 و  در  عدالت  است‌:

(عَسَى اللَّهُ أَنْ يَجْعَلَ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَ الَّذِينَ عَادَيْتُمْ مِنْهُمْ مَوَدَّةً وَاللَّهُ قَدِيرٌ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ .لا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ .إِنَّمَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ قَاتَلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَأَخْرَجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ وَظَاهَرُوا عَلَى إِخْرَاجِكُمْ أَنْ تَوَلَّوْهُمْ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ )‌.

امید  است  خدا  میان  شما  و  میان  دشمنانتان  (‌با  توفیق  دادن  آنـان  به  ایمان  و  پذیرش  اسلام‌)  پیوند  محبت  بـرقرار  سازد،  چرا  که  خدا  بسیار  تـوانا  است‌،  و  او  آمرزنده  مهربان ‌است‌.  خداوند شما را باز نمی‌دارد  از  این  که  نیکی  و  بخشش  بکنید  به  کسانی  که  به  سبب  دین  با  شما  نجنگیده‌اند  و  از  شهر  و  دیارتان  شما  را  بـیرون  نرانده‌اند.  خداوند  نیکوکاران  را  دوست  می‌دارد.  بـلکه  خداوند  شما  را  بازمی‌دارد  از  دوستی  ورزیدن  با  کسانی  که  به  خاطر  دین  با  شما  جنگیده‌اند،  و  شما  را  از  شهر  و  دیارتان  بیرون  رانده‌اند،  و  بـرای  اخراج  شما  پشتیبانی  کرده‌اند  و  یاری  داده‌اند.  کسانی  كه  ایشان  را  به  دوستی  گیرند،  ظالم  و  ستمگرند.

اسلام ‌آئین‌ صلح  وصفا  است‌.  اسلام  عقیده‌محبت  و  مودت  است‌.  نظام  و  سیستمی  است‌که  میخواهد  سایه  خود  را  بر  سراسر  جهان  بیفکند،  و  برنامه  خود  را  در  جهان  برپا  و  برجا گرداند،  و  مردمان  را  زیر  پرچم  خدا  گرد  آورد  به‌گونه‌ای‌که  همه  برادر  و  دوست  و  آشنا  و  دوستدار  یكدیگر  باشند.  سدی  و  مانعي  بر  سر  راه  اسلام  وجود  ندارد  وجلو  آن  را  نــمی‌گیرد  مگر  دشمنانگی  دشمنان  اسلام  و  مسلمین‌.  کسانی‌که  سر  راه  رهنمود کردن  و  پیام  رساندن  اسلام  را  بگیرند  دشمن  اسلام  و  مسلمین  بشمار  می‌آیند.  ولی  اگرکسانی  با  اسلام  صلح  و  سازکنند،  اسلام  خواهان  دشمنانگی  نیست  و  دشمنانگی  هم  نمی‌ورزد.

اسلام  حتی  در  حالت  دشمنانگی  با  دشمـنان‌،  اسباب  و  وسائل  مودت  و  محبت  را  در  نهادها  و  درونها  با  شیوه  پاک  و  با  رفتار  دادگرانه  باقی  و  برجای  می‏‎گذارد،  و  انتظار  روزی  را  می‌کشدکه  دشمنانش  در  آن  قانع  گردند  و  یقین  پیداکنندکه  خیر  و  خوبی  در  این  است  زیر  پرچم  بالا  و  برافراشته  اسلام  جمع  شوند  و  بیارامند.  اسلام  از  همـچون  روزی  ناامید  نیست‌،  روزی‌که  مردمان  در  آن  راه  راست  را  در  پیش‌گیرند،  و  بدین  رویکرد  راست  و  درست  رو  بکنند  و  پیش  بروند.

در  آیه  نخستش  این  بند،  اشاره‌ای  تعین  امید  است‌،  امیدی‌که  یاس  بر  آن  غلبه  نمی‌کند  و  چیره  نمی‌شود.  این  اشاره  بدانگاه  به  میان  می‌آیدکه  در  نظر  است  اندکی  از  دردها  و  رنجهای  درون  برخی  از  مهاجران‌کاسته  شود،  و  بر  دلهای  مجروح  و  خسته  ایشان  بر  اثر  قطع  رابطه  با  خویشاوندان  و  جنگ  با  اهل  و  عیال  و  عشیره  وقبیله‌،  مرهم  نهاده  شود  و  تقویت‌گردد:

(  عَسَى اللَّهُ أَنْ يَجْعَلَ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَ الَّذِينَ عَادَيْتُمْ مِنْهُمْ مَوَدَّةً)

امید  است  خدا  میان  شما  و  میان  دشمنانتان  (‌با  توفیق  دادن  آنان  به  ایمان  و  پذیرش  اسلام‌)  پیوند  محبت  برقرار  سازد،  چـرا  کـه  خدا  بسیار  توانا  است‌،  و  او  آمرزنده  مهربان  است‌.

