  از  آخرت  است‌ که  ایشان  را  از  پند  و  اندرز  به  دور  می‌دارد،  و  از  دعوت  این  چنین ‌گریزان  می‌کند.  اگر  دلهایشان  به  حقیقت  آخرت  پی  می‏‎برد،  ایشان ‌کار  و  حال  دیگری‌،  جدای  از  این‌ کار  و  حال  متردّد  و  متزلزل  می‌داشتند.

سپس  دیگر  باره‌ کارشان  را  زشت  و  پلشت  می‌شمارد،  در  آن  حال  و  احوالی‌ که  واپسین  سخن  را  با  ایشان  می‌گوید.  و  ایشان  را  رها  می‌سازد  هر چـه  برای  خود  می‌خواهند  برگزینند،  و  هر  راهی‌ که  آرزو  دارند  در  پیش  گیرند،  و  هر  سرنوشت  و  فرجامی‌ که  می‌خواهند  برای  خویشتن  فراهم  سازند  و  فراچنگ  آورند:

(كَلا إِنَّهُ تَذْكِرَةٌ (٥٤)فَمَنْ شَاءَ ذَكَرَهُ) (٥٥)

نه  چنین  است  (‌که  ایشان  در  بارۀ  قرآن  می‌اندیشند!)‌.  قرآن  سراپا  پند  و  اندرز  و  یاد  و  یادآوری  است‌.  هر کس  بخواهد،  آن  را  یاد  می‌کند  (‌و  می‌خواند  و  بدانچه  در  آن  است  عمل  می‌کند).

این  قرآن  است‌،  قرآنی  که  از  شنیدن  آن  روی  می‌گردانند،  و  بسان  گورخران  می‌گریزند.  آنان  در  دل  حسادت  به  محمّد  می‌ورزند،  و  بیشرمی  نسبت  به  آخرت  در  دل  نهان  می‌نمایند  .  .  .  قرآن  سـراپا  پند  و  اندرز  و  یاد  و  یادآوری  است‌.  بیدار  و  هوشیار  می‌کند،  و  پند  و  اندرز  می‌دهد.  هر کس که  می‌خواهد  بیدار  و  هوشیار  شود  و  پند  و  اندرز گیرد،  بیدار  و  هوشیار گردد  و  پند  و  اندرز  در گوش‌ گیرد.  و  هر کس  چنین  نمی‌خواهد  خود  داند.  سرنوشت  خود  را  هر گونه ‌که  می‌خواهد  رقم  بزند.  می‌خواهد  بهشت  را  برگزیند  و کرامت  و  عزّت  ببیند،  یا  دوزخ  را  برگزیند  و  حقارت  و  اهانت  ببیند  .  .  .  هر کسی  آن  درود  عاقبت  کار که  کشت‌.

*
بعد  از  سخن  از  اراده  و  مشیّت  انسان  در گزینش  راه‌،  سخن  از  آزادی  اراده  و  مشیّت  یزدان  می‌رود،  و  در  نهایت  همۀ ‌کارها  بدو  برمی‏گردد  و  بدو  واگذار  می‌شود.  این  هم  حقیقتی  است‌ که  قرآن  در  بیان  آن  در  هر  مناسبتی  حرص  و  جوش  دارد  تا  جهان‌بینی  ایمانی  را  تصحیح  و  رو  به  راه‌ کند  و  بگوید:  اراده  و  مشیّت  خدا  آزاد  و  رها  از  هر گونه  حدود  و  ثغور  و  قیودی  است‌،  و کاملاً  فراگیر  و  محیط  بر  سراسر  جهان  هستی  است‌،  و  در  فر‌اسوی  همۀ  رخدادها  و کارها  قرار  دارد:

(وَمَا يَذْكُرُونَ إِلا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ هُوَ أَهْلُ التَّقْوَى وَأَهْلُ الْمَغْفِرَةِ) (٥٦)

امّا  (‌در  عین  حال‌،  پند  گرفتن  از  آن‌،  جز  به  مشیّت  و  توفیق  الهی  نیست‌)  آنان  اندرز  نمی‏‎گیرند  مگر  این  کـه  خدا  بـخواهد.  سزد  که  از  (‌خشم‌)  خدا  دوری  جست‌،  و  او  را  سزد  که  آمرزگاری  کند  (‌و  بر  دیگران  ببخشاید)‌.  

هر  چیزی‌ که  در  این  هستی  روی  می‌دهد،  مربوط  و  منوط  به  ارادۀ  بزرگ  و  مشیّت  سترگ  است‌.  هر  چیزی  در  جهتی  راه  می‌رود  و  در  جولانگاهی کار  می‌کند که  اراده  و  مشیّت  خدا  بپسندد  و  بخواهد.  هـرگز کسی  از  آفریدگانش  نمی‌تواند  بخواهد  جز  چیزی  را که  اراده  و  مشیّت  خدا  بخواهد  و  با  اراده  و  مشیّت  خدا  تعارض  نداشته  باشد.  اراده  و  مشیّت  خدا  بر  همۀ  قضاها  و  قدرهای  هستی  مسلّط  و  چیره  است‌.  اراده  و  مشیّت  خدا  است‌ که  جهان  را  هستی  بخشیده  است  و  قوانـین  آن  را  پدید  آورده  است‌.  جهان  با  هر چیزی  و  هر کسی ‌که  در  آن  است  در  چهارچوب  اراده  و  مشیّت  یزدان  می‌آید  و  می‌رود،  اراده  و  مشیّت  مطلقی‌ که  آزاد  و  رها  از  هر گونه  چهارچوبی  و  از  هر گونه  حدّ  و  مرزی  و  از  هر گونه  قید  و  بندی  است‌.

