ترس  و  هراس  و  دگرگونی  و واژگونی‌،  انسان  ترسان  و  هراسان  می‌پرسد:  

(أَيْنَ الْمَفَرُّ).

گریز گاه  کجا  است‌؟  گریز کجا  میسّر  است‌؟‌! .

در  پرسش‌ او ترس  و هراس  پیدا  است‌.  انگار  به  هر سو  و  جهتی  می‏نگرد،  و آن  را  بر  روی  خود  بسته  می‏‎بیند،  و  بلکه  به  زیان  خود  می‏‎بیند!

نه  پناهگاهی  در  میان  است‌!  نه ‌کسی  و  نه  چیزی  انسان  را  می‌پاید!  نه‌ کسی ‌گریزگاه  و گریزی  از  دست  قدرت  خدا  میسّر  است‌،  و  نه  از  اسیر  شدن  سلطۀ  خدا  رهائی  ممکن  است‌.  برگشت  به  سوی  او  است‌،  و  قرار گرفتن  در  نزد  او  است‌.  نه  بر کشتگاه  دیگری  و  نه  قرارگاه  دیگری  در  میان  است‌:

(كَلا لا وَزَرَ (١١)إِلَى رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمُسْتَقَرُّ) (١٢)

خیر!  (‌اصلاً  گریزگاهی  در  میان  نیست‌،  و  گریز  ممکن  نیست‌،  و)  هیچ ‌گونه  پناهگاهی  وجود  ندارد.  در آن  روز،  قرارگاه  (‌بهشت  و  دوزخ‌)  در  دست  پروردگار  تو  است‌.  شوق  و  علاقه‌ای‌ که  انسان  به  سر در نهادن  به  فسق  و  فجور  دارد،  و  حساب  و کتابی  را  پیش  چشم  نمی‌دارد،  و  سزا  و  جزائی  را  انتظار  نمی‌کشد،  آن  روز  نخواهد  ماند.  بلکه  آن  روز  هر کاری‌ که  در  دنیا کرده  است  و  هر  چیزی  را که  به  دست  آورده  است‌،  با  او  حساب  و کتاب  می‌شود.  بعد  از  آن‌ که  عملکرد  خود  را  فراموش‌ کرده  است‌،  و  فراچنگ  آورده  خود  را  از  یاد  برده  است‌،  همه  چیز  بدو  تذکّر  داده  می‌شود  و  به  یادش  آورده  می‌شود،  و  پس  از  به  یاد آوردن‌ کارها  و  دیدن  آنها،  بدانها  مؤاخذه  و  گرفتار  می آید: 

(يُنَبَّأُ الإنْسَانُ يَوْمَئِذٍ بِمَا قَدَّمَ وَأَخَّرَ) (١٣)

در  آن  روز  انسان  را  آگاه  می‌سازند  از  چیزهائی  که  پیشاپیش  فـرستاده  است  و  از  چیزهائی  که  بر جای  گذاشته  است‌.

از  چیزهائی که  پیش  از  مردن  انجام  داده  است‌،  و  از  آثار  اعمال  خیر  و  شرّی ‌که  بعد  از  خود  برجای  نهاده  است‌،  او  را  باخبر  می‌کنند  و  آگاه  می‌سازند.  اعمالی  وجود  دارد  که  آثاری  در بر  دارد.  این  آثار  به  حساب  و کتاب  انجام‌ دهندۀ  همچون  اعمالی  اضافه  می‏‎گردد  و گرفته  می‌شود!

انسان  هر  اندازه  عذر  بیاورد،  و  معذرتهای ‌گوناگون  اعمالی  را  بخواهد که  انجام  داده  است  و  از  او  سر  زده  است‌،  هیچ  عذری  از او پذیرفته  نمی‌گردد.  زیرا  نفس  او  در گرو کارها  است  و  به ‌کارهایش  واگذار  می‏‎گردد،  و  کارهایش  به  نفس  او  واگذار  می‌شود  و  وبال‌ گردن  خودش  می‏‎گردد.  بر  انسان  لازم  است  در  این  جهان  کارهای  خود  را  در  جهت  خیر  و  خوبی  رهنمود  و  رهنمون‌ کند  و  در  مسیر  خیر  و  خوبی  رهبری  نماید.  وقتی ‌که  انسان ‌کارهایش  را  در  شرّ  و  بدی  رهنـمود  و  رهنمون‌ کند،  و  در  مسیر  خیر  و  خوبی  رهبری  ننماید،  خودش  در  آن  جهان ‌گروگان‌ کارهایش  می‏‎گردد،  و  کارهایش  دلیل  و  حجّتی  علیه  او  و  به  زیان  او  می‌شود:  

(بَلِ الإنْسَانُ عَلَى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ (١٤)وَلَوْ أَلْقَى مَعَاذِيرَهُ) (١٥)

اصلاً  انسـان  خودش  از  وضع  خود  آگاه  است  (‌و  وجودش  شاهد  و  دلیل  بر  خویشتن  است‌).  در  حالی  که  (‌به  زبان‌)  عذرهائی  برای  (‌دفاع  از)  خود  می‌آورد.

