٠) قُلْ إِنِّي لا أَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَلا رَشَدًا (٢١) قُلْ إِنِّي لَنْ يُجِيرَنِي مِنَ اللَّهِ أَحَدٌ وَلَنْ أَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَدًا (٢٢) إِلا بَلاغًا مِنَ اللَّهِ وَرِسَالاتِهِ وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا (٢٣) حَتَّى إِذَا رَأَوْا مَا يُوعَدُونَ فَسَيَعْلَمُونَ مَنْ أَضْعَفُ نَاصِرًا وَأَقَلُّ عَدَدًا (٢٤) قُلْ إِنْ أَدْرِي أَقَرِيبٌ مَا تُوعَدُونَ أَمْ يَجْعَلُ لَهُ رَبِّي أَمَدًا (٢٥) عَالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا (٢٦) إِلا مَنِ ارْتَضَى مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا (٢٧) لِيَعْلَمَ أَنْ قَدْ أَبْلَغُوا رِسَالاتِ رَبِّهِمْ وَأَحَاطَ بِمَا لَدَيْهِمْ وَأَحْصَى كُلَّ شَيْءٍ عَدَدًا) (٢٨)

بگو:  تـنها  پروردگارم  را  می‌پرستم  و  کسی  را  انباز  او  نمی‌کنم‌.  بگو:  من  نمی‌توانم  هیچ  گونه  زیانی  و  سودی  به  شما  برسانم‌،  و  به  هیچ  وجه  نمی‌توانم  گمراهتان  سازم  یا  هدایتتان  دهم‌. بگو:  (‌اگر  من  از  خدا  نافرمانی  کنم‌)  هیچ  کس  مرا  در  برابر  (‌خشم‌)  خدا  پناه  نمی‌دهد،  و  پناهگامی  (‌برای  حفظ  خود  از  عذاب  خدا)  جز  خدا  نمی‌یابم‌.  لیکن  (‌تنها  کاری  که  می‌توانم  بکنم‌)  تبلیغ  از  سوی  خدا،  و  رساندن  پیامهای  او است‌.  هر  کس  از  خدا  و  پیغمبرش  نافرمانی  کند،  نصیب  او  آتش  دوزخ  است  و  جاودانه  در  آن  می‌ماند.  (‌کافران  همواره  به  استهزاء  خود  ادامه می ‌دهند)  تا  زمانی  که  مشاهده  خواهند  کرد  چیزی  را  که  بدانان  وعده  داده  شده  است‌.  آن گاه خواهند  دانست که  چه  کسی  (‌از  کافر  و  مؤمن‌)  یاورانش  ناتوانتر،  و  شماره  و  تعدادش  کمتر  است‌.   (جنّ/20-28)

 همۀ  اینها  در  کنار  آهنگ و  نواری روحانی  حقائقی  قرار  می‌گیرد که  در  نقل  قول  از  زبان  جنّیان  آمده  است‌،  و  در  گفتار  طولانی  ایشان  ذکر گردیده  است‌.  اینها  حقائقی  است‌ که  ارج  و  بهای  خود  را  دارد  و  در  احساس  و  اندیشه  تأثیر  خود  را  می‌گذارد.  پاسخگوئی  بدین  حقائق  و  پذیرش  این  حقائق‌،  ذهن  و شعور  را  با  حالتی  از  تدبّر  و  تفکّر  احاطه  می‌کند که  متناسب  با  پسوده  غم  و  اندوه‌،  و  با  طنین  نالۀ  همآوای موجود در آهنگ  موسیقی  این  سوره  است‌.

تلاوت  آرام  آرام  این  سوره‌،  به  ذهن  و شعور همان  پسودۀ  چیره  بر  این  سوره  را  پر تو افکن  می‌سازد.

