ا که  پاهایشان  ورم  کرد  و  آماسید.  خداوند  در  آسمان  مشک  ختام  آن  را  دوازده  ماه‌ کرد.  پس  از  دوازده  ماه  تخفیف  آن  را  در  آخر  این  سوره  نازل ‌کرد.  شب‌زنده‌داری  بعد  از  آن‌ که  واجب  بود  سنّت‌ گردید  .  .  .  خواستم‌ که  برخیزم  و  بروم.  ولی  به  نظرم  رسید  از  وتر  پیغمبر  خدا  صلّی الله علیه وآله وسلّم  بپرسم‌. گفتم‌:  ای  مادر  مؤمنان  از  وتر  پیغمبر  خدا  صلّی الله علیه وآله وسلّم  برایم  بگو. گفت‌:  ما  سواک  و  وسائل  وضوی  او  را  برایش  آماده  می‌کردیم‌.  خدا  او  را  آن‌ گونه‌ که  می‌خواست  در  شب  بیدار  مـی‌کرد.  او  سواک  می‌کشید.  سپس  وضو  می‏‎گرفت.  آن‌ گاه  هشت  رکعت  نماز  می‌خواند  و  در  آنها  (‌برای  تحیّات‌)  نمی‌نشست‌.  به  دنبال  رکعت  هشتم  می‌نشست‌.  به  ذکـر  پروردگارش  می‌پرداخت  و  دعا  می‌کرد.  سپس  برمی‌خاست  و  سلام  نمی‌داد.  آن  گاه  به  نماز  ادامه  می‌داد  و  رکعت  نهم  را  می‌خواند‌.  سپس  می‌نشست  و  به  ذکر  خدای  یگانه  می‌پرداخت  و  دعا  می‌کرد  و  او  را  به ‌کمک  می‌طلبید.  آن‌ گاه  سلام  می داد  به  گونه‌ای ‌که  صدا  را  به ‌گوش  ما  می‌رسانید.  آن‌ گاه  دو  رکعت  دیگر  را  نشسـته  می‌خواند.  بعد  از  آن  سلام  می‌داد.  پسر  عزیزم  این  یازده  رکعت  شد.  وقتی ‌که  سن  پیغمبر  خدا  صلّی الله علیه وآله وسلّم   بالا  رفت  و  بدن  او گوشت‌ گرفت‌،  نماز  خود  را  هفت  رکعت ‌کرد.  بعد  از آن  دو  رکعت  دیگر  را  نشسته  می‌خواند  و  سلام  می‌داد.  فرزند  عزیزم  این  نه  رکعت  شد.  پیغمبر  خدا  صلّی الله علیه وآله وسلّم  ‌هر گاه  نمازی  را  می‌خواند  دوست  می‌داشت  بر  آن  مداومت  داشته  باشد.  اگر  خواب  یا  درد  و  یا  بیماری  او  را  از  شب‌زنده‌داری  و  نماز  شب  بازمی‌داشت‌،  در  روز  دوازده  رکعت  نماز  می‌خوانـد.  اطّلاع  ندارم ‌که  پیغمبر  خدا  صلّی الله علیه وآله وسلّم ‌ همۀ  قرآن  را  در  یک  شب  تا  صبح  خوانده  باشد،  و  یک  ماه‌ کامل  را  پشت  سر  هم  روزه ‌گرفته  باشد  مگر  ماه  رمضان  .  .  .»‌.[1]

این  آماده‌ کردن  برای  دریافت  سخن  مهمّ  و  پرمسؤولیّتی  است ‌که  خدا  آن  را  بر  او  نازل  خواهد کرد:

(إنا سنلقي عليك قولا ثقيلا).

ما  سخن  (‌پرمسؤولیّت  و  پردردسر  و  لبریز  از  تکالیف  و  وظائف‌)  سنگینی  را  بر  تو  نازل  خواهیم  کرد  (‌که  قرآن  است‌)‌.

این  سخن  پرمسؤولیّت‌،  قرآن  و وظائف  و  تکالیفی  است  که  به  دنبال  دارد  .  .  .  قرآن  در ساختار  خود  سنگین  و  مشکل  نیست‌.  بلکه  ساده  و  آسان  برای  آموختن  و  پند  گرفتن  است‌.  امّا  قرآن  در  ترازوی  حقّ  سنگین  و گرانبها  است‌،  سنگین  و گرانبها  در  تأثیری  است‌ که  در  دل  دارد:  

(لو أنزلنا هذا القرآن على جبل لرأيته خاشعا متصدعا من خشية الله).

اگر  ما  این  قرآن  را  برای  کوهی  فرو می‌فرستادیم‌،  کوه  را  از  ترس  خدا،  کرنش ‌کنان  و  شکافته  می‌دیدی‌!. (‌حشر/21)  

خدا  قرآن  را  نازل  فرمود  بر دلی ‌که  آن  را  دریـافت  می‌دارد  و  از کوه  پابرجاتر  و  استوارتر  است  .  .  .

د‌ریافت  این  فیض  و  برکت  نور  و  آگاهی  و  هوشیاری‌،  بس  سنگین  است  و  به  آمادگی  طولانی  نیازمند  است‌.  سازش  و  سازگاری  و  همنوائی  و  همآوائی  با  حقائق  بزرگ  و  خالص  جهانی‌،  سنگین  است  و  نیاز  به  آمادگی  طولانی  دارد.

