‌)‌.  و  برای  (‌خشنودی  و  محض  رضای‌)  پروردگارت  شکیبائی  کن‌.(‌مدّثّر/3-7) 

مشک  ختام  این  رهنمود  و  رهنمون  در  اینجا  صبر  و  شکیبائی  است‌،  همان ‌گونه ‌که  در  آنجا  در  سورۀ  مزّمّل  چنین  بود.[1]

این  سوره  بعد  از  این  رهنمود  و  رهنمون‌،  تهدید کردن  و  ترساندن  کسانی  را  دربر  دارد  که  آخرت  را  تکـذیب  می‌کنند.  این  چنین  افرادی  تهدید  می‌گردند  و  بیم  داده  می‌شوند  از  جنگی ‌که  مستقیماً  خدا  با  ایشان  دارد،  همان  گونه ‌که  سوره  مزّمّل  در بر  داشت‌:

(فَإِذَا نُقِرَ فِي النَّاقُورِ (٨)فَذَلِكَ يَوْمَئِذٍ يَوْمٌ عَسِيرٌ (٩)عَلَى الْكَافِرِينَ غَيْرُ يَسِيرٍ (١٠)ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًا (١١)وَجَعَلْتُ لَهُ مَالا مَمْدُودًا (١٢)وَبَنِينَ شُهُودًا (١٣)وَمَهَّدْتُ لَهُ تَمْهِيدًا (١٤)ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ (١٥)كَلا إِنَّهُ كَانَ لآيَاتِنَا عَنِيدًا (١٦)سَأُرْهِقُهُ صَعُودًا) (١٧)

هنگامی  که  در  صـور  دمیده  می‌شود.  آن  روز،  روز  سختی  خواهد  بود.  برای  کافران  آسان  نخواهد  بود  (‌و  بلکه  پرمشقّت  و  دردسر  خواهد  بود)‌.  مرا  واگذار  با  آن  کسی  که  او  را  تک  و  تنها  (‌و  بدون  دارائـی  و  امـوال  و  اولاد)  آفریده‌ام‌.  و  ثروت  بسیاری  بدو  داده‌ام‌.  و  پسرانی  بدو  داده‌ام  که  (‌همواره  در  پیش  او  آماده‌،  و  در  مجالس  برای  خدمتگذاریش‌)  حاضرند.  و  (‌وسائل  زندگی  را)  از  هر  نظر  برای  او  فراهم  ساخته‌ام  (‌و  بدو  دم  و  دستگاه  داده‌ام‌)‌.  گذشته  از  این  (‌بدون  شکر  و  سپاسی  که  بکند)  امیدوار  است  که  (‌بر  نعمت  و  قدرتش‌)  بیفزایم‌!  هرگز!  (‌چنین  نحواهد  شد  و  بدانچه  آرزو  می‌کند  نخواهد  رسید)‌.  چرا  که  با  آیات  ما  دشمن  و  ستیزه‌جو  است‌.  به  زودی  او  را  به  بالا  رفتن  از  گردنه  (‌مشکلات  و  معضلات  زندگی‌)  وامی‌دارم  (‌و  به  سختیها  و  دشواریهای  فراوان  دچار  می‌سازم‌)‌. (مدّثّر/8-17)                                          

سورۀ  مدّثّر  یکی  از  تکذیب‌کنندگان  را  با صفت  ویژه‌اش  می‌شناساند  و  مشخّص  می‌دارد،  و  صحنه‌ای  از  صحنه‌های  مکر  و کید  او  را  -  بدان ‌گونه‌ که  در  سورۀ  قلم  آمده  است  -‌ ترسیم  می‌کند.  چه  بسا  این  شخص  مورد  نظر  در  اینجا  و  در  آنجا  فردی  باشد. گفته  شده  است‌.  او  ولید  پسـر  مغیره  است  .  .  .  تفصیل  روایـتها  هنگام  رویاروئی  با  نصّ  خواهد  آمد.  این  سوره  سبب  جنگ  خداوند  بزرگوار  با  او  را  تذکّر  می‌دهد:

(إِنَّهُ فَكَّرَ وَقَدَّرَ (١٨)فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ (١٩)ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ (٢٠)ثُمَّ نَظَرَ (٢١)ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ (٢٢)ثُمَّ أَدْبَرَ وَاسْتَكْبَرَ (٢٣)فَقَالَ إِنْ هَذَا إِلا سِحْرٌ يُؤْثَرُ (٢٤)إِنْ هَذَا إِلا قَوْلُ الْبَشَرِ) (٢٥)

او  (‌برای  مبارزۀ  با  پیغمبر  و  قرآن‌)  بیندیشید  (‌و  در  نظر  گرفت  که  چه  بگوید  و  بکند)  و نقشه‌ای  که  کشید  و  طرحی  را  (‌در  ذهن  خود)  آماده  ساخت‌.  مرگ  بر  او  باد!  چه  نقشه‌ای  که  کشید  و  چه  طرحی  که  ریخت‌؟‌!  باز  مرگ  بر  او  باد!  چه  نقشه‌ای  که  کشید  و  چه  طرحی  که  ریخت‌؟‌!  باز  هم  نگریست  و  دقت  کرد.  سپس  چهره  درهم  کشید  و  شتابگرانه  اخم  و  تخم  کرد.  بعد  واپس  رفت  و  گـردن  افراخت‌.  آن  گاه  گفت‌:  این  (‌کتاب  قرآن  نام‌)  چیزی  جـز  جادوی  منقول  (‌از  پیشینیان  و  روایت  شده  از  دیگران‌)  نمی‌باشد.  این  (‌چیزهائی  که  محمّد  کلام  آسمانی  نام  می‌دهد)  چیزی  جز  سخن  انسانها  نیست‌. (‌مدّثّر/18-25) 

