صحنه‌ها  و  سایه ‌روشنهای  مختلف  مزۀ  ویژه‌ای  بدین  سوره  داده است‌.  به‌ ویژه  هنگام برگشت  دادن  برخی  از  قافیه‌ها  وقتی‌ که  به پایان  می‌آیند  و  دیگر  باره  به  میان  می‌آیند،  همچون  قافیۀ  راء  ساکنه‌:  الْمُدَّثِّرُ. أَنْذِرْ. فَكَبِّرْ ... همچنین  برگشت  دادن  آن  پس  از گذشت  چندی‌:  قدّر.  بسر.  إستکبر.  سقر  ... به  هبین‌سان  انتقال  از  قافیه‌ای  به  قافیۀ  دیگری  در  یک  بند که  ناگهانی  صورت  می‌گیرد،  ولیکن  به  خاطر  هدف  خاصی‌ که  در  میان  است‌.  بدان‌ گاه ‌که  یزدان  سبحان  می‌فرماید:

(فَمَا لَهُمْ عَنِ التَّذْكِرَةِ مُعْرِضِينَ (٤٩)كَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُسْتَنْفِرَةٌ (٥٠)فَرَّتْ مِنْ قَسْوَرَةٍ). 

چرا  باید  ایشان‌،  از  قرآن  رویگردان  شوند؟  انگار  آنان  گورخران  رمنده‌ای  هستند،  گورخرانی  که  از  شیر  گریخته  و  رمیده  باشند.(‌مدّثر/49-51)  در  آیۀ  نخستین  می پرسد  و  زشت  می‌شمارد.  در  آیۀ  دوم  و  سوم  به  تصویر  می‌کشد  و  به  تمـسخر  می‌گیرد!  و به همین‌ روال  و منول...  هم  اینک  به  شرح  و  بسط  این  سوره  می‌پردازیم‌:

*
يَا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ (1)  قُمْ فَأَنذِرْ (2)  وَرَبَّكَ فَكَبِّرْ (3)  وَثِيَابَكَ فَطَهِّرْ (4)  وَالرُّجْزَ فَاهْجُرْ (5)  وَلَا تَمْنُن تَسْتَكْثِرُ (6)  وَلِرَبِّكَ فَاصْبِرْ (7)

ای  جامه  بر  سر  کشیده  (‌و  در  بسـتر  خواب  آرمیده‌!)  

برخیز  و  (‌مردمان  را  از  عذاب  یزدان‌)  بترسان‌!  و  تنها  پروردگار  خود  را  به  بزرگی  و  کبریائی  بستای  (‌و  تنها  او  را  بزرگ  بشمار)‌.  و  جامۀ  خویش  را  پاکیزه  دار  (‌و  خویشتن  را  از  آلودگیها  پاک  گردان‌)‌.  و  از  چیزهای  کثیف  و  پلید  دوری  کن‌.  بذل  و  بخشش  برای  این  مکن  که  افزون‌ طلبی  کنی‌.  (‌بلکه  برای  رضای  خدا  احسان  و  صدقه  و  بذل  و  بخشش  کن‌)‌.  و  برای  (‌خشنودی  و  محض  رضای‌)  پروردگارت  شکیبائی  کن‌.

این  ندای  آسمانی  است‌،  ندای  بزرگی  برای ‌کار  سنگین  و  سترگی  است  .  .  .  برحذر  داشتن  آدمیزادگان  و  بیدار  کردن  ایشان  است‌.  نجات  انسانها  از  شرّ  و  بلا  در  دنیا،  و  از  آتش  در  آخرت  است‌.  رهنمود  و  رهنمون  ایشان  به  راه  خلاص  شدن  و  نجات  یافتن  پیش  از گذشت  فرصت  است  .  .  .  این  هم  وظیفه  و تکلیف  سخت  و  دشواری  است‌،  وقتی  که  به  انسانی  از  انسانها  واگذار  می‌گردد،  هر چند که  این  انسان  فرستاده‌ای  و  پیغمبری  باشد.  چه  انسانها  آن  اندازه  سر  به  گمراهی  و  سرکشی  و  نافرمانی  و  دشمنانگی  و  پافشاری  بر  باطل  وکجروی  و گریز  از  این  امـر  نهاده‌اند،‌کار  دعوت  را  سخت‌ترین  و  سنگین‌ترین  چیزی‌ کرده‌اند که  انسان  انجام  آن  را  از  میان‌ کارهای  مـهمّ  موجود  در  این  هستی  برعهده  می‌گیرد.

(يَا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ (1)  قُمْ فَأَنذِرْ ).

ای  جامه  بر  سر  کشیده  (‌و  در  بستر  خواب  آرمیده)! 

برخیز  و  (‌مردمان  را  از  عذاب  یزدان‌)  بترسان‌!.

