وف  بیم  دادن  و  برحذر  داشتن  و تبلیغ  و  پیام  رساندن‌،  ضروری  است‌.  به  دست  گرفتن‌ کار  دعوت  در  وسط  امواج‌ کششها  و کنشها و  خـواستها  و  آرزوها  و  راه‌ها  و  روشها،  و  چیزی ‌که  از  زشتیها  و  پلشتیها  و کثافتها  و  آلو‌دگیها  و  آمیزه‌ها  و  شائبه‌ها،  با  آنها  همراه  است‌،  شخص  دعوتگر  نیاز  به  پاکی  و  پاکیزگی ‌کامل  دارد  تا  بتواند  آلودگان  را  نجات  بدهد  بدون  این ‌که  خودش‌ کثیف  و  آلوده ‌گردد،  و  تا  بتواند  ناپاکان  را  برهاند  بدون  این ‌که  خودش  ناپاک  شود ...  این  نگاه  دقیق  وژرفی  است ‌که  باید  به  شرائط  و  ظروف  رسالت  و  دعوت  و  دست‌اندرکار  شدن  همـچون  کاری  در  مـحیطهای  مختلف‌،  و  با  دلهای  مختلف‌،  انداخته  شود.  

خدا  پـیغمبر  صلّی الله علیه و آله وسلّم را  راهنمائی  می‌فرماید که  از  شرک  و  موجبات  عذاب  دوری‌ گزیند:

(وَالرُّجْزَ فَاهْجُرْ ).

و  از  چیزهای  کثیف  و  پلید  دوری  کن‌.

پیغـمبر  صلّی الله علیه و آله وسلّم  ‌پیش  از  نبوّت  نیز  از  شرک  و  موجبات  عذاب  دوری‌ گزیده  بود.  فطرت  سالم  او  از  این  انحراف‌،  و  از  توده‌های  انبو‌ه  معتقدات پلشت‌،  و  از  اخلاق  و  عادات  زشت‌،  بیزار  و  برکنار  بود.  از  او  دیده  نشده  است  که  او  در  چیزی  از  آلودگیهای  جاهلّیت  شرکت‌ کرده  باشد.  امّا  این  رهنـمود  به  پاکی  و پاکیزگی‌،  و  به  دوری  کردن  از  آلودگیها  و ناپاکیهای  بت‌پرستی  و  جاهلیّت،  بدین  معنی  است‌ که  باید  از  شرک  و  مـوحبات  عذاب  دوری ‌کرد،  و  باید که  پاک  بود  و  پاک  زیست‌.  چه  شرک  و  ناپاکی  با  یگانه ‌پرستی  و  پاکی  سازگار  نیستند،  و  دو  راه  خدا  از  همدیگرند  و  هرگز  به  یکدیگر  نــمی‌رسند  و  میانشان  صلح  و  آشتی  صورت  نمی‌گیرد.  همچنین  بدین  معنی  است‌ که  باید  از  آلودگی  بدین  ناپاکی  و  از  گرفتاری  بدین  عذاب  دوری  جست‌.  واژۀ  «‌رجز»  در  اصل  عذاب  است‌.[2] سپس  برای  موجبات  عذاب  به‌ کار  رفته  است‌.  باید  از  لمس  این  پلیدی  دوری  جست  و  خـود  را  بدان  نیالود.

خدا  پیغمبر صلّی الله علیه و آله وسلّم را  رهنمود  می‌فرماید که  خود  را  از  یاد  ببرد،  و  از  تلاشی ‌که  می‌ورزد  منّت  ننهد،  یا  تلاش  خود  را  زیاد  نسپارد  و  بزرگ  نداند:

( وَلَا تَمْنُن تَسْتَكْثِرُ )(6) 

بذل  و  بخشش  برای  این  مکن  که  افزون ‌طلبی کنی‌.  (‌بلکه  برای  رضای  خدا  احسان  و  صدقه  و  بذل  و  بــخـشش  کن‌)‌.  پیغمبر  صلّی الله علیه و آله وسلّم   چیزهای  زیـادی  را  تقدیم  می‌دارد.  چیزهای  زیاد‌ی  را  بذل  می‌کند  و  فداء  می‌سازد.  تلاش  و  کوشش  و  فداکاری  و  جان‌نثاری  فراوانی  را  انجام  می‌دهد،  و  رنجها  و  خستگیهای  زیادی  را  می‏‎بیند.  ولیکن  پروردگارش  از  او  می‌خواهد  هر چه  را  تقدیم  می‌دارد  و  فداء  می‌سازد  و  می‏بخشد  و  می‌کند  و  می‏‎بیند  بسیار  بشمار  نیاورد  و  بزرگش  نداند  و  مهمّش  نشمارد،  و  با  آن  منّت  ننهد  .  .  .  این  دعوت  با کسی  جور  در نمی‌آید  و  سر  سازگاری  ندارد  آنچه  را که  مبذول  می‌دارد  احساس  بکند  و  آن  را  در  مدّ  نظر  داشته  باشد.  چه  بذل  و  بخشش  در  راه  این  دعوت  آن  اندازه  بزرگ  و  سترگ  است‌ که  انسان  نمی‌تواند  آن  را  بردارد  و  در  نظر  آرد،  مگر  این‌ که  آن  را  فراموش‌ کند  و  به  خاطر  نسپارد.  بلکه  مگر  زمانی‌ که  اصلاً  آن  را  احساس  نکند،  بدان  سبب‌ که  غرق  در  احساس  خدا  است‌،  و  می‌داند  هر چه  را  تقدیم  می‌دارد  و  فداء  می‌سازد  از  فضل  خدا  و  از  داد‌ه‌ها  و  عطاهای  خدا  است‌.  این  فضل  و  لـطفی  است ‌که  خدا  بدو  مرحمت  فرموده  است‌،  و  عطاء  و  هدیه‌ای  است‌ که خدا  او  را  سزاوار  آن  شناخته  است‌،  و  او  را  برای  آن  گزیده  است‌.  او  را  توفیق  داده  است‌ که  بر  آن  توانا  باشد  و  بدان  دسترسی‌ داشته  باشد  .  .  .  این گـزینش  و  بـزرگداشت  و  لطف  و کرمی  است‌ که  باید  شکر  آن  را  بگذارد  و  خدای  را  سپاسگزاری  بکند،  نه  این ‌که  با  آن  منّت  نهد  و آن  را  بزرگ  بداند  و سترگ بشمارد.