 آن  گاه  فرجام  و  جایگاه  او  را  تذکّر  می‌دهد:

(سَأُصْلِيهِ سَقَرَ (٢٦)وَمَا أَدْرَاكَ مَا سَقَرُ (٢٧)لا تُبْقِي وَلا تَذَرُ (٢٨)لَوَّاحَةٌ لِلْبَشَرِ (٢٩)عَلَيْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ) (٣٠)

هـر چه  زودتر  او  را  داخل  دوزخ  مـی‌سازیم  و  بدان  می‌سوزانیم‌.  تو  چه  می‌دانی  کـه  دوزخ  چگونه  است‌؟‌!  دوزخ  نه  می‌میراند  و  نابود  می‌کند  (‌تا  انسان  از  دست  آن  با  مرگ  همیشگی  راحت  شود)  و نه  رها  می‌سازد  (‌تـا  انسان  از  دست  آن  بگریزد  و  نجات  پیدا  کند)‌.  پوست  تن  را  به  کلّی  سیاه  و  دگرگون  می‌سازد.  نوزده  (‌فرشته‌)  بر  آن  گمارده  شده‌اند. (مدّثّر/26-30)                                    

به  مناسبت  صحنۀ  دوزخ‌،  و  فرشتگان  نوزده‌گانه‌ای ‌که  بر  آن‌ گماشته  و  مأمور  شده‌اند،  و  این  شماره  چه  غوغا  و  بلا  و  پرسش  و گمان  و  تمسخری  را  در  میان  مشرکان  و  افراد  ضعیف‌الایمان  برانگیخت  و  به  راه  اند‌اخت‌،  این  سوره  بدین  مناسبت  از  حکمت  و  فلسفۀ  خدا  در  ذکر  این  شماره  سخن  می‌گوید.  آن ‌گاه  دریچه‌ای  را  روبروی  حقیقت  غیب  خدا،  و  اختصاص  خدا  بدین غیب  باز  می‌کند.  این  دریچه  پرتوی  از  نور  را  بر گـوشه‌ای  از  جهان‌بینی  ایمانی  حقیقت  غیب  نهان  در  علم  یزدان  را  می‌تاباند:

(وَمَا جَعَلْنَا أَصْحَابَ النَّارِ إِلا مَلائِكَةً وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلا فِتْنَةً لِلَّذِينَ كَفَرُوا لِيَسْتَيْقِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَيَزْدَادَ الَّذِينَ آمَنُوا إِيمَانًا وَلا يَرْتَابَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْمُؤْمِنُونَ وَلِيَقُولَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْكَافِرُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلا كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي مَنْ يَشَاءُ وَمَا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلا هُوَ وَمَا هِيَ إِلا ذِكْرَى لِلْبَشَرِ) (٣١)

مأموران  دوزخ  را  جز  از  میان  فرشتگان  برنگزیده‌ایم‌،  و  شمارۀ  آنان  را  نیز  جز  آزمایش  کافران  نساخته‌ایم‌.  هدف  این  است  که  اهل  کتاب  یقین  و  اطمینان  حاصل  کنند  (‌که  آنچه  قرآن  در  بارۀ  خازنان  دوزخ  می‏‎گوید،  از  طرف  خدا  است‌)  و  بر  ایمان  مؤمنان  نیز  بیفزاید،  و  اهل  کتاب  و  مؤمنان  (‌در  بارۀ  حقّانیّت  این  کتاب  آسمانی‌)  تردید  به  خود  راه  ندهند،  و  کسانی  که  در  دلشان  بیماری  (‌نفاق‌)  است‌،  و  کافران  بگویند:  خدا  مـثلاً  از  بیان  این  (‌چنین  عددی‌)  چه  می‌خواسته  است‌؟  این  گونه  خداوند  هر کس  را  بخواهد  گمراه  می‌سازد،  و  هر کس  را  بخواهد  هدایت  می‌بخشد.  لشکرهای  پروردگارت  را  جز  او  کسی  نمی‌داند، ‌و این  جز انذرزی‌ برای‌ مردم ‌نیست‌.  (‌مدّثّر/‌٣١)  

آن ‌گاه ‌کار  آخـرت  و  دوزخ  و  نگهبانان  آن  را  با  صحنه‌های  جهانی  آماده  و  حاضر  در  برابر  دیدگان‌،  ربط  و  پیوند  می‌دهد،  تا  بدین  وسیله  پـیام  ایـن  را  و  آن  را  برای  دلها  د‌ر  نمایشگاه  بیداری  و  هو‌شیاری  و  ترساندن  و  بیم  دادن‌،‌ گرد  آورد:

(كَلا وَالْقَمَرِ (٣٢)وَاللَّيْلِ إِذْ أَدْبَرَ (٣٣)وَالصُّبْحِ إِذَا أَسْفَرَ (٣٤)إِنَّهَا لإحْدَى الْكُبَرِ (٣٥)نَذِيرًا لِلْبَشَرِ (٣٦)لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَتَقَدَّمَ أَوْ يَتَأَخَّرَ) (٣٧)

این  چنین  نیست  که  ایشان  می‌پندارند!  سوگند  به  