همان‌ گونه ‌که  ملاحظه  می‏‎گردد،  در  این  سوره  همه  چیز  کوتاه  است‌:  بندها،  فاصله‌ها،  آهنگ  موسیقی‌،  صحنه‌های  گذرا،  و  همچنین‌ کار  حساب  و کتاب:

(يُنَبَّأُ الإنْسَانُ يَوْمَئِذٍ بِمَا قَدَّمَ وَأَخَّرَ) (١٣)

در  آن  روز  انسان  را  آگاه  می‌سازند  از  چیزهائی  کـه  پیشاپیش  فـرستاده  است‌،  و  از  چیزهائی  که  بـرجـای  گذاشته  است‌.  

این  چنین  سریع  و  مختصر  .  .  .  این  هم  پاسخی  بدان  امید  دور  و  دراز،  و  روز  حساب  و کتاب  را  به  بازیچه‌ گرفتن  و  سبک  داشتن  است‌!

*
سپس  آیه‌های  چهارگانه  ویژهای  به  میان  می‌آید که  پیغمبر  صلّی الله علیه وآله وسلّم  را  در  بارۀ ‌کار  و  بار  وحی  رهنمود  و  رهنمون  می‏‎گرداند  و  بدو  می‌گویند که  چگونه  این  قرآن  را  دریافت  دارد:

(لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ (١٦)إِنَّ عَلَيْنَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ (١٧)فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ (١٨)ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُ) (١٩) 

(‌به  هنگام  وحی  قرآن‌)  شتابگرانه  زبان  بـه  خوانـدن  آن  مجنبان  (‌و  آیات  را  عجولانه  و  آزمندانه  تکرار  مگردان‌)‌.  چرا  که  گرد آوردن  قرآن  (‌در  سینۀ  تو)  و  (‌تـوانائی  بخشیدن  به  زبان  تو،  برای‌)  خواندن  آن‌،  کار  ما  است‌.  (‌پس  از  ناحیۀ  حفظ  قرآن  در  میان  دل  و  جان  خود،  و  روان  خواندن  و  درست  تلاوت  کردن  آن  با  زبان  خویش‌،  نگران  مباش‌)‌.  پس  هر گاه  ما  قرآن  را  (‌توسط  جبرئیل  بر  تو)  خواندیم‌،  تو  خواندن  آن  را  (‌آرام  و  آهسته‌)  پیگیری  و  پیروی  کن‌.  (‌وظیفۀ  تو  پیروی  از  تلاوت  پیک  وحی‌،  و  ابلاغ  رسالت  آسمانی  است  و  بس‌)‌.  گذشته  از  اینها،  (‌در  صورتی  که  بعد  از  نزول  آیات  قرآن  مشکلی  پیدا  کردی‌)  بیان  و  توضیح  آن  بر  ما  است‌.

به  اضافه  آنچه  در  مقدمۀ  این  سوره  در  باره  این  آیات  گفتیم،  پیامی ‌که  این  آیات  به  دل  و درون  انسان  می‌دهند  این  است‌ که  یزدان  جهان ‌کار  و  بار  این  قرآن  را  به  طور  کلّی  بر  عهده  خود گرفته  است‌،  چه  از  نظر  وحی ‌کردن‌،  حفظ  نمودن‌، ‌گردآوری‌ کردن‌،  و  بیان  نمودن  و  توضیح‌،  و چه  از  نظر  چیزهای  دیگر  .  .  .  یزدا‌ن  سبحان  این  قرآن  را  به  خود  نسبت  می‌دهد  و  سراسر  آن  را  متعلّق  به  خود  می‌داند.  کار  پیغمبر  صلّی الله علیه واله وسلّم  راجع  به  قرآن‌،  تنها  حمل  کردن  و  برداشتن  قرآن  و تبلیغ‌ کردن  و  رساندن  آن  به  مردمان  است  و  بس.  آن ‌گاه  از  حرص  و  جوش  پیغمبر  صلّی الله علیه وآله وسلّم بر  حفظ ‌کردن  چیزی  سخن  می‌رود که  بدو  وحی  می‌شود،  و  او  آزمندانه  و  با  جدّیّت  هر ‌چه  بیشتر در  حفظ  وحی  می‌کوشد،  و  می‌ترسد  عبارتی  یا  واژه‌ای  از  قرآن  را  فراموش ‌کند.  این  امر  پیغمبر  صلّی الله علیه وآله وسلّم  را  بر  آن  می‌دارد که  تلاوت‌ جبرئیل  علیه السّلام  را  آیه  به  آیه  و کلمه  به  کلـمه  پیگیری‌ کند  تا  مطمئن‌ گردد  چیزی  از قرآن  هدر  نرود،  و  خاطر جمع  شود که  بعدها  هم  چیزی  از  آن  را  از  یاد  نمی‏برد!

نگارش  این  رخداد  در  قرآن‌،  قرآنی‌ که  همگان  آن  را  می‌خوانند،  دارای  ارزش  ویژۀ  خود  در  ژرفا  بخشیدن  بدین  پیامهائی  است‌ که  آنها  را  در اینجا  و  مخصوصاً  در  دیباچه  این  سوره  بیان  داشته‌ایم‌.

*
آن گاه  روند  این  سوره  در  نشان  دادن  صحنه‌های  قیامت‌،  و  آن  چیزهائی‌ که  نفس  سرزنشگر  با  آنـها  رویاروی  مـی‌شود،  به  پیش  می‌رود.  مردمان  را  با  حـقیقت  نفسهایشان  و  با  چیزهائی ‌که  در  درون  نفسهایشان  می‏‎گذرد،  از  قبیل  عشق  به  دنیا  و  سرگرم  شدن  بدان،  و  سستی ‌کردن  در  حقّ  آخرت  و کم  توجّهی 