یزدان  از  بندگان  به  عمل  می آورد.
(ونبلوكم بالشر والخير فتنة).
ما  شما  را  با  سود  و  زیان  و  خوبیها  و  بدیها  (‌در  زندگی  دنیا)  کاملاً  می‌آزمائیم‌.  (‌انبیاء/35)  

صبر  و  شکیبائی  بر  رفاه  و  آسایش‌،  و  شکر  و  سپاس  آن  را  بجای  آوردن‌،  و  در  رفاه  و  آسایش  خوبی  و  نیکی  کردن  و  خوب  و  نیک  ماندن‌،  سخت‌تر  و کمیاب‌تر  از  صبر  و  شکیباوی  بر  سختی  و  دشواری  و  رنج  و  گرفتاری  است‌،  برعکس  آنچه  در  نگاه  شتابگرانه  و  سطحی  به  نظر  می‌آید ...  بسیارند کسانی  ‌که  بر  سختی  و  دشواری  و  رنج  و  گرفتاری‌،  صبر  و  شکیبائی  مـی‌ورزند  و  در  برابر  آن  می‌ایستند  و  خویشتنداری  می‌کنند.  چرا  که  دشواریها  و  گرفتاریها  در  دل  و  درون  انسان‌،  خود  را  جمع  و  جور  کردن  و  بیداری  و  هوشیاری  و  مقاومت  و  پایداری  را  برمی‌انگیزد.  همچنین  انسان  را  به  یاد  خدا  و  پناه  بردن  بدو  و  یاری  و  مدد  خواستن  از  او  می‌اندازد،  به  ویژه  زمانی  ‌که  تکیه‌گاه‌ها  فرومی‌ریزد  و  پناهگاهی  جز  او  نمی‌ماند،  و  تنها  باید  به  پردۀ  آستانۀ  او  چنگ  زد  و  بس‌.  ولی  رفاه  و  آسایش  انسان  را  به  فراموشکاری  و  غفلت  می‌کشاند،  و  به  لهو  و  لعب  و  بیخبری  سوق  می‌دهد،  و  اندامها  را  سست  می‌گرداند،  و  عناصر  مقاومت  و  پایداری  را  در  نفس  به  خـواب  می‏‎برد،  و  فرصت  می‌دهد  نعمت‌  گول  بزند  و  بفریبد،  و  اهریمن  به  خواب  ببرد  و  بی‏خبر  بگرداند!

امتحان  نعمت  و  آزمون  قدرت‌،  نیاز  مبرم  به  بیداری  همیشگی  و  هوشیاری  دائم  دارد  تا  انسان  را  از  فتنه  و  بلا  محفوظ  و  مصون‌  گرداند ...  نعمت  مال  و  رزق‌،  اغلب  انسان  را  به  فتنه  و  بلای  سرمستی  و  کم‌شکری  همراه  با  اسراف  و  زیاده‌روی‌،  یا  همراه  با  بخل  و  تنگچشمی‌،  سوق  می‌دهد  و  می‌کشاند.  هر  دوی  انتها  هم  آفت  و  بلای  نفس  انسان  و  زندگی  هستند.  ..  نعمت  قدرت  اغلب  انسان  را  به  فتنه  و  بلای  سرمستی  و کم‌شکری  همراه  با  طغیان  و  سرکشی  و  ظلم  و  زور،  سوق  می‌دهد  و  می‌کشاند،  و  انسان  را  بر  آن  می‌دارد  که  به  وسیلۀ  قدرت  و  قوّت‌،  بر  حقّ  و  حقیقت  و  بر  مردمان‌  گردنکشی  و  گردن‌ افرازی  شود،  و  بر  مقدّسات  الهی  تاخت  و  تاز گردد ...  نعمت  جمال  و  زیبائی  نیز  در  بسیاری  از  اوقات  انسان  را  به  فتنه  و  بلای  تکبّر  و  خودبزرگ ‌بینی  و  ویلانی‌،  سوق  می‌دهد  و  می‌کشاند،  و  انسان  را  به  جایگاه‌ها  و  مکانهای  فسق  و  فجور  و  بزهکاری  و  گمراهی  پرت  می‌کند ...  نعمت  ذکاوت  و  تـیزهوشی  هم  در  بسیاری  از  اوقات  انسان  را  به  فتنه  و  بلای  غرور  و  سبک  داشتن  دیگران  و  ناچیز  انگاشتن  ارزشها  و  معیارها،  سوق  می‌دهد  و  می‌کشاند ...  تقریباً  هـیچ  نعمتی  بدون  فتنه  و  بلا  نیست‌،  مگر  نعمت‌  کسی‌  که  به  یاد  خدا  باشد  و  خدا  او  را  بپاید  و  او  را  محفوظ  و  مصون  فرماید ...

حقیقت  سوم‌:  این  حقیقت  این  است  ‌که  رویگردانی  از  یاد  خدا  و  پشت ‌کردن  به  خدا  که  فتنه  و  بلای  امتحان  با  رفاه  و  آسایش  بدان  می‌انجامد،  منتهی  به  عذاب  خدا  می‌گردد.  نصّ  قرآنی  صفت  این  عذاب  را  بیان  می‌کند:  

(يَسْلُكْهُ عَذَابًا صَعَدًا) (١٧)

او  را  به  عذاب  سخت  و  طاقت‌فرسائی  داخل‌  می‌گردانیم‌.  این  صفت  عذاب‌،  اشاره  به  رنج  و  مشقّتی  دارد  بسان  رنج  و  مشقّت‌  کسی  ‌که  به  سوی  نقطۀ  مرتفعی  صعود  بکند.  چنین  کسی  هر  اندازه  بالاتر  و  بالاتر  برود  بر  رنج  و  مشقّتش  افزوده  می‌شود.  قرآن  اغلب  به  رنج  و  مشقّت  بالا  رفتن  و  صعود  کردن  اشاره  فرموده  است‌.  در  جائی  آمده  است‌:

(فمن يرد الله أن يهديه يشرح صدره للإسلام , ومن يرد أن يضله يجعل صدره ضيقا حرجا كأنما يصعد في السماء).

