‌،  جنّیان  را  از  مرگ  او  نیاگاهانید  مگر  چوبخواره‌هائی  که  (‌مدّتها  بود  به  عصای  سلیمان  رخنه  کرده  بودند  و)  عصای  وی  را  می‌خوردند.  هنگامی  که  سلیمان  (‌که  در  میان  جنّیان  بر  عصای  خود  تکیه  زده  بود  و  کارهای  ایشان  را  می‌پائید)  فرو افتاد،  فهمیدند  که  اگر  آنان  از  غیب  مطّلع  می‌بودند،  در  عذاب  خوارکنندۀ  (‌بیکاری  و  اسارت‌)  باقی  نمی‌ماندند  (‌و  راه  خود  را  در  پیش  می‌گرفتند)‌. (سبأ/14)  

همسان  این  فرمودۀ  یزدان  بزرگوار  در بارۀ  یک  ویژگی  از  ویژگیهای  اهریمن  و  اعوان  و  یاران  و  هـداستان  او - و  او  هم  از  جنّیان  است - ‌جز  این‌  که  به  شرّ  و  فساد  و  گول  زدن  و  فریفتن‌،  اخـصاص  پیدا  کرده  است‌:

(إنه يراكم هو وقبيله من حيث لا ترونهم).

شیطان  و  همدستانش  شما  را  می‌بییند،  در  صورتی  که  شما  آنها  را  نمی‌بینید  (‌لذا  از  راه‌های  گوناگون  و  به  شیوه‌های  مختلفی  که  نهان  از  دید  شما  است  بر  شـما  یورش  می‌آورند.  باید  چنین  دشمنانی  را  پائید  و  از  کید  و  مکرشان  ترسیده  با  این  توضیح  که  آنان  بر  مؤمنان  تسلّط  ندارند)‌.(‌اعراف/27)

این  امر  دالّ  بر  این  است  ‌که  وجود  جنّیان  برای  انسانها  نامرئی  و  نادیدنی  است‌،  در  صورتی  ‌که  وجود  انسانها  برای  جنّیان  مرئی  و  دیدنی  است‌.

افزون  بر  این‌،  در  سورۀ  «‌الر‌حمن‌»‌  یزدان  سبحان  مادۀ  ساختار  وجود  جنّیان‌،  و  مادۀ  ساختار  وجود  انسانها  را  مشخّص  ‌کرده  است  و  فرموده  است‌:

 (خلق الإنسان من صلصال كالفخار , وخلق الجان من مارج من نار).

خدا  انسـان  را  از  گل  خشکیده‌ای  همچون  سفال  آفریده  است‌،  و  جنّیان  را  از  زبانۀ  شعله‌ور  آتش  خلق  نموده  است‌.  (الرحمن/14و15)  

این  فرموده‌ها  تصویری  از  سرشت  جنّیان  نهان  در  جهان  غیب  را  به  دست  می‌دهد،  تصویری  ‌که  وجود  جنّیان  را  اثبات  می‌کند،  و  بسیاری  از  ویژگیهای  آنـان  را  معلوم  می‌نماید،  و  در  عین  حال  خیالبافیها  و  خرافه‌گوئیها  و  افسانه ‌سرائیهای  فراوانی  را  از  میان  برمی‏دارد  و  بر  آنها  قلم  بطلان  می‌کشد،  چیزهای  نادرست  و  ناروائی  ‌که  در بارۀ  این  آفریدگان  ذهن  و  شعور  انسانها  را  به  خود  مشغو‌ل  داشته  است  و  آویزۀ  عقل  و  خردها  گردیده  است‌.  و  جهان ‌بینی  مسلمان  را  در بارۀ  وجود  جنّیان  روشن  و  دقیق  و  آزاد  از  وهم  و  خیال  و  خرافه  می‌سازد،  و  فکر  و  اندیشۀ  مسلمان  را  از  انکار  سرکشانه  و  شتابگرانۀ  بدون  دلیل  و  برهان  نیز  مصون  و  محفو‌ظ  می‌دارد.

این  سوره  تصحیح  ظنّ  و  گمانی  را  نیز  بر  عهده  می‌گیرد  که  مشرکان  عرب  در بارۀ  قدرت  جنّیان  و  نقش  ایشان  در  این  جهان  داشتند.  کسانی  که  به  طور کلّی  منکر  بودن  این  آفریدگان  هستند،  نمی‌دانم  پایه  و  اساس  منکر  بودن  را  بر  چه  بنیاد  و  بنیانی  می‌گذارند،  و  از  رو‌ی  کدام  دلیل  و  برهان  به گونه  حتم  و  قطع  وجود  این  آفریدگان  را  مردود  می‌شمارند،  و  اعتقاد  به  وجود  ایشان  را  به  تمسخر  می‌گیرند،  و  آن  را  خرافه  و  یاوه  می‌دانند  و  می‌نامند؟!

