ایند.  خودشان  دست  بکشد  و  بیالایند  از کالاهائی‌ که  در  زندگی  انسان  را گول  می‌زنند،  و  از  لذّتهائی ‌که  انسان  را  به  لهو  و  لعب  و  غفلت  می‌کشانند،  و  از  آسایشها  و  آسودگیهائی ‌که  افراد  بی‌خیال  بدانها  سرگرم  می‌شوند،  و  از  خفتن  و  خوابیدنی  که  اشخاص  بیکاره  بدان  تن  درمی‌دهند.

هم  اینک  به  بررسی  این  سوره  می‌پر‌دازیم  و  نصوص  زیبای  قرآنی  آن  را  مطرح  می سازیم‌.

*

(يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ (1)  قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلاً (2)  نِصْفَهُ أَوِ انقُصْ مِنْهُ قَلِيلاً (3)  أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلاً (4)  إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلاً ثَقِيلاً (5)  إِنَّ نَاشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْءاً وَأَقْوَمُ قِيلاً (6)  إِنَّ لَكَ فِي اَلنَّهَارِ سَبْحاً طَوِيلاً (7)  وَاذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ وَتَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلاً (8)  رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَكِيلاً) (9)

ای  جامه  به  خود  پیچیده‌!  شب‌،  جز  اندکی  (‌از  آن‌)  بیدار  بمان‌.  نیمی  از  شب‌،  یا کمی  از نیمه  بکاه  (‌تا  به  یک‌ سوم  شب  می‌رسد)‌.  یا  بر  نیمۀ  آن  بیفزا  (‌تا  به  دو  سوم  شب  می‌رسد)‌.  و  قرآن ‌را  بـخوان  خواندنی  (‌همراه  با  دقّت  و  تأ‌مّل‌،  و  در  ضمن  شمرده  و  روشن‌)‌.  ما  سخن  (‌پرمسؤولیّت  و  پردردسر  و  لبریز  از  تکالیف  و  وظائف‌)  سـگینی  را  بر  تو  نازل  خواهیم  کرد  (‌که  قرآن  است‌)‌.  عبادت  شبانه‌،  (‌افعال  آن‌)  مؤثّرتر  و  ماندگارتر،  و  اقوال  (‌آن‌)  درست‌تر  و پابرجـاتر  است‌.  تو  در  روز،  تلاش  فراوان  و  طولانی  داری  (‌و  به  سبب  اشتغال  به  امور  زندگی  و  تبلیغ  رسالت‌،  فراغتی  برای  پرداختن  به  قرائت  قرآن  نخواهی  داشت‌)‌.  نام  پروردگارت  را  ببر،  و  از  همه  چیز  ببُر  و  بدو  بپیوند  (‌و  در  دلهای  شب  به  نیایش  و  پرستش  او  بپرداز)‌.  یزدان‌،  خداوندگار مشرق  و مغرب  (‌و همۀ  جهان  هستی‌)  است‌،  و  جز او معبودی  نیست‌.  پس  تنها  او را  به  عنوان ‌کارساز و یاور  برگیر  و  برگزین  (‌و کار و  بار  خویش ‌را  بدو واگذار کن‌)‌.

(يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ (1) ...قُم...).

ای  جامه  به  خود  پیچیده  . . .  پاشو  ...  .

این  دعوت  آسـمان  است‌.  صدای  خـداوند  بزرگ  و  سترگ  است . . .  پاشو  .  .  .  پاشو  برای  انجام ‌کار  بزرگی  که  در  انتظار  تو  است‌،  و  برای  برداشتن  بار  سنگینی‌ که  آماده  برای  بر  دوش ‌کشیدن  تو  است‌.  پاشو  برای  جدّ  و  جهد  و  رنج  و  زحمت  و  خسته  شـدن‌.  پاشو  زمان  خوابیدن  و  آسودن  به  پایان  آمده  است  .  .  .  پاشو  و  برای  این ‌کار  آماده  شو  و  مهیّا  باش.

سخن  بزرگ  هراسناکی  است‌.  پیغمبر  صلّی الله علیه وآله وسلّم  را  از  رختخواب ‌گرم  خانۀ  آرام  و  آغوش  گرم  بیرون  می‌کشد،  تا  او  را  به  میان  دریای  موّاجی  بیندازد  که  دستخوش  طوفانها  و  بارانها  است‌.  تا  او  را  به  مـیان  سختیها  و  دشواریها  و  جاذبه‌ها  و  دافعه‌های  پهنۀ  درونها  و  گسترۀ  واقعیّت  زندگی  بیندازد.  هم  درونها  و  هـم  بیرونها  را  رو به ‌راه  سازد.

کسی ‌که  برای  خودش  زندگی  می‌کند  چه  بسا  آسـوده  زندگی  بکند،  امّا  او کوچک  زندگی  می‌کند  و کوچک  می‌میرد.  لیکن  شخص  بزرگ ‌که  این  بار سنگین  بزرگ  را  بر  دوش  می‌کشد،  او  را  با  خواب  چه ‌کار؟  او  را  با  آسایش  چه ‌کار؟  او  را  با  رختخواب ‌گرم  و  با  زندگی  آرام  چه‌ کار؟  او  را  با کالاها  و  متاعهای  آسایش‌ بخش  چه ‌کار؟  پیغمبر  خدا  صلّی الله علیه وآله وسلّم  حقیقت  امر  را  شناخته  است  و  ارزش  آن  را  شناخته  است‌.  وقتی ‌کـه  خدیجه  -  رضی ‌الله ‌عنها  -‌ او  را  به  آرامش  دعوت  می‌کند  و  بدو  می‌گوید که  بخوابد،  پیغمبر  صلّی الله علیه وآله وسلّم  بدو  می‌فرماید:  

«‌‌مَضی  عهد النّوم  یا  خدیجه‌!»