آن  کس  را  که  خدا  بخواهد  هدایت  کند،  سینه‌اش  را  (‌با  پرتو  نور  ایمان  باز  و)  گشاده  برای  (‌پذیرش‌)  اسلام  مـــی‌سازد،  و  آن  کس  را  که  خدا  بخواهد  گمراه  و  سرگشته  کند،  سینه‌اش  را  به  گونه‌ای  تنگ  می‌سازد  که  گوئی  به  سوی  آسمان  صعود  می‌کند  (‌و  به  سبب  رقیق  شدن  هوا  و  کمبود  اکسیژن‌،  تنفس  کردن  هر  لحظه  مشکل  و  مشکل‌تر  می‌شود.  کافر  لجوج  نیز  با  پیروی  از  تقالید  پوسیده‌،  هردم  بیش  از  پیش  از  هدایت  آسمانی  دورتر  و  کینه‌اش  نسبت  بـه  حقّ  و  حقیقت  بیشتر  و  پذیرش  اسلام  برای  وی  دشوارتر  می‌شود)‌. (‌انعام/125‌)

در  جای  دیگری  آمده  است‌: 

(سأرهقه صعودا).

به  زودی  او  را  به  بـالا  رفتن  (‌از  گردنۀ  مشکلات  و  معضلات  زندگی‌)  وامی‌دارم  (‌و  به  سختیها  و  دشواریهای  فراوان  دچار  می‌سازم‌)‌. (مدّثّر/17)

این  حقیقت  محسوس  و  ملموس  و  معروف  و  معلومی  است‌.  تقابل  موجود  در  میان  امتحان  ‌کردن  با  رفاه  و  آسایش‌،  و  عذاب  سخت  هنگام  سزا  و  جزا،  آشکار  و  روشن  است‌.

*
آیۀ  سوم  این  روند  قرآنی‌،  د‌رست  است  نقل  قول  جنّیان  باشد.  و  درست  است  از  اول  فرمودۀ  یزدان  بوده  و  بر  زبان  جنّیان  نرفته  باشد:

(وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا) (١٨)

مسجدها  مختص  پرستش  خدا  است‌،  و  (‌در  آنها)  کسی  را  با  خدا  پرستش  نکنید.

این  آیه  در  هر  دو  حالت  بیانگر  این  است‌  که  سجده‌ها  ‌یا  جایگاه‌های  سجده  که  مسجدها  است - جز  بر‌ای  خدا  نیست‌.[4]  در  این  صـورت  است‌  که  توحید  خالص  و  یگانه ‌پرستی  کامل  صورت  می‌پذیرد  و  بس.  بدین  هنگام  سایۀ  هر گونه  سجده  بردنی  و  پرستش  نمودنی  برای  هر  کسی‌،  و  برای  هر  ارزشی‌،  و  برای  هر  اعتباری‌،  از  میان  می‌رود  و  محو  مـی‌شود.  فضا  می‌پالاید  و  منحصر  می‌گردد  و  محض  بندگی  و  پرستش  خالصانۀ  خدا  می‌شود.  دعاء‌  که  مصدر  «تَدْعُوا»  است  به  معنی  پرستش  ‌کردن  و  به‌  کمک  طلبیدن  است‌.  پرستـش   کردن  یا  به  کمک  طلبیدن  دیگران  با  با  خدا  بدین  شکلها  صورت  می گیرد:  با  خدا  جز  خدا  را  پرستش‌  کردن ...  به  غیر  خدا  پناه  بردن  و  خود  را  در  پناه  ‌کسی  جز  خدا  گرفتن ...  دل  به  ‌کسی  جز  خدا  دادن  و  کسی  را  جز  خدا  در  دل  حاضر  آوردن‌.

اگر  این  آیه  بیانگر  گفته‌های  جنّیان  باشد،  تأکید  سخنان  پیشین  ایشان  است‌:

(وَلَنْ نُشْرِكَ بِرَبِّنَا أَحَدًا) (٢)

و  کسی  را  انباز  پروردگارمان  نمی‌سازیم‌.  (‌جن‌ّ/2)  

در  موضع  خاصّی  آمده  است‌  که  موضع  عبادت  ‌کردن  و  سجد‌ه  بردن  است‌.  اگر  هم  این  آیه  نقل  قول  جنّیان  نبوده  و  خدا  یک  راست  آن  را  فرموده  باشد،  رهنمود  و  رهنمونی  بشمار  است  ‌که  به  مناسبت‌  گفتار  جنّیان  و  یگانه‌ پرستی  ایشان‌،  در  جایگا‌ه  خود  آمده  است  برابر  شیوه  و  روشی‌  که  قرآن  دارد.

آیۀ  بعدی  نیز  همچنین  است‌:

(وَأَنَّهُ لَمَّا قَامَ عَبْدُ اللَّهِ يَدْعُوهُ كَادُوا يَكُونُونَ عَلَيْهِ لِبَدًا) (١٩)

)‌به  من  وحی  شده  است  که‌)  چون  بندۀ  خدا  (‌محمّد)  بر  پـای  ایستاد  (‌و  شروع  به