آیا  کارشان  بدان  سبب  است‌  که  آنان  همۀ  آفریده‌های  جهان  هستی  را  شناخته‌اند  و  بدانها  پی  برده‌اند،  ولی  در  میان  آنها  جنّیان  را  ندیده‌اند  و  نیافته‌اند؟‌!  هیچ  دانشمندی  تا  به  امروز  چنین  چیزی  را  نگفته  است  و  به  ذهنش  نگذشته  است‌.  در  خود  این  زمین  آفریده‌های  زنده  و  جاندار  زیادی  است  و  روز  به  روز  کشف  می‌گردند  و  پرده  از  وجودشان  فرو می‌افتد،  ولی‌ کسی  نگفته  است  زنجیرۀ  ‌کشفیّا‌ت  زنده‌ها  و  جاندارهای  زمین  به  پایان  آمده  است  و  واپسین  حلقۀ  این  زنجیره  به  دست  آمده  است  و  دیگر  حلقۀ  مفقوده‌ای  از  زندگان  و  جانداران  در  میان  نمانده  است  یا  در  روزی  از  روزها  این  زنجیره  به  پایان  خود  می‌رسد  و  حلقۀ  مفقوده‌ای  در  میان  نمی‌ماند  و کشفیّات  در  این  راستا  به  مایان  می‌آید!  آیا  کارشان  بدان  خاطر  است‌  که  آنان  همۀ  نیروهای  نهان  در  این  جهان  را  شناخته‌اند  و  جنّیان  را  در  میان  آنها  ندیده‌اند  و  نیافته‌اند؟‌!  هیچ  کسی  چنین  ادّعائی  را  نکرده  است  و  نمی‌کند.  چرا  که  نیروهای  نهانی  در  میان  است  و  هر  روزه  ‌کشف  می‌شوند،  نیروهائی‌  که  دیروز  مجهول  و  ناشناخته  بوده‌اند.  دانشـندان  برای  شناخت  نیروهای  جهانی  در  تلاش  و  کوشش  هستند.  آنان  فروتنانه  اعلان  می‌دارند،  فروتنانه‌ای‌  که  خود  کشفیّات  علمی  ایشان  را  بدان  رسانده  است‌:  ما  بر  لبه  و  کنارۀ  جهان  ناشناخته‌های  هستی  قرار  داریم‌،  و  ما  هنوز  چنان ‌که  باید  به  شناخت  ناشناخته‌ها  نپرداخته‌ایم‌،  بلکه  تازه  داریم  کارمان  را  در  این  راستا  می‌آغازیم!

یا  این  ‌که  آنان  همۀ  نیروهائی  را  که  به  کار  گرفته‌اند  و  مورد  بهره‌برداری  قرار  داده‌انـد،  دیده‌اند  و  مشاهده  کرده‌اند،  ولی  جنّیان  را  در  میان  آنها  ندیده‌اند؟!  این  هم  که  نیست‌.  زیرا  آنان  در بارۀ  برق  صحبت  می‌کنند  و  آن  را  به  عنوان  یک  حقیقت  علمی  معرّفی  ‌کرده‌اند  از  آن  زمان‌  که  اتم  را  شکافته‌اند.  ولی  کسی  از  ایشان  هرگز - ‌برق  را  ندیده  است‌.  در  کارگاه‌های  ایشان  هم  دستگاه‌هانی  نیست‌  که  با  آنها  برقی  را  از  این  برقهائی‌  که  از  آنها  سخن  می‏‎گویند  جدا  کنند  و  جداگانه  نشـانش  دهند!

پس  چرا  با  این  عزم  و  جزم‌،  وجود  جنّیان  را  نفی  می‌کنند؟  معلومات  انسان  در بارۀ  این  جهان  و  نیروها  و  ساکنان  آن‌،  آن  اندازه  ناچیز  است  ‌که  به  کسی  که  برای  عقل  خود  احترام  قائل  باشد  اجازه  نمی‌دهد  که  قاطعانه  در  بارۀ  چیزی  سخن  بگوید.  یا  شاید  بدین  سبب  وجود  جنّیان  را  نفی  می‌کنند  چون  خرافات  ‌گوناگـون  و  افسانه‌های  فراوانی  پیرامون  جنّیان  را  فرا  گرفته  است‌؟  در  این  مورد  راه  چاره  ما  این  است  همچو‌ن  خرافه‌ها  و  افسانه‌هائی  را  باطل  و  پوچ‌  گردانیم  و  آنها  را  از  اذهان  خودمان  و  دیگران  برانیم،  همان  گونه  که  قرآن  مجید  چنین  ‌کرده  است‌.  نه  این  ‌که  با  نفی  اساس  این  آفریده  بدون  دلیل  و  برهان،  بر  خود  ببالیم‌)  در بارۀ  موجود  نهان  و  پنهانی  بسان  جنّیان  باید  خبر  آن  را  از  سرچشمۀ  یگانه‌اش  دریافت  داریم‌،  سرچشمۀ  یگانه‌ای  که  صحت  آن  یقینی  و  مورد  اطمینان  است‌.  با  این  چشمه  هم  با  جهان‌بینیها  و  اندیشه‌های  پیشین  و  پیس‌داوریهای  نادرست  و  ناشیرینی  رویـاروی  نشویم‌  که  از  این  سرچشمۀ  یگانه  گرفته  نشده‌اند.  آنچه  این  سرچشـمۀ  توحید  بگوید  سخن  قـاطعانه  و  فیصله‌بخشی  است  و  بس. 

*سوره‌ای  ‌که  دم  دست  ما  است‌،  به  اضافۀ  آنچه  گذشت‌،  در  پدید  آوردن  جهان ‌بینی  اسلامی  راجع  به  حقیقت  الوهیّت  و  حقیقت  عبودیّت،  گذشته  از  آنها  راجع  به  این  جهان  و  آفریده‌های  آن‌،  و  پی