امیدی‌که  خدا  از  آن  سخن  بگوید،  معنی  قطعي  و  حتمی  دارد  و  بی‏گمان  محقق  می‏‎گردد  و  انجام  می‌پذیرد.  مومنانی‌که  این  امید  را  شنیدند  بدان  یقین  و  اطمینان  پیداکردند.  چیزی  بعد  ازذکر  این  امید  نگذشت‌که  مکه  فتح‌گردید،  و  قریشیان  ایمان  آوردند  و  مسلمان  شدند  و  جملگی  در  زیر  پرچم  یگانه‌ای‌کرد  آمدند،  وکشت  و  كشتارها  و دشمنانگیها  وکینه‌توزیها  درهم  پیحیده  شد،  و  همگان  برادران  یکدیگر  و  یکدل  و  متحدگردیدند. 

 « وَاللَّهُ قَدِيرٌ ... ».

خدا  بسیار  توانا  است  ...  .

هرچه  بخواهد  می‌کند  و  بازپرس  و  پیجوئی  ندارد.

( وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ)  ٠

خدا  آمرزنده  مهربان  است  ...  .

شرکی‌که  بوده  است  وگناهانی‌که  رفته  است‌،  همه  را  می‌بخشاید  و  عفو  می‌فرماید.تا  آن  وقت‌که  وعده  خدا  تحقق  می‏‎یابد،  وعده‌ای‌که  امیدواری  موجود  در  آیه  بیانگر  آن  است‌،  یزدان  سبحان  به  مسلمانان  اجازه  فرموده  است  باکسانی  محبت  و  مودت  بورزند  و  دوستی  و  مهربانی  داشته  باشندکه  به  سبب  دین  با  ایشان  نجنگیده‌اند،  و  آنان  را  از  شهر  و  دیارشان  بیرون  نکرده‌اند.  هیچ  مانعـی  برای  مسلمانان  نمی‌بیندکه  با همچون‌ کسانی  خوبی  و  نیکی‌کنند،  و  در  معاملاتشان  با  ایشان  دادگری  نمایند  و  چیزی  از  حقوقشان  نکاهند.  ولیکن  نهي  فرموده  است  از  دوستی  و  همیاری  باکسانی‌که  به  سبب  دین  با  مسلمانان  جنگیده‌اند  و  ایشان  را  از  شهر  و  دیارشان  بیرون  رانده‌اند  و  در  بیرون  کردنشان  کمک  و  مساعدت  نموده‌اند.  یزدان  جهان  کسانی  را  ظالم  و  ستمگر  قلمداد  فرموده  است‌که  با  آن  چنان  اشخاصی  دوستی  می‌ورزند  و  هـمیاری  می‌کنند  ...   یکی  از  معانی  ظلم‌،  شرک  است‌.  با  مراجعه  به  این  فرموده یزدان  بزرگو‌ار  این  معنی  روشن  می‌شود:

( ان‌ آلشرک  لظلم‌ عظيم )  .

واقعاً  شرک  ستم  بزرگی  است‌.      (‌لـقمان‌/13) 

 این  تهدید  هراسناکی  است‌.  مومن  ازآن  به  داد  و  فریاد  می‌افتد،  و  خود  را  جمع  و  جو‌ر  ميکند  تا  این  تهدید  هراسناک  شامل  او  نگردد.

این  قانون  در  رفتار  با  غیر  مسلمانان‌،  دادگرانه‌ترین قوانین  است‌،  و  با  سرشت  این  آئین  و  رویکرد  و  دیدگاه  آن  درباره  زندگی  بشری،  وبلکه  بادیدگاه‌ کلی‌آن  در  باره  این  جهان  هستی‌،  سازگار  است‌،  جهانی‌که  ساختار  خدای  یگانه  است‌،  و  رو  به  خدای  یگانه  می‌کند،  و  با  وجو‌د  همه  اختلافهای  ظاهری‌،  و  با  وجود  همه  اقسام  و  انوع‌گوناگون  دیدنی‌،  در  نقشه  و  طرح  الهی  و  در  تقدیر  و  تدبیر ازلی‌،  همه  و  همــه  همکار  و  همآوا  بوده‌ و ذره  ذره  پدیده‌ها  و  آفریده‌های  جهان  با  یکدیگر  هــمساز  و  مرتبط  هستند‌.  [3]  

این  قانون‌،  اساس  مقررات  حکومتی  در  اسلام  است‌.  این  قانون‌،  حالت  صلح  و  صفا  را  میان  اسلام  ومیان  جملگی  مردمان  حالت  ثابتی  ميداند.  صلح  و  صفا  اصل  است‌.  چیزی  صلح  و  صفا  را  نباید  به  هم  بزند.  آنچه  حالت  صلح‌وصفا  را  به‌هم  می‌زند  تعدی‌ و تجاوز جنگی‌،‌و  برگشت  ازدین  وخروج  ازآئین  است‌.  یا ترس‌ از  خیانت  در  وقتی  است‌که  پیمان  بسته  شده  است  و  تعهد  داده  شده  است‌.  خیانت  هم  وقتی  پیـش  می‌آید  و  اتفاق  می‌افتد که  با  تعدی  و  تجاوز  تهدیدکنند،  یا  با  سـلط