«‌ای  خدیجه‌،  زمان  خواب  گذشت!»

بلی  زمان  خواب  گذشت‌.  از  امروز  به  بعد  آنچه  هست  شب‌زنده‌داری  و  خستگی  و  جهاد  طولانی  سخت  است‌!  

(يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ (1)  قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلاً (2)  نِصْفَهُ أَوِ انقُصْ مِنْهُ قَلِيلاً (3)  أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلاً) (4)

  ای  جامه  به  خود  پیچیده‌!  شب‌،  جز  اندکی  (‌از  آن‌)  بیدار  بمان‌.  نیمی  از  شب‌،  یا  کمی  از  نیمه  بکاه  (‌تا  به  یک‌ سـوم  شب  می‌رسد)‌.  یا  بر  نیمۀ  آن  بیفزا  (‌تا  بـه  دو  سوم  شب  می‌رسد)‌.  و  قرآن  را  بخوان  خواندنی  (‌همراه  با  دقت  و  تـأمّل‌،  و  در  ضمن  شمرده  و  روشن‌)‌.

این  آماده  شدن  است  برای  وظیفۀ  مهمّ  و  بزرگی  با  وسائل  الهی  تضمینی  آماده  شدن  .  .  .  شب ‌زنده‌داری‌:  بیشترین  آن  بیش  از  نیمۀ  شب  و کم‌تر  از  دو سوم  شب‌.  و  کم‌ترین  آن  یک سوم  شب  است  .  .  .  شب ‌زنده داری  برای  خواندن  نماز  و تلاوت  قرآن‌.  تلاوت‌،  در  خواندن  قرآن  صدا  را  بلند کردن  و  تجوید  را  مراعات  نمودن  است‌،  بدون  آواز  سر  دادن  و  طنین  درانداختن  و  به  نغمه‌سرائی  پرداختن.

در  بارۀ  نماز  وتر  پیغمبر  خدا  صلّی الله علیه وآله وسلّم  در  شب‌،  روایت  صحیح  است ‌که  می‌فرماید:  پیغمبر  صلّی الله علیه وآله وسلّم  بیش  از  یازده  رکعت  را  نخوانده  است‌.  امّا  با  این  یازد‌ه  رکعت  اندکی  کم‌تر  از  دو سوم  شب  را  بسر  برده  است‌.  در  این  مدّت  قرآن  را  چنان‌ که  باید  تلاوت  می فرمود.

امام  احمد  در  مسند  خود  روایت‌ کرده  است‌:  یحیی  پسر  سعد  - که  پسر  ابو  عروبه  است  -  از  قتاده،  و  او  از  زراره  پسر  اوفی‌،  و  او  از  سعید  پسر  هشام‌،  برایمان  روایت  کرده  است ‌که  سعید  پسر  هشام  به  پیش  ابن  عبّاس  رفت  و  از  او  در  بارۀ  وتر  پرسید.  ابن  عبّاس ‌گفت‌:  آیا  داناترین  فرد  روی  زمین  از وتر پیغمبر خدا  صلّی الله علیه وآله وسلّم  ‌را  به  تو  معرّفی ‌کنم‌؟  گفت‌:  بلی.  ابن‌عبّاس  گفت‌:  به  نزد  عـائشه  برو  و  از  او  در  بارۀ  وتر  بپرس‌.  سپس  به  پیش  من  برگرد  و  از  پاسخی ‌که  به  تو  می‌دهد  مرا  مطّلع‌ کن  .  .  .  سعید  پسر  هشام  می گو‌ید:‌ گفتم‌:  ای  مادر  مؤمنان  مرا  از  اخلاق  پیغمبر  خـدا  باخبر کن‌.  گـفت‌:  آیا  قـرآن  را  نمی‌خوانی‌؟ ‌گفتم‌:  بلی ‌که  می‌خوانم‌.  گفت‌:  اخلاق  پیغمبر  خدا  صلّی الله علیه وآله وسلّم  قرآن  بود.  خواستم‌ که  برخیزم  و  بروم.  ولی  به  نظرم  رسید  از  شب‌زنـده‌داری  پیغمبر  خدا  صلّی الله علیه وآله وسلّم  سؤال  کنم‌.  گفتم‌:  ای  مادر  مـؤمنان  از  شب‌زنده‌داری  پیغمبر  خدا  صلّی الله علیه وآله وسلّم  مرا  بیاگاهان‌.  گفت‌:  آیا  این  سوره  را  نمی‌خوانی‌:  «  یا ایها  ا‌لمزّمّلُ  »‌؟ ‌گفتم‌:  بلی‌ که  می‌خوانم‌.  گفت‌:  خدا  شب‌زنده‌داری  را  در  اوّل  این  سـوره  فرض  کرده  است‌.  پیغمبر  خدا  صلّی الله علیه وآله وسلّم  و  اصحاب  او  یک  سال  شب‌زنده‌داری ‌کردند  تا  بدان