و  آمادگی  پذیرش  دارد،  و  چه  اسباب  و  وسائلی  بیشتر  به  دل  چنگ  می‌زند  و  بیشتر آویزۀ  دل  می‌شود  و  تأثیر ژرف‌تری  در آن  دارد.

یزدان  سبحان  که  بندۀ  خود  و  فرستادۀ  خود  محمّد  صلّی الله علیه وآله وسلّم  ‌را آماده  می‌کند  تا  سـخن‌ سنگین  را  دریافت  بدارد،  و  بار سنگین  و  بزرگ  مسؤولیّت  را  بر  دوش  بکشد.  بدین  منظور  شب‌زنده‌داری  و  نیایش  و  پرستش  شبانه  را  برای  او  برگزیده  است‌.  چون  خیزش  و  نیایش  شبانه  افعال  آن  مؤثّرتر  و  ماندگارتر،  و  اقوال  آن  درست‌تر  و  پابرجاتر  است‌.  زیرا  او  در  روز  مشغلتهای  خودش  را  دارد،  و  روز  تلاشها  و کو‌ششهائی  را  می‏طلبد  که  توان  و  نیرو  و  توجّه  زیادی  را  به  خود  اختصاص  می‌دهد:

(إِنَّ لَكَ فِي اَلنَّهَارِ سَبْحاً طَوِيلاً) (7)

تو  در  روز،  تلاش  فراوان  و  طولانی  داری  (‌و  به  سبب  اشتغال  به  امور  زندگی  و  تبلیغ  رسالت‌،  فراغتی  برای  پرداختن  به  قرائت  قرآن  نخواهی  داشت‌).

بگذار  روز  را  در  این  تلاش  و  جنبش  بسر  برد،  و  در  شب  خالصانه  به  پرستش  پروردگارش  بپردازد.  در  آن  به  نماز  بایستد  و  به  ذکر  و  دعا  بنشیند:

(وَاذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ وَتَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلاً) (8)

نام  پروردگارت  را  ببر،  و  از همه  چیز  ببر  و  بدو  بپیوند  (‌و  در  دلهای  شب  به  نیایش  و  پرستش  او  بپرداز).

نام  پروردگار  بردن  تنها گفتن  و  بر  زبان  راندن  این  نام  بزرگو‌ار  نیست‌.  تنها گفتن  این  نام  والا  و  شمردن  آن  با  دانه‌های  صدگانه  یا  هزارگانۀ  تسبیح  نیست‌.  بلکه  نـام  بردن  و ذکر کردن  آن  باید  با  حضور  دل  باشد.  باید  دل  و  زبان  همآوا  شود.  یا  مراد  از  این  ذکر،  نماز  است‌.  نماز  را  خواندن  و  قرآن  را  در  آن  تلاوت ‌کردن  است‌.  تبتّل  هم  کناره‌گیری  و  یکپارچه  از  غیر  خدا  بریدن،  و  به  طور کلّی  با  پرستش  و  نیایش  رو  بدو کردن  است‌.  از  هر  اندیشه‌ای  و  از  هر کاری‌ گسیختن‌،  و  با  احساس  و  شعو‌ر کامل  با  خدا  حضور  پیدا کردن  است‌.

وقتی ‌که  تبتّل‌ که  به  معنی  بریدن  و گسیختن  از هر  چیزی  بجز  خدا  است  ذکر گردیده  است‌،  بعد  از  آن  ذ‌کر  شده  است  این ‌که  جز  خدا  چیزی  وجود  ندارد که‌ کسی  بدو  رو  کند  اگر  بخواهد که  رو  بکند:

( رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَكِيلاً) (9)

یزدان‌،  خداوندگار  مشرق  و  مغرب  (‌و  همۀ  جهان  هستی‌)  است‌،  و  جز  او  معبودی  نیست‌.  پس  تنها  او  را  به  عنوان  کارساز  و  یاور  برگیر  و  برگزین  (‌و  کار  و  بار  خویش  را  بدو  واگذار  کن‌)‌.

او  خداوندگار  هـر  جهتی  و  رویکردی  است  .  .  .  خداوندگار  مشرق  و  مغرب  است  .  .  .  او  یگانه  و یکتا  است‌.  جز  او  معبودی  نیست‌.  بریدن  و گسیختن  از  هر  کسی  و  از  هر  چیزی  و  پرداختن  و گرائیدن  بدو،  پرداختن  و گرائیدن  به  سوی  حقیقت  یگانه  در  این  جهان  هستی  است‌.  توکّل ‌کردن  بر  او  و  تکیه  زدن  بدو  توکّل  و  تکیه  بر  نیروی  یگانه  در  این  جهان  هستی  است‌.  توکّل  بر  خدا  و  پشت  بستن  به  خداوند  یگانه‌،  ثمرۀ  مستقیم  اعـتقاد  به  وحدانیّت  و  یگانگی  خدا،  و  اعتقاد  به  سلطه  و  سیطرۀ  او  بر  مشرق ‌و مغرب‌،  یعنی  بر کلّ  جهان  است  .  .  .  پیغمبری  که  فریاد  زده  می‌شود:  برخیز  .  .  .  برخیزد  تا  بار سنگین  مسؤولیّت  را  بر  دوش ‌کشد،  نیازمند  این  است‌ که  پس  از  هر چیز  از هر کس  بگسلد  و  ببرد  و تنها  با  خدا  باشد  و  تنها  بر  او تکیه  و  تو‌کّل‌ کند،  نه  بر کس  دیگری‌.  چه  از  همین  آستانه  باید  نیرو  و  توشه  را  بطلبد  و کمک  و  یاری  بجوید  برای  برداشتن  این  بار  سنگن  در  این  راه  د‌ور  و  درازی ‌که  در پیش  است‌.

