ا  در  مراحل  و  مراتب‌  گوناگونی  آفرینش  بخشیده  است  و  هر دم  به  تن  ایشان  خلعت  خلقتی  ‌کرده  است ...  این  شگفت‌ترین  و  زشت‌ترین  کاری  است  که  از  آفریده‌ای  سر می زند.

همچنین  نوح  قوم  خود  را  متوجّه  ‌کتاب ‌ گشودۀ  جهان  می‌گرداند:

(أَلَمْ تَرَوْا كَيْفَ خَلَقَ اللَّهُ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا (١٥) وَجَعَلَ الْقَمَرَ فِيهِنَّ نُورًا وَجَعَلَ الشَّمْسَ سِرَاجًا) (١٦)

مگر  نمی‌بینید  که  خداوند  چگونه  هفت  آسمان  را  یکی  بالای  دیگری  آفریده  است‌؟  و  ماه  را  در  میان  آنها  تابان‌،  و  خورشید  را  چراغ  (‌درخشان‌)  کرده  است؟.

آسـمانهای  هفتگانه  را  نمی‌توان به مـدلول  و  مفهومی  محدود  و  منحصر  دانست‌  که  فرضیه‌های  علمی  در بارۀ  شناخت  جهان  می‌گویند.  چـه  هر چه‌ گفته  شده  است  فرضیّه  است  و  بس.  نوح  قوم  خـود  را  متوجّه  آسـمان  ساخته  است‌،  و  بدیشان  خبر  داده  است - همان‌ گونه  ‌که  خدا  بدو  آموخته  است - ‌که  آسمان  هفت  طبقه  است‌.[1]  در  میانشان  تابان  است‌،  و  خورشید  فروزان‌.  آنان  ماه  را  می‏بینند  و  خورشید  را  نیز  می‏بینند،  و  چیزی  را  هم  می‌بینند  که  بدان  آسمان‌  گفته  می‌شود.  آسـمان  این  فضای  ‌کبود  رنگ  است‌.  اما  آستان  چیست‌؟  چنین  چیزی  از  ایشان  خواسته  نشده  است‌.  تا  به  امـروز  هم‌  کسی  قاطعانه  در  این  راستا  چیزی  نگفته  است ...  این  رهنمود  و  رهنمون  کافی  است‌  که  انسان  را  برانگیزد  و  به  دنبال  آگاهی  و  اطّلاع  برود  و  به  تدبّر  و  تفکّر  در  این  راستا  بپردازد  و  بیندیشد  و  پژوهش  ‌کند  در  فراسوی  این  آفریده‌های  بزرگ  و  سترگ  و  ترسناک  و  خوفناک  چه  قدرت  نوپرداز  و  نوآفرینی  قرار  دارد ...  مراد  از  این  رهنمود  و  رهنمون  هم  همین  است  ‌که  پی  بردن  به  جهان‌ آفرین  است‌.  آن‌گاه  نوح  می‌گردد  و  قوم  خود  را  متوجّه  می‌سازد  که  به  پیدایش  خودشان  از  زمین  بنگرند  و  برگشت  خودشان  را  به  زمین  پس  از  مردن  پیش  چشم  بدارند،  تا  حقیقت  بیرون  آمدن  خودشان  را  از  زمین  در  رستاخیز  سهل  و  ساده  بدانند:

(وَاللَّهُ أَنْبَتَكُمْ مِنَ الأرْضِ نَبَاتًا (١٧) ثُمَّ يُعِيدُكُمْ فِيهَا وَيُخْرِجُكُمْ إِخْرَاجًا) (١٨)

خدا  است  که  شما  را  از  زمین  به  گونۀ  شگفتی  آفریده  است‌.  سپس  شما  را  به  همان  زمین  برمی‌گرداند،  و  بعد  شما  را  به  گونۀ  شگفتی  (‌زنده می‏‎گرداند  و)  از  زمین  بیرون  می‌آورد.

تعبیر  از  پیدایش  انسان  از  زمین  با  ‌«‌اتبات‌»‌  که  مـصدر  «‌انبتکم‌»  و  به  معنی  رویاندن  است‌،  تعبیر  شگفت  و  الهامگرانه‌ای  است‌.  این  امـر  در  قرآن  به  شکلهای  گوناگو‌ن  تکرار  می‌گردد.  مثل  این  فرموده  خداوند  بزرگوار:

(والبلد الطيب يخرج نباته بإذن ربه والذي خبث لا يخرج إلا نكدا).

زمین  خوب  (‌و  دارای  خاک  مرغوب‌)‌،  گیاه  آن  به  فرمان  پروردگارش  می‌روید  و  بالا  می‏‎گیرد.  امّا  زمین  بد  (‌و  شوره‌زار)  از  آن  جز  گیاه  ناچیز  و  کم‌سود  نمی‌روید. (اعراف/58)

در  اینجا  اشاره  می‌فرماید  به  این  که  پیدایش  انسـان  بسان  پیدایش  ‌گیاهان  است‌.  همچنین  در  موارد  مختلف  پیدایش  انسان  را  همراه  می‌کند  با  پیدایش ‌گیاهان‌.  برای  مثال  در  سورۀ  حجّ  در  یک  آیه  هر  دو  را  گرد  می‌آورد،  آنجا  که  در  صدد  ذکر  دلیل  و  برهان  بر  حقیقت  رستاخیز  مردگان  است‌.  می‌فرماید:

 (يا أيها الناس إن كنتم في ريب من البعث فإنا خلقناكم من تراب ثم من نطفة ثم من علقة ثم من مضغة مخلقة وغير مخلقة , لنبين لكم ونقر في الأرحام ما نشاء إلى أجل مسمى ثم نخرجكم طفلا , ثم لتبلغوا أشدكم , ومنكم من يتوفى ومنكم من يرد إلى أرذل العمر لكيلا يعلم من بعد علم شيئا . وترى الأرض هامدة , فإذا أنزلنا عليها الماء اهتزت وربت وأنبتت من كل زوج بهيج).