تماس ‌گرفتن  و  ارتباط  پیدا کردن  با  جهان  بالا  و  عالم  فرشتگان‌،  و  با  روح  هستی  و  ارواح  آفریدگان  جاندار  و  جماد  بدان‌ گونه‌ که  برای  پیغمبر  خدا  صلّی الله علیه وآله وسلّم  میسّر  گردید،  سنگین  است  و  نیاز  به  آمادگی  طولانی  دارد.  استقامت  و  ماندگاری  بر  این  امر،  بدون  شکّ  و  تردید  و  دو دلی‌،  و  بدون  توجّه  در  اینجا  و  آنجا  به  نداها  و  جاذبه‌ها  و  سدّها  و  مانعهای  سر  راه‌،  مشکل  و  دشوا‌ر  است  و  نیاز  به  آمادگی  طولانی  دارد.

شب‌زنده‌د‌اری  و  نیایش  و  پرستش  شبانه،  در  حالی ‌که  مردمان  در  خواب  ناز  آرمیده‌اند،  و گسیختن  از  تاریکیهای  زندگی  روزانه  و کارهای  بیهوده  و  بی‌ارزش  آن‌،  و  تماس‌ گرفتن  با  خدا،  و  د‌ریافتن  فیض  و  برکت  و  نور خدا،  و  انس  و  الفت  با  خدا  و خلوت  با  او،  و تلاوت  قرآن  در  آن  حال‌ که  جهان  ساکت  و  آرام  است‌،  تلاوت  قرآن  در  این  وقت   به گونه ای که  انگار  دارد  از  جهان  بالا  و  عالم  فرشتگان  نازل  می‌شود  و  اقطار  و اکناف  هستی  در  لحظۀ  تلاوت‌،  بدون  واژه‌ها  و کلمه‌ها  و  جمله‌ها  و  عبارتهای  بشری  با  آن  همآوا  می‌گرد‌د  و  بدو  پاسخ  می‌گوید،  و  پذیرۀ  پرتوها  و  پیامها  و آهنگهای  آن  در  شب  تاریک  می‌رود،  اینها  همه  زاد  و  توشۀ  آن  سخن  سنگین‌،  و  برداشتن  آن  بار کمرشکن  و  جدّ  و  جهد  تلخی  است  که  در  انـتظار  پیغمبر  صلّی الله علیه وآله وسلّم  است‌،  و  در  انتظار  کسی  است‌ که  در  میان  هر  نسلی  و  نژادی  با  این  دعوت  به  دعوت  می‌پردازد،  و  دلها  را  در  راه  سخت  و  طویل  منوّر  می‌کند،  و  دلها  را  از  وسوسۀ  اهریمن  محفوظ  و  مصون  می‌دارد،  و  دلهـا  را  از  حـیرانی  و ویلانی  در  تاریکیهائی  می‌پاید که  این  راه  روشن  را  لبریز  و  سرریز  کرده‌اند  و  سراسر  آن  را  پوشانده‌اند.

( إِنَّ نَاشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْاً وَأَقْوَمُ قِيلاً) (6) 

عبادت  شبانه‌،  (‌افعال  آن‌)  مؤثّرتر  و  ماندگارتر،  و  اقوال  (‌آن‌)  درست‌تر  و  پابرجاتر  است‌.

(ناشِئَةَ اللَّيْلِ). قیام  و  برخاستن  شبانه  .  .  .  مراد  عبادت  شبانه  است‌.

ناشئه‌ اللیل‌:  هر  آن  چیزی  است‌ که  بعد  از  عشاء  از  شب  پدید  می‌آید.  این آیه  می‌فرماید:  

(انَّ نَاشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْاً).

عبادت  شبانه‌،  (‌افعال  آن‌)  مؤثّرتر  و  ماندگارتر  است‌.  یعنی  برای  بدن  خستگی‌آورتر  است‌.

(وَ أَقْوَمُ قِيلاً).

و  اقوال  (‌آن‌)  درست‌تر  و  پابرجاتر  است‌.

یعنی  خیر و خوبی  آن  بیشتر و ماندگارتر است  .  .  .  همان  گونه‌ که  مجاهد گفته  است‌.  چه  غلبۀ  بر  ندای  خواب  و  کشش  رختخواب،  آن  هم  بعد  از  رنج  و  زحمت  روزانه‌،  تأثیر  بیشتری  دارد  و  برای  بدن  خسته‌کننده‌تر  است‌.  امّا  هر چه  هست  اعلان  سلطه  و  سیطرۀ  روح‌،  و  پذیرش  دعوت  خد‌ا،  و  ترجیح  دادن  انس  و  الفت  با  خدا  است‌.  بدین  خاطر  اقوال  آن  درست‌تر  و  پابرجاتر  است‌.  چرا که  ذکر  و  یاد  خدا  در  آن  دارای  حلاوت‌،  و  نماز  در  آن  دارای  خشوع  و  خضوع،  و  راز  و  نیاز  و  مناجات  در  آن  رخشندگی  و  تابندگی ‌ویژۀ  خود  را  دارد.  نما‌ز و ذکر  خدا  در  آن  به  دل  انس  و  الفت  و آرامش  و  آسایش  و  تابش  و  نور عطاء  بکند.  چه  بسا  انسان  همچو‌ن  چیزهائی  را  در  نماز  و  ذکر  روزانه‌اش  نیابد  .  .  .  خدائی‌ که  ایـن  دل  را  آفریده  است‌،  راه‌هـای  نفوذ  در  آن‌،  و  تـارهای  آن  را  می‌شناسد،  و  می‌داند  چه  چیزی  بدان  فرو می‌رود  و  بر  آن  به  آوا  و  نوا  درمـی آید،  و  چه  اوقاتی  دل  بیشتر  گشایش  