پند  و  اندرز گرفتن  و  یادآور  شدن‌،  توفیقی  است  که  یزدان  به  انسان  ببخشد.  یزدان  سبحان  آن  را  میسّر  و  ممکن  می‌فرماید  برای  هر کس که  خدا  از  روی  حقیقت  نفس  او  بداند که  او  سزاوار  توفیق  است‌.  دلها  در  میان  دو  انگشت  از  انگشتان  یزدان  مهربان  قرار  دارند  هر گونه  که  بخواهد  آنها  را  زیر  و  رو  می‌گرداند  و  بدین  سـو  و  بدان  سو  می‌چرخاند.  هر گاه  خدا  صدق  و  صداقت  نیّت  انسان  را  ببیند،  او  را  به  سوی  طاعات  رهنمود  و  رهنمون  می‌فرماید.

بنده  نمی‌داند  خدا  برای  او  چه  می‌خواهد،  و  با  او  چه  می‌خواهد  بکند.  این  امر  غیب  است  و  نـهان  از  دانش  انسان  است‌.  امّا  انسان  می‌داند  خدا  از  او  چه  می خواهد.  این  را  خدا  برای  او  بیان  و  روشن  فرموده  است‌.  وقتی  که  نیّت  انسان  در  اقدام  و  انجام  چیزی‌ که  خدا  آن  را  برای  او  بیان  و  روشن  فرموده  است  راست  و  درست  باشد،  خدا  او  را کمک  می‌کند  و  یاری  می‌دهد،  و  او  را  برابر  اراده  و  مشیّت  مطلق  خود  رهنمود  و  رهنمون می نماید .

قرآن  می‌خواهد  در  حسّ  و  شعو‌ر  مسلمان  سرشته  شود  و  ثبت  و  ضبط‌ گرد‌د:  اراد‌ه  و  مشیّت  خـدا  آزاد  و  رها  است‌،  و  محیط  بر همه  چیز  و  همه  جا  است  .  .  .  بـدین  وسیله  توجّه  بنده  خالصانه  به  اراده  و  مشیّت  خدا  معطوف‌ گردد،  و  مخلصانه  تسلیم  آن  شود  .  .  .  این  حقیقت  قلبی  تسلیم  شدن  است‌،  حقیقتی ‌که  تسلیم  شدن  بدون  آن  د‌ر  دلی  جایگزین  نمی‌شود.  هنگامی‌ که  چنین  حقیقتی  در  دلی  جایگزین‌ گردید،  آن  را  از  درون  به گونه  ویژه‌ای  تغییر  می‌دهد  و  دگرگون  می‌کند،  و  در  آن  جهان‌بینی  ویژه‌ای  پدید  می‌آورد  و  در  همۀ  رخدادهای  زندگی  داوری  را  به  پیش  آن  می‏‎برد  و  قضاوت  را  از  آن  می‌خو‌اهد  .  .  .  مـقصود  از  بیان  آزادی  اراده  و  مشیّت  الهی  و  ذکر  شمول  و  فراگیری  آن‌،  به  دنبال  سخن  از  وعده‌ای ‌که  به  بهشت  یا  به  دوزخ،  و  به  هـدایت  یا  ضلالت  داده  می‌شود،  پیش  از  هر  چیز  این  است  و  بس‌.  و  امّا  این  آزادی  را  پیش‌ کشیدن‌،  و  آن  را  به  مجادله  و  ستیز  پیرامون  جبر  و  اختیار گرایش  دادن‌،  به  گوشه‌ای  از  جهان‌بینی‌ کلّی  و  حقیقت  مطلق  پرداختن‌،  و  آن  را  به  راه  تنگ  و  باریک  و  بسته‌ای‌ کشاندن  است‌.  این  هم  کاری  است‌ که  به  سخن  دلچسب  و  آسوده‌کننده‌ای  نمی‌انجامد.  زیرا  در  روند  قرآنی  همچون‌ گرایشـی  و  رفتن  به  راه  تنگ  بسته‌ای  نیست‌.

(وَمَا يَذْكُرُونَ إِلا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ ).
امّا  (‌در  عین  حال‌،  پند  گرفتن  از  آن‌،  جز  به  مشیّت  و  توفیق  الهی  نیست‌)  آنان  اندرز  نمی‏‎گیرند  مگر  این  کـه  خدا  بخواهد.

آنان  با  اراده  و  مشیّت  خود،  نمی‌توانند  با  اراده  و  مشیّت  خدا  برخورد  و  تـصادف  داشته  باشند،  و  در  راهی  نمی‌توانند  رهسپار  شوند،  و  به  جهتی  نمی‌توانند  بروند،  مگر  این ‌که  خدا  بخواهد  و  ایشان  را  بر  حرکت ‌کردن  و  جهت‌گیری  نمو‌دن  توانا  سازد.

خدا  (هُوَ أَهْلُ التَّقْوَى).
سزد  که  از (‌خشم‌)  خدا  دوری  جست‌.

از  بندگان  سزد که  از  یزدان  بترسند  و  از  خشم  او  دوری  جویند.  زیرا  از بندگان  همین  خواسته  شده  است  .  .  .  
(وَأَهْلُ الْمَغْفِرَةِ) (٥٦)

و  سزاوار آمرزگاری  است‌.

خدا  آمرزگاری  را  نصیب  بندگانش  می‌سازد  اگر  ا