  و  دل‌انگیزتر  است‌،  مثل  آن  چیزی  که  در  سورۀ  قیامت  آمده  است‌:

(وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَاضِرَةٌ (٢٢)إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ) (٢٣)

در آن  روز  چهره‌هائی  شاداب  و شادانند.  به  پروردگار  خود  می‏نگرند.(قیامت/22و23)

(هَلْ أَتَى عَلَى الإنْسَانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئًا مَذْكُورًا (١)إِنَّا خَلَقْنَا الإنْسَانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعًا بَصِيرًا (٢)إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا) (٣)

آیا  (‌جز  این  است  که‌)  مدّت  زمانی  بر  انسان  (‌در  شکم  مادر،  به  گونۀ  نطفه  و  جنین‌)  گذشته  است  و  او  چیز  قابل  ذکر  و  شایسته  توجّه  نبوده  است‌؟‌!  ما  انسان  را  از  نطفۀ  آمیخته  (‌از  اسپر  و  اوول‌)  آفریده‌ایم‌،  و  چون  او  را  (‌با  وظائف  و  تکالیفی‌،  بعدها)  مـی‌آزمائیم‌،  وی  را  شنوا  و  بینا،  (‌به  عبارت  دیگر  عاقل  و  دانا)  کرده‌ایم‌.  ما  راه  را  بدو  نموده‌ایم‌،  چه  او  سپاسگزار  باشد  یا  بسیار  ناسپاس‌. 

 این  پرسش ‌که  در  سرآغاز  این  سوره  آمده  است‌،  جنبۀ  تقریر  و  توضیح  را  دارد.  امّا  بدین  شکل  و  در  این  ساختاری ‌که  آمده  است‌،  انگار  از  انسان  در  بارۀ  خودش  می‌پرسد:  آیا  انسان  نمی‌داند که  مدّت  زمانی  بر  او  گذشته  است  و  در آن  مدّت  چیز قابل ‌ذکر  و شایستۀ  توجّه  نبو‌ده  است‌؟  همچنین  آیا  انسان  در  بارۀ  این  حقیقت  نمی‌اندیشد  و  آن  را  ورانداز  و  وارسی  نمی‌کند؟  و  آیا  اندیشیدن  و  ورانداز  و  وارسی‌ کردن  انسان  در  بارۀ ‌ذات  خودش  او  را  هیچ  متوجّه 