*
وقتی‌  که  از  این  پدیده‌ای ‌که  ناگهانی  با  ذهن  و  شعور  رویا روی  می‌گردد  ‌می گذریم‌،  و  به موضوع  و  معانی  و  رویکرد  این  سوره  مـی‌رسیم‌،  این  سوره  را  لبریز  از  دلائل و براهین  و  الهامها  و  پیامهای ‌گو‌ناگون  می‌یابیم‌.  این  سوره  سر آغاز گواهی  دادن  جهان  دیگری  است  بر  بسیاری  از  مسائلی  ‌که  مشرکان  آنها  را  انکار  می‌کردند  و  در بارۀ  آنها  سخت  به  ستیز  می‌پرداختند. کورکورانه  در بارۀ  آنها  سخن  می‌گفتند،  و  ناسنجیده  و  بدون  دلیل  اظهار  نظر  می‌کردند،  و  گاه ‌کاهی گمان می‌بردند  کـه  محمّد  صلی الله علیه و اله و سلّم    آنچه  را که  دربارۀ  این‌ گونه  مسائل  می‌گوید  از  جنّیان  دریافت  می‌دارد!  این  است  که  از  سوی  خود  جنّیان  ‌گواهی  داده  می شود  راجع  به  مسائلی  که  آنها  را  انکار  می‌کردند  و  در بارۀ  آنها  به  ستیز  و  مجادله  می‌پرداختند.  ادّعای  ایشان  را  تکذیب  می‌کنند  در  این‌ که  محمّد  صلّی الله علیه و اله و سلّم  چیزی  را  از  جنّیان  دریافت  بدارد  و  از  ایشان  استمداد  بجوید.  جنّیان  از  این  قرآن  خبر  نداشته‌اند  مگر  وقتی‌  که  آن  را  از  محمّد  صلّی الله علیه و اله و سلّم  شنیده‌اند.  وقتی‌  که  از  او  قرآن  را  شنیده‌اند  به  هول  و  هراسشان  انداخته  است‌،  و  مدهوش  و  مـضطربشان  گردانده  است‌،  و  دل  و  درونشان  را  لبریز کرده  است‌،  تا  بدانجا  که  سرریز  شده  است  و  نتوانسته‌اند  بر  چیزی‌  که  شنیده‌اند  سکوت  بکنند،  و  در  برابر  آنچه  با  آن  آشنا  گردیده‌اند  زیبا  رفتار  کنند  و  کوتاه  سخن  بگویند،  و  در بارۀ  آنچه  بدان  پی  برده‌اند  جانب  اختصار  را  مراعات  بدارند.  بلکه  در بارۀ  آن  ترسان  و  هراسان  بسان  اسیران‌،  و  همگون  کسانی  سخن  گفتند  که  ناگهان  با  این  حادثۀ  بزرگ  رویاروی  شـوند  و  حیران  و  ویلان‌  گردند،  حادثه‌ای  ‌که  آسمان  و  زمین  و  انسانها  و  پریها  و  فرشتگان  و  ستارگان  و  سیارگان  را  به  خود  مشغول  داشته  است‌،  و  آثار  و  نتائج  خود  را  در  کلّ  جهان  جای  گذاشته  است!..  بدون  شکّ  این  ‌گواهی  ارزش  خود  را  در  دلها  و  درونهای  انسانها  دارد.

گذشته  از  این‌،  این‌  گو‌اهی  خیالبافیهای  زیادی  را  تصحیح  می‌کند،  خیالبافیهائی  که  در  دلها  و  درونهای  مخاطبان  سرآغاز  این  سوره‌،  و  در  دلها  و  درونهای  جملگی  مردمان  پیشین  و  پسین‌،  در بارۀ  جهان  جنیان  وجود  داشته  است‌.  حقیقت  این  آفریده‌های  نهان  و  پنهان  را  در  جایگاه  واقعی  خود  گذاشته  است‌،  و  در بارۀ  ایشان  غلوّ  و  زیاده‌روی  و  کجی  و  کژی  انجام  نداده  است‌،  و  تجاوز  و  انحرافی  نورزیده  است‌.  عربهائی‌  که  نخستین  مخاطبان  این  قرآن  بوده‌اند،  عقیده  داشته‌اند  که  جنّیان  در  زمین  دارای  سلطه  و  قدرت  هستند.  هر  وقت‌  کسی  از  عربها  از  درّه‌ای  یا  بیابانی  می‏گذشت  به  بزرگ  جنّیان  حاکم  بر  آن  سرزمین  پناه  می‏‎برد  و  خود  را  در  پناه  او  می‌دا‌شت‌،  و  می‌گفت‌:  خود  را  در  پناه  بزرگ  این  درّه  می‌دارم  از  دست  سفیهان  و  نادان  قوم  او ...  آن‌گاه  ایمن  شب  را  بسر  می‌برد!  همچنین  معتقد  بودند  که  جنّیان  غیب  می‌دانند،  و  از  غیب  به  غیگو‌یان  خبر مـی‌دهند  هر  چه  را  که  بخواهند  خبر  بدهند.  در  میان  عربها  کسانی  بودند که  جنّیان  را  پرستش  می‌کردند،  و  میان  جنّیان  و  یزدان  حسب  و  نسب  قرار  می‌دادند،  و  برای  ایزد  سبحان  معتقد  به  همسری  از  جنّیان  بودند  که  برای  او  فرشتگان  را  می‌زاید!

اعتقاد  به  جنّیان  بدین  شکل  و  هسان  آن‌،  در  هر  جاهلیّتی  معروف  و  مشهور  بوده  است‌،  و  هنوز  که  هنوز  است  پیوسته  خیالبافیها  و  افسانه‌ها  و  خرافه‌هائی  از  ابن  دست  و  از  این  نوع  بر  مـحیط‌ های  زیادی  -‌ حتّی  در  روزگار  ما  -  غالب  و  چیره  است‌!!!

در  همان  حال‌  که  در  قدیم  خیالبافیها  و  افسانه‌ها  دلهای  مردمان  و  احساسها  و  اندیشه‌های  ایشان  را  در بارۀ  جنّ  فرا  گرفته  است‌،  و  هنوز  هم  ‌که  هنوز  است  فرا می‌گیرد،  در  صف  دیگری  امروزه‌  کسانی  را  می‌یابیم‌  که  اصلاً  به  وجود  جنّ  باور  ندارند،  و  سخن‌  گفتن  از  این  آفریدۀ  غیبی  و  نهان  و  پنهان  از  دیدگان  را  سخن  یاوه  و  خرافه  می‌شمارند ...

میان  زیاده‌روی  در  وهم  و  خیال‌،  و  زیاده‌روی  در  انکار،  اسلام  حقیقت  