ای  مردم‌!  اگر  در بارۀ  رستاخیز  (مردگان  و  زندگانی  دوبارۀ  ایشان‌)  تردید  دارید،  (‌بدین  نکته  توجّه  کنید  تا  به  گوشه‌ای  از  قدرت  الهی  پی  ببرید  و  به  خود  آئید:)  شما  را  از  خاک  می‌آفرینیم‌.  سپس  (‌این  خاک  پیش  پا  افتاده  را)  به  نطفه‌،  و  بعد  (‌نطفه‌،  این  پدیدۀ  اسرارآمیز  فراهم  آمـده  از  اسپر  مرد  و  اُ‌وول  زن  را  به  خون  بستۀ  زالومـانند)‌،  و  پس  از  آن  (‌این  خون  بستـه  را  به  چیزی  شبیه‌)  به  یک  قطعه  گوشت  (‌جویده  شده‌)  درمی‌آوریم  که  برخی  (‌کامل  و  تامّ‌الخلقه  و)  بسامان‌،  و  برخـی  (‌ناتمام  و  ناقص‌الخلقه  و)  نابسامان  است‌.  (‌همۀ  اینها)  بدین  خاطر  است  که  برای  شما  روشن  سازیم  (‌که  ما  بر  آفرییش  و  تغییر  و  تبدیل  و  هرگونه  کاری‌،  از  جمله  زندگی  دوباره  بخشیدن  توانائیم‌)‌.  ما  جنینهائی  را  که  بخواهیم  تا  زمان  خـود  در  رحمها  نگاه  می‌داریم  و  آن  گاه  شما  را  به  صورت  کودک  (‌پسر  یا  دختر،  از  شکم  مادران‌)  بیرون  می‌آوریم‌،  سپس  (‌شما  را  تحت  نظارت  و  رعایت  خود  می‌پائیم‌)  تا  به  رشد  جسمانی  و  عقلانی  خود  می‌رسید.  برخی  از  شما  (‌در  این  میان‌)  می‌میرند  و  بعضی  از  شما  بـه  نهایت  عمر  و  غایت  پیری  می‌رسند.  تا  بدانجا  که  چیزی  از  علوم  خود  را  به  خاطر  نخواهند  داشت  (‌و  دانسته‌های  خویش  را  فراموش  کرده  و  از  یاد  می‌برند،  و  درست  همانند  یک  کودک  می‌شوند.  دلیل  دیگری  بر  قدرت  خدا  در  همه  چیز،  به  ویژه  در بارۀ  مسألۀ  رستاخیز،  این  است  که  ای  انسان  در  فصل  زمستان‌)  تو  زمین  را  خشک  و  خاموش  می‌بینی‌،  امّا  هنگامی  که  (‌فصل  بهار  درمی‌رسد  و)  بر  آ‌ن  آب  می‌بارابیم‌،  حرکت  و  جنبش  بدان  می‏‎افتد  و  رشد  و  نموّ  می کند  و  انوع  گیاهان  زیبا  و  شادی‌بخش  را  می‌رویاند. (‌حجّ/5)در  سورۀ  «‌مؤمنون‌»  مراحل  و  مراتب  پیدا‌یش  و  رویش  جنین  دکر  می‌شود  که  نزدیک  به  مطالبی  است  که  در  سورۀ  حجّ   آ‌مده  است‌.  بعد  د‌ر  از  چنین  می آید:
(فأنشأنا لكم به جنات من نخيل وأعناب).
ما  به  وسیلۀ  این  آب‌،  نخلستانها  و  تاکستانها  برای  شما  پدید    آورده‌ا‌یم‌.(مؤمنون/19)

این  پدیده‌ای  است  که  بدون  شکّ  نگرش  و  پژوهش  را  می‏طلبد.  اشاره  به  وحود  وحدت  در  میان  اصول  و  ا‌رکان  حیا‌ت  بر  روی  زمین  د‌ارد،  و  می‏رساند  که  انسان  ‌بسا‌ن  بشن  گیاهان  از  زمین  پدید  آمده  است‌،  و  از  عناصر  اوّلیّۀ  آن  ساخته  می ‌شود،  و  از  عناصر  اوّلیّۀ  آن  تغدیه  و  رشد  می‌کند.  انسان  گیاهی  از  گیاهان  زمین  است‌.  خدا  این  نوع  حیات  را  بدو  ارمغان  داشته  است‌،  و  به  گیاهان  آن  نوع  حیات  را  دا‌ده  است‌.  هر  دوی  انسان  و  گیاه،  زادگان  زمین  هستند،  و  هر  دو  تای  آنان  از  این  مادر  شیر  می نوشند.

ایمان  ا‌ین  چنین  جهان‌بینی  زنده‌ا‌ی  را  در بارۀ  پیوند  زمین  با  جانداران  پدید  می‌آورد،  جهان‌بینی‌ای  که  در  آن  دقّت  علمی  و  سرزندگی  ذهن  و  شعو‌ر  است‌.  زیرا  ا‌ین  جهان‌بینی  بر  حقیقت  زنده‌ا