  نمی‌داند.  

یزدان  سبحان  در  بارۀ  ایشان  به  ما  فرموده  است‌:

(لا يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ) (٦)

 از  خدا  در  آنچه  بـدیشان  دستور  داده  است  نـافرمانی  نمی‏‎کنند،  و  همان  چیزی  را  انجام  می‌دهند  که  بدان  مأمور  شده‌اند.(تحریم/6 )                                                

  یزدان  سبحان  بیان  می‌فرماید که  آن فرشتگا‌ن  از  خدا  در  آنچه  بدیشان  دستور  می‌دهد  اطاعت  می‌کن  و  فرمان  می‏‎برند،  و  آنان  دارای  قدرت  بر  انجام  کارهائی  هستند  که  خدا  بدیشان  دستور  انجام  آنها  را  می‌دهد.  در  این  صورت  آنان  مجهّز  به  نیروی  لازمی  هستند که  خدا  برای  انجام  این  وظیفه  بدیشان  مبذول  فرموده  است‌،  بدانگونه  و  بدان  شکل‌ که  صلاح  دیده  است‌.  دیگر  مجال  مغلوب‌کردن  و  شکست  دادن  ایشان  از  سوی  این  انسانهای  ضعیف  وجود  ندارد  و  هرگز  نمی‌توانند  بر آنان  چیره ‌گردند.  این ‌که  همچون  انسانهائی  می‌گویند  بر  آنان  چیره  می‌گردند  و  ایشان  را  شکست  می‌دهند،  این  ادّعاء  زادۀ  جهل  و  نادانی  فراوان  انسانها  در  بارۀ  حقیقت  آفریـش  یزدان  و  تدبیر  و  تقد‌یر  او  راجع  به  امور  جهان  است‌.

‌ (وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلا فِتْنَةً لِلَّذِينَ كَفَرُوا). 
و  شمارۀ  آنان  را  نیز  جز  آزمایش  کافران  نساخته‌ایم‌.  

کافران ‌کسانیند  که  بیان  عدد  و  شماره‌،  در  دلهایشان  میل  و  رغبت  مجادله  و  ستیز  را  برمی‌انگیزد.  آنان  موارد  تسلیم  شدن‌،  و  موارد  مجادله‌ کردن  را  نمی‌دانند.  کارهای  غیبی  یکسره  به  خدا  واگذار  می‌گردد  و  در  دائرۀ  علم  و  دانش  او  است‌،  و  انسانها  از کارهای  غیبی  نه کم  و  نه  زیاد  چیزی  نـمی‌دانند.  هرگاه  خدا  از کارهای  غیبی  خبری  داد  یگانه  منبع  راستـین  در  بارۀ  آنها  همان  است  و  بس.  کار  انسانها  در  بارۀ  امور  غیبی  تسلیم  خبر  یزدان  شدن  است‌.  باید  انسانها  دل  بدهند  بدان  و  مطمـئنّ  باشند که  خیر  و  صلاح  در  همان  چیزی  است‌ که  یزدان  راجع  بـه  امور  غیبی  بدانان  خبر  داده  است  و  ایشان  را  تا  اندازه‌ای  در  جریان ‌کار  نهاده  است‌.  دیگر  راجع  بدان  جای  مجادله  و  بحث  نیست‌.  چرا که  انسان  مجادله  و  بحث  می‌کند  در بارۀ چیزی ‌که  از  آن  آگاهی  پیشین  دارد.  در  پرتو  این  آگاهی  پیشین  است ‌که  انسان  صحبت  می‌کند  از  خبری  که  تازه  به ‌گوش  می‌رسد،  و  آن  را  ردّ  یا  تأکید  می‌کند ...  و  امّا  مـرا  تعداد  فرشتگان  نگا‌هبان  دوزخ  نوزده  -‌ مدلول  و  مفهوم  آن  هرچه  هست - مـی‌باشد؟  این  چیزی  است‌ که  خدا  آن  را  می‌داند،  خدائی ‌که  سراسر  هستی  را  نظم  و  نظام  ببخشد،  و  هر چیزی  را  به  اندازۀ  لازم  می‌آفریند.  این  عدد  نیز  بسان  سائر  اعداد  است‌.  کسی  که  طالب  مجادله  و  ستیز  است  می‌تواند  در  بارۀ  هر  عدد  دیگر‌ی  و  در  بارۀ  هر کار  دیگری  خود  همـین  مجادله  و  ستیـز  را  بیاغارد ...  چرا  آسمانها  هفت  تا  هستند؟  چرا  آفرینش  انسان  از گل  خشکیده‌ای  هـمچون  سفال  است‌،  و  آفرینش  جنّ  از  زبانۀ  شعله‌ور  آتش  است‌؟  چرا  نوزاد  نه  ماه  در  شکم  مادر  ماندگار  می‌ماند؟  چرا  لاک‌پشتها  هزاران  سال  زندگی  می‌کنند؟  چرا؟  چرا؟ و  چرا؟  .. پاسخ  این  است‌:  چون  آن ‌که  می‌آفریند  و  فرمان  می‌دهد  چنین می‌خواهد  و  هر چه  بخواهد  می‌کند!  این  سخن  داورانه  و  قاطعانه  و  فیصله‌دهنده  و  پایان ‌بخشـنده  در  همچون  کارها  است  و بس...  

(لِيَسْتَيْقِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَيَزْدَادَ الَّذِينَ آمَنُوا إِيمَانًا وَلا يَرْتَابَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْمُؤْمِنُونَ).

هدف  این  است  که  اهل  کتاب  یقین  و  اطمینان  حاصل  کنند  (‌که  آنچه  قرآن  در  بارۀ  خازنان  دوزخ  می‏‎گوید،  از  طرف  خدا  است‌)  و  بر  ایما‌ن  مؤمنان  نیز  بیفزاید،  و  اهل  کتاب  و  مؤمنان  (‌در  بارۀ  حقانیّت  این  کتاب  آسمانی‌)  تردید  به  خود  راه  ندهند.

هم  اینان  و  هم  آنان  در  عدد  نگاهبانان  دوزخ  چیزی  را  خواهند  یافت‌ که  بر  یقین  و  اطمینان  بعضی  می‌افزاید،  و  ایمان برخی  را  تقویت  می‌نماید.  اهل ‌کتاب  باید  چیزی  از  این  حقیقت  را  در  پیش  داشته  باشند.  چون  وقتی‌ که  قرآن  را  شنیدند  یقین  و  اطمینان  پیدا کردند کـه  آنچه  قرآن  در  این  راستا  می‌گوید  چیزی  را  تصدیق  می‌کند که  در  بارۀ  آن  خودشان  در  دسترس  دارند.  و  امّا  مؤمنان  هر  سخنی‌ که  از  جانب  پروردگارشان  بدیشان  برسد  بر  ایمانشان  می‌افزاید.  زیرا  دریچۀ  دلهایشان  برای  دریافت  حقائق  باز  است‌.  دلهایشان  به  خدا  رسیده  است  و  سخنان  یزدان  را  یک  راست  دریافت  می‌دارند  و  بر  دیدگان  می‌گذارند.  هر  حقیقتی‌ که  از  جانب  خدا  بدیشان  برسد  بر  انس  و  الفتشان  با  خدا  می‌افزاید،  و  بیش  از  پیش  خوگرشان  می‌نماید ...  دلهایشان  به  حکمت  خد‌ا  در  بارۀ این  عدد  پی  می‏‎برد،  و  می‌دانند که  یزدان  جهان  سنجش  دقیقی  و  اندازه‌گیری  ظریفی  در کار  آفرینش  و  آفریدگان  خود  دارد.  ا‌ین  است ‌که  دلهایشان  بر  ایمان  خود  می‌افزاید.  و  این‌،  حقیقت  در  دلهای  اینان  و  آنان  استوار  می‌گردد،  و  در  پرتو  این  حقیقت  در  آنچه  از  سوی  یزدان  بدیشان  برسد  شکّ  و  تردید  به  خود  راه  

نمی‌دهند.

‌ (وَلِيَقُولَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْكَافِرُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلا).

و  کسانی  که  در  دلهـایشان  بیماری  (‌نفاق‌)  است‌،  و  کافران‌،  بگذار  بگویند:  خدا  مثلا  ًاز  بـیان  این  (‌چنین  عددی‌)  حه  می‌خو‌استه است‌؟‌.

بدین  روال  و بر این منوال‌،  حقیقت  یگانه‌ای  دو  تأثیر  

جداگانه‌ای  در  دلهای  مختـلف  برجای  می‌گذارد ...  کسانی ‌که  اهل‌کتاب  هستند  یقین  و  اطمینان  پـیدا  می‌کنند،  و کسانی ‌که  مؤمنند  بر  نیروی  ایمانشان  می‌افزایند.  در  هـمـین  حال  کافران  و کسـانی  کـه  دلهای  ضعـیفی  د‌ارند  و  منافق  نام  دارند،  با  تعجّب  و  حیرت  می‌پرسند:

(مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلا ).

خدا  مثلاً  از  بیان  این  (‌چنین  عددی‌) چه  می‌خواسته  است‌؟‌.

آنان حرکت  این‌ کار  عجیب  و  غریب  را  نمی‌دانند.  تسلیم  این  امر  هم  نمی‌شوند که  خدا  در  اندازه  و  مقدار  هر  آفریده‌ای  قطعاً  حکمت  ویژه‌ای  دارد،  و  به  راست  بودن  خبر  و  وجود  خیر نهفته  در  آن  باور  ندارند،  خیری‌ که  نهفته  و  نهان  در بیرون  آوردن  آن  خبر  از  جهان  ناپیدا  به  جهان  پیدا  است...

(كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي مَنْ يَشَاءُ ).

این  گونه  خداوند  هر کس  را  بخواهد  گمراه  مـی‌سازد،  و  هرکس  را  بخواهد  هدایت  می‌بخشد.

اینگونه  ...  با  بیان  حقائق  و  نشان  دادن  نشانه‌ها،  کسانی  را  گمـراه  می‌سازد،  و کسانی  را  هدایت  می‏بخشد.  دلهای‌ گوناگون  به‌ گونه‌های‌ گوناگونی  حقائق  را  در