آن ‌گاه  خداوند  پیغمبر  صلّی الله علیه وآله وسلّم ‌را  به  صبر  جمیل  بر  چیزی  رهنمود  می‌فرماید که  از  قوم  خود  می‏‎بیند،  از  قبیل  تهمت  زدن‌،  رویگردانی‌،  جلوگیری  از  پذیرش  دعو‌ت‌،  و  کار  دعوت  را  به  تعطیل‌ کشاندن  و  راکد  نگاه  داشتن‌.  او  را  رهنمو‌د  می فرماید  تکذیب‌ کنندگان  را  به  حال  خود  رها  کند  و کاری  به‌ کارشان  نداشته  باشد.  ایشان  را  اندکی  مهلت  و  فرصت  دهد‌،  چه  عذاب  و تنبیه  ایشان  در  دست  یزدان  است‌:

( وَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَاهْجُرْهُمْ هَجْراً جَمِيلاً (10)  وَذَرْنِي وَالْمُكَذِّبِينَ أُولِي النَّعْمَةِ وَمَهِّلْهُمْ قَلِيلاً (11)  إِنَّ لَدَيْنَا أَنكَالاً وَجَحِيماً (12)  وَطَعَاماً ذَا غُصَّةٍ وَعَذَاباً أَلِيماً (13)  يَوْمَ تَرْجُفُ الْأَرْضُ وَالْجِبَالُ وَكَانَتِ الْجِبَالُ كَثِيباً مَّهِيلاً (14)  إِنَّا أَرْسَلْنَا إِلَيْكُمْ رَسُولاً شَاهِداً عَلَيْكُمْ كَمَا أَرْسَلْنَا إِلَى فِرْعَوْنَ رَسُولاً (15)  فَعَصَى فِرْعَوْنُ الرَّسُولَ فَأَخَذْنَاهُ أَخْذاً وَبِيلاً (16)  فَكَيْفَ تَتَّقُونَ إِن كَفَرْتُمْ يَوْماً يَجْعَلُ الْوِلْدَانَ شِيباً (17)  السَّمَاء مُنفَطِرٌ بِهِ كَانَ وَعْدُهُ مَفْعُولاً) (18)

در  برابر  چیزهائی  که  می‏‎گویند  شکیبائی  کن‌،  و  به  گونۀ  پسندیده  از  ایشان  دوری  کن‌.  مرا  با  ثروتمندانی  واگذار  که  (‌تو  را  و  رسالت  آسمانی  را  دروغ  می‌نامند  و)  تکذیب  می‌دارند،  و  با  آسودگی  خاطر آنان  را  اندکی  مهلت  بده‌.  (‌خود  دانم  و  ایشان‌)‌.  نزد  ما  غـل  و  زنـجیرها  و  آتش  سوزان  دوزخ  است‌.  و  همــین  خوراک  گلوگیری  و  عذاب  دردناکی  مـوجود  است‌.  روزی‌،  زمین  و  کـوه‌ها  سخت  به  لرزش  و  جنبش  درمی‌آید  و  (‌چنان  کوه‌ها  درهم  کوبیده  می‌شود  که‌)  کوه‌ها  بـه  توده‌های  پراکنده  و  تپه‌های  ریگ  روان  تبدیل  می‏‎گردد.  (‌ای  اهـل  مکّه‌!)  ما  پیغمبری  را  به  سـوی  شما  فـرستاده‌ایم  که  (‌در  روز  قیامت‌)  گواه  بر  شما  است‌،  همان  گونه  که  به  سوی  فرعون  پیغمبری  را  فرستاده  بودیـم‌.  فـرعون  بـا  آن  پیغمبر  بـه  مـخالفت  برخاست‌،  و  ما  هم  او  را  بـه  سختی  فرو گرفتیم  (‌و  به  مجازات  شدیدی  گرفتار  ساختیم‌)‌.  اگر  کافر  شوید،  چگونه  خود  را  از  (‌عذاب  شدید)  روزی  برکنار  می‌دارید  که  (‌ترس  و  هراس  آن‌)  کودکان  را  پـیر  می‌سازد؟‌!  در  آن  روز  آسمان  (‌با  همه  قوّت  و  عظمتی  که  دارد،  از  خوف  و  هول  قیامت‌)  از  هم  شکافته  می‏‎گردد.  وعدۀ  خدا  قطعاً  به  وقوع  می‌پیوندد.

اگر  روایت  نخستین  در  بارۀ  نزول  سرآغاز  این  سوره  صحیح  باشد که  در  ابتدای  بعثت  نازل  گردیده  است‌،  قطعاً  بخش  دوم  این  سوره  بعدها  نازل  شده  است  بدان  هـنگام ‌که  دعوت  علنی  و  آشکار گردیده  است‌،  و  تکذیب‌کنندگان  و گردنکشان  پدید  آمده‌اند،  و  بر  پیغمبر  خدا  صلّی الله علیه وآله وسلّم  و  بر  مؤمنان  سختگیری‌ کرده‌انـد.  امّـا  اگر  روایت  دوم  صحیح  باشد،  نیمۀ  نخستین  ایـن  سوره  جملگی  به  مناسبت  اذیّت  و  آزاری  نازل ‌گردیده  است  که  مشرکان  به  پیغمبر صلّی ا