بیم  دادن  و  برحذر  داشتن  نمایان‌ترین‌ کار  در  امر  رسالت  است‌.  بیم  دادن  و  برحذر  داشتن‌،  آگاه  کردن  از  خـطر  نزدیکی  است‌ که  در کمین  غافلانی  است  که  سر  در  گمراهی  نهاده‌اند  و  از  خـود  بی‏خبر  شده‌اند.  در  این  آگاه  کردن  و  بیدار باش  دادن  رحم  و  مهربانی  یزدان  در  حقّ  بندگان  نمایان  و  جلوه‌گر  است‌.  بندگان  وقتی ‌که  سر  در  گمراهی  می‌گذارند  و  سرگردان  و  ویلان  می‌شوند  از  ملک  و  مملکـت  و  قـدرت  و  شوکت  خدا  چیزی  نـمی‌کاهند.  و  زمانی‌ که  راه  هدایت  در  پیش  می‌گیرند  و  راهیاب  می‌گردند  بر ملک  و  مملکت  و  قدرت  و  شوکت  خدا  چیزی  نمی‌افزایند.  امّا  رحم  و  مهربانی  یزدان  مقتضی  این  است ‌که  این  همه  لطف  و  عنایت  نسبت  بدیشان  داشته  باشد  تا  از  عذاب  دردناک  در  آخرت  نجات  پیدا کنند  و  رهائی  یابند،  و  از  شرّ  و  بلای  هلاک‌ کننده  و  برباد دهنده  در دنیا  برهند  و خلاص  شوند.  پیغمبران  خدا  هم  ایشان  را  نداء  بزنند  و  صدا  بکنند  تا  برگردند  و  خدا  ایشان  را  بیامرزد  و  در  پرتو  فضل  و کرم  خود  آنان  را  به  بهشت  خـویش  داخل  فرماید!

آن‌گاه  یزدان  منّان  پیغمبر  صلّی الله علیه و آله وسلّم را  در  بارۀ  خودش  رهنمود  و  رهنمون  می‌فرماید،  بعد  از  آن‌ که  او  را  موظّف  و  مکلّف  به  بیم  دادن  و  بر حذر  داشتن  دیگران  کرده  بود.  او  رهنـود  و  رهنمون  می‌کند  به  ایـن‌ که  پروردگار  خود  را  به  بزرگی  بستاید:

(وَرَبَّكَ فَكَبِّرْ) (3)  

و  تنها  پروردگار  خود  را  به  بزرگی  و  کبریائی  بستای  (‌و  تنها  او  را  بزرگ  بشمار).

تنها  و  تنها  پروردگار یگانه‌ات  را  بزرگ  و  سترگ  بدان،  پروردگاری‌ که  شایان  بزرگ  داشتن  و  سترگ  شمردن  است‌.  این  هم  رهنمود  و  رهنمون‌ کردن  به‌ گوشه‌ای  از  جهان‌بینی  ایـمانی  در  بارۀ  معنی  الوهیّت‌،  و  معنی  توحید  و  یگانه ‌پرستی  است‌.

قطعاً  هرکسی‌،  هر  چیزی،  هر  ارج  و  ارزشی‌،  هر  حقیقتی،  و...کوچک  است...  تنها  خدای  یگانه  بزرگ  است  ...  همۀ  ستارگان  و  سیّارگان‌،  نیروها  و  ارزشها،  رخدادها  و  حادثه‌ها،  اوضاع  و  احوال‌،  معانی  و  اشکال‌،  و ...  پنهان  و  نهان  می‌شوند،  و  در  سایه‌ روشنهای جلال  و کمال  خدای  یگانه  بزرگ  و  سترگ،  محو می‌گردند. این  رهنمود  و  رهنمون  پیغمبر  صلّی الله علیه و آله وسلّم   است‌ که  به  بیم  دادن  و  حذر  داشتن  انسانها  بگراید،  و  به  سختیها  و  دشواریها  و  هو‌لها  و  هراسها  و  سنگینیها  و  سرسختیهای  ایشان  با  هـمـچون  جهان‌بینی  و  اندیشه‌ای‌،  و  با  همچون  ذهن  و شعوری‌،  بنگر‌د.  تا  هر  مکر  و کیـدی‌،  و  هر  قدرت  و  قوّتی‌،  و  هر گردنه  و  سدّ  و  مانعی  را کوچک  ببیند  و  بداند.  و  آگاه  و  مطّلع  باشد که  پروردگارش‌ که  او  را  نداء  در می‌دهد  بدین  بیم  دادن  و  برحذر  داشتن  خیزد،  او  بزرگ  و سـترگ  است  .  .  .  و سختیها  و دشواریهای  دعوت  و  هو‌لها  و  هراسهای  سر  راه  آن‌،  نیاز  همیشگی  به  حاضر  آوردن  این  جهان‌بینی  و  این  درک  و  فهم  دارد.  خدا  پیغمبر  صلّی الله علیه و آله وسلّم   را  به  پـاکـی  و پاکیزگی  رهنمود  می‌فرماید:

(وَثِيَابَكَ فَطَهِّرْ )(4)

و  جامۀ  خویش را  پاکیزه  دار  (‌و  خویشتن  را  از  آلودگیها  پاک گردان‌) پاکی  جامه  در  زبان  عربی‌ کنایه  از  پاکی  دل  و  اخلاق  و  کار  است ...  پاکی  ذات  انسان  نیز  مراد  است  چـون  جامه  آن  را  می‌پوشاند.  مراد  هر چه  به  جامه  می‌چسبد  و  آن  را  لمس  می‌کند  نیز  می‏‎باشد.  «‌یعنی  هم  جامۀ  ظاهری  مراد  است  و  هم  جامه  باطنی.  یعنی  عمل.  چرا که  اعـمـال  هر کس  به  منزلۀ  لباس  او  است‌،  و  ظاهر  هر  شخص  بیانگر  باطن  او  است‌)  ...  پاکی  و  پاکیزگی  حالت  مناسبی  برای  دریافت  فرمان  از  عالم  بالا  و  جهان  فرشتگان  است‌.  همچنین  پاکی  و  پاکیزگی  از  همه  چیز  بیشتر  با  سرشت  این  رسالت  پیوستگی  دارد.  پاکی  و  پاکیزگی‌ گذشته  از  همۀ  اینها  برای  شرائط  و ظـر