د  تا  از  اذیّت  و  آزار  نابخردان  و  نادانان  قوم  او  در  امان  بمانند،  آن  گاه  ایمن  به  خواب  می‌رفتند!

شیطان  بـر  دلهـای  آدمیزادگان  مسّلط  است‌،  مگر  آدمیزادگانی  که  خدا  ایشان  را  بپاید  و  از  او  رهـایشان  فرماید.  کسانی  که  به  شیطان  تکیه‌  کنند،  او  بدیشان  سودی  نمی‌رساند،  چون  او  دشمن  ایشان  است‌.  بلکه  او  آنان  را  خوار  و  پست  می‌دارد  و  به  رنج  و  زحمتشان  می‌اندازد  و  اذیّت  و  آزارشان  می‌رساند ...  این‌  گروه  از  جنّیان  نقل  می‌کنند  آنچه  را  که  روی  می‌داده  است  و  اتّفاق  می‌افتاده  است‌:

(وَأَنَّهُ كَانَ رِجَالٌ مِنَ الإنْسِ يَعُوذُونَ بِرِجَالٍ مِنَ الْجِنِّ فَزَادُوهُمْ رَهَقًا) (٦)

و  کسانی  از  انسانها  به  کسانی  از  پریها  پناه  می‌آوردند،  و  بدین  وسیله  بر  گمراهی  و  سرکشی  ایشان  می‌افزودند.

«‌رهق‌»  ‌که  به  معنی  سـفاهت  و  جهالت‌،  و  گمراهـی  و  سرکشی  است‌،  خبر  از  ویلانی  و  حیرانی  و  پریشانی  و  پریشی‌ای  می‌دهد  که‌  گریبانگیر  دلهای  کسانی  می‌گردید  که  به  دشمن  خود  پناه  می‏بردند  و  تکیه  می‌زدند،  و  از  دست  او  به  خدا  متوسّل  نمی‌شدند  و  بدو  پناه  نمی‌بردند!  در  صورتی  که  از  زمان  پدرشان  آدم  بدیشان  امر  شده  است  اهریمن  را  دشمن  بدانند  و  بدارند،  چون  از  دیرباز  میان  پدرشان  آدم  و  میان  اهریمن  دشمنانگی‌  کهن  بوده  است‌،  و  این  دشمنانگی  میان  فرزندان  و  زادگانشان  پیوسته  هست.

دل  انسان  وقتی  ‌که  به  غیر  خدا  پناه  ببرد،  به  امید  دستیابی  به  سود  و  منفعتی‌،  یا  برای  دفع  زیان  و  ضرری‌،  بدو  جز  پر‌یشانی  و  سرگردانـی‌،  و  ناآرامی  و  نابسامانی  نمی‌رسد.  اصلاً  همچون  دلی  ‌کمتر  روی  آرامش  به  خود  می‌بیند  و  برجای  می‌ماند  و  استقرار  و  اطمینان  پیدا  می‌کنند ...  این  هم  «‌رهق‌‌»  یعنی  سفاهت  و  جهالت  و  گمراهی  و  سرگردانی  در  بدترین  شکل  خود  است ...  رهقی  ‌که  دل  با  وجود  آن‌،  احساس  امنیّت  نمی‌کند،  و  روی  آسایش  به  خود  نمی‏بیند.از سرآغاز این سوره تا به پایان آن‌، رزم است و پیکار. فضای جنگ بر سوره سایه می‌اندازد، و همۀ بندها و بخشهای آن‌، قالب و سیمای جنگ به خود می‌گیرد. طنین فاصله‌ها و نواها از آغاز تا به انجام‌، انگار گدازه‌ها و گداخته‌های سنگینی است‌:

(اَعْمَالَهُمْ، بَالَهُمْ، اَمْثَالَهُمْ، اَهْوَاءَهُمْ، اَمْعَاءَهُمْ...).

کارهایشان‌. دلهایشان‌. همسانهایشان‌. هواها و هوسهایشان‌. اندرونه‌هایشان ....

زمانی هم که این گدازه‌ها و گداخته‌ها اندکی فروکش می‌کنند، باز هم به شمشیرهائی می‌مانند که در هوا به تکان و اشاره درآیند:

(اَوْزَارَهَا، اَمْثَالُهَا، اَقْفَالُهَا.....).

گناهانشان. همگونهایشان‌. قفلهایشان …

شدّت و حدّت شکلها و تصویرها درمی‌رسد، بسان شدّت و حدّت طنینها و نواهای واژگانی‌ که از شدّت و حدّت تعبیر مي‌کنند . . . جنگ است یا کشتن است‌. در این باره می‌گوید:

(فَإِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَاب). 

هنگامی که با کافران (‌در میدان جنگ‌) روبه‌رو می‌شوید، گردنهایشان را بزنید.          