یزدان  سبحان  در آخـر،  پیغمبر  صلّی الله علیه و آله وسلّم را  رهنـود  می‌فرماید  صبر  و  شکیبائی‌ کند  محض  رضای  خـدا  و  بس : 

(وَلِرَبِّكَ فَاصْبِرْ) (7)
و  برای  (‌خشنودی  و  محض  رضای‌)  پروردگارت  شکیبائی  کن‌.   

این  سفارشی  است‌ که  باید  در  وقت  انجام  هر  وظیفه‌ای  یا  پایداری  و  استقامتی  در  راه  این  دعوت‌،  در  مدّ  نظر  و  آویزۀ گوش  دل  و  جان  باشد.  شکیبائی  زاد  و  توشۀ  اصلی  در  پهنۀ این  پیکار  سخت  است‌،  پیکار  دعوت  به  سوی  خدا،  پیکار  دو  چندان  با  هواها  و  هو‌سهای  نفس  و  آرزوها  و  خواستهای  دل،  و  پیکار  با  دشمنان  این  دعوت‌،  آن‌ کسانی‌ که  شیاطین  هواها  و  هوسها  و  آرزوها  و  خواستها  ایشان  را  به  میدان  مبارزۀ  با  این  دعـوت  برمی‌انگیزند  و  می‌کشانند  و  می‌رانند.  این  هـم  پیکار  ط‌ولانی  و  سختی  است‌ که  هیچ‌ گو‌نه  زاد  و  توشه  و  ساز  و  برگی  ندارد  مگر شکیبائی  و  صبری ‌که  انسان  آن  را  برای  خدا  از  خـود  نشان  بدهد،  و  در  آن  رو  به  خدا  بکند،  و  تنها  اجر  آن  را  از  خدا  بـخواهد  و  بس.

*
وقتی‌ که  این  رهنمو‌د  و  رهنمون  الهی  به  پـغمبر  بزرگوارش صلّی الله علیه و آله وسلّم ‌ پایان  می‌پذیرد،  روند  قـرآنی  رو  می‌کند  به  بیان  چیزی ‌که  دیگران  را  از  آن  می‌ترساند،  با  پسودهای‌ که  حسّ  و  شعور  را  بیدار  می‌کند  راجع  بدان  روز  سخت  و  دشواری ‌که  بیم ‌دهنده  از  آمدن  آن  بیم  می‌دهد:

(فَإِذَا نُقِرَ فِي النَّاقُورِ (8)  فَذَلِكَ يَوْمَئِذٍ يَوْمٌ عَسِيرٌ (9)  عَلَى الْكَافِرِينَ غَيْرُ يَسِيرٍ) (10)

هنگامی  که  در  صور  دمیده  می‌شود،  آن  روز،  روز  سختی  خواهد  بود.  برای  کافران  آسان  نخواهد  بود  (‌و  بلکه  پرمشقّت  و  دردسر  خواهد  بود‌).

دمیدن  در  شیپور  همان  چیزی  است ‌که  در  جاهای  دیگری  دمیدن  در  صور  تعبیر  شده  است‌.  ولی  تعبیر  اینجا  دارای  پیام  سخت‌تر  و  سنگین‌تری  است‌.  بیانگر  شدّت  صدا  و  طنین  آن  است‌.  انگار دمیدنی  است ‌که  صدا  را  بلند  می‏‎گرداند  و  در  همه‌ جا  می‌یپچاند.  صدائی  که  به ‌گوشها  فرو می‌رود  سخت‌تر  از  صدائی  است‌ که  گوشها آن  را  می‌شنود ... دین  خاطر است  آن  روز  را  برای ‌کافران  دشوار  توصیف  می‌کند،  و  این  دشوار  بودن  را  با  نفی  هر  سایه‌ای  از  آسانگری‌،  تأکید  می‌نماید: 

( عَلَى الْكَافِرِينَ غَيْرُ يَسِيرٍ )(10)

برای  کـافران ‌آسان نخواهد  بود  (‌و بلکه  پـر مشقّت  و  دردسر  خواهد  بو‌د)‌.

آن  روز  سراسر  سـخت  و  دشوار  است‌.  سخت  و  دشوار  است  و  آسانی  و  آسانگیری  در  لابلای  آن  وجود  ندارد  ...  بس  سزاوار  است ‌که‌ کافران  به  بیم‌دهنده‌ گوش  فرادارند  و  سخنانـش  را  بپذیرند،  پیـش  از  آن ‌که  در  صور  دمیده  شود،  و  آن  روز  بسیار  سخت  و  بسیار  دشوار  با  ایشان  رویاروی  شود!

*بر اهل مکه منت ف