(محمّد/٤) 

کشتن و اسیر کردن را با شدّت و حدّت به تصویر می‌زند:

(حَتَّى إِذَا أَثْخَنتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ). 

همچنان ادامه دهید تا به اندازۀ کافی دشمن را (‌با کشتن و زخمی کردن‌) ضعیف و درهم می‌كوبید.(‌محمّد/4)

نفرین کافران با واژگان تند و دشواری به میان می‌آید: 

(فَتَعْساً لَّهُمْ وَأَضَلَّ أَعْمَالَهُمْ). 

مرگ بر آنان باد، و خداوند اعمال (‌نیک‌) ایشان را باطل و بیسود گرداناد!.                  

(محمّد/8) 

نابودی گذشتگان را با سایه‌روشنها و واژه‌های طنین‌اندازی ترسیم می‌کند:

(اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَلِلْكَافِرِينَ أَمْثَالُهَا). 

خداوند آنان را نابود ساخته است (‌و دمار از روزگارشان را به درآورده است‌)‌، و برای کافران امثال این عواقب و مجازاتها خواهد بود.(محمّد/10) 

تصویر عذاب آتش دوزخ‌، در همچون صحنه‌ای جلوه‌گر می‌آید:

(وَسُقُوا مَاء حَمِيماً فَقَطَّعَ أَمْعَاءهُمْ). 

و از آب داغ و جوشان نوشانده می‌شوند (‌آبی که به محض نوشیدن‌) اندرونه و روده‌های ایشان را پاره پاره می‌کند و از هم می‌گسلد.(محمّد/15)

حالت ترس و هراس و جزع و فزع نیز در همچون صحنۀ تند و سختی به میان می‌آید:

(يَنظُرُونَ إِلَيْكَ نَظَرَ الْمَغْشِيِّ عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ). 

همچون کسی به تو نگاه می‌کنند که (‌در آستانۀ مرگ قرار گرفته است و) به سبب (‌سکرات‌) موت بیهوش افتاده است‌.(محمّد/20)

حتّی برحذر داشتن مؤمنان از پشت‌کردن به جنگ و گریز از آن‌، با تهدید نهائی و قاطعانه‌ای به میان می‌آید:

(وَإِن تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُونُوا أَمْثَالَكُمْ). 

اگر شما (‌از فرمان خدا سرپیچی کنید و) روی برتابید، مردمان دیگری را جایگزین شما می‏‎گرداند (‌و این مأموریت را به گروه دیگری می‌سپارد) که هرگز همسان شما نخواهند بود (‌و از ایثار و فداکاری و بذل جان و مال خودداری نخواهند کرد و از فرمان یزدان رویگردان نخواهند شد)‌.             (محمّد/38)

بدین منوال و بر این روال‌، موضوع و تصویرها و سایه‌روشنها و آهنگ و نوای واژه‌ها و بندها در سورۀ قتال‌، همآوا می‌شود.

*
(الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ أَضَلَّ أَعْمَالَهُمْ (1) وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَآمَنُوا بِمَا نُزِّلَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَهُوَ الْحَقُّ مِن رَّبِّهِمْ كَفَّرَ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَأَصْلَحَ بَالَهُمْ (2) ذَلِكَ بِأَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا اتَّبَعُوا الْبَاطِلَ وَأَنَّ الَّذِينَ آمَنُوا اتَّبَعُوا الْحَقَّ مِن رَّبِّهِمْ كَذَلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ لِلنَّاسِ أَمْثَالَهُمْ). 

کسانی كه کافر می‌گردند و مردمان را از راه خدا بازمی‌دارند، خدا همۀ کارهای (‌نیک‌) ایشان را باطل (‌قلمداد و بی‌اجر) می‌نماید. و امّا کسانی که ایمان بیاورند و کارهای نیک و شایسته بکنند، و چیزی را باور دارند که بر محمّد نازل شده است -‌و آن هم حقّ است و از سوی پروردگارشان آمده است -‌خداوند گناهانشان را می‌بخشاید و بدیهایشان را نادیده می‏‎گیرد، و حال و وضعشان را خوب می‌سازد. این بدان خاطر است که کافران از باطل پیروی می‌كنند و مؤمنان از حقّی پیروی می‌کنند که از سوی پروردگارشان آمده است‌. این گونه خدا برای مردم مثالهای (‌حسنات یا سیّئات‌) ایشان را بیان می‌دارد. 

سرآغازی است که بدون پیش درآمد و بدون دیباچه تاخت و تاز می‌برد) اعمال ‌کسانی را هیچ و پوچ قلمداد می‌کند که کفر ورزیده‌اند و از راه خدا بازداشته‌اند، فرق نمی‌کند خود را از راه خدا بازداشته باشند‌، و یا خود را و دیگران را از راه خدا به دور کرده و بازداشته باشند. بازداشتن خود یا دیگران